سئــــــــــــــــولات دوعــــالم یهـــــــــــودی از امیر المومنین ع                               

 در کتاب ارشاد القلوب ديلمي نقل شده که : 

ابن عباس ميگويد : دو نفر از علماي يهود از شامات آمدند به مدينه و گفتند : اي جماعت اهل مدينه ! پيامبر ما موسي بن عمران بما خبر داده است که در  تهامه { جزيره العرب } پيغمبري ظاهر مي شود که عقول يهود را بسفاهت نسبت ميدهد و بر دين يهود طعن ميزند . واکنون خبر بما رسيده است که چنين پيغمبري در تهامه ظاهر شده است . آمديم ايم ببينيم اگر همان رسولي است که موسي بن عمران خبر داده است به او ايمان مي آوريم ؛ و گرنه تا جان داريم با او محاربه ميکنيم  !

اکنون بگوئيد کدام يک از شما پيغمبر مي باشيد ؟ 

گفتند او از دار دنيا رفته است . اين دو نفريهودي گفتند : الحمد لله که از دنيا رفته است .  پس وصي او کيست ؟ براي اينکه هيچ پيغمبري از دنيانمي رود مگر اينکه خداوند وصي اورا تعيين نمايد . اکنون وصي پيامبر شما کيست ؟ مهاجر و انصار يهوديها را به ابوبکر دلالت نمودند   

اينان به نزد ابوبکر آمدند و گفتند: ما مسائليرا از تو مي پرسيم از آن مسائلي که به اوصياء پيامبران سئوال ميکنند . 

اگر تو وصي پيامبر اسلام هستی ما را جواب خواهي گفت !.

ابوبکر گفت : بپرسيد که من شما را جواب خواهم داد .

چون مسائلي را به تمامي از  ابي بکر پرسيدند مبهوت ماند وحتي  جواب يکی از انها رانتوانست بگويد . و ساير مهاجر وانصار همه چون شخص صائقه زده لال و خاموش نشسته بودند . دونفر يهودي گفتند : بر ما معلوم شد که اين محمد (ص) پيامبر نبوده و اگر پيامبر بود علم او در نزد وصيش مي بود 

عبد الله بن عباس مي گويد با کمال شتاب و عجله به طرف امير المومنين (ع) رفتم و به ايشان ماجرا را خبر دادم .

حضرت تبسمي نمود و از جايشان برخاستند و به مسجد آمدند . ابن عباس مي گويد : علي عليه السلام که پيش روي من راه مي رفت گويا رسول خدا است که در پيش روي من راه مي رفتند .زيرا راه رفتن حضرت علي عليه السلام همانند راه رفتن رسول خدا (ص) بود .

چون به مسجد آمدند فرمودند به آن دو نفر يهودي که : بيائيد به طرف من . و مسائل خود را بگوئيد تا جواب بشنويد . 

امدند به خدمت حضرت . آنگاه پرسيدند تو کيستي ؟فرمودند : منم علي بن ابيطالب عليه السلام . برادر و پسر عموي پيامبروهمسر فاطمه زهرا و پدر حسن و حسين و منم وصي خاتم الانبياء (ص) يهوديان گفتند : مسائل خود را ازاين پيرمرد پرسيديم ولي او حتي يکي از مسائل ما ر ا جواب نتوانست بدهد . اما مي گويد من وصي پيامبرم !

حضرت فرمودند : همان مسائل را از من بپرسيد تا جواب بشنويد عرض کردند   

1- به ما خبر بده از نفسي که در شکم نفس ديگر بوده و ميان آنها قرابتي نبوده است .

2- حضرت فرمودند : ان يونس بن متي بوده که در شکم ماهي محبوس شد و بين انها رقابتي نبوده است .

3- ما را خبر بده از قبريکه با صاحبش سفر کرده است ؟

فرمود : همان يونس بن متی است که ماهي او را در دريا سير داد .

4- گفتند : کدام زمين است که يک مرتبه آفتاب بر آن تابيدي و ديگر نخواهد تابيد 

فرمود : ان قعر رود  نيل است که شکافته شد براي قوم موسي و آفتاب برآن تابيد و ديگر نخواهد تابيد .

6- گفتند : به من خبر بده از دو چيزي که حاضرند و مشاهده ميشوند و از دوچيزي که هميشه غائبند ؟   

فرمودند : آسمان و زمين حاضرند و مشاهده مي شوند و (موت و حيات ) که غائب و غير محسوسند .

7- گفتند : به من خبر بده از آن دو چیز که با هم متناقضند ؟

فرمود ند : ليل و نهار .

8- گفتند : ان چيست که يکي است و دوتا نمي شود ؟

فرمودند : خداي عز و جل مي باشد .

9- کدام دو است که سه نيست ؟  فرمودند : آدم و حوا .

10- کدام سه است که چهار نمي شود ؟

فرمودند : جبرئيل و ميکائيل و اسرافيل يا  ( سه طلاقه کردن زني مي باشد  )

11- و کدام چهار است که آنرا پنج نيست ؟

فرمودند : توراه و انجيل و زبور و قرآن است ?ا( عناصر اربعه : آب و باد وخاک و آتش)

12- کدام پنج است که آنرا شش نیست ؟فرمودند : پنج وقت نماز است 

13- کدام شش است که هفت ندارد ؟

فرمودند : خلق الله السموات في سته َ ايام - یا (  جلو ؛ پشت       ؛ بالا و پائين  ؛ سمت راست و سمت چپ )

14- کدام هفت است که هشت ندارد ؟ فرمودند : 7 درب جهنم است 

15- و کدام هشت است که آنرا 9 ندارد ؟ فرمودند : 8 درب بهشت است .

16- کدام 9 است که آنرا 10 نيست ؟

فرمودند : یا ( 9 فلک است ) يا داستان حضرت صالح ميباشد که 9 نفر در قومش بودند و مردم را بر عليه او تحريک مي کردند :

النمل : 48 {  وَ كانَ فِي الْمَدينَةِ تِسْعَةُ رَهْطٍ يُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ وَ لا يُصْلِحُونَ }

در آن شهر نُه نفر از اشراف و سران بودند كه در آن فساد مى‏كردند و اصلاح گر نبودند .

 17- کدام 10 است که آنرا 11 نيست ؟

فرمودند : دهم ذيحجه است که همان عيد اضحي باشد .

18- و کدام 11 است که آنرا 12 نيست ؟

فرمودند : قول حضرت یوسف است 

يوسف : 4   إِذْ قالَ يُوسُفُ لِأَبيهِ يا أَبَتِ إِنِّي رَأَيْتُ أَحَدَ عَشَرَ كَوْكَباً وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ رَأَيْتــُهُمْ لي‏ ساجــِدينَ 

[ياد كن‏] آن گاه كه يوسف به پدرش گفت: پدرم! من در خواب ديدم يازده ستاره و خورشيد و ماه برايم سجده كردند!  

19- وکدام 12 است که 13 ندارد؟

فرمودند  : 12 ماه سال است يا ( 12 امام و حجت خدايکه يکي پس از ديگري ميآيند و آخريشان حضرت مهدي ع )

20- و آن 20 کدام است که 30 نشد ؟ 

فرمودند : 20 درهمي که يوسف به آن فروخته شد .يا ( 20 روز که آهن در دستان حضرت داوود نرم شد)

21- و آن 30 کدام است که 40 نمي شود ؟فرمودند : 30 روز ماه رمضان .

22- کدام 40 است که 50 نمي شود ؟

فرمودند : ميقات حضرت موسي ع است که خداوند فرمودند ( فتم ميقات ربه اربعين ليله )

23- گفتند : کدام پنجاه است که شصت نميشود ؟

فرمودند : در باره حضرت نوح است که خدا مي فرمايد :

  در سوره عنکبوت (14)  

 { وَ لـََقَدْ أَرْسَلـْنا نُوحاً إِلى‏ قَوْمِهِ فَلـََبـِِثَ فيهِـِمْ أَلـْفَ سَنَةٍ إِلاَّ خَمْسينَ عاماً فَأَخَذ ََهُمُ الطـّّـُوفانُ وَ هُمْ ظالِمُونَ }

و همانا نوح را به سوى قومش فرستاديم پس نهصد و پنجاه سال در ميانشان درنگ كرد [ولى بيشتر مردم به او ايمان نياوردند]، سرانجام توفان آنان را در حالى كه ستمكار بودند، فرا گرفت . ( هزار سال ولي50 سال کم )

24- گفتند : کدام 60 است که 70 ندارد ؟

  خداوند مي فرمايد: درسوره مجادله /4 مي فرمايد :

فَمَنْ لَمْ يَجـِِدْ فَصِيامُ شَهْرَيْن ِِ مُتـََتـابـِِعَيْنِ مِنْ قـََبـْل ِِ أَنْ يَتــَمَاسَّا فَمَنْ لـََمْ يَسْتــََطِعْ فـََإ ِِطـْعامُ سِتـِّّينَ مِسْكيناً ذلِكَ لِتـُُؤْمِنُوا بـِِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ تِلـْكَ حُدُودُ اللَّهِ وَ لِـلـْكافِرينَ عَذابٌ أَليمٌ 

سوره مجادله (4)

كسى كه توانايى [آزاد كردن برده را] ندارد، بايد پيش از آنكه با هم آميزش كنند، دو ماه پى در پى روزه بگيرد، و هر كه نتواند بايد شصت مسكين را طعام دهد اين حكم براى اين است كه به خدا و پيامبرش ايمان آوريد [و از فرهنگ جاهلى دورى گزينيد] و اينها حدود خداست. و براى كافران عذابى دردناك است.  

25- گفتند : کدام 70 است که 80 ندارد ؟ فرمودند :سوره اعراف (155)

{وَ اخْتارَ مُوسى‏ قــَوْمَهُ سَبْعـينَ رَجُلاً لِميقاتـِِنا فـََـلـَمَّا أَخَذ ََتـْهُمُ الرَّجْفـََة ُُ قالَ رَبِّ لـََوْ شِئـْتَ أَهْلــََكــْتـَـهُمْ مِنْ قــَبْلُ وَ إِيَّايَ أ َ تـُهْـلِكــُنا بـِما فــَعَلَ السّـُفَهاءُ مِنَّا إ ِنْ هِيَ إ ِلاَّ فــِتــْنــَتـُكَ تــُضِلُّ بــِها مَنْ تــَشاءُ وَ تــَهْدي مَنْ تــَشاءُ أ َنــْتَ وَلــِيــُّنا فــَاغــْفــِرْ لــَنا وَ ارْحَمْنا وَ أَنــْتَ خَيْرُ الــْغافِرينَ  }

موسى از ميان قومش هفتاد مرد را براى ميعادگاه ما بر گزيد پس هنگامى كه [به سبب درخواست نابجايشان‏] آن زلزله شديد نابود كننده آنان را فرا گرفت، گفت: پروردگارا! اگر مى‏خواستى مى‏توانستى همه آنان و مرا پيش از اين هلاك كنى [اى كاش پيش از اين هلاك مى‏كردى تا بنى‏اسرائيل گمان نكنند كه مرا در اين حادثه توطئه و مكرى بوده‏] آيا ما را به خاطر گناهى كه سبك مغزانمان مرتكب شدند، هلاك مى‏كنى؟ اين [حادثه‏] چيزى جز آزمايش تو نيست، هر كه را بخواهى [به آزمايشت‏] گمراه مى‏كنى، و هر كه را بخواهى هدايت مى‏نمايى، تو سرپرست و ياور مايى، ما را بيامرز و به ما رحم كن كه تو بهترين آمرزندگانى. 

 25- گفتند : کدام کدام 80 است که 90 ندارد ؟

فرمودند :  چون حضرت نوح  از کشتي پياده شدند 80 نفر بودند و قریه ای بنا کردند  و نام انرا ( ابـُوالثــَمانــَیــن ) گذاشتند .

26- عالم يهوديي پرسيد : نود کدام است که 100 ندارد ؟

فرمودند : خداوند در سوره شعراء (119) مي فرمايد :

{ فـَأ َنـْجَيــْناهُ وَ مَنْ مَعَهُ فِي الــْفــُلــْكِ الــْمَشْحُونِ } 

پس او و كسانى را كه با او در آن كشتى مملو [از سرنشينان، جنبندگان، متاع و ابزار] بود نجات داديم، و آن کشتي حضرت نوح است که 90 خانه برا? بهائم ترتيب داده بود .

27- کدام 100 است که بيشتر ندارد ؟

فرمودند : خداوند در سوره نور/2 مي فرمايد:

 { الزَّانِيَة ُ وَ الزَّاني‏ فــَاجــْلــِد ُوا كـُلَّ واحِدٍ مِنــْهُما مِائــَةَ جَلــْدَةٍ وَ لا تـَإْخــُذ ُكُمْ بــِهــِما رَأ ْفـَة ٌ في‏ دين ِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ لْيَشْهَدْ عَذابَهُما طائِفَةٌ مِنَ الْمُؤْمِنينَ }

به زن زناكار و مرد زناكار صد تازيانه بزنيد، و اگر به خدا و روز قيامت ايمان داريد، نبايد شما را در [اجراى‏] دين خدا درباره آن دو نفر دلسوزى و مهربانى بگيرد، و بايد گروهى از مؤمنان، شاهد مجازات آن دو نفر باشند.

نتیجه : 

  آن يهوديها هردو مسلمان شدند و يکي از ان دو نفر در جنگ جمل شهيد شد ود