اعمال واهمیت احیای نیمه شعبان

شيخ حر عاملي رحمه اللّه از بزرگان اصحاب نقل مي كند كه امام صادق عليه السلام فرمود
((شبي كه حضرت قائم (عج ) در آن متولد شد، هيچ نوزادي در آن شب متولد نمي شود مگر اينكه مؤ من خواهد شد، و اگر در سرزمين كفر متولد گردد، خداوند او را به بركت امام مهدي (عج ) به سوي ايمان منتقل مي سازد.))(5) در نيمه شعبان زيارت حضرت امام حسين عليه السلام و همچنين زيارت امام زمان عليه السلام مستحب است ، امام صادق عليه السلام فرمود
((شب نيمه شعبان بهترين شب بعد از شب قدر است و خواندن دو ركعت نماز در شب نيمه شعبان بعد از نماز عشاء مستحب است ، در ركعت اول بعد از حمد، سوره كافرون و در ركعت دوم بعد از حمد سوره توحيد خوانده شود)).(6) غسل و شب زنده داري و عبادت در اين شب بخصوص فضائل بسيار دارد، اين شب در نزد خدا چنين مقامي دارد كه ولايت با سعادت امام زمان عليه السلام در سحرگاه اين شب واقع شده و بر عظمت و رونق آن افزوده . ضمنا رواياتي آمده كه نيمه شعبان همان شب قدر و تقسيم ارزاق و عمرها است ، و در بعضي از اين روايات است شب نيمه شعبان شب امامان عليهم السلام است و شب قدر شب رسول خدا صلي اللّه عليه و آله است . از جمله فضائل اين شب اينكه ، از شبهاي مخصوص زيارت امام حسين عليه السلام است كه صد هزار پيامبر (صلواة اللّه عليهم ) آن حضرت را در اين شب زيارت مي كنند. از نمازهاي مستحبي كه در اين شب وارد شده دو ركعت نماز است كه در هر ركعت بعد از حمد صد بار سوره توحيد خوانده مي شود. نقل شده
رسول اكرم صلي اللّه عليه و آله فرمود
شب نيمه شعبان در خواب ديدم جبرئيل بر من نازل شد و فرمود
اي محمد
اي محمد صلي اللّه عليه و آله و سلم در چنين شبي خوابيده اي ؟ گفتم
اين شب چه شبي است ؟ فرمود
شب نيمه شعبان است برخيز، مرا بلند كرد و به بقيع برد، و سپس ‍ فرمود
سرت را بلند كن زيرا در اين شبها درهاي رحمت خدا در آسمان بروي بندگان باز است ، همچنين در رضوان ، در آمرزش ، در فضل ، در توبه ، در نعمت ، در جود و سخاوت ، در احسان باز است ، خداوند به عدد پشمها و موهاي چرندگان در اين شب گنهكاران را آزاد مي كند، پايان عمرها در اين شب ، تعيين مي گردد، رزق هاي يكسال در اين شب تقسيم مي شود و حوادث يكسال در اين شب معين مي گردد. اي محمد! كسي كه اين شب را با تكبير و تسبيح و تهليل و دعا و نماز و قرائت قرآن و اطاعت و خضوع و استغفار بسر برد، بهشت منزل و سراي او است ، و خداوند گناهان گذشته و آينده اش را مي آمرزد... اي محمد صلي اللّه عليه و آله و سلم اين شب را احياءدار و به امت خود دستور بده آنها نيز اين شب را احياء بدارند، و با عمل به سوي خدا تقرب جويند، چرا كه اين شب شبي شريف است . از اعمال اين شب ، خواندن دعاي كميل در سجده است روايت شده كه كميل گويد ديدم علي عليه السلام اين دعا را در شب نيمه شعبان در سجده خواندند. در مورد زيارت امام حسين عليه السلام در اين شب بخصوص در صورت امكان در كنار قبرش ، آمده هر كه بشناسد امام حسين عليه السلام را و شهادت او و هدف شهادتش را كه موجب نجات امت گرديد و وسيله و راهگشائي براي رسيدن به فوز عظيم شد (خلاصه اينكه عبادتش در اين شب از روي توجه و علاقه و معرفت خاص باشد) آنگونه خويشتن را در برابر خدا خاضع نمايد كه شايستگي آن را دارا مي باشد و نيز از خدا خواسته هاي شرعيش را تقاضا كند.(7)
 پي نوشتها
- توضيح المقاصد شيخ بهائي ، صفحه 532.
- اثباة الهداة جلد 7، صفحه 162.
- اقتباس از كتاب المراقبات ، نوشته عالم رباني و عارف صمداني ، مرحوم حاج ميرزا جواد تبريزي صفحه 79 به بعد (دعاها و نمازهاي ديگري نيز ذكر شده به اين كتاب مراجعه شود.)

زمینه سازی برای ظهورامام مهدی (عج) و رسالت منتظران(2)

بسمه تعالی
علی غزالی اصفهانی
زمینه سازی برای ظهورامام مهدی (عج) و رسالت منتظران(2)
چکیده
ظهور منجي موعود و شكل‏گيري حكومت عدل جهاني، ازجمله آرمان‏هاي مشترك انسان‏ها در طور تاريخ بشر بوده است. به رغم تفاوت نگرش به منجي عالم در اديان مختلف، در اصل ظهور و تحقق حكومت عدل جهاني بين اديان مختلف اتفاق‏نظ زمینه سازی برای ظهور ورسالت منتظران ر وجود دارد. به اعتقاد شيعه ظهور حضرت مهدي(عج) و شكل‏گيري حكومت عدل جهاني از يك اعتقادِ صرف فراتر رفته و هويت شيعي را در طول تاريخ شكل داده است. در نگاه شيعه حكومت جهاني آن حضرت(عج) تحقّق‏بخش مدينه‏ي فاضله بوده و به فلسفه‏ي تاريخ، غايت تاريخ را رقم خواهد زد.
چگونگي تحقّق حكومت عدل جهانيِ آن حضرت (عج)  به جهات مختلفي مي‏تواند علاوه بر تبيين يك اعتقاد اساسي و اسلامي، برخي از چالش‏هاي فكري ـ نظري انديشه‏ي سياسي شيعي را حل و فصل نمايد. بدون ترديد كشف ابعاد حكومت جهاني آن حضرت ، زواياي مورد مناقشه‏ي حكومت و جامعه‏ي اسلامي را روشن خواهد كرد. با تأمل در ويژگي‏هاي حكومت حضرت مهدي(عج) مي‏توان ديدگاه شيعه را در باب برخي مسايل سياسيِ جديد نيز استخراج نمود.اصل انتظار و زمینه سازی برای ظهور ،رسالت منتظران ،راهبردهای فرهنگی ،بررسی نقش مردم واراده الهی در ظهور ،وجایگاه امدادهای غیبی ونصرت الهی در قیام امام زمان عج و بسياري از مسايل ديگر را كه در اين مورد مطرح مي‏شوند مي‏توان با تأمل در ويژگي‏هاي حكومت آن حضرت(عج) تبيين نمود.

واژگان کلیدی : انتظار ، ظهور ، منتظران ،راهبردها ، اراده الهی ، امدادهای غیبی ، نصرت الهی

مقدمه
 اصل انتظار فرج از يك اصل كلي اسلامي و قرآني دیگراستنتاج مي شود و آن اصل " حرمت يأس از روح الله " است . مردم مؤمن به عنايات الهي ، هرگز و در هيچ شرائطي اميد خويش را از دست نمي دهند و تسليم يأس و نااميدي و بيهوده گرائي نمي گردند . مطلبی كه هست اين انتظار فرج و اين عدم يأس از روح الله در مورد يك عنايت عمومي و بشري است ، نه شخصي يا گروهي ، و به علاوه ، توأم بانويدهاي خاص و مشخص كه به آن قطعيت داده است .
آن طور که می دانیم انتظار فرج و آرزو و اميد و دلبستن و به آينده دو گونه است : انتظاري كه سازنده و نگهدارنده ، تعهد آور ، نيرو آفرين و تحرك بخش است ، به گونه اي است كه مي تواند نوعي عبادت و حق پرستي به شمار آید ، و انتظاري كه گناه است ، ويرانگر و اسارت بخش و فلج كننده است و نوعي " ابا حيگري " بايد محسوب گردد . اين دو نوع انتظار فرج ، معلول دو نوع برداشت از ظهور عظيم مهدي موعود(عج)  است.قرآن کریم در باره انتظار واراده الهی در ظهور می فرماید :
«وَعَدَ اللّه‏ُ الَّذِينَ ءَامَنُواْ مِنکُمْ وَعَمِلُواْ الصَّـلِحَـتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الاْءَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَيـُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَي لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً يَعْبُدُونَنِي لاَ يُشْرِکُونَ بِي شَيْئاً وَمَن کَفَرَ بَعْدَ ذَلِکَ فَأُوْلَـآئِکَ هُمُ الْفَـسِقُونَ». (1).
خداوند به دين باوران مسلماني که کارهاي شايسته و نيک انجام دهند، وعده داده است که به طور حتم آنان را فرمانروايانِ زمين گرداند،... و زمينه لازم براي حکومتِ دين در جامعه و نفوذِ آيينِ خداپسندانه را برايشان فراهم آورده، و امنيت و آرامش را جايگزين ترس‏ها و نگراني‏ها سازد...
همچنین پيامبر صلی الله علیه واله درباره انتظار می فرمایند :
«اُبَشِّرِکُم بِالمهدي يَبْعَثُ في امّتي عَلَي اخْتِلافِ مِنَ النّاسِ و زَلازِل، فَيَمْلاُ الارضَ قِسطاً و عَدْلاً، کما مُلئَتْ جوراً و ظلماً، يَرْضي عنه ساکِنُ السماء و ساکِنُ الارض (2)، يَقسِمُ المال صَحاحاً» فقال له رجلُ: «ما صَحاحاً؟»
قالَ: «بِالتَّسوَية بَيْن الناس» (3).
شمارا به مهدي مژده مي‏دهم، آن گاه که مردمان با هم اختلاف يابند و ناامنيها و دل نگراني‏ها آنان را در بر گيرد، بپا مي‏خيزد، و عدل و داد را در دنيايي که آکنده از ظلم و ستم گشته، مي‏گستراند. و اموال (داراييها و امکانات اقتصادي) را به طور مساوي بين همه تقسيم مي‏کند، (و اين چنين است که) اهلِ آسمان و ساکنان زمين از او خشنود مي‏شوند.
نتیجه اینکه دین اسلام تعليمات و هدايتهايش بر اساس فلسفه هاي عميق و صحيح اجتماعي و واقعي قرار دارد، اصل انتظار سازنده و نگاه به سوي آينده را و زمینه سازی برای ظهور حضرتش ، پشتوانه بقاي جامعه اي مسلمان و محرک احساسات و مهيّج روح فعاليّت و اقدام قرار داده است; و انتظار آينده بهتر، و عصر فتح و گشايش و فرج را برترين اعمال شمرده است .(4)
.
رسالت منتظران در زمان غيبت‏
يکي از وظايف بسيار لازم که در روايات و دستورات ائمه عليهم‏السلام به آن بسیار تاکيد گرديده انتظار فرج آل محمد و ظهور مهدي موعود (عج) است.
از نظر رواني اميد و انتظار خود به زندگي رونقي بخشيده و انسان را به آينده دلگرم مي‏کند. آن وقت عفريت مرگ و ناکامي سايه بر سر انسان مي‏اندازد که ديگر به آينده اميدي نداشته باشد و انتظار بهتري را نکشد به همين جهت خود انتظار فرج يک نوع فرج و گشايشي است امام عليه‏السلام نيز فرمود انتظار الفرج من الفرج انتظار فرج خود گشايشي است در زندگي،زیرا شدت علاقه‏ي افراد به امام خود انتظار آنها نيز زيادتر و آمادگي بيشتري براي فرج پيدا مي‏کنند، چون يکي از شرايط انتظار واقعي نسبت به فرج امام زمان(عج)  همانطوري که از روايت نيز استفاده مي‏شود آمادگي اخلاقي و مذهبي است کسي مي‏تواند خود را منتظر امام (عج) بداند که از نظر اخلاق و دين خود را وارسته نمايد و شايستگي روبرو شدن با امام را داشته باشد به همين جهت انتظار فرج در تکميل اخلاق و تهذيب نفس اثر غير قابل انکاري دارد.
پيغمبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم نيز مي‏فرمايد افضل اعمال امتي انتظار الفرج بهترين کارهاي امت من انتظار فرج است يا افضل العبادة انتظار الفرج. (5) بهترين عبادت انتظار فرج است. بطوري که از روايات استفاده مي‏شود متدينين پايدار در ولايت ائمه اطهار عليهم‏السلام در زمان غيبت مقام و درجه آنها از مسلمانان هر عصري بيشتر است ابو خالد کابلي از علي بن الحسين عليه‏السلام نقل مي‏کند که آن جناب فرمود غيبت دوازدهمين جانشين پيغمبر طولاني خواهد شد. ابو خالد! کساني که قائل به امامت آن آقا باشند و انتظار ظهورش را بکشند بهترين مردم هر زمانند زيرا خداوند عزيز آنقدر به آنها عقل و فهم و درک عنايت فرموده که غيبت امام در نظر آنها چون زمان ظهور وجود امام است آنها در اين زمان چون جنگجويان در مقابل پيغمبرند واقعا آنها ارادت به ما دارند و شيعيان واقعي ما هستند و راهنمايان به سوي دين خدايند در پنهان و آشکارا، فرمود انتظار فرج از بزرگترين گشايشها است. (6).
و نيز فرمود هر که به ولايت ما خاندان در غيبت قائم ما ثابت بماند خداوند به او اجر هزار شهيد از شهداي بدر واحد عنايت مي‏کند.
از حضرت امام صادق عليه‏السلام پرسيدند چه مي‏فرماييد درباره کسي که بميرد در حال انتظار فرج آل محمد؟ فرمود او مانند کسي است که در خدمت قائم آل محمد عليه‏السلام در ميان خيمه است مختصري سکوت نموده فرمود چون کسي است که با پيغمبر است. (7).
عبدالحميد واسطي از حضرت امام محمد باقر (ع) نقل مي‏فرمايد در حديثي که فرمود خداوند رحمت کند هر آن بنده‏اي که در راه ما خودداري نمايد و بيامرزد آن شخصي که امر ما را زنده نمايد. مي‏گويد عرض کردم آقا اگر از دنيا بروم قبل از قيام قائم شما؟
فرمود هر کس از شما بگويد اگر قائم آل محمد را بيايم او را ياري مي‏کنم چون کسي است که با شمشير آخته در ميان سپاهيان ولي عصر(عج)  شمشير مي‏زند و کسي که با او شهيد شود ثواب دو شهيد را دارد.
حضرت امام صادق عليه‏السلام به ابي بصير فرمود من سره ان يکون من اصحاب القائم فلينتظر و ليعمل بالورع و محاسن الاخلاق و هو منتظر فان مات و قام القائم بعده کان له من الاجر مثل اجر من ادرکه فجدوا و انتظروا هنيئا ايتها العصابة المرحومه. (8).
هر کس مايل است از اصحاب قائم (عج) باشد انتظار فرج را بکشد و پرهيزکاري را پيشه خود سازد و خويشتن را به اخلاق پسنديده بيارايد. چنين شخصي منتظر خواهد بود. در اين صورت کوشش کنيد و انتظار داشته باشيد اين مقام گوارا باد شما را اي گروه بخشيده شده.
پيغمبر اکرم(صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود درآينده گروهي خواهند آمد که پاداش هر يک از آنها برابر با پنجاه نفر شما است اصحاب عرض کردند آقا ما با شما در جنگ بدر و حنين شرکت کرديم و آيات قرآن درباره ما نازل شد، فقال انکم لو تحصلوا لما حصلوا لم تصبروا صبرهم اگر بر شما تحميل کنند آنچه بر آنها تحميل شده صبر آنها را نخواهيد داشت. (9).
عوف بن مالک گفت روزي پيغمبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم فرمود اي کاش من رفقاي خود را ملاقات مي‏کردم ابوبکر و عمر عرض کردند مگر ما برادران شما نيستيم که با شما هجرت کرديم. فرمود شما ايمان آورديد و هجرت کرديد ولي کاش مي ديدم برادرانم را باز سخن خود را تکرار کردند.
پيغمبر فرمود شما اصحاب من هستيد ولي برادرانم آنهايي هستند که بعد از شما مي‏آيند به من ايمان آورده‏اند و مرا دوست مي‏دارند و ياري مي‏کنند و تصديق نموده‏اند با اينکه مرا مشاهده ننموده‏اند. اي کاش ببينم برادرانم را.
ديگر از وظايف ما در زمان غيبت امام (عج) توجه به ساحت قدس ایشان است به اين طريق که به ياد آن حضرت باشيم مخصوصا دعا براي تعجيل در فرج آن حضرت کنيم.
ممکن است برخي چنين پندارند که چون لياقت و آمادگي براي‏ ظهور آن امام را ندارند بايد از دعا در مورد فرج آن مولي خودداري کنند با اينکه چنين پنداري از انصاف بسيار دور است زيرا اگر فرض کنيم او واقعا هم لياقت نداشته باشد که تشخيص چنين مطلبي نيز خود مشکل و در خور فهم و ادراک ما نيست بالاخره با ظهور ولي عصر مومنين واقعي و آنهايي که لياقت و شايستگي دارند نجات خواهند يافت و حکومت قرآن و اسلام و يکتاپرستي و توحيد تمام گيتي را فرامي‏گيرد فقر و تنگدستي، رنج و ناراحتي از جهان رخت بر مي‏بندد امام صادق عليه‏السلام به عمار ساباطي همين مطلب را فرمود در قسمتي از گفتار خود در مقام اصحاب ائمه آنها که در شکنجه قدرتهاي زمان با ناراحتي روزگار مي‏گذرانيدند.
عمار مي‏گويد در اين صورت که ما در زمان شما هستيم و با ناراحتي و سختي ارادت به شما داريم و ايمان خود را نگه داشته ايم چه لزومي دارد که از اصحاب قائم باشيم و حق آشکار گردد زيرا ما در اين زمان که هنوز دولت حقه او برقرار نشده پاداش اعمالمان بيشتر است از اصحاب قائم.
امام از روي تعجب فرمود سبحان الله مايل نيستي خداوند بزرگ حق را آشکار نمايد و عدالت در جهان گسترش يابد و مردم متحد شوند و به يکديگر علاقه داشته باشند و اختلاف برطرف شود و در روي زمين معصيت خداوند انجام نگردد و حدود اجرا شود و حق به صاحبش برسد و حقيقت چنان آشکار شود که هيچ کسي را قدرت جلوگيري آن نباشد.
به خدا قسم عمار! با همين حالي که شما داريد مقامتان بهتر از بيشتر شهداي بدر و احد است به شما مژده مي‏دهم. (10).
سيد بن طاووس(اعلی الله مقامه الشریف) به فرزند خود در کتاب کشف المحجة چنين نصيحت مي‏نمايد:
پسرم محمد توجه داشته باش که غيبت مولايمان مهدي صلوات الله عليه که باعث تحير مخالفين و حتي بعضي از موافقين نيز گرديده يکي از دلائل اثبات امامت آن سرور و آباء گراميش مي‏باشد. زيرا اگر سيري در کتب شيعه و غير شيعه بنمائي از قبيل کتاب غيبت ابن بابويه و کتاب غيبت نعماني و کتاب شفا و جلا و کتاب ابي نعيم حافظ در اخبار مهدي(عج). در تمام اين کتاب‏ها خواهي ديد که تصريح شده و قبل از ولادت آن سرور ذکر گرديده که او در زندگي غيبتي طولاني خواهد داشت به طوريکه بيشتر از معتقدين به امامتش منحرف مي‏شوند اگر اين غيبت وقوع نمي‏يافت اعتراض بر امامت ائمه و خود آن مولي بود که آنچه پيش بيني کرده بودند واقع نشد پس همين غيبت دليل بر رد مخالفين است در اثبات امامت آنها.
مي گويد فرزندم اگر توفيق ترا باز يابم از براي کشف اسرار از حضرت مهدي(عج)  چيزهايي برايت نقل مي‏کنم تا ذره‏اي ترديد براي تو باقي نماند و پس از شنيدن آنها ديگر احتياجي به دلائل عقلي و روايات نخواهي داشت راجع به ولادت آن جناب، او به طور قطع زنده و موجود است ولي از آشکار شدن تا خداوند اجازه ندهد معذور است، چنانچه از اين قبيل پيش آمدها براي انبياء و اوصياء نيز اتفاق افتاده به آنچه‏ گفتم اعتماد داشته باش و آن را عقيده دين و مذهبي خود قرار ده پدرت اين مطلب را از شعاع خورشيد در آسمان آشکارتر مشاهده نموده.
مي گويد فرزندم محمد! خداوند قلب ترا پاک و آراسته به محبت اولياء خود و دشمني با دشمنانش گرداند، وقتي من خبر تولد ترا در کربلا شنيدم در حال خواندن زيارت عاشورا بودم با تضرع و خاطري شکسته سپاس به جاي آوردم زيرا از تولد تو خيلي خرسند شدم ترا به امر خدا غلام مولايمان حضرت مهدي (عج)  و چنگ زننده به دامن او قرار دادم بارها در پيش آمد هايي که برايت شده ترا در پناه او قرار داده‏ام و بسياري از مواقع او را در حال مناجات مشاهده کرده‏ام که با لطف و عنايت فراواني حاجات ترا بر آورده در اين صورت در محبت و وفا و علاقه نسبت به آن مولي چنان باش که خدا و پيغمبر و ائمه عليهم‏السلام و خود آن مولي خواسته. هر گاه نماز حاجت مي‏خواني حوائج امام را بر حاجت خود مقدم بدار در موقع صدقه دادن براي خود يا کسي که او را دوست مي‏داري اول صدقه از طرف آن جناب بده.
اول براي او دعا کن و در هر کار نيک او را بر خود مقدم بدار تا وفا به وظيفه خود نموده باشي و باعث توجه و عنايت آن مولي نسبت به تو بشود. پيوسته نياز و احتياج خود را در هر روز دوشنبه و پنجشنبه در هر هفته با ادب و خضوع خدمت آن جناب عرضه بدار و از او بخواه.
مي گويد پسرم! به آن مولي عرض کن که پدرت راجع به ايشان به تو سفارش کرده و ترا غلام و چنگ زننده به دامنش قرار داده بطور قطع جواب آن سرور را خواهي شنيد. (11).
در وظائف ارادتمندان به حضرت ولی عصر (عج ) مطالب زياداست اما آنچه در کتاب شریف منتخب الاثر به ما توصیه نموده اند به اختصار عبارت است از :
1- اطلاع از صفات و آداب آن سرور و امتيازات خصوصي او (به دلیل دوری از مشتبهات ) و دانستن علائم حتمي ظهور.
2- مراعات کمال ادب در هنگام يادآوري نام آن مولي با القاب شريفش چون حجت و قائم و مهدي و صاحب الزمان و صاحب الامر (عج)  و تصريح نکردن به اسم مبارکش که هم نام پيغمبر است.
3- شدت علاقه نسبت به آن سرور و محبت او را در دل ديگران بوجود آوردن و انتظار فرج و ظهورش را داشتن و علاقمند بودن به ديدارش و ذکر فضائل و مناقب آن جناب و ناراحت بودن از فراقش و حضور در مجالس و محافلي که يادي از آن جناب مي‏شود و ايجاد چنين مجالس و صرف مال در راه آن آقا زيرا ترويج دين خدا و شعائر مذهب است.
گفتن و خواندن شعر در مدح آن جناب و گريه و گرياندن بر فراقش و تسليم در مقابل او و صدقه دادن به نيابت از او براي سلامتي‏اش و حج به نيابت از آن جناب يا نائب گرفتن براي او و طواف خانه خدا به نيابت او و زيارت پيغمبر اکرم و ائمه طاهرين به نيابت از ولي عصر يا کسي را بفرستي که به نيابت از آن جناب زيارت کند. پيوسته کوشش در اطاعت آن مولي نمودن پس از هر نماز يا در هر جمعه تجديد عهد و بيعت با آن آقا نمودن.

4- از آن جمله رسيدگي به حال دوستان و ارادتمندان آن سرور بوسيله مال که اين خود باعث شادي آن سرور مي‏شود.
5- زيارت نمودن آن جناب را با توجه و سلام و صلوات فرستادن بر آن مولي مخصوصا توسل جستن و شفيع قرار دادن او را نزد خدا و پناه بردن به آن جناب و عرض نياز خدمتش کردن زيرا امروز او قطب دائره امکان و زمامدار عالم هستي است در درجه اول ما بايد در چنين موقعيتي از آن جناب غفلت ننموده و پيوسته به او که يگانه رابط بين ما و خداست توجه داشته باشيم.
6- از آن جمله مردم را راهنمايي کردن به شناسايي ايشان و مراقبت نسبت به حقوق امام و اداي آن حقوق و آراسته نمودن خود را به صفات پسنديده و دوري نمودن از اخلاق ناپسند و احترام و محبت کردن نسبت به کساني که ارتباط جسمي يا روحي با ولي عصر دارند از قبيل سادات و دانشمندان و مومنين و احترام کردن به مقامهاي اختصاصي آن جناب از قبيل مسجد سهله و مسجد اعظم در کوفه و جاهاي ديگر.
7- وقت معين نکردن براي ظهورش و تکذيب کساني که وقت تعيين مي‏نمايند و يا کساني که ادعاي نيابت يا وکالت در زمان غيبت کبري مي‏کنند.
8-آرزو داشتن ديدارش و دعا براي اين منظور و پيروي از اخلاق و رفتار آن جناب و زيارت سيد الشهداء و ساير ائمه و پيغمبر که اين خود احترامي است به صاحب الزمان  (عجل الله تعالی فرجه الشریف). (12)

دوران پیش از ظهور
پيش از ظهور امام زمان (عج) آن طور که در روایات نقل گردیده فتنه و آشوب، هرج و مرج، نابساماني، ناامني و ظلم و بيداد، نابرابري و اجحاف، قتل و کشتار و تجاوز، همه‏جا را فرا مي‏گيرد و زمين سرشار از ستم و بي‏عدالتي مي‏شود.
جنگ‏هاي خونين ميان ملّت‏ها و کشورهاي جهان آغاز شده، زمين از کشته‏ها انباشته مي‏گردد. کشتار ناحق به حدّي زياد است که هيچ خانه و خانواده‏اي يافت نمي‏شود که يک يا چند عزيز خود را از دست ندهد. مردان و جوانان بر اثر جنگ‏ها از بين مي‏روند، تا آن‏جا که هر سه نفر، دو نفر کشته مي‏شوند.
امنيّت مالي و جاني از ميان ملّت‏ها رخت بر مي‏بندند، راه‏ها و جاده‏ها ناامن مي‏گردد، ترس، وحشت و هراس بشر را فرا مي‏گيرد، مرگ‏هاي زودرس و ناگهاني فراوان مي‏شود. کودکان معصوم با بدترين شکنجه‏ها، به دست فرمانروايان ستمگر کشته مي‏شوند، در خيابان‏ها و معابر عمومي به زنان باردار تجاوز مي‏گردد، بيماري‏هاي واگير و مرگ‏بار -شايد بر اثر تعفّن پيکر کشته شدگان يا به کارگيري سلاح‏هاي ميکربي و شيمايي- گسترش مي‏يابد. کمبود مواد غذايي، گراني و قحطي، زندگي مردم را فلج مي‏کند و زمين از پذيرش بذر و رشد و شکوفايي سر باز مي‏زند. باران‏ها قطع شده، يا بي‏هنگام فرومي‏آيد و زيان مي‏رساند. بر اثر قحطي، زندگي چنان سخت مي‏شود که برخي از مردم براي تأمين قوت لايموت خود، زنان و دختران خود را در برابر اندکي غذا واگذارمي‏کنند.
در آن شرايط دشوار، نااميدي، بشر را فرا مي‏گيرد و مرگ بهترين هديه الهي به انسان‏ها تلقّي مي‏شود و تنها آرزوي مردم، پايان يافتن زندگي است. در آن هنگام چون شخصي از ميان پيکر کشته شدگان و از کنار گورستان‏ها بگذرد، آرزو مي‏کند: کاش يکي از آنان بود تا از زندگاني ذلت‏بار آسوده مي‏گشت.
در آن هنگام هيچ قدرت و سازمان و تشکيلاتي وجود ندارد که بتواند آن همه نابساماني، تجاوز و کشتار را مهار کند و ستمکاران و قدرتمندان را به سزاي کردار ننگينشان برساند. هيچ فريادي براي رهايي مردم به گوش نمي‏رسد. همه مدّعيان نجات بشر، خائن و دروغ گو از کار در مي‏آيند و انسان‏ها تنها ظهور مُصلحي الهي و معجزه‏اي خدايي را انتظار مي‏کشند.
در آن هنگام که نااميدي همه را فرا گرفته است، لطف و رحمت الهي، مهدي موعود (عج) را، پس از سال‏ها غيبت و انتظار، براي نجات انسانيت ظاهر مي‏کند و سروش آسماني در همه جهان به گوش مي‏رسد که: «اي اهل عالم! دوران فرمانروايي ستمگران به سرآمد و حکومت عدل الهي فرا رسيد و مهدي(عج)  ظهور کرد». اين نداي آسماني، روح اميد را در پيکره بي‏رمق انسان‏ها مي‏دمد و به محرومان و ستمديدگان مژده رهايي مي‏دهد.
آري، با درک اين زمينه‏هاست که مي‏توان، به ضرورت ظهور مصلحِ الهي پي برد، و اهميّت و ارزش حکومت عدالت گستر مهدي (عج) را درک کرد.

راهبردهای فرهنگی منتظران قبل ازظهور

1)تشکيل جامعه و امت واحده
از موارد مهم که نقش بسیار اساسی در زمان غیبت دارد اهتمام منتظران براي تشکيل جامعه واحد، و امت واحده، يک موضوع ضروري است  و آن جهان بيني واحد و اعتقاد واحد است.
جهان بيني هاي گوناگون و متضاد، به طور قطع تفرقه و دوگانگي و ناسازگاري اجتماعي پديد مي آورد، و از وحدت و يگانگي مردمان مانع مي گردد. چون جهان بيني (اعتقاد) زيربناي تفکر اجتماعي و روابط انساني است. اختلاف در مباني جهان بيني، موجب ناسازگاري انسان در محيط اجتماعي است. برنامه ريزها و معيارها در روابط اجتماعي اگر برخاسته از جهانبيني ها و مرامهاي متضاد باشد، فعاليتهاي انساني را در همه زمينه ها ناهمگون و متضاد مي سازد، و در زمينه هاي اقتصادي، سياسي، تربيتي و... روشهاي گوناگوني را بر جامعه حاکم مي کند، و از هر گونه يکسويي و يکساني مانع مي گردد. به اين جهت تنوع و چند گانگي در مرامها و ايدئولوژيها زمينه ساز اختلافات و تضادها و برخوردها دشوار در زيست اجتماعي است، و در اين شرايط انتظار وحدت و يگانگي و تشکيل امت واحد، پوچ و نامعقول است.
بنابراين بايد جهان بيني واحدي بر جامعه حاکم باشد. تا انسجامي پولادين و وحدتي خلل ناپذير در جامعه پديد گردد. و امت واحد، به معناي واقعي کلمه، تحقق يابد.
بر اين اصول، بايد براي وحدت عملکرد اجتماعي برنامه يگانه و يکساني نيز بر جامعه حاکم شود تا وحدت اجتماعي ماندگار و خدشه ناپذير گردد. از اينرو بايد در ايدئولوژي واحدي مسائل اقتصادي جامعه حل شود، و حد و حدود مالکيت مشخص گردد، رابطه کارگر و کارفرما معين شود، ارتباط مالک و مستأجر روشن گردد، رابطه انسان و زمين محدود شود، ارتباط انسان با کار و کالا و مصرف معلوم گردد. ضابطه در نظام توليد و توزيع محدود و معين شود. در برنامه ريزيهاي فرهنگي و سياسي و... نيز اصولي يکسان و همآهنگ در کار باشد. و در کل اين مسائل و ديگر مسائل اجتماعي، راه و روشهاي متناسب و يگانه اي مورد عمل قرار گيرد در اينگونه اجتماعي، يگانگي و وحدت اصولي و زيربنايي تحقق مي يابد، و برخورد منافع و ديگر برخوردها و ناسازگاريهاي اجتماعي به حداقل ممکن مي رسد.
در دوران ظهور و روزگار دولت عدل بنياد مهدوي عليه السلام، جهان بيني واحدي بر جهان حاکم مي گردد، و راه و روش و برنامه ها نيز يکي است. و يکپاچگي و يگانگي واقعي در عقيده و مرام پديد مي آيد. و مردمان همه يکدل و يک زبان به سوي سعادت و صلاح حرکت مي کنند. ناسازگاري و دوگانگي در انديشه ها و عقيده ها نيست، چنانکه در راه و روشهاي اجتماعي نيز اختلاف و چندگانگي ديده نمي شود.
امام مهدي عليه السلام، با اين اصل اساسي و زيربنايي در ساختن جامعه يگانه بشري به توفيقي بزرگ و بي مانند دست مي يابد، و همه علل و عوامل ناسازگاري و برخورد و درگيري را نفي مي کند، و تضادها و کشمکشهاي اجتماعي را که خاستگاه اصلي آن در اختلاف عقيدتي و مرامي جامعه نهفته است از بن بر مي آورد، و با عرضه جهان بيني و ايدئولوژي واحدي - که آثار آن در عينيت و عمل براي همگان آشکار و ملموس گردد - راه هر گونه اختلافي را مي بندد. بويژه اگر دورانهايي پيش بيايد (چنانچه پيش آمده است)، که انسانها از همه ايدئولوژي هاي بشري مأيوس گردند، و کارآيي آنها در عمل هيچ باشد، و بروشني ناتواني آنها در سامان دادن به جامعه و انسان آشکار گردد.
اين چنين وحدت و يگانگي در عقيده و مرام و جهان بيني و ايدئولوژي به صورتي گسترده و فراگير، که در سراسر آباديهاي گيتي گسترش يابد و همه جا را در فروغ خود روشن کند تاکنون پيش نيامده است. وحدتهايي در بخشهايي از جهان - در گذشته و حال - ديده شده است که بر اساس برخي از مرامها و جهان بينيها ملت اين امتي را تاحدودي و در چهارچوبهايي يگانه و يکپارچه ساخته است، و در دوره هايي کوتاه مردماني را گرد همه آورده است، و ليکن آنها وحدتهايي عميق و پايدار نبوده است چون آن جهان بينيها و ايدئولوژيها، محتوايي حقيقي و مطابق با قانون جاودان حق و عدل نبوده است، و صلاح و سعادت مادي و معنوي انسانها را پديد نياورده است. از اين رو ديري نپاييده است و تضادها و درگيريهايي مريي و نامريي اساس آنها را بر همه زده و روزگار آنها را به سر آورده است.
امام مهدي عليه السلام، که مصلحتي حقيقي است، و راه و روش او بر قانون جاويدان حق و عدل استوار است، و با فطرت و سرشت انسانها هماهنگ و سازگار است، وحدتي واقعي را بر اساس اصول توحيد و ايدئولوژي اسلامي پي مي ريزد، و همه انسانها را در زير شعار يگانه و دين واحد گرد مي آورد.
امام علي عليه السلام:
«يا مالک بن حمزه! کيف انت اذا اختلفت الشيعه... فقلت يا امير المومنين، ما عند ذلک من خير؟ قال: الخير کله عند ذلک. يا مالک عند ذلک يقوم قائمنا... ثم يجمعهم علي امر واحد.» (13).
- اي مالک بن حمزه! چگونه خواهي بود هنگامي که شيعه اختلاف کنند، (و به جان هم بيفتد...)
گفتم: يا اميرالمومنين در اين دوره خيري نيست. امام فرمود: تمام نيکي در اين روزگار است. اي مالک، در اين زمان قائم ما قيام کند و همه را بر (محور) يک مرام و عقيده گرد آورد.
رفع اختلافها در زمان ظهور، در همه مسائل و مشکلات صورت مي گيرد. از مسائل اختلافي و مهم درباره مبدأ و معاد، و مسائل اقتصاد و مالکيت و عدالت، تا مسائل کوچک و ريز در روابط فردي و روزمره زندگي. مسائلي که هر ساعت و هر روز در متن زندگي پيش مي آيد و چهار چوب واحدي ندارد، و معياري براي آنها نيست، و هر کس در راه و عمل خويش شيوه و روشي را انتخاب مي کند، و موجب ناسازگاري و برخوردهاي اجتماعي مي گردد.
امام حسين عليه السلام:
«لا يکون الامر الذي تنتظرونه حتي ييرأ بعضکم من بعض، و يتفل بعضکم في وجوه بعض، و يشهد بعضکم علي بعض بالکفر، و يلعن بعضکم بعضا. فقلت له: ما في ذلک الزمان من خير؟ فقال الحسين عليه السلام: الخير کله في ذلک الزمان، يقوم قائمنا، و يدفع ذلک کله.» (14).
- امري (ظهور و فرجي) را که انتظار داريد، تحقق نخواهد يافت تا آن هنگام که از يکديگر بيزاري جوييد، و آب دهن به روي يکديگر بيندازيد، و برخي از شما برخي ديگر را کافر خواند، و بعضي بعضي ديگر را نفرين و لعن کند. گفتم: در اين روزگار خيري نيست؟ حضرت امام حسين عليه السلام فرمود: تمام خير در اين روزگار است، چون قائم قيام مي کند، و همه (اين اختلافها) را از ميان بر مي دارد.
اختلاف و برخوردهاي ناهنجار در جامعه هاي مذهبي، بويژه اسلامي، دشوارتر است، زيرا که همراه با تکفير و تفسيق است، و يا ابزار دين صورت مي گيرد، هر گروه و عده اي از دين برداشتهايي دارند و از افکاري پيروي مي کنند، و با پندار محدود و بسته خويش آنها را دين خدا مي دانند، و با کسان ديگري که افکار و انديشه ها و برداشتهاي ديگري دارند درگير مي شوند، و يکديگر را تکفير مي کنند، و هر گروه، گروه ديگر را مخالف و منکر دين خدا مي شمارد. و اين چگونگي موجب از هم پاشيدگي عميق اجتماعي مي گردد، و جامعه مؤ منان را دچار تضادهاي فراواني مي سازد. اين تضادها و برداشتهاي ناهمگون و متضاد، به دست خدايي امام منجي، از ميان مي رود و برداشتها و شرح و تفسيرهاي منسجم و هماهنگ و يکساني از دين خدا و آيين اسلام عرضه مي گردد، و جامعه را از گرداب کشنده اختلافات عقيدتي و مرامي مي رهاند، و از سرگرداني تفسيرها و برداشتهاي متضاد رهايي مي بخشد.
امام صادق عليه السلام:
«فوالله يا مفضل! ليرفع علي الملل و الأديان الاختلاف، و يکون الدين کله واحدا....» (15).
-... مفضل! (امام قائم عج) از ميان ملتها و آيينها اختلاف را بر ميدارد، و يک دين به همه حاکم مي گردد....
امام مهدي (عج) که در آموزش منسجم و هماهنگ خود، جامعه را به انسجام و يگانگي رهنمون مي شود، دستياران و کارگزاراني ندارد که هر کدام به شيوه اي دين خدا را تفسير کنند، و کارها را به تفرقه و تضاد بکشانند، و مردمان را به حيرت و سردرگمي دچار سازند، بلکه کارگزاران و مجريان امور، در جامعه الهي مهدوي (عج) نيز در مسائل اصلي و فرعي، در پرتو تعاليم امام خويش، به شناختي دست مي يابند که هيچ اشتباه و اختلافي در آن نيست، آنان راه و روش دين خدا و امام بزرگ خويش را يکدست و يکسان و منسجم تبيين مي کنند، و هم رأي و هماهنگ به نشر تعاليم اسلامي و برنامه ريزي و ساختن جامعه و انسان مي پردازند.
امام صادق عليه السلام:
«ابوبصير: جعلت فداک ليس علي الارض يومئذ مؤ من غيرهم (اصحاب المهدي)؟ قال: بلي ولکن هذه التي يخرج الله فيها القائم، و هم النجياء و القضاة و الحکام و الفقهاء في الدين، يمسح الله بطونهم و ظهورهم، فلا يشتبه عليهم حکم.» (16).
- ابوبصير گويد: به امام صادق گفتم: فدايت گردم در آن روزگار (روزگار ظهور) مؤ مناني جز ياران مهدي (عج) وجود ندارند؟ امام فرمود: آري مؤ مناني جز آنان هستند، ليکن آن گروه که قائم هنگامي که قيام مي کند با او کار مي کنند، نجيبان و قاضيان و حکم گزاران و فقيهان و دين شناساني هستند که مسحه (و برکت) الهي يافته اند، به گونه اي که هيچ حکمي بر آنان اشتباه نمي شود.
اين حديث، به تعاليم الهي امام مهدي (عج) نظر دارد، که به شاگردان خويش مي آموزد، و آنان را در مسائل پيچيده حيات بشري و پاسخ اسلامي به آنها، ياري ميدهد، و انديشه هاشان را بارور مي سازد تا با نوري الهي توان يابند که در مشکلات و دشواريهاي اقتصادي، سياسي، فرهنگي، تربيتي، اجتماعي، خانوادگي، فردي و... نظر بدهند، هم قانون خدا و آيين سره و خالص اسلام را بيان کنند، و هم يک جهت و يک سو راهنما و راهگشاي اجتماعات بشري گردند.
در پرتو تعاليم چنين امام، و چنين ياراني، دوران تضادها و برداشتهاي ناسازگار از دين، و تفسيرهاي گوناگون و متضاد از احکام خدا سپري مي گردد، و در برابر اين تعاليم خالص اسلامي و قرآني، ديگر ايدئولوژي هاي بشري از هر نوع و هر سوي عالم رنگ مي بازد و بي اصالت مي گردد. و همه مدعيان فکر و فرهنگ و مرام در مي مانند و ناتوان مي گردند. و سرانجام همه انسانها پس از دوران توان سوز و سراسر اندوه حيرت و گمراهي و سرگرداني و تاريکي و ناداني - بويژه نسبت به مسائل اصلي حيات بشري - به سپيده دم سعادت و دانايي مي رسند، و به زلال تعاليم مهدوي دست مي يابند، و پذيراي آنها مي کردند. وحدت واقعي و يکپارچگي دروني و عقيدتي و مرامي در جامعه ها پديد مي آيد، و جهان بيني و ايدئولوژي واحدي بر سراسر آباديها حاکم مي گردد.
 
2) انتظار واقعی
آن کس که در انتظار است، آماده مي‏شود تا نقطه ضعف‏هاي خودش را پر کند و مانع‏ها را بشناسد و نقطه‏ي ضعف‏هايش را بيابد و در نقطه ضعف‏هاي دشمن خانه بگيرد و از آن سنگر بسازد. حال اين پرسش مطرح است که آمادگي و زمينه سازي در کجا؟ و به چه صورتي؟براي توضيح اين مطلب بايد گفت آمادگي و تهيّا، قلمرو و ابعادي دارد که انسان منتظر بايد در همه‏ي آن ابعاد، آماده و سرپا باشد.

3) افق های فکری
سقف‏هاي سنگين و رسالت‏هاي بزرگ، پايه‏هاي محکم مي‏خواهند، پايه‏هايي که در شعور و احساس قرار گرفته باشند. به همين خاطر رسول مکرم(‏صلي الله عليه وآله وسلم) مي‏فرمايد:
لکل شي دعامة و دعامة هذا الدين الفقه و الفقيه الواحد اشدُّ علي الشيطان من الف عابد. (17).
براي هر چيز، اساس و پايه‏اي وجود دارد. اساس و پايه‏ي اين دين[اسلام]، فهم عميق است و يک فقيه در برابر شيطان، از هزار مسلمان عبادت‏گزار[بدون شناخت‏]محکم‏تر و مؤثرتر است.
بنابراين، در دوره انتظار، بايد بنيان‏هاي فکري عميقي پيدا کنيم تا در مقابل افکار و مکاتب مختلف از پا نيافتيم. اما چگونه؟ بعضي‏ها خيال مي‏کنند که براي انتخاب صحيح بايد تمام مکاتب را شناخت و آن‏گاه انتخاب کرد، ولي اين بررسي براي انتخاب کافي نيست؛ زيرا اين درست است که گفته‏اند بايد گفته‏ها را گوش داد و بهترين را انتخاب کرد (18) ولي ما مي‏دانيم بهترين کدام است. بهتر را بايد با اصلي سنجيد، اين اصل کدام است. علي‏عليه السلام مي‏گويد: کفي بالمرء جهلا ان لايعرف قدره. (19) براي جهالت تو همين بس که با تمامي اطلاعات و مطالعات عظيم، اصل و معيار را نداشته باشي و اندازه‏ي خودت را نشناسي. آن‏چه يک منتظر بايد در زمينه‏ي فکري به آن مسلح شده باشد، همين درک از خويش و شناخت قدر خويش است که معيار انتخاب مکتب‏ها خواهد بود و انسان را در برابر مکتب‏هاي گوناگون راهنمايي مي‏کند. و انتخاب بهترين را ممکن مي‏سازد. چون بهترين‏ها در رابطه با شعاري که ارايه مي‏دهند، همراه مقايسه‏اي که در ميان اين شعار و قدر وجود من برقرار مي‏شود، انتخاب مي‏گردد. با توجه به همين معيار است که مي‏تواني مکتب ‏هاي گوناگون را بشناسی . لازم نيست همه‏ي مکاتب را مطالعه کرد، بلکه همين قدر از مکاتب را بايد دانست که اين‏ها انسان را در نهايت به کجا خواهند برد. بلکه معیار صحیح است که تمام حقایق رابر ما می شناساند. در رابطه با مکتب‏ها و گزينش آن‏ها نيز معیار اين چنين است. وقتي من مقام وشرافت واقعي انساني خودم را کشف کردم و شناختم، حالا در پي اين هستم که مکاتب مختلف، چه لباسي را براي اين انسان مي‏سازند. آن‏وقت مي‏بينيم که همه‏ي مکاتب، لباس‏هايي را براي اين انسان مي‏سازند، حتي انگشت پاي اين انسان بزرگ را نمي‏تواند بپوشاند، جز مکتب تشيع که آرمان‏ها و اهدافش با اندازه‏ي وجودي و ارزش واقعي انسان، هماهنگ است. اين راه راه‏گشاي بن بست‏هاي حيرت‏زا است. اين شروع در ما جرياني ايجاد مي‏کند که مي‏توانيم از مطالعات و تفکرات ديگران هم بهره برداريم و اين جريان فکري است که مي‏تواند در برابر فکرهاي گوناگون جهت مند و مقاوم باشد.

4) آمادگي روحي‏ دربرابر حوادث
منتظر بايد در زمينه‏ي روحي نيز آمادگي بالايي داشته باشد تا در برابر حوادث و مصيبت‏ها از کوره در نرود و بتواند بار سنگين رسالت و آگاهي‏هاي عظيم را به دوش بگيرد. در واقع، ظرفيت وجودي مرا در کنار گرفتاري‏ها مقاوم مي‏سازد و همين است که مي‏بينيم وقتي منتظر دعا مي‏کند، معرفت و شناخت را مي‏خواهد:
اللهم عرفني نفسک.....
خدايا! خودت را به من بشناسان.
و ثبات قدم را مي‏خواهد: ثبتني علي دينک.کم توقعي و صبر را مي‏خواهد: صبّر ني علي ذلک. (20) منتظر بايد از آن‏چنان روحيه‏اي برخودار شود که همراه رنج‏ها و سختي‏ها، راحتي‏ها را داشته باشد؛ زيرا که در زمان غيبت، مردم مورد سخت‏ترين امتحانات قرار مي‏گيرند و زير و رو مي‏شوند. چنان‏چه امام باقرعليه السلام در پاسخ يکي از ياران که پرسيد: فرج شما چه وقت است؟ فرمودند:
هيهات، هيهات لا تکون فرجنا حتي تغربلوا ثم تغربلوا - يقولها ثلاثا - حتي يذهب الکدر و يبقي الصفور. (21).
هيهات فرج ما نرسد تا غربال شويد،باز هم غربال شويد و باز هم غربال شويد تا اين‏که کدورت‏ها برود و صافي و صفا بماند.
ايجاد روحيه، امر مهمي است که در دوره‏ي انتظار بايد حاصل شود، ولي مهم‏تر از آن، راه‏هاي ايجاد اين روحيه است که چگونه؟ و با چه روشي؟ اين روحيه در منتظر ايجاد شود. اينک به مواردي اشاره مي‏کنيم.
آدمي که اندازه‏ي خودش را شناخته، ديگر به خاطر کمترها توفان نمي‏گيرد و از جا نمي‏کند. ظرفيت و وسعت روحي ما در رابطه با آن‏چه که بر ما اثر مي‏گذارد، مشخص مي‏شود، زيرا علي‏عليه السلام مي‏گويد:
قدر الرجل علي قدر همته. (22).
اندازه‏ي آدم به اندازه‏ي همان چيزي است که براي او اهميت دارد.
پس بايد به اين مرحله برسيم که ارزش وجودي خودمان از چيزهايي که براي ما اهميت دارند، بالاتر است. پس همت‏هايمان بالاتر مي‏رود تا آن‏جا که حرکت مي‏کنيم و در اين حرکت با مسايلي رو به رو می شویم که برايش از قبل، آماده شده بوديم.

5) رفعت ذکر
رفعت ذکر هم مي‏تواند عامل وسعت صدر باشد و قرآن چه زيبا به اين موضوع اشاره دارد: الم نشرح لک صدرک و وضعنا عنک وزرک و رفعنا لک ذکرک. (23) آن‏جا که ذکر و ياد تو را، نه اسم و نام تو را (توجه شود، نفرموده: و رفعنا لک اسمک) بالا برديم، در تو وسعتي آورديم و بارهاي سنگين و کمرشکن را از تو برداشتيم، تا آن‏جا که تو همراه هر رنج، دو راحتي مي‏ديدي: فان مع العسر يسراً انّ مع العسر يسراً. (24) تکرار نکره باعث تعدد است و يُسر بدون الف و لام و نکره آمده است. پس همراه هر رنج، اين دو راحتي هست که تو ورزيده شده‏اي و با رفعت يا دو ذکر به وسعت سينه، راه يافته‏اي.

6) شهادت و چشم انداز راه‏
کسي که تمامي راه را ديده و مانع‏ها را شناخته است، اين وجود شهيد واقف منتظر است و از ديدن حوادث و گرفتاري‏ها نمي‏لرزد؛ زيرا از پيش آماده شده و به انتظار نشسته است. آن‏هايي مي‏لرزند که با رؤياها و توقع‏هاي بي حساب، راه افتاده‏اند و خيال مي‏کنند تا به راه افتادي، تمام دشمن‏ها اورا تحسین می کنند.

7) اطاعت و تقوا
کسي که حدود را مي‏شناسد و تکليفش را مي‏داند و مي‏خواهد به اين تکليف عمل کند، اين وجود ديگر فشاري ندارد، بلکه در جايگاه امن نشسته است: ان المتقين في مقام امين. (25) وجودي که تکليفش را شناخته و وحي را مي‏فهمد، ديگر از آن‏چه پيش مي‏آيد، وحشت ندارد و حتي با آن‏چه مي‏شود، کاري ندارد. آن رسول عزيزصلي الله عليه وآله مي‏فرمود: ما کنت بدعاً من الرسل؛ من از ميان رسولان بدعتي نيستم و تازه‏اي نياورده‏ام. و ما ادري مايفعل بي و لا بکم؛ و حتي نمي‏دانم که براي من و شما، چه پيش مي‏آيد: ان اتبع الا ما يوحي اليّ. (26) من فقط بر روي مرز و به دنبال وحي حرکت مي‏کنم؛ زيرا همين اطاعت و تقوا و عمل به وظيفه است که امن مي‏آورد و از بن بست بيرون مي‏کشد: و من يتق اللَّه يجعل له مخرجاً. (27).

8) ارتباط و پيوند با خدا
رزق انسان در خواندن کتاب‏ها و مطالعات، منحصر نيست. دقت و مطالعه در آفاق و طبيعت و در انفس و وجود انسان هم مي‏تواند آيه‏ها و نشانه‏هايي را به دنبال بياورد و مايه‏هاي فکري و روحي انسان را تقويت کند. از اين گذشته، آن‏ها که روز را با خلق خدا به سر مي‏برند، بايد در شب به ياد خدا باشند و از قرب او رزق بگيرند، تا بتوانند بار برخوردهاي سنگين و درگيري‏هاي مستمر روزشان را به دوش بگيرند. به همين دليل، رسول بايد پيش از قيامش در شب، قيام کند و قرآن را آرام آرام بخواند و با ترتيل در وجودش بنشاند؛ چون مي‏خواهد قول ثقيل و رسالت سنگيني را بر دوش بگيرد. (28) اين پيوند شب و ارتباط با خدا، با دعا، قرائت يا قيام، تأمين کننده‏ي رزق روزانه‏ي مؤمن منتظر است که سوخت و ساز و درگيري و برخوردهاي شکننده دارد.

9) طرح و برنامه ريزي‏
منتظر بايد طرح ، ایده ونقشه داشته باشد و با توجه به برنامه ریزی دقیق سازندگي، خود دنبال مصالح و لوازمي باشد که قبلا طرح و برنامه‏ي آن‏را کشيده است. نکاتي که در طرح و برنامه ريزي بايد به آن توجه داشت، عبارتند از:

الف ) هدف‏مندي‏
طرح بر اساس هدف و هدف بر اساس درک از قدر و ارزش، شکل مي‏گيرد. با در دست داشتن هدف، کليد طرح به دست مي‏آيد.


ب )  ارزش‏مندي هدف‏
انساني که خودش را ميوه‏ي هستي مي‏بيند و آدمي که در او همت‏هاي بلند شکل مي‏گيرد و مسؤوليت‏هاي بزرگ پذيرفته مي‏شود، نمي‏تواند فقر و جهل و فسق و شرک و کفر را تحمل کند. او در خود و در اجتماع، در پي اين ارزش‏هاي بالاتر مي‏گردد و براي اين ارزش‏هاي مقدس مجبور است که طرحي بريزد.

ج ) تجزيه‏ي هدف‏
بهترين کار براي رسيدن به هدف و برداشتن موانع، تجزيه و تقسيم کردن آن‏هاست؛ يعني بايد نيازها، مسايل، مراحل و موانع را شناسايي کرد. هم‏چنين بايد به جاي نشستن و حسرت خوردن، حرکت کرد تا راه رسيدن به هريک از مقدمات و مراحل را بشناسيم و براي درگيري با مانع‏ها آماده شويم. هنگامي که هدف‏هاي بزرگ تجزيه مي‏شوند، راحت و آسان خواهند شد و هدف‏هاي کوچک هنگامي که خرد نشوند، ناممکن و محال جلوه مي‏کنند.

د )مبتنی بر فقه و آگاهي‏
اکنون اين طرح و تقدير، انسان منتظر را از پراکنده کاري و دوباره کاري و خراب‏کاري، نگهداري خواهد کرد؛ چون کارهاي پراکنده در طرح، جان گرفته و به سوي هدف هماهنگ گرديده و از فقه و آگاهي، برکت گرفته است. اين قرآن است که به خوبي به عواملي اشاره مي‏کند که با همراهي آن‏ها، انسان منتظر در برابر دشمن - هرچند ده برابر باشد - نه تنها مقاوم، که غالب و مسلط مي‏گردد. قرآن به ما مي‏آموزد که همراه عناصري بر دشمن غلبه خواهيد يافت. آن‏گاه توضيح مي‏دهم چرا؟ بأنهم و قوم لايفقهون؛ (29) چون آن‏ها از فقه و بينشي برخوردار نيستند. پس عنصر فقه به همراه عناصر صبر، تجمع و ايمان مي‏تواند مؤمن منتظر را در برابر دشمن که ده برابر اوست، به پيروزي رساند.

ه ) آمادگي در عمل‏
در مرحله‏ي عمل، به دو عامل ديگر نياز است. دو عملي که در روش تربيتي انبيا در قرآن از آن سخن به ميان رفته است: لقد ارسلنا رسلنا بالبينات و انزلنا معهم الکتاب و الميزان. (30) همه‏ي انبيا علاوه بر بينات، همراه با کتاب و ميزان بوده‏اند. در بينش ديني، افراد نه با عمل که با بينش‏شان از يک عمل، به ارزش مي‏رسند. در بينش اسلامي، همه عهده‏دار و همه مسؤول هستند: کلکم راع و کلکم مسؤول عن رعيه. (31) براي انجام چنين مهمي است که به دو عامل ديگر نياز هست؛ کتاب و ميزان. يعني با کتاب، به ضابطه‏ها برسد و دستورها را بشناسد و هنگام تزاحم دو دستور، با ميزان‏ها و معيارها، از بن بست بيرون بيايد.
10 ) زمينه هاي اجتماعي
 سنّت و قانونِ الهي بر جوامعِ بشري چنين مقرّر گشته که سرنوشت هر جامعه اي بسته به رويکرد و اراده ي آن جامعه باشد، بدين معنا که اراده ي جمعي مردم سببِ پديد آمدنِ زمينه ها و بسترهايي مي شود که اين زمينه ها فضاي متناسب با خود را به دنبال مي آورند و در نتيجه، سرنوشت جامعه به گونه اي رقم مي خورد که فضاي حاکم بر جامعه مقتضي آن است و از آن جا که لازمه ي هر قانوني، قابليّت تکرار آن است، بدين معني که هر گاه سبب محقق شود، اقتضاي قانون، آن است که مسبب و نتيجه نيز تحقّق يابد، در مي يابيم که اگر انسان هاي صالح و پاک سيرت به دنبالِ برقراري حکومت جهاني عدل گستري هستند که ريشه ي هر گونه ظلم و ستم را برکند و پرچم زيباي ولايت اللّه را در سراسر گيتي به اهتزاز درآورد، بايد در نخستين گام زمينه هاي اجتماعي لازم را فراهم سازند؛ چرا که آخرين پيشواي الهيِ انسان ها، به منظور هدايت مردم به سر منزل و کمال مطلوب، زمام چنين حکومتِ جهاني را به دست مي گيرد، و اين امر در صورتي امکان خواهد داشت که مردم آماده ي بهره گيري از اين هدايت الهي باشند، و در صورتي که چنين زمينه مساعدي در اجتماع وجود نداشته باشد و مردم در مقامِ پذيرشِ دستورهاي هدايت کننده ي آن امامِ همام نباشند، ظهور پيشواي آسماني و منجي امّت ها در ميان چنين مردمي، ثمري نخواهد داشت، همان طور که وجود حضرت علي (عليه السّلام) در ميانِ مردم زمان خود، بدون و جود زمينه ي مساعد براي بهره گيري از هدايت هاي آن حضرت، نتيجه اي به دنبال نداشت.
در برخي از روايات، با زبانِ خبر از آينده، به اين زمينه سازي اشاره شده است. از جمله ي آن ها حديثي است از رسول خدا (صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم) که در آن چنين آمده:
يَخرُجُ اُناسٌ مِن المشرق، فيُوَطؤون للمهدي يعني سلطانه (32) از مشرق زمين، مردماني خروج مي کنند و زمينه ساز حاکميّت مهدي موعود (عليه السّلام) مي گردند.
همان طور که ملاحظه مي شود، پيام آور خدا با اين بيان نوراني، در ضمنِ خبر از آينده، ظهور مهدي موعود (عليه السّلام) را مترتّب بر فراهم بودن زمينه هاي لازم جهت حکومت و سلطه ي آن حضرت بر کُره ي خاکي مي داند و اين در حالي است که هر انقلاب و حکومتي که براي هدفي معيّن برپا مي شود، در صورتي امکانِ پيروزي دارد که زمينه ي آن از هر جهت فراهم باشد و اوضاع به طور کامل آماده و مهيّا باشد.
يکي از عوامل و زمينه هاي مهم پيروزي، آن است که عموم ملّت، خواهان آن حکومت باشند و اراده ي جمعي ايشان بر تاءييد و پشتيباني آن قرار گرفته باشد، و از آن جا که حکومت حضرت مهدي (عليه السّلام) يک حکومت جهاني است، به تبع، مساعد بودنِ زمينه ي عمومي جهان را نيز مي طلبد.


11 ) محبوبيت اجتماعي
در دوران پيش از ظهور که يأس، سايه ي سياه خويش را بر وجودِ بشريت مي گستراند، خصيصه ي آينده نگريِ انسان، حسِّ اميد را، ناخودآگاه، از دلِ انسانيّت هاي مدفون مي روياند و آدمي را به «روزي ديگر» بشارت مي دهد.
بي گمان، نسلي که دچار يأس ها و سرخوردگي ها است، در پيِ ديدنِ روزي خواهد بود که تمامي استعدادهاي نهفته اش شکوفا شود، و همه ي انسان ها در پهنه ي زمين به جايگاه حقيقي شان برسند.
ره آ ورد بررسي ها نشان مي دهد که تمامِ تلاشِ امامان ومشعل های فروزان  هدايت (عليهم السّلام)، در اين جهت مصروف مي شده که در زماني که يأسِ از دنيا و حاکمان آن بر شيعيان سيطره پيدا مي کرده، مراقب باشند تا نه تنها اين نااميدي به ناحيه ي رحمت الهي سرايت نکند، بلکه چراغ اميد به کارسازي و فرج و گشايش امور از جانب پروردگار متعال را در دل پيروان شان فروزان تر کنند. در روايتي از امام هشتم (عليه السّلام) چنين رسيده:
ما احسن الصبر، وانتظار الفرج... فعليکم بالصبر؛ فاِنّه اِنّما يَجييءُ الفرج علي اليأس...؛ (33) چه نيکو است صبر و انتظار گشايش امور را کشيدن... پس بر شما است که صبر پيشه کنيد؛ به درستي که فرج، آن گاه مي آيد که نااميدي فراگير گشته باشد.
در فضاي مالامال از يأس و نااميدي و سرخوردگي انسان ها، آشنايي با آينده ي سبز و پر نشاط از مجراي بشارت ها و پيش بيني هاي قطعي و تخلّف ناپذير انبيا و اولياي الهي، آدمي را در پي رسيدن به منجي و مُصلحي حقيقي مي دارد. اين حالت، در مرحله ي نخست، «تمايلي» بيش نيست، امّا با شناخت بيش تر نسبت به اوصاف متعالي و آرماني آن مصلحِ موعود و حکومت اش، در کنارِ رويارويي با واقعيّت هاي وحشت ناک و تلخ و نابه هنجار عصر پيش از ظهور، رفته رفته به «محبّت» و «دوست داشتن» رکن اصلي آن حکومت اصلاح گر، يعني قائد و رهبر نهضت، مبدّل مي شود. اين جا است که اين سخن در جاي گاه معنا و مفهوم واقعي خويش قرار مي گيرد:
«اِنّه لايخرج حتّي لايکون غائبٌ احبّ اِلي الناس منه، مِمّا يلقون من الشر (34)؛ به درستي که [مهدي موعود (عليه السّلام)] قيام نمي کند تا زماني که هيچ غايبي نزد مردم محبوب تر از وي نباشد. و اين به خاطر شرارت ها و ناروايي هايي است که مردم ديده اند.
اهمّيّت عنصر محبوبيّت اجتماعي تا به آن جا است که وقتي به تاريخ مي نگريم، هيچ حکومتي را نمي يابيم که گفته باشد: «متکي بر ستم و سرکوب، بر مردم اِعمال حاکميّت مي کند.».
محبوبيّت اجتماعي که آمد، به دنبال خود مقبوليّت را مي آورد و با آمدن مقبوليّت، مردم، مُلتمِسانه، حاکم را بر اِعمال حکومت بر خويش دعوت مي کنند. نمونه ي بارز اين مطلب را در ماجراي بيعت مردم با حضرت علي (عليه السّلام)، مشاهده مي کنيم. (35) البته، متون رسيده درباره ي نحوه ي بيعت مردم با حضرت مهدي (عليه السّلام) نيز خالي از اين معنا نيست. (36).
به خاطر فراهم بودن همين زمينه ي اجتماعيِ مناسب، وقتي امام عصر (عليه السّلام) ظهور مي کند، مردم، با تمام خوش حالي و در نهايت احترام، از آن حضرت استقبال مي کنند. مرحوم سيد بن طاووس، رحمه اللّه، در نقلي چنين آورده:
لايخرج المهدي حتّي يُقتل النفسُ الزکيّه. فاِذا قتلتِ النفسُ الزکيّه غضب عليهم اهل السماء و اهل الارض، فأتي الناسُ المهدي و زفوّها اِليه ما تزّف العروس اِلي زوجها ليله عِرسها (37)؛ حضرت مهدي (عليه السّلام) قيام نمي کند تا زماني که نفس زکيّه به شهادت مي رسد. پس هنگامي که نفس زکيه کشته شد، اهل آسمان و زمين، بر قاتلان او خشم ناک مي شوند. در اين هنگام است که مردم، گِرد مهدي (عليه السّلام) جمع مي شوند، و او را همانند عروسي که شب زفاف به سوي خانه ي شوهر مي برند، براي حکومت مي آورند.
بي گمان تعبير «زفوها اِليه...» حاکي از اشتياق شديد مردم به حکومت حضرت مهدي (عج) و فراهم بودن زمينه ي بي نظير اجتماعي قبل از ظهور است که به هنگام ظهور، اين گونه از حکومت آن حضرت استقبال مي شود. و همانطور که از متن روايت ظاهر است اين زمينه ي اجتماعي پس از بروز ظلمي آشکار که در قالب شهادت نفس زکيه پديد آمده، در جامعه ايجاد مي گردد، بر همين اساس مي توان علت رويکرد مردم به حکومت مهدوي(عج)  را در ادامه سرخوردگي ايشان از ظلم و فساد ديگران ارزيابي کرد.
مرور رواياتي که در اين باره وارد شده اند به ما مي نماياند که عنصر محبوبيّت، در بستر سازي براي حکومت حضرت مهدي(عج) ، از جايگاه ويژه اي برخوردار است. در بياني از قتاده چنين رسيده است:
المهدي خيرالناس... محبوبٌ في الخلايق... (38)؛ حضرت مهدي (عج)  بهترين مردم است... او، محبوب نزد خلايق است.
در تعبير ديگري از اهل سنّت اين طور آمده است:
اِذا نادي منادٍ من السماء: «اِن الحق في آل محمد»، فعند ذالک يظهرالمهدي علي افواه الناس و يشربون حُبّه فلايکون لهم ذکر غيره؛ (39) هنگامي که ندا دهنده اي از آسمان فرياد زند: «حق در آل محمد (صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم) است.»، پس در آن زمان مهدي(عج)  ظاهر مي شود و محبّت او در دل مردم جاي مي گيرد به طوري که در ياد هيچ کس، غير او نخواهد بود.
در نقل ديگري، مقدار اشتياق مردم به آن حضرت، با تشبيه به شدت شوق و دل بستگي شتر ماده اي به فرزندش بيان شده:
... فيبلغ المؤ منين خروجه فيأتونه مِن کلّ ارض، يحنّون اليه کما تحنّ الناقه الي فصيلها...؛ (40) هنگامي که خبر خروج حضرت مهدي (عليه السّلام) به انسان هاي مؤ من مي رسد، از هر سرزميني به سوي او روانه مي شوند و با اشتياق به سوي او مي شتابند، همان طور که شتر ماده به طرف فرزند خود مي رود.

زمينه سازان  ظهور
بخش عمده‏اي از رواياتي که درباره رويدادهاي پيش از ظهور و ياران حضرت مهدي (عج) آمده است، درباره ايران و ايرانيان است که با تعبيرات گوناگوني مانند: اهل فارس، عجم، اهل خراسان، اهل قم، اهل طالقان، اهل ري و... بيان شده است.
با بررسي مجموع اين روايات، به اين نتيجه مي‏رسيم که در کشور ايران، پيش از ظهور امام‏زمان (عج)، نظامي الهي ومدافع ائمّه معصومين (ع) بر پا مي‏گردد که مورد نظر امام‏زمان (عج) است و نيز مردم ايران، نقش عمده‏اي در قيام آن حضرت دارند . در اين‏جا به ذکر چند روايت بسنده مي‏کنيم:
رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) مي‏فرمايد: «مردمي از مشرق زمين قيام مي‏کنند و زمينه را براي قيام حضرت مهدي (عج) فراهم مي‏سازند». (41).
نيز مي‏فرمايد: «پرچم‏هاي سياهي از سمت مشرق خواهد آمد که دل‏هاي آنان همانند پاره‏هاي آهن است؛ پس هر کس از حرکت آنان، آگاهي يافت، به سوي آنان برود و با آنان بيعت کند؛ هر چند لازم باشد که بر روي يخ حرکت کند». (42).
امام باقر (ع) مي‏فرمايد: «گويا قومي را مي‏بينم که در مشرق قيام کرده‏اند و حق را مي‏طلبند؛ ولي حق را به آنان نمي‏دهند. بار ديگر طلب مي‏کنند؛ ولي باز به آنان واگذار نمي‏کنند. در اين حالت، شمشيرها را از نيام کشيده، بر شانه مي‏گذارند که در اين هنگام، دشمن خواسته آنان را مي‏پذيرد؛ ولي آنان نمي‏پذيرند و قيام مي‏کنند و حق را واگذار نمي‏کنند، مگر به صاحب أمر. کشتگان آنان شهيد هستند و اگر من آنان را درک مي‏کردم، خودم را براي صاحب اين امر آماده مي‏کردم». (43).
امام باقر (ع) مي‏فرمايد: «ياران حضرت قائم (عج) سي صد و سيزده نفر و از فرزندان عجم هستند». (44).
هر چند عجم به غير عرب گفته مي‏شود، ولي به‏طور حتم ايرانيان را در برمي گيرد و با توجه به روايات ديگر، در بين نيروهاي ويژه حضرت مهدي (عج) تعداد زيادي از ايرانيان حضور دارند.
رسول خدا (ص) مي‏فرمايد: «به زودي پس از شما، اقوامي خواهند آمد که زمين زير پاي‏شان جمع مي‏شود - طيّ الارض مي‏کنند - و درهاي دنيا بر روي آنان گشوده مي‏گردد و آنان را مردان و زنان فارس خدمت مي‏کنند. زمين زير گام‏هاي‏شان پيچيده مي‏شود؛ به گونه‏اي که هر يک از آنان بخواهد، فاصله شرق تا غرب را در يک ساعت مي‏پيمايد. نه آنان خود را به دنيا فروخته‏اند و نه اهل دنيايند و نه دنيا در آنان حظّ و نصيبي دارد». (45).
اميرمؤمنان (ع) مي‏فرمايد: «خوشا به حال طالقان؛ زيرا خداوند در آن‏جا گنج‏هايي دارد که نه از طلا و نه از نقره‏اند، بلکه مردان با ايماني هستند که خدا را به حق شناخته‏اند و آنان ياوران مهدي آل محمد (عج) در آخرالزمان خواهند بود». (46).
رسول خدا (ص) نيز درباره خراسان مي‏فرمايد: «در خراسان گنج‏هايي است؛ امّا نه از طلاو نقره؛ بلکه آنان مرداني هستند که خدا و رسولش آنان را دوست مي‏دارند». (47).

ناگهانی بودن ظهور
خداوند متعال‌ خواسته‌ است‌ كه‌ انسانها را در ميدان‌ وسيع‌ و خطير اختيار و انتخاب‌ وارد كند. لذا فرمود: « ان‌ اللّه‌ لايغيّر ما بقوم‌ حتّي‌ يغيّروا ما بأنفسهم ‌. (48)
خداوند سرنوشت‌ هيچ‌ ملتي‌ را تغيير نمي‌دهد مگر آنكه‌ آنچه‌ را در خودشان‌ است‌ تغيير دهند.
بنابراين‌ زمينه‌ هاي‌  ظهور نيز همچون‌ ديگر سنن‌ الهي‌، از ميدان‌ اختيار و انتخاب‌ عبور خواهد كرد.
رسول‌ اكرم‌ (صلی الله علیه وآله وسلم‌) فرمودند:
ظهور مانند ساعت‌ قيامت‌ است‌ كه‌ بر آسمان‌ و زمين‌ گران‌ است‌ و ناگهاني‌ مي‌آيد (49) .
ظهور حضرت‌ مهدي‌(ع‌) از اين‌ نظر كه‌ حادثه‌اي‌ بسيار عظيم‌ و ناگهاني‌ است‌ همچون‌ روز قيامت‌ است‌. انقلاب‌ ايشان‌، زلزله‌اي‌ است‌ كه‌ كاخ‌ متكبران‌ جهان‌ را ويران‌ و آنها را غافلگير مي‌كند. ولي‌ ظهور تفاوتهايي‌ نيز با ساعت‌ قيامت‌ دارد. در پديدة‌ ظهور امام‌ زمان‌(ع‌) اين‌ اراده‌ و همّت‌ شيعيان‌ است‌ كه‌ كوه ‌هاي‌ ظلم‌ و ستم‌ را از جا مي‌كند و كاخهاي‌ ستم‌ را به‌ لرزه‌ مي‌افكند، ولي‌ در پديده‌ روز رستاخيز ارادة‌ انسانها هيچ‌ نقشي‌ ندارد.
درباره نظريه‌ اختياري‌ بودن‌ ظهور، ‌ شهيد صدر (رحمه الله علیه)اشاراتی دارد:
انقلاب‌ او (امام‌ زمان‌ (عج‌) ) از نظر اجرا همانند همة‌ انقلابها به‌ زمينه‌ هاي‌ عيني‌ و خارجي‌ بستگي‌ دارد... براي‌ وجود چنين‌ تحول‌ بزرگي‌ تنها وجود رهبر صالح‌ كافي‌ نيست‌ وگرنه‌ در همان‌ زمان‌ پيامبر (ص‌) اين‌ شرط‌ وجود داشت‌. (50)
و نيز مي‌فرمايند:
با اين‌ كه‌ خداي‌ بزرگ‌، توانايي‌ دارد همة‌ مشكلات‌ و همة‌ سختيها را براي‌ پيام‌ رسانيهاي‌ آسماني‌، هموار و به‌ وسيله‌ اعجاز، فضاي‌ مناسب‌ ايجاد كند، اين‌ روش‌ را انتخاب‌ نكرده‌ است‌؛ زيرا امتحان‌ و ابتلا ورنجي‌ كه‌ ماية‌ تكامل‌ انسان‌ مي‌شود، در صورتي‌ تحقق‌ مي‌يابد كه‌ تحولات‌ طبيعي‌ و مطابق‌ با شرايط‌ خارجي‌ باشد. (51)
شيخ‌ طوسي‌ در كتاب‌ الغيبه‌ - كه‌ از منابع‌ معتبر شيعه‌ است‌ - مي‌فرمايد:
هم‌ ما و هم‌ خداوند قدرت‌ باز كردن‌ دست‌ امام‌ زمان‌ (عج‌) در تصرف‌ امور و تقويت‌ سلطنت‌ وي‌ را داريم‌. پس‌ اگر فرضا خداوند به‌ وي‌ بسط‌ يد نداد مي‌دانيم‌ كه‌ تقويت‌ و بسط‌ يد او بر ما واجب‌ است‌... اگر بسط‌ يد از كارهاي‌ خداوند مي‌بود، ناچار مي‌بايست‌ خلق‌ را مقهور و مجبور بر تمكين‌ سازد و پبين‌ امام‌(ع‌) و كيد دشمنانش‌ حائل‌ شود كه‌ او را آزار نكنند. و يا او را به‌ وسيله‌ فرشتگان‌ تقويت‌ و مدد فرمايد و چه‌ بسا كه‌ اين‌ كارها منجر به‌ سقوط‌ غرض‌ تكليف‌ و حصول‌ اضطرار شود پس‌ بر ما واجب‌ است‌ كه‌ در هر حال‌ دست‌ امام‌ را در امور باز گذاريم‌. (52)
خلاصه‌ اين‌ كه‌، بر اساس‌ نظريه‌ اختياري‌ بودن‌ ظهور، اختيار، اراده‌ و همت‌ شيعيان‌ بايد زمينه‌هاو مقدمات‌ ظهور را محقق‌ كند تا حضرت‌ مهدي‌(ع‌) بتواند همراه‌ با شيعيان‌ خويش‌، انقلاب‌ جهاني‌ به‌ پا كند. اين‌ نظريه‌ مي‌گويد: تا وقتي‌ شيعيان‌ اقدام‌ به‌ ايجاد زمينه‌ و مقدمات‌ ظهور نكنند، ظهور نيز در انتظار اقدام‌ آنها خواهد نشست‌. گرچه‌ به‌ ما وعده‌ حتمي‌ داده‌ شده‌ است‌ كه‌ روزي‌ شيعيان‌، به‌ اين‌ توفيق‌ خواهند رسيد و زمينه‌هاي‌ اين‌ حكومت‌ جهاني‌ را مهيا خواهند كرد و عطر حكومت‌ عدل‌ مهدي‌(ع‌) جهان‌ را فرا خواهد گرفت‌. بنابراين‌ اگر چشمان‌ ما به‌ آسمان‌ دوخته‌ شده‌ تا فرشتگان‌ و جنيان‌ چنين‌ انقلابي‌ انجام‌ دهند، جز سراب‌ حكومت‌ عدل‌ جهاني‌ را نخواهيم‌ ديد.

جایگاه امداد های غیبی ونصرت الهي
نهضت امام مهدي (عج) ، پديده‌¬اي است که با ارادة مستقيم الهي و به کمک عوامل غيبي، آغاز مي‌شود و به انجام مي¬رسد و اقبال و ادبار مردم و نيز توجه و تلاش يا غفلت و سستيِ آن‌ها هيچ تأثيري در تقديم يا تأخير اين حادثة بزرگ ندارد. اما طبق ديدگاه دوم -که با عنوان نظرية «تحصيلي بودن ظهور»، شناخته مي‌شود- حرکت جهاني آن حضرت، روالي عادي و طبيعي دارد و از اين رو، نيازمند فراهم شدن بسترها و شرائط توسط تودة مردم است. از ميان اين دو ديدگاه ، ديدگاه دوم به طريق صواب، نزديک‌تر است؛ چراکه ديدگاه نخست، از اشکالات متعددي رادر پی دارد که از آن جمله اعتقاد به اعجازآميز بودن نهضت امام مهدي (عج) ، اعتقادي بر خلاف اصل و روال طبيعي است اشاره نمود . اصولاً در جهان هستي- که جهان اسباب و مسببات است- هيچ پديده‌¬اي را نمي‌¬توان نشان کرد که بدون اسباب و علل عادي، تحقق يافته باشد؛ به عنوان نمونه براي سير شدن بايد غذا ميل کرد و براي سيراب شدن بايد آب نوشيد. هم‌چنان که براي تحصيل يک گياه، بايد دانه‌اش را کاشت و نهال آن را پرورش داد و آب و نور کافي را برايش مهيا نمود. اين توقع که گرسنگي و تشنگي، بدون خوردن غذا و نوشيدن آب، بر طرف شود، يا بدون فراهم کردن شرائط رشد يک نهال، آن نهال به بار بنشيند، توقع بي¬‌جايي است؛ چرا که به تعبير امام صادق عليه السلام :«أبَي اللهُ أن يَجرِي الاشياءَ إلاّ بِأسبابِها»(53) ؛ «خداوند از اين‌که پديده‌¬ها را جز به واسطة اسباب، تحقق بخشد، ابا دارد».
بر اين اساس، طبيعتاً نهضت امام مهدي (عج) نيز مشمول همين قانون خواهد بود و اگر کسي مدعي باشد که اين مهم، با دخالت عوامل فوقِ طبيعي و بدون فراهم شدن بسترهاي عادي، شکل خواهد گرفت، بايد بر مدعاي خود، دليلي قاطع اقامه نمايد.
از ديدگاه دیگر ، با محتواي پاره‌¬اي از آيات قرآن کريم نيز ناسازگار است؛ به عنوان نمونه، در سوره رعد آیه شريفة یازدهم ذکر گردید  ، به روشني، تغيير سرنوشت جوامع را از رهگذر تحولاتي مي‌¬داند که مي‌بايست در درون آن جوامع شکل گيرد و به تعبير ديگر، سنت الهي بر اين است که سرنوشت جوامع، نه با دخالت عوامل غيبي و نامرئي، که بر اساس شايستگي¬‌ها و لياقت¬‌هاي خود آن‌ها رقم بخورد. تغييري که در آخر الزمان به دست امام مهدي (عج) ، در عالم انساني تحقق خواهد يافت نيز، مصداقي از آية مورد اشاره است و از اين رو، براي ايجاد چنين تحولي – که به جهت وسعت و عمق، بي‌نظير است- نبايد منتظر دخالت عوامل فوق طبيعي نشست؛ بلکه مي‌بايست در تودة مردم، زمينة‌ چنين تحولي شکل بگيرد.
اشکال بعدی که به ديدگاه نخست وارد است اين است که اگر ما معتقد به اعجازي بودن‌ حرکت امام مهدي (عج) باشيم، به اين سؤال اساسي که چرا غيبت آن حضرت، صدها سال به طول انجاميده است، پاسخي نخواهيم داشت؛ چرا که اگر بناست کار ايشان، به وسيلة اعجاز به سامان برسد، بسيار منطقي است که بپرسيم چرا اين اعجاز، صدها سال به تأخير افتاده است؟! حال که قرار نيست براي ساخته شدن دنيايي سرشار از خوبي¬‌ها و تهي از رنج¬‌ها و حرمان¬‌ها در مردم، تحولي به وجود آيد و به رشد و بلوغ برسند و اين مهم، تنها به يک اشارة خداوند توانا و به امدادهاي غيبي، شدني است، پس چرا اين اشارة خداوندي، قرن‌ها به تأخير افتاده است و از همان نخست، کارها به سامان نرسيد؟! ديدگاه دوم به سادگي به اين سؤال پاسخ مي¬‌دهد که اگر ظهور، فرايندي است عادي، پس براي تحققش نيز بايد مردم مهيا شوند و شرائط و زمينه‌هاي آن را فراهم کنند و چون تاکنون چنين نکرده‌اند، ظهور نيز به تأخير افتاده است.
از آنچه گذشت، روشن شد که ديدگاه درست، همان نظرية دوم است؛ البته، تذکر اين نکته ضروري است که عادي دانستن نهضت امام مهدي (عج) ، به معناي نفي امدادهاي غيبي نيست؛ چراکه، بي¬گمان، آن حضرت از آغاز تا سرانجام حرکت الهي خود، به وسيلة امدادهاي ويژة الهي، تأييد و مساعدت خواهند شد و اين موضوع، از روايات متعددي به دست مي‌آيد که پاره‌¬اي از آن‌‌ها در قسمت‌‌هاي پيشين، ذکر شد.
هم¬چنان که نهضت پيامبر گرامي اسلام( صلی الله عليه و آله و سلم) پديده¬اي کاملاً عادي و طبيعي محسوب مي‌شود؛ با وجود آن‌که دست غيبي خداوند، همواره ياري‌گر آن بود. به عنوان نمونه، در آية شریفه سوره آل عمران، آمده است: ...ألنْ يَکْفيَکُم أن يُمِدَّکم ربُّکم بِثلاثةِ آلافٍ مِن المَلائکةِ مُنزِلين؛«آيا اين شما را كفايت نمى‏‌كند كه خدا سه هزار فرشته به يارى شما فرو فرستد؟». (54)
اصولاً لزوم تأييد حرکت¬‌هاي الهي، توسط امدادهاي غيبي و عوامل فوق طبيعي، خود، يکي از قوانين حاکم بر هستي است و خداوند اراده کرده است که افراد يا اجتماعاتي که با نياتي زلال در مسير کمال، گام بر مي¬دارند را در شرائط بحراني به کمک نيرو‌هاي پيدا و پنهان خود، ياري نمايد. از اين رو نمي‌¬توان به استناد احاديثي که از تأييد شدن امام مهدي (عج)  به وسيلة فرشتگان و ساير نيروهاي فوق طبيعي سخن مي‌¬گويند، غير‌عادي و معجزه‌آسا بودن نهضت آن حضرت را برداشت کرد؛ چرا که اين احاديث، ناظر به موارد خاصي و جزئي‌¬اند و بسيار تفاوت است ميان اين که نهضت امام مهدي (عج) را از اساس، معجزه‌گونه تفسير کنيم و يا اين‌که معتقد باشيم جريان انقلاب جهاني آن حضرت، از روال عادي و طبيعي برخوردار است و امدادهاي غيبي در موارد خاص، آن را تأييد مي¬‌کنند.
آری امداد الهي، پشتوانه اين حرکت است و اراده خداوند بر اين تعلّق گرفته که اين حرکت به ثمر نشسته و حکومت صالحان سرانجام، سراسر گيتي را فرا گيرد: «و نريد أن نمنّ علي الذين استضعفوا في الأرض و نجعلهم أئمة و نجعلهم الوارثين»؛ (55) «ما خواستيم بر مستضعفان زمين منت نهيم و آنان را پيشوايان و وارثان روي زمين قرار دهيم».
امام امیر المؤمنین علي (علیه السلام ) درتفسير اين آيه شریفه فرمودند:
«هم آل محمّد يبعث اللّه مهديَّهم بعد جُهدهم فيُعزّهم و يُذلّ عدوَّهم (56)؛ آنان اهل بيت پيامبرند که خداوند، پس از سختي‏هايي که بر آنان مي‏رسد، مهدي شان را بر مي‏انگيزد و آنان را عزت بخشيده و دشمنان‏شان را خوار مي‏گرداند».


((اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه والنصر))







پی نوشت ها :
(1). سوره نور( 24)، آيه 55.
(2). تا اين قسمت از حديث را در مآخذ متعدد ديگري از تشيّع و تسنّن، مي‏توان يافت، از جمله: کتاب الغيبة/ 178، کنزالعمال 14/ 261، تفسير الدرالمنثور 6/ 57.
(3). بحارالانوارج 51؛ص81 مسند احمد حنبل، 37:3.
(4). تحف العقول عن الرسول، ص37.
(5). منتخب الاثر ص 499.
(6). بحار ج 13 ص 136.
(7). بحارالانوار ج 13 ص 136.
(8). منتخب الاثر ص 497.
(9). بحار ج 13 ص 138.
(10). منتخب الاثر ص 497.
(11). بحارالانوار ج 13 ص 280 قسمت ملحق به آخر بحار.
(12). منتخب الاثر
(13). »غيب نعماني«/ 206.
(14). »همان مدرک«/ 206.
(15). »بحارالانوار،ج4ص«53.
(16). »منتخب الاثر«ص 485.
17). نهج الفصاحة، ح 90.
(18). (فبشر عبادي الذين يستمعون القول فيتبعون احسنه. )سوره زمر،(39)،آیه 18.
(19). نهج البلاغه، خطبه 16.
(20). مفاتيح الجنان، دعاي غيبت امام زمان (عج).
(21). اثباة الهداة، ج 7، ص 24.
(22). نهج البلاغه، کلمات قصار، ش 47.
(23).سوره انشراح(94)،آیه 1.
(24). همان مدرک،آیات 5 و 6.
(25). سوره دخان(44)،آیه 55.
(26).سوره احقاف(46)،آیات 9 و 10.
(27).سوره طلاق (65)،آیه 2.
(28). يا ايها المزمل قم الليل الا قليلاً نصفه او انقص مني قليلا او زد عليه و رتل القرآن ترتيلاً. سوره مزمل، ( 73)آیات 1 - 5.
(29). سوره انفال( 8  )،آیه  65.
(30). ارشادالقلوب، ص 184؛ تنبيه الخاطر، ج 1، ص 6.
(31).سوره حديد(57)،آیه 25.
(32). عقدالدرر، ص 167، باب الخامس؛ کنزالعمال، ج 7، ص 186؛ بحارالانوار، ج 51، ص87؛ سنن ابن ماجه، ج 2، 1368 - باب خروج المهدي(عج)، من کتاب الفتن.
(33). بحارالا نوار، ج 52، ص 110؛ بحارالا نوار، ج 52، باب 22، ح 7 و...
(34). عقدالدرر، ص 94.
(35). مراجعه شود به خطبه 3 (شقشقيه)، نهج البلاغه.
(36). عقدالدرر، ص 96 و ص 142، باب الرابع؛ سنن الدّاني، ابوعمروالدّاني؛ لوحه 85 و 95.
(37). ملاحم و فتن، سيد بن طاووس؛ باب 63، ص 139؛ معجم احاديث الاِمام المهدي )عليه السّلام(، ج 1، ص 478، ح 319 (با کمي تفاوت).
(38). عقدالدرر، ص 202.
(39). همان مدرک، ص 83.
(40). همان مدرک، ص 113، باب 4.
(41). ابن‏ماجه، سنن، ج‏2، ص‏1368؛ المعجم الاوسط، ج‏1، ص‏200؛ مجمع الزوائد، ج‏7، ص‏318 - کشف الغمّه، ج‏3، ص‏268؛ اثبات الهداة، ج‏3، ص‏599؛ بحارالانوار، ج‏51، ص‏87.
(42). عقد الدرر، ص‏129؛ شافعي، بيان، ص‏490؛ ينابيع المودّه، ص‏491؛ کشف الغمّه، ج‏3، ص‏263؛ اثبات الهداة، ج‏3، ص‏596؛ بحارالانوار، ج‏51، ص‏84.
(43). نعماني، غيبة، ص‏373؛ بحارالانوار، ج‏52، ص‏243؛ ابن‏ماجه، سنن، ج‏2، ص‏1366؛ حاکم، مستدرک، ج‏4، ص‏464.
(44). نعماني، غيبة، ص‏315؛ اثبات الهداة، ج‏2، ص‏547؛ بحارالانوار، ج‏52، ص‏369.
(45). فردوس الاخبار، ج‏3، ص‏449.
(46). شافعي، بيان، ص‏106، متقي هندي، برهان، ص‏150؛ کنز العمّال، ج‏14، ص‏591؛ ينابيع المودّه، ص‏491؛ کشف‏الغمّه، ج‏3، ص‏286.
(47). کنز العمّال، ج‏14، ص‏591.
(48) . سوره‌ رعد(13)، آيه‌ 11.
(49). كفايه‌ الاثر، ص‌ 168. باب‌ ما عن‌ الحسن‌ بن‌ علي‌ عن‌ الرسول‌.
(50) . رهبري‌ بر فراز قرن‌، شهيد محمد باقر صدر، (ترجمه‌ بحث‌ حول‌ المهدي‌(عج))مترجم‌ مصطفي‌ شفيعي‌، ص‌ 108.
(51). همان مدرک‌.
(52). كتاب‌ الغيبه‌، شيخ‌ طوسي‌، ص‌ 11، چاپ‌ مؤسسة‌ المعارف‌ الاءسلاميه‌.
(53) .اصول کافي ، ج1 ، ص183.
 (54) سوره آل عمران(3)آیه124.
(55). سوره قصص (28)، آيه 5.
(56). معجم أحاديث الإمام المهدي(عج)، ج 5، ص 321.

زمینه سازی برای ظهور ورسالت منتظران (1)

بسمه تعالی
زمینه سازی برای ظهور ورسالت منتظران (1)
علی غزالی اصفهانی
چکیده     
در تمام ادیان و آیین ها علیرغم اختلافات بسیار و گاه متناقض كه می تواند ناشی از دخالت و دستبرد انسان در كلام الهی باشد ، یك نكته مشترك می توان یافت و آن اعتقاد به ظهور موعود به هنگامی است كه دنیا را سراسر ستم وجور فراگرفته است .اعتقاد به موعود  همواره جان خسته از آلام آدمی را مرهمی بوده كه اگر نه در عمر خویش و نه در زمانه و دوره خویش ، در زمانه ایی دیگر كسی می آید كه نان را و همه شادی ها ومواهب دنیا را قسمت می كند .و به ظلم ناشی از زیاده طلبی های اصحاب زر و زور و تزویر پایان می بخشد . این نوع نگرش آینده ای درخشان برای تاریخ و جامعه ترسیم می كند و همواره نقایص جوامع موجود در مقایسه با آن جامعه ایده آلی بیشتر نمایان می شود و پذیرش ظلم وستم ( آنچه را كه هدف طاغوت است ) را با سختی همراه می سازد . به همین دلیل در جوامعی كه به این باور مومنند .اما در نگاه نخست چنين به نظر مي‏رسد كه پاك ساختن زمين از ظلم، ستم، گناه و معصيت، و برچيدن بساط طاغوت‏ها و ستمگران ناممكن است و گويا زمين و زمينيان با گناه و ظلم خو گرفته و مظلومان عالم فرياد رسي ندارند، تا حق آن‏ها را از ظالمان و طاغيان بستاند. گوئيا جهان به تحمّل وجود شوم ستم پيشگان عادت كرده است؛ تا جايي كه بشر دوره‏اي را سراغ ندارد كه در آن، جامعه جهاني خالي از ستم و ستمگران باشد.
از سوي ديگر حكمت خداوند بر اين تعلق گرفته است كه زندگاني انسان بر اساس فطرت خدا دادي جاري شده و شالوده آن، كه عدالت خواهي و ظلم ستيزي است، بدون پاسخ و جواب نماند.
در دوران پيش از ظهور، جهان گرفتار جنگ‌هاي ويران‌گر، با سلاح‌هاي كشتار جمعي شده است و طعمه هواهاي نفساني قدرت طلبان گشته، مدت‌ها در آتش جنگ سوخته، كشته‌ها و ويراني‌هايي، به جاي گذاشته است، نياز بيش‌تري به آباداني دريافت مي‌گردد، در حكومت مهدي عليه‏السلام همه‌ي اين ويرانيها اصلاح خواهد گرديد، و نقشه‌هاي شوم دشمنان و ظلم‌ها و شكاف كشورهاي شمال و جنوب از بين خواهد رفت، با ظهور مهدي عليه‏السلام ، ظلم و ستم به ديار عدم آهنگ سفر كرده و جاي خود را به عدل و داد مي‏سپارد و عدالت فراگير شده و ثمره تلاش و كوشش انبياء و اولياء به بار می نشیند. عقیده به وجود یک منجی ومصلح بزرگ آسمانی وامید به یک آینده ی روشن وقطعی که در آن نگرانی ها وهراس ها مرتفع گردد، وبه برکت ظهور یک شخصیت کمال یافته وممتاز الهی، همه تاریخی ها از پهنه ی گیتی برچیده شود و ریشه ظلم وجهل وتباهی از روی کره زمین بر چیده شود .
مادر این مجال کوشیدیم تا اعتقادبه منجی ونقش مهم موعود باوری و وجود حجت الهی  و زمینه های برای ظهور ورسالت منتظران درعصرغیبت ودر آستانه ظهور بپردازیم .   




واژگان کلیدی : موعود باوری ،اعتقاد به منجی  ، حجت الهی  ، وظایف منتظران ،رسالت منتظران 

مقدمه
با تبيين نياز انسان به حجّت و ضرورت آن با توجه به ارزش آدمى، و نيز براهین  عقلى و با استفاده از دو منبع نور، يعنى قرآن و نهج البلاغه مى رسد. اين دو بهترين گواه صادق بر ضرورت و ـ بالاتر از آن ـ وجود حجّت خواهند بود.
قرآن كريم در موارد بسيارى بر اين امر گواهى داده و ضرورت وجود حجّت را خبر مى دهد. خداوند بر انسان منت نهاده و او را مورد خطاب قرار داده و براى او حجّت آورده، تا براى انسان كه امانت و مسئوليت را پذيرفته، عذرى نماند. در آيه (47) سوره قصص آدمى در برابر خداوند به محاجّه برمى خيزد، كه: بايد براى ما رسولى مى فرستادى و حجّت را بر ما تمام مى كردى(1 )، در حالى كه خداوند براى ردّ عذر انسان حجّت را در مرحله آغازين با او همراه كرده است و مى فرمايد:
(رُسُلا مُبَشِّرِينَ وَ مُنْذِرينَ لِئَلاّ يَكُونَ لِلنّاسِ عَلَى اللهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَ كانَ اللهُ عَزيزاً حَكيماً)( 2).
«]به تمام انبيا از نوح تا خاتم وحى كرديم[ پيامبرانى كه بشارت دهنده وبيم دهنده بودند، تا بعد از اين پيامبران، حجتى براى مردم بر خدا باقى نماند و خداوند عزيز و حكيم است».
عزّت و حكمتِ كاملِ حق اقتضا دارد با منت گذاشتن بر انسان و مخاطب قرار دادن او، حجّت را بر او تمام كند، تا در فرداى حساب، به بهانه نبود حجّت عذرتراشى نكند.
از اين رو آدمى در مقابل پروردگار هيچ عذرى براى عدم انجام حق و نپذيرفتن حجّت ندارد، و اگر به زعم خود برهانى دارد، به نص قرآن باطل و واهى است(3).
در آيه ديگر مى فرمايد:
(وَ لِكُلِّ اُمَّة رَسُولٌ)(4)
«و براى هر امتى رسولى است»
و از آن رو كه هر امتى اجلى دارند:
(وَلِكُلِّ اُمَّة اَجَلٌ)(5 )
«و براى هر امتى سرانجامى است»
و اين امت مُؤَجّل كه حيات و مرگى دارند، نيازمند رسولى از خودشان هستند تا راه را بنماياند و امت را از ظلمت برهاند:
(وَ ما اَرْسَلْنا مِنْ رَسُول اِلاّ بِلِسانِ قَوْمِهِ)(6 ).
«هيچ رسولى را نفرستاديم مگر به زبان قومش».
در بيان ديگرى مى فرمايد:
(وَ لَقَدْ بَعَثْنا فى كُلِّ اُمَّة رَسُولا أَنِ اعْبُدُوا اللّهَ وَاجْتَنِبُوا الطّاغُوتَ ...)(7 )
«در هر امتى رسولى را برانگيختيم تا آن ها را به عبوديت و صراط مستقيم دعوت نمايد و از راه هاى انحرافى و عبادت طاغوت بازدارد».
ادامه آيه سخن از واكنش مردم در برابر دعوت انبيا است:
(فَمِنْهُمْ مَنْ هَدَى اللّهُ وَمِنْهُمْ مَنْ حَقَّتْ عَلَيْهِ الضَّلالَةُ ...) (8)
انسان ها در برابر دعوت، دو گروه مى شوند; گروهى هدايت مى شوند و دسته اى ديگر به ضلالت تن مى دهند، ولى حجّت بر آن ها تمام است، زيرا انتخاب آن ها با بيّنه و وجود حجّت است. اين آيه بر وجود رسول و حجّت و اهداف او تأكيد و صراحت دارد.
قرآن در جاى ديگر مى فرمايد:
(يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ اُناس بِاِمامِهِمْ...)( 9)
«روزى كه ما هر جماعتى را همراه رهبرشان فرا مى خوانيم»
آيه نشان مى دهد انسان  ها بر اساس امامى كه برگزيده اند، مؤاخذه مى شوند. اين گزارش از واقعيتى است كه انسان ها بدون امام نخواهند بود، هرچند امام آن ها باطل باشد، گو اين كه بايد از جانب خداوند براى آن ها امامِ حَقّى نصب شده باشد، تا بتوانند انتخاب كنند.با ادله مذکور درباب حجت الهی و اعتقاد به موعود ومنجی در بین ادیان مختلف همواره جان خسته از آلام آدمی را مرهمی بوده كه اگر نه در عمر خویش و نه در زمانه و دوره خویش ، در زمانه ایی دیگر كسی می آید كه نان را و همه شادی ها ومواهب دنیا را قسمت می كند .و به ظلم ناشی از زیاده طلبی های اصحاب زر و زور و تزویر پایان می بخشد . این نوع نگرش آینده ای درخشان برای تاریخ و جامعه ترسیم می كند و همواره نقایص جوامع موجود در مقایسه با آن جامعه ایده آلی بیشتر نمایان می شود و پذیرش ظلم وستم ( آنچه را كه هدف طاغوت است ) را با سختی همراه می سازد .

نقش موعود باوری واعتقاد به منجی

موعود باوری یكی از برجسته ترین اعتقادات اسلامی شناخته شده است. اهمیت موضوع، محققان را بر آن داشته تا از زوایای گوناگون درباره این اصل مهم اظهار نظر كنند.مسئله مهدویت و انتظار، جنبه‌های مختلف اجتماعی، روان‌شناختی، تاریخی، فلسفی، تربیتی و اعتقادی دارد و از دیدگاه‌ها و زوایای مختلف قابل بررسی می باشد در مورد موعود باوری جهانی می توان دو فرض را ارئه نمود: فرض اول؛ نوعی «امید» جهانی و بشری به برون‌رفت از رنج‌های فردی یا اجتماعی، اعتقادی است.چنین امیدی در ذات خود در خصوصیتی روانی در بشر ریشه دارد كه به مقتضای آن می‌كوشد آینده‌ای روشن‌تر از گذشته ترسیم كند. گو این كه ممكن است این امید فطری با آن سنت الهی نیز هماهنگ باشد كه: « با هر سختی، آسایشی هست»(10) این امید هم در افراد و هم در جوامع وجود دارد و كاركرد روانی قابل ملاحظه‌ای برای آن متصور هست. می‌توان گفت منجی‌ باوری‌های غیردینی (سیاسی - اجتماعی) بیشتر بر چنین امید روان‌شناختی تكیه دارد.
فرض دوم؛ آموزه‌‌ای در مورد سررسید وعده‌ای مخصوص كه در گذشته داده شده است؛یعنی تلقی موعود باوری به مثابه اعتقاد به سررسید وعده‌ای در گذشته، اولاً و بالذات، از سنخ «آموزه» ‌یا «عقیده» است، هر چند ممكن است در پیشبرد اهداف خود، بر ویژگی امیدواری فطری بشری، تكیه و تأكید كند. منجی باوری‌های دینی از این سنخند. در این فهم از موعود باوری، نوع «خاصی» از رهایش و آرمان و ایده مخصوصی در نظر است، نه صرف امید به تغییر اوضاع ناگوار. این مفهوم از موعود باوری دارای پشتوانه قوی‌تری در «اندیشه» و «ایمان» است تا در روان و ویژگی‌های روانی.(11)
وقتی از ابعاد جهانی موعود باوری سخن می‌گویند، ناظر به همین فرض دوم درمفهوم موعود باوری باشد وگرنه سنخ اول اصولاً جای بحث و استدلال و استشهاد ندارد. علاوه بر این، موارد و مصادیق موعود باوری در جهان، با ویژگی‌هایی كه برای مفهوم دوم برشمردیم، انطباق بیشتری می‌یابد.
عقیده به وجود یک منجی ومصلح بزرگ آسمانی وامید به یک آینده ی روشن وقطعی که در آن نگرانی ها وهراس ها مرتفع گردد، وبه برکت ظهور یک شخصیت کمال یافته وممتاز الهی، همه تاریخی ها از پهنه ی گیتی برچیده شود و ریشه ظلم وجهل وتباهی از روی کره زمین برکنده شود؛یک اعتقاد فرادینی وعمومی ثابت است که همواره در همه جا ودر همه زمان ها بین تمام ملت ها شایع ورایج بوده است
باور به آینده ی مشترک در جامعه ی ایمانی،یک اندیشه ی محکم ومسلم اعتقادی است. پیروان همه ادیان الهی به ویژه آخرین وکامل ترین پیام آسمانی، یعنی دین اسلام، معتقدند: همه بشر در یک فرایند تکاملی به آرزوی فطری، انسانی والهی خود در کمال طلبی، به نقطه اوج تکاملی انسانی،یعنی تجلی عدالت وحاکمیت عادلانه می رسند.
بحث موعود در اسلام نیز به مانند دیگر ادیان آسمانی مطرح شده است. در احادیث وروایات از زبان پیامبر اسلام (ص) وائمه(ع) به مهدی موعود اشاره شده است. وعلمای اسلام نیز کتاب های بسیاری در این خصوص نوشته اند. ومفسریندر تفسیر این «بقیه الله خیر لکم، این کنتم مؤمنین»(12). «بقیه الله (ذخیره الهی) برای شما مردم اگر مؤمن باشید از هر چیز وهرکس دیگر بهتر است».چنین می گوین که: منظور از بقیه الله مهدی موعود می باشد که با ظهور خود دنیا پر از عدل وداد می کند.


ظهور منجي موعود و شكل‏گيري حكومت عدل جهاني، ازجمله آرمان‏هاي مشترك انسان‏ها در طور تاريخ بشر بوده است. به رغم تفاوت نگرش به منجي عالم در اديان مختلف، در اصل ظهور و تحقق حكومت عدل جهاني بين اديان مختلف اتفاق‏نظر وجود دارد.(13) به اعتقاد شيعه ظهور حضرت مهدي(عج) و شكل‏گيري حكومت عدل جهاني از يك اعتقادِ صرف فراتر رفته و هويت شيعي را در طول تاريخ شكل داده است. در نگاه شيعه حكومت جهاني آن حضرت(عج) تحقّق‏بخش مدينه‏ي فاضله بوده و به فلسفه‏ي تاريخ، غايت تاريخ را رقم خواهد زد.
چگونگي تحقّق حكومت عدل جهانيِ آن حضرت به جهات مختلفي مي‏تواند علاوه بر تبيين يك اعتقاد اساسي و اسلامي، برخي از چالش‏هاي فكري ـ نظري انديشه‏ي سياسي شيعي را حل و فصل نمايد. بدون ترديد كشف ابعاد حكومت جهاني آن حضرت به عنوان مدينه‏ي فاضله، زواياي مورد مناقشه‏ي حكومت و جامعه‏ي اسلامي را تا حدودي روشن خواهد كرد. با تأمل در ويژگي‏هاي حكومت حضرت مهدي(عج) مي‏توان تا حدودي ديدگاه شيعه را در باب برخي مسايل سياسيِ جديد نيز استخراج نمود. چگونگي روابط حكومت با مردم، نقش نيروهاي سياسي اجتماعي، وظايف حكومت و بسياري از مسايل ديگر را كه در اين مورد مطرح مي‏شوند مي‏توان با تأمل در ويژگي‏هاي حكومت آن حضرت(عج) تبيين كرد.
با توجه به جايگاه مهم و اساس مهدويّت و اعتقاد به شكل‏گيري حكومت جهاني حضرت مهدي(عج)، به جرأت مي‏توان ادّعا نمود كه به رغم تأليفات زيادي كه درباره‏ي آن حضرت و در چيستي و چگونگي حكومت ايشان از سوي محقّقان حوزوي و دانشگاهي ارايه شده است، اما آثار كمتري را مي‏توان يافت كه از صِرف بيان روايات وارده در اين باب و تبيين عمومي ويژگي‏هاي حكومت آن حضرت(عج) فراتر رفته و آن را از منظري تخصصي و مبتني بر انديشه‏ي سياسي تشيع مطرح نموده و درصدد ربط دادن و نسبت‏سنجي آن با وضعيت حكومت در عصر غيبت برآمده باشد. البته به نظر مي‏رسد چنين بحثي همانند ديگر مباحث كلام سياسي و فقه در حوزه‏هاي ديني ما ـ حتي به رغم گذشت بيش از دو دهه از تأسيس جمهوري اسلامي و حكومت ديني در ايران ـ مورد توجه جدّي واقع نشده است. از اين رو بر حوزويان ـ به‏ويژه فضلاي جوان حوزوي ـ است كه چنين مسأله‏ي اساسي را مورد توجه جدّي قرار داده و ابعاد آن را تبيين نمايند.
تبيين روشمند و منسجم چيستي حكومت جهاني حضرت مهدي(عج) و مسايل مربوط به آن مي‏بايست از منظر كلام سياسي شيعه صورت پذيرد. جايگاه اصل امامت به عنوان يك اصل اعتقادي در تفكر شيعي موجب توجه جدي عالمان و متكلّمان شيعه به مسايل سياسي شده است و ما شاهد تأليف آثار كلامي مهمّي؛ چون «الشافي في‏الامامه»ي سيّدمرتضي(ره) بوده‏ايم و اين امر خود رونق و شكوفايي كلام سياسي شيعه را همراه با علم كلام شيعه به همراه داشته است. با اين حال در دوره‏هاي متأخّر، صِرفا بر يافته‏هاي قبلي بسنده شده و از غور در مسايل جديد غفلت شده است.
فهم چيستي حكومت جهاني حضرت مهدي(عج) بدون توجه به نظام امامت شيعه ممكن نيست. حكومت جهاني حضرت مهدي(عج) به لحاظ ويژگي ذاتي، همان ويژگي حكومت پيامبر(ص) و حضرت علي(ع) را دارا است. هرچند مي‏توان ويژگي‏هاي خاصي نيز ـ چون قيام با سيف ـ براي حكومت آن حضرت برشمرد، اما اين ويژگي‏هاي خاص موجب تمايز ماهوي نمي‏شوند. از ديدگاه شيعه جامعه‏ي بشري نيازمند هدايت الهي و دريافت شريعت از يك سو و نصب راهنماي الهي از سوي ديگر است. طبق قاعده‏ي لطف كلامي (14) و عنايت فلسفي، نصب امام معصوم(ع) بر خداوند ضروري است. حكومت نيز همراه با ديگر مواردش از شئون امامت است. لذا از نظر شيعيان حاكم صرفا مي‏بايست از جانب خداوند منصوب شود و مشروعيت ديگر حاكمان لزوما به لحاظ ارتباط با امام معصوم(ع) امكان‏پذير است. هرچند در عصر حاضر نسبت به شأن حكومتي امام معصوم(ع) شبهاتي مطرح شده است ـ ولذا برخي حكومت را از دين جدا مي‏گيرند ـ امّا به نظر مي‏رسد اعتقاد به حكومت جهاني حضرت مهدي(عج) و رهبري آن حضرت از مُسلَّمات مفروض تلقي مي‏شود. بدون ترديد بين اعتقاد به حكومت حضرت مهدي(عج) با نفي شأن حكومتي امامان تعارض لاينحلّي وجود دارد. بنابراين مي‏توان با استناد به حكومت جهاني حضرت مهدي(عج) كه امري مسلّم فرض مي‏شود، در متفطّن ساختن صاحبان چنان شبهاتي بهره جست. از اين رو حكومت آخرالزمان چنانكه ديدگاه شيعه اقتضا مي‏كند، لزوما حكومتي ديني خواهد بود. و آيه‏ي شريفه‏ي «و نُريدُ اَن نَمُنَّ علي‏الذين استضعفوا في‏الارض و نَجْعَلَهُمْ أَئِمةً و نَجْعَلَهُمُ الوارثين»(15) و احاديث وارد در ذيل آن بر اين امر كاملاً آشكار است و چنين اعتقادي، يك اعتقاد فراشمول بين مذاهب اسلامي است.(16)
ضرورت تحقق حكومت جهاني حضرت مهدي(عج) از منظر فلسفه و غايت تاريخ نيز قابل بررسي است. از ديدگاه قرآن، خداوند سنّت‏هايي را در فرآيند تاريخ قرار داده است و سرانجام تاريخ، حاكميّت بندگان صالح او خواهد بود. هرچند تاريخ شاهد فراز و نشيب‏هاي فراوان و پايمال شدن حق و عدالت گرديده است، امّا بدون تحقّق يك حكومت و جامعه‏ي صالح، تاريخ به بلوغ و كمال خويش نخواهد رسيد. از اين رو طبق سنتي الهي ضروري است تا سرانجام تاريخ، حكومت صالحان و تحقّق كامل خلافت الهيِ انسان بر روي زمين باشد. حضرت علي(ع) در ذيل آيه‏ي شريفه‏ي «و نُريد...» مي‏فرمايند: «دنيا بعد از همه‏ي سركشي‏هايش سرانجام بر ما رام خواهد شد و به ما رو خواهد كرد؛ همانند شُتُري كه در آغاز، بچه‏ي خود را شير نمي‏دهد و لگدپَراني مي‏كند، سرانجام به وي ميل و عطوفت مي‏كند.»(17)

قران کریم در رابطه با برنامه های دولت عصر ظهور می فرماید:
«الذين ان مكناهم فى‏الارض اقامواالصلوة و اتواالزكوة و امروا بالمعروف و نهوا عن‏المنكر و لله عاقبة‏الامور» (18)

اينها (ياران خدا) كسانى هستند كه هرگاه در زمين به آنها قدرت بخشيديم، نماز بر پا مى‏دارند و زكات مى‏پردازند، و امر به معروف و نهى از منكر مى‏كنند و پايان همه كارها از آن خداست.
در آيه شریفه ، سخن از برنامه‏هاى عملى ياوران خداست كه اگر در زمين قدرت پيدا كنند، اجراى احكام الهى را سرلوحه برنامه‏هاى خود قرار مى‏دهند و با بر پايى نماز به خودسازى مى‏پردازند، و با پرداخت زكات مشكل اقتصادى جامعه را، حل مى‏كنند و با امر به معروف و نهى از منكر از جامعه‏اى سالم و خداپسند برخوردار مى‏گردند.
امام صادق، عليه‏السلام، در روايتى كه در ذيل آيه مزبور وارد شده مى‏فرمايد:
«فهذه لآل محمد الى آخرالآية، والمهدى و اصحابه يملكهم‏الله مشارق‏الارض و مغاربها، و يظهرالدين و يميت‏الله به و باصحابه‏البدع و الباطل كما امات‏الشقاة‏الحق، حتى لايرى اين‏الظلم، و يامرون بالمعروف و ينهون عن‏المنكر». (19)

اين آيه تا آخر آن درباره آل محمد و مهدى و اصحاب اوست كه مشرقها و مغربهاى زمين را تصاحب مى‏كند و دين پيروز مى‏شود. و خداوند به وسيله او و اصحابش، بدعتها و باطل را مى‏ميراند، همانطور كه اشقيا، اهل باطل را از بين بردند، به گونه‏اى كه ظلم در هيچ جا ديده نمى‏شود، و امر به معروف و نهى از منكر مى‏كنند.
بنابراين، مصداق كامل اين آيه، در زمان ظهور حضرت مهدى، عليه‏السلام، تحقق مى‏يابد. همانطور كه پيامبر اسلام، صلى‏الله‏عليه‏وآله، نيز مى‏فرمايند:
«يفرج الله بالمهدى عن الامة بملا قلوب العباد عبادة و يسعهم عدله، به يمحق الكذب، و يذهب الزمان الكلب و يخرج ذل الرق من اعناقكم‏». (20)

خداوند به وسيله مهدى براى اين امت گشايش ايجاد مى‏كند، و دلهاى بندگان را از عبادت پر مى‏كند، و عدلش را همه جا مى‏گستراند و به وسيله او دروغ ريشه‏كن مى‏شود و دوران سخت‏سپرى مى‏شود، و ذلت‏بندگى از گردنهاى شما خارج مى‏شود.
يكى از برنامه‏هاى مهم حكومت‏حضرت مهدى، عليه‏السلام، فقرزدايى كامل از جامعه به وسيله اجراى عدالت، و زدودن حرص و طمع از دلهاى مردم است. در روايتى از اهل سنت اين برنامه اينگونه تشريح شده است:
«بشارت باد بر شما، مهدى ! مردى از قريش كه از خاندان من است، در اختلاف و سستى مردم خروج مى‏كند، پس از آن زمين را پر از قسط و عدل مى‏كند همانطور كه از ظلم و جور پر شده است. ساكنان زمين و آسمان از او راضى هستند، و ثروتها به صورت صحيح و مساوى تقسيم مى‏شود. دلهاى امت محمد از بى‏نيازى پر مى‏شود، و عدالتش چنان گسترده مى‏شود كه آن حضرت منادى را مامور مى‏كند كه ندا دهد: چه كسى به من نياز دارد؟ اما غير از يك نفر كه درخواست مال مى‏كند هيچ كس به سراغ او نمى‏آيد. منادى به او مى‏گويد: پرده خانه كعبه را بياور تا از اموال به تو بدهم. آن شخص پرده خانه كعبه را مى‏آورد، منادى مى‏گويد: من فرستاده مهدى هستم تا مالى را به تو بدهم و سريع مال را به او مى‏دهد اما قدرت حمل آن را ندارد، بنابراين مقدارى از آن را كم مى‏كند تا بتواند آن را حمل كند. پس از آن كه بيرون مى‏آيد از كار خود پشيمان مى‏شود و مى‏گويد: من حريص‏ترين امت محمد هستم. همه مردم براى گرفتن اين مال دعوت شدند، اما غير از من همگى آن را رها كردند، بنابراين، اموال را به منادى بر مى‏گرداند، ولى منادى مى‏گويد: ما چيزى را كه عطا كنيم پس نمى‏گيريم...» (21)

آرى، در چنين دولت كريمه‏اى، اسلام و مسلمين عزيز هستند، نفاق و اهل آن خوار و ذليل‏اند، مردم به اطاعت‏خداى متعال دعوت مى‏شوند، و كرامت و بزرگوارى در دنيا و آخرت نصيبشان مى‏شود.
اين حكومت، حكومتى است قرآنى و خداپسند كه ارزشهاى دينى بارور مى‏شود، مشكلات زندگى فردى و اجتماعى از بين مى‏رود، انسان از پوچى نجات مى‏يابد و در يك كلمه انسان به هدف آفرينش رهبرى مى‏شود.
«اللهم انا نرغب اليك فى دولة كريمة، تعزبها الاسلام و اهله و تذل بها النفاق و اهله و تجعلنا فيها من الدعاة الى طاعتك، والقادة الى سبيلك و ترزقنا بها كرامة‏الدنيا و الآخرة‏». (22)
اين انقلاب كه در انتظار بشريت است و بشريت نيز در انتظار آن است در اين آيه از قرآن مطرح گرديده است:
«و نريد ان نمن على‏الذين استضعفوا فى الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثين‏» (24)
ما مى‏خواهيم تا به مستضعفان زمين نيكى كنيم يعنى آنان را پيشوايان سازيم و وارث براى زمين.
در اين رخداد عظيم تاريخ انسان، حقيقتى كه همواره به آن وعده داده شد و هيچ‏گاه لباس واقعيت نپوشيد و به عينيت نرسيد; آشكار مى‏گردد و عينيت مى‏يابد. در پرتو اين دگرگونى بنيادين كه جوهرى انقلابى دارد، ماهيت روابط اجتماعى دگرگون مى‏شود و تحولى اصولى مى‏يابد. يعنى روابط ناسالم انسان با انسانهاى ديگر و با طبيعت دگرگون مى‏شود حتى بسيار بالاتر و در گستره‏اى عظيم‏تر. رابطه انسان با خدا و با خود نيز تحولى ژرف مى‏يابد. يعنى انسان براستى بنده خدا و فرمانبر او مى‏شود و در پرتو تعاليم خالص و ناب آن معلم و مربى الهى توحيد راستين آموزش داده مى‏شود و از توحيدهاى ناخالص فلسفه‏ها و عرفانهاى بشرى جدا مى‏شود و راه مستقيم الهى روشن مى‏گردد و خداشناسى و خدايابى به اوج شكوفايى مى‏رسد و اين معناى انقلاب راستين در رابطه انسان با خداست.
نيز رابطه انسان با خود و چگونگى درك و دريافت‏خود و كيفيت احساس از خود و نيروها و استعدادهاى خود، تحولى بنيادين مى‏يابد و انسان به ارزش والاى خويش، به جايگاه و منزلت انسانى و بهحد اعلای خودكه ممكن است دست مى‏يابد و به گستره نيروهاى نهفته در درونش، پى‏مى‏برد و نقدينه استعدادها و روح و جسم خويش را در راه رشد اهداف پوچ و گذرا نمى‏نهد و به جستجوى حقايق ژرف و جاودانه وجود روى مى‏آورد و به جوهر هستى دست مى‏يابد و اين انقلاب در رابطه انسان با خود خويشتن است .

رسالت منتظران وعصر غیبت

در روايات ذكر شده است كه هنگام ظهور امام زمان،‌جنگ و خونريزي و فساد فراوان روي مي‌دهد، و از طرفي گفته مي‌شود كه بايد زمينه را براي ظهور ايشان فراهم كرد اما باید گفت
از جمله نشانه‌هاي غير حتمي ظهور، گسترش فساد و تباهي است و نبايد اين فساد و تباهي‌ها را جزو زمينه‌ها و عوامل ظهور دانست. در مقابل اين روایات مطالبی  ارائه باید نمود  و قضاوت را بایستی به عهدة خواننده گذارد .
الف. براي شكل گرفتن و تحقق هر پديده، چه طبيعي و چه اجتماعي، عوامل وشرايط چندي لازم است و معمولاً اين پديده‌ها با يك سري نشانه‌ها و علايم همراه است. از اين رو، عوامل و نشانه‌هاي پديده را بايد شناخت و تفاوت ميان آن دو را بايد دانست تا در هنگام بيان عوامل و نشانه‌ها، دچار سردرگمي و اشتباه نشويم.
عوامل و شرايط ايجاد هر پديده، يك سري چيزهاست كه با پديده، ارتباط استلزامي و انفكاك ناپذير دارند و بايد آنها تحقق پيدا كنند تا پديده محقق شود. اينها در شكل گرفتن پديده نقش دارند و بدون اينها، پديده تحقق نخواهد يافت.
امّا نشانه‌هاي يك پديده، علامت‌هايي است كه از وقوع پديده يا نزديكي وقوع آن، مردم را آگاه مي‌كند و فايده آن، علم پيدا كردن به وقوع پديده يا نزديكي وقوع آن است؛ نه اين كه نقشي در ايجاد پديده داشته باشند. يعني با آشكار نشدن نشانه و اتفاق نيفتادن آن نيز پديده مي‌تواند شكل بگيرد.
بنابراين، نسبت ميان شرايط يك پديدة مشروط با پديده، نسبت استلزامي و انفكاك ناپذير است، در حالي كه نسبت ميان نشانه با پديده نشاندار، نسبت غير استلزامي و انفكاك پذير است.
پديده ظهور و تشكيل حكومت جهاني حضرت حجت ـ عليه السّلام ـ نيز از اين قاعده مستثني نيست. و شرايط و عوامل و نشانه‌هايي دارد. شرايط و عواملي مانند وجود قانون جامع و كامل (قرآن وسنت پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ)، مجري قانون (حضرت مهدي ـ عليه السّلام ـ)، آماده بودن عده‌اي از اهل ايمان براي ياري آن حضرت و جانبازي در راه اهداف او، و.... و نشانه‌هايي مانند خروج سفياني، نداي آسماني، فرو رفتن زمين در منطقة بيداء، خروج يماني، قتل نفس زكيّه، و زياد شدن فساد و تباهي در اين عصر و....
البته نشانه‌ها نيز دو گونه‌اند: 1. نشانه‌هاي حتمي و قطعي؛ 2. نشانه‌هاي غير حتمي.
علايم غير حتمي با ظهور، ارتباط استلزامي ندارند. زيرا ممكن است برخي از آنها اصلا واقع نشود ولي ظهور تحقق يابد. و احتمال دارد برخي از نشانه‌ها حادث شود ولي ظهور توأم و همزمان با آنها شكل نگيرد و بدين بيان كه: اين نشانه‌ها، بيانگر ظرف تحقق ظهور باشند، مانند اين كه گفته شود: نامه رسان هنگامي مي‌آيد كه هوا صاف باشد. منظور اين است كه نامه رسان در زمان نامساعد بودن هوا نخواهد آمد، نه اين كه هر وقت هوا صاف بود او مي‌آيد. در باب علايم ظهور نيز مراد اين است كه حضرت مهدي ـ عليه السّلام ـ در غير اين اوضاع ظهور نخواهد فرمود، نه اين كه هر وقت اين اوضاع پديدار شد،‌ حضرتش بايد ظهور كند.
از مباحث ياد شده بر مي‌آيد كه فساد و... شرط ظهور نبوده بلكه نشانه‌هاي ظهور هستند.
نتيجه: فساد و... شرط ظهور مصلح كل نيستند تا با دامن زدن به آن، تحقق ظهور را شتاب بخشيم. فساد و اصلاح، دو نقطة مقابل و ضد يكديگرند و ايجاد فساد، تناسبي با تحقق اصلاح و ظهور مصلح كل ندارد. به صراحت قرآن، يكي از اهداف آمدن انبيا و فرستادن كتاب‌هاي آسماني، رساندن مردم به اين سطح از رشد و فرهنگ و تعالي است كه خود با اختيار، قسط و عدل را بر پادارند. (حديد / 25).
بنابراين، مهمترين وظيفه ما در دوران غيبت، رسيدن خود و رساندن ديگران بدين فرهنگ است تا با آمادگي كامل، به پا دارنده عدل و دادگستر گيتي را پذيرا شويم. شناخت صحيح دين و امام زمان و اهداف او و هماهنگي با آن اهداف از وظايف اين دوران پرخطر است.
ب: ‌از سوي ديگر آن چه كه در روايات دربارة تكليف شيعيان در عصر غيبت و اقدامات براي نزديكي ظهور آمده است بيانگر پرهيزگاري و تهذيب نفس در اين عصر است.
در روايت است كه: هر كس دوست دارد از اصحاب حضرت باشد، بايد منتظر باشد و در اين حال به پرهيزكاري و اخلاق نيكو رفتار نمايد، در حالي كه منتظر است(25)
با توجه به چنين رواياتي روشن است كه از جمله چيزهايي كه موجب فراهم آمدن زمينه‌هاي ظهور است پرهيزكاري و تقوا است نه فساد و تباهي.
ج. حضرت علي ـ عليه السّلام ـ در نهج البلاغه مي‌فرمايد:
توجه كنيد كه هر مأمومي را امامي است كه به او اقتدا مي‌كند،‌ و از نور علمش برخوردار است (بخش نامه‌ها) اقتدا كردن به امام به معناي الگو قراردادن حضرت بيان شده است بنابراين همان گونه كه در اين زمان امام عصر (عج) عمل به واجبات و ترك محرمات و ساير تكاليف واجب و مستحب را در سرلوحه زندگي خود قرار داده‌اند وظيفه شيعيان نيز اين چنين است نه فساد و تباهي.
د. از امام صادق ـ عليه السّلام ـ نقل است كه فرمود:
«كونوا لنا زيناً و لا تكونوا علينا شيئاً؛ اي شيعيان زينت ما باشيد».(26)
اين روايت بيانگر آن است كه شيعيان در تمام زمانها بايستي براي اهل بيت زينت باشد و زينت شدن براي اهل بيت جز با پرهيزكاري و تقواي الهي و پرهيز از فساد و تباهي سازگاري ندارد.
با توجه به نكات فوق روشن مي‌شود كه فساد و تباهي از نشانه‌هاي ظهور است، امّا وظيفه ما پرهيز از آن است، و انجام دادن فسادها و منكرات، مخالفت با قرآن و سنت است.
وظيفه ما درعصر غيبت آن است كه برآنچه از حق و هدايت كه به او رسيده، ثبات قدم داشته و چنگ بزند تا محفوظ بماند و پيداست كه منبع شناخت اين مطالب حقّه و هدايت يافتن به آن، مطابق حديث متواتر ثقلين، قرآن مجيد و سنت نبوى و عترت طاهره است، كه در عصر غيبت روايات و سنت ايشان در كتب موجود است. روايات متعددى با الفاظ مختلف براين مطلب دلالت مى‏كنند، ازجمله:

1 - پرهيز از شك
از امام صادق، عليه‏السلام، نقل شده كه ضمن حديثى درباره عصر غيبت فرمودند:
’... فإيّاكم والشّك والإرتياب أنفو عن أنفسكم الشكوك و قد حذّرتم فاحذروا من اللَّه...
3پس بپرهيزيد از شك و دودلى و ترديد، شكها را از خودتان برانيد و به تحقيق كه شما برحذر داشته شديد، پس از خدا پرهيز كنيد [كه درعصرغيبت ترديد به‏خود راه‏دهيد] ...
اين حديث نشان مى‏دهد كه يكى از وظايف شيعه در عصر غيبت، احراز درجه رفيع يقين و تلاش براى حفظ عقايد حقّه است. زيرا طولانى شدن دوره غيبتِ حجّتِ خدا، باعث ترديد و بى‏اعتقادى بسيارى مى‏شود و سيطره4مادّيت (مادى گرايى) و فضل‏فروشى عالم نمايانى كه علم و تخصص آنها ربطى به عقايد ندارد و درعين حال در آن دخالت و تخريب مى‏كنند، مزيد بر علت است.

2 - چنگ زدن به امرِ اول تا وصول به امرِ آخر
ما مجموعه بزرگ و والايى از احاديث عقيدتى و اخلاقى و فقهى و غير آن داريم كه از جهتى مايه فخر و مباهات ما بر ساير مذاهب و ملل است و از جهت ديگر باعث هدايت و ثبات قدم ماست. مى‏توان گفت مراد از »امر اول«، همين دوره دويست و هفتاد و سه‏ساله از آغاز بعثت تا آغاز غيبت و يا دوره امامان يازده‏گانه شيعه باشد كه آن ميراث را به‏يادگار گذاشته‏اند و حاملان و مبلّغان و مجريان آن، فقها و علماى صالح شيعه‏اند. البته توقيعات شريفه ناحيه مقدسه را نيز مى‏توان جزءِ امرِ اول دانست. امّا »امرِ آخر (ديگر)« ظاهراً مربوط به عصر ظهور است كه تكاليف همه توسط شخص امام مهدى، عليه‏السلام، روشن مى‏شود و هيچ بلاتكليفى باقى نمى‏ماند. شيعه موظّف است كه در عصر غيبت، كمال تحفّظ را نسبت به آن ميراث گرانبها داشته و به ثقلين چنگ بزند و اگر چيزى را نفهميد، آن را انكار و رد نكند كه ممكن است گرفتار كفر بشود.
در روايتى از امام صادق، عليه‏السلام، نقل شده كه درباره وظيفه شيعه دراين عصر فترت، فرمودند:
فتمسّكوا بالأمر الأوّل حتّى يبّين لكم الآخَر
5و بنا به نقل ديگرى:
تمسّكوا بالأمر الأوّل الّذى أنتم عليه حتى يبّين لكم
6به امر نخستينى كه برآنيد، چنگ بزنيد تا براى شما آشكار شود.
همچنين از آن حضرت دراين باره نقل شده كه فرمودند:
كونوا على ما أنتم عليه حتّى يُطلع اللَّه لكم نجمكم
7بر آن‏چه كه برآنيد، باشيد تا خداوند ستاره شما را برايتان طالع گرداند.
و نيز نقل شده كه فرمودند:
فتمسّكوا بما فى أيديكم حتى يصحّ لكم الأمر.
8پس چنگ زنيد به آنچه كه در دستهايتان است تا امر براى شما راست واستوار آيد [يعنى ظهور واقع شود].
يكى از وظايف شيعه در عصر غيبت، احراز درجه رفيع يقين و تلاش براى حفظ عقايد حقّه است. زيرا طولانى شدن دوره غيبتِ حجّتِ خدا، باعث ترديد و بى‏اعتقادى بسيارى مى‏شود و سيطره مادّيت (مادى گرايى) و فضل‏فروشى عالم نمايانى كه علم و تخصص آنها ربطى به عقايد ندارد و درعين حال در آن دخالت و تخريب مى‏كنند، مزيد بر علت است.
و در روايت ديگرى هم به اين شكل تكليف شيعه را در »سَبطَة« (پايين‏تر از »فَترَت«) مشخص فرمودند كه:
إلى ما أنتم عليه حتّى يأتيكم اللَّه بصاحبها.
9به آنچه كه شما برآنيد عمل كنيد تا خداوند صاحبش را براى شما بياورد.
مفهوم همه اين روايات يكى است و آن محافظت و عمل كردن به قرآن و ميراث موجود اهل بيت در عصر غيبت است تا ظهور فرا رسد و هيچ ابهامى نماند.

3 - رعايت معيارهاى عصر ائمه، عليهم‏السلام، در دوستى و دشمنى و پيروى كردن و سرپرست گزيدن
اين مفهومى بسيار دقيق و مهم است؛ زيرا آنچه كه ما را با پيشينيان شيعه ما كه اصحاب ائمه هُدى، عليهم‏السلام، بودند و در راه ولايت آنها كوشيدند و سختيها و رنجها كشيدند و قربانيها دادند، پيوند مى‏دهد، همين مطلب است. چنانكه حالات روحى ما مى‏تواند (بنابر بعضى از روايات)، ما را در عمل ياران پيامبر، صلّى‏اللَّه‏عليه‏وآله، در جنگهاى ايشان و امام على، عليه‏السلام، و ساير امامانِ گذشته شريك كند و همچنين آرزوهاى ما درباره يارى امام زمان، عجّل‏اللَّه‏تعالى‏فرجه، مى‏تواند باعث پاداش يارى آن حضرت و جنگ و شهادت در ركاب ايشان شود، هرچند آن دوره را درك نكنيم. درواقع همين حبّ و بُغض و ولايت مشترك است كه افراد يك زمان و يا زمانهاى مختلف را به‏هم متصّل مى‏كند؛ زيرا اين همدلى و همرأيى باعث حفظِ ميراثِ گذشتگان و تحقّق اميدِ آينده مى‏شود. اينك با مقدمه مذكور، حديث منصور صيقل را بخوانيم:
إذا أمسيت يوماً لاترى فيه اماماً من آل محمد، فأحبّ من كنت تحبّ و أبغض من كنت تُبغض و وال من كنت تُوالى و انتظرالفرج صباحاً و مساءً.
10چون به‏روزى گرفتار شدى كه در آن امامى از آل محمد [صلّى‏اللَّه‏عليه‏وآله] را نديديد، پس دوست بدار هر كه را دوست مى‏داشتى و دشمن‏بدار هر كه را دشمن مى‏داشتى و به ولايت هر كه سر مى‏سپردى، گردن گذار و امر فرج را صبح و عصر منتظر باش.
بخش بزرگى از شرايط ظهور مربوط به آمادگى انسانها براى پذيرش تعاليم و حكومت و دولت كريمه امام زمان، عجّل‏اللَّه‏تعالى‏فرجه، است. از امام صادق، عليه‏السلام، نقل شده كه: زبانهايتان را نگه‏داريد و ملازم خانه‏هايتان باشيد.
پيداست كه تولّى و تبرّى، مقدمه و شرط لازم اين انتظار صحيح است و كسى كه آن را نداشته باشد، نمى‏تواند منتظرِ راستين باشد. با توجه به اين مطلب مى‏فهميم كه منتظرانِ واقعى اندكند. چنانكه احاديثى هم مُشعِر به‏اين واقعيتند.

4 - تقواى الهى و عمل به دين اسلام
بسيارى از خوبيها و بديها و واجبات و محرّمات در قرآن كريم آمده است و اصول و فروع دين مبين اسلام در آن پيداست. از وظايف شيعيان، بلكه مهمترين وظيفه آنها، رعايت تقوا و كسب درجه متقيّن و عمل به دين اسلام است. چنانكه از امام صادق، عليه‏السلام، نقل شده كه فرمودند:
إنّ لصاحب هذا الأمر غيبة فليتّق اللَّه عند غيبتة و ليتمسّك بدينه.
11براى صاحبِ اين امر غيبتى است، پس [شيعه] بايد هنگام غيبتش پرهيزكارى پيشه كند و به‏دين او چنگ زند.
مطالعه قرآن بخوبى معلوم مى‏كند كه »دين اسلام« (دين خدا) در قرآن تعريف و مشخص شده است. بايد به آن چنگ زد و جدا نشد.

5 - رجوع به سنّت نبوى و سيره اهل‏البيت، عليهم‏السلام
همان‏طور كه دو حرم مقدّس وجود دارد كه يكى را خدا قرار داده و ديگرى را رسول بزرگوارش؛ دو مرجع بزرگ هم وجود دارد كه يكى قرآن است كه خداوند نازل فرموده و بزرگتر است و ديگرى سيره (اعمّ از فعل و قول و تقرير) كه حاصل زندگى پيامبر اكرم، صلّى‏اللَّه‏عليه‏وآله، و اهل‏بيت، عليهم‏السلام، در طى چند قرن است و پيداست كه سيره، به‏دليل برخورد با مقتضيات زمانها و رويارويى با حوادث واقعه و پاسخ به آنها، بمثابه مفسّر و مؤوّل و شارح قرآن است. همانطور كه در حديث مشهور نبوى به مسلمانان، سفارش شده كه به هنگام هجوم فتنه‏ها چون پاره‏هاى شب تيره، به قرآن پناه ببرند و ضمناً در حديث مشهور ديگرى، از جدايى‏ناپذيرى ثقلين تا قيامت و لزوم رجوع و تمسّك به آن دو جهت مصون ماندن از گمراهى سخن رفته است. و از همين‏روست كه مى‏بينيم اساسى‏ترين وظيفه شيعه به هنگام عصر حيرت (غيبت) براى رهايى از سرگردانى، رجوع به مدينه (يعنى متن و بستر مكانىِ پيدايش سيره مذكور) ذكر مى‏شود. چنانكه اميّه بن على القيسى مى‏گويد:
قلت لأبى جعفر محمد بن على الرضا، عليهماالسلام، من الخلف بعدك؟ فقال: إبنى علىّ و ابنا علىّ، ثم اطرق مليّا، ثّم رفع رأسه ثمّ قال: إنّها ستكون حيرة. قلت: فإذا كان ذلك فإلى اين؟ فسكت ثُم قال: لا أين، حتى قالها ثلاثا... فقال إلى المدينة. فقلت: أىّ المُدن؟ فقال: مدينتنا هذه، و هل مدينة غيرها؟
(27)به ابى جعفر محمد بن على، عليهماالسلام، [امام جواد، عليه‏السلام] گفتم: امام جانشين شما كيست؟ فرمود: پسرم على و دو پسر على [يعنى پسرش امام حسن و نوه‏اش امام زمان، عليه‏السلام] آنگاه مدتى سرش را پايين انداخت و بعد از آن سرش را بلند كرد و فرمود: همانا به‏زودى حيرتى خواهد بود. عرض كردم: وقتى كه چنين شد به كجا بايد روى آورد؟ حضرت سكوت كردند، سپس فرمودند: به‏هيچ جا، و اين عبارت را سه‏بار تكرار كردند. سؤالم را تكرار كردم، فرمودند: به مدينه. عرض كردم: كدام يكى از شهرها؟ فرمودند: به همين مدينه خودمان، و آيا مدينه‏اى جز آن هست؟
از سكوت حضرت مى‏توان استنباط كرد كه هيچ راه حلّى جاى خالى امام غايب را پر نمى‏كند (چون هيچ‏كس در عصر غيبت كبرى نخواهد توانست مستقيماً مستند به آن حضرت باشد) و بطور قطعى مردم را از حيرت نجات نمى‏دهد، امّا براى آنكه گمراه نشوند و ثابت‏قدم بمانند، ايشان مردم را به مدينه ارجاع مى‏دهند و مى‏دانيم كه مدينه محل نزول وحى و ايجاد سيره (اعم از سنت نبوى و سيره اهل البيت، عليهم‏السلام) بوده است و مقصود ايشان از مدينه، در و ديوار آن نيست و مردم آن نيز نيستند؛ زيراكه در بسيارى از زمانها منافقان فراوانى هم در آن مى‏زيستند و اينك نيز تحت سيطره شرايط بسيار دشوار عصر غيبت، مستلزم آن است كه ازطرفى هر شيعه منتظرى، در زندگى‏اش با اندوه و اميدوارى فراوان، به تكاليف و مسؤوليتهاى دينى خود عمل كرده و از طرف ديگر با استقامت و اتحاد با همكيشان، مانند هر اقليت مقاومى، در برابر دشمن خود ايستاده و از موجوديت و هويت خويش دفاع كند
گمراهان وهّابى است. بلكه شايد مقصود رهايى نظرى از هر زمان و مكانى و رجوع به ثقلين است كه چون خورشيدى تابان، مدينه را از ديگر شهرها، و سه قرن نخستين هجرى را از بقيه قرون متمايز كرده‏اند. يعنى وقتى يك انديشمندِ مُصلحِ مسلمان به دنبال راه حلّى براى هدايت در شرايط حيرت است، بايد خود را از قيود شرايط زمانى و مكانى پيرامونش رها كرده و از آن بيرون برود و به آن سه قرن در مدينه بنگرد و دنبال راه حل بگردد.

6 - انكار نكردن غيبت
از امام صادق، عليه‏السلام، نقل شده كه فرمودند:
إن بلغكم عن صاحبكم غيبة فلا تنكروها.(28)
اگر از صاحبتان به شما غيبتى رسيد، آن را انكار نكنيد.
مى‏دانيم كه مرحله اول پذيرش هر چيزى آن است كه آن را انكار نكرده و ممكن بدانيم و پس از تحقيق و بررسى، در بود و نبود آن به يقين برسيم. درحالى كه كسى‏كه بدون مطالعه انكار كند هرگز وارد مرحله بررسى نمى‏شود تا از حالت دودلى و ترديد خارج گردد و اگر مطالعه كرده باشد، هرگز قادر بر ردّ آن نخواهد بود و بيقين (هرچند فقط نظرى) خواهد رسيد. البته بنابر حديث ديگرى از امام صادق، عليه‏السلام، هيچكس بر عقيده به وجود و غيبت (يا امامت) امام مهدى، عليه‏السلام، ثابت‏قدم نمى‏ماند مگر آن كه خداوند از او در عالم ذرّ ميثاقش را گرفته باشد.
(29)



7 - نگه‏داشتن زبانها (تقيه و كتمان سر) و كمتر آميختن با مردم و عجله نكردن و تسليم بودن
لازمه حفظ موجوديت شيعه و حفظ دينِ شيعيان خالص و منتظر، اين است كه اولاً اصلِ تقيّه را رعايت كرده و زبانشان را از آنچه كه سودى ندارد، نگه‏دارند (تا چه رسد به آنچه كه زيانبار باشد)؛ ثانياً در شرايطى كه قدم به قدم انباشته از شبهه‏ها و گناهان و فسادهاست، شيعيانِ منتظر بايد به همان اندازه كه رفعِ نياز مى‏كند، حضور اجتماعى داشته و بقيه اوقات را صرف حضور در خانه يا خانواده كنند و بدانند كه خداوند به آنها دستور داده كه خودشان و اهلشان را از آتش حفظ كنند و در اين ساعات مى‏توانند به مطالعه و تدبّر و مذاكره و عبادت و تهجّد و يا لذّات مباح بپردازند و از تربيت و محافظت زنان و فرزندانشان غافل نشوند و آنها را به امواج سهمناك جامعه حيرت‏زده و سرگردان و گنهكار نسپارند و گمان نكنند كه ملاك خداوند براى شتاب در امر ظهور، عجله آنهاست. بلكه بخش بزرگى از شرايط ظهور مربوط به آمادگى انسانها براى پذيرش تعاليم و حكومت و دولت كريمه امام زمان، عجّل‏اللَّه‏تعالى‏فرجه، است. از امام صادق، عليه‏السلام، نقل شده كه: »كفوا السنتكم و الزموا بيوتكم...
(30)زبانهايتان را نگه‏داريد و ملازم خانه‏هايتان باشيد.
و از همان حضرت نقل شده كه فرمودند:
محاضير هلاك شدند!
پرسيدند: »محاضير كدامند؟« فرمود:
المستعجلون و نجا المقرّبون... كونوا أحلاس بيوتكم فإنّ الفتنة على من أثارها...
(31) شتاب خواهان هلاك شدند و نزديكى خواهان [به خدا و رسولش و اهل‏بيت، عليهم‏السلام] نجات يافتند... فرشهاى خانه‏هايتان [يعنى خانگى و بى‏تحرك] باشيد. پس بدرستى كه فتنه عليه كسى كه آن را برانگيخته، مى‏گردد...
و نيز از همان امام معصوم، عليه‏السلام، نقل شده كه در جواب كسى كه از وقتِ اين امر پرسيد و از طولانى شدن انتظارش شكوه داشت، فرمود:
»كذب المتمنّون و هلك المستعجلون و نجا المسلمون و الينا تصيرون.
(32)آرزو كنندگان دروغ گفتند و شتاب خواهان هلاك شدند و تسليم شوندگان رهايى يافتند و شما به‏سوى ما مى‏گرديد.
پيداست كه علّتِ ادّعاىِ باطلِ بسيارى از مدعيان مهدويت، آرزوى مقام آن امام همام، عليه‏السلام، و اقدامات ايشان و يا آرزوى اصلاح امور در غياب ايشان و آرزوهاى مشابه است و بسيارى از پيروان مرامهاى باطل ايشان نيز بواسطه همين آرزوها و عجله وشتاب درباره اصلاح امور به ورطه هلاكت وگمراهى افتاده‏اند.
چون امروزه به‏خلاف گذشته كه در فردگرايى افراط مى‏شد، در جمع‏گرايى زياده‏روى مى‏شود، ممكن است به ما نسبت تحجّر داده و خُرده‏گيرى كنند كه چرا سخن از لزوم دورى از مردم و ملازمتِ بيوت در عصرِ غيبت مى‏گوييم؟ در پاسخ به اين شبهه، بهتر است با رجوع به روايات مربوطه، مفهوم و فايده اين اعتزال و كناره‏گيرى از مردم را بيشتر درك كنيم:
مرحوم شيخ جمال‏الدين ابوالعباس احمد بن محمد بن فهد حلى (مشهور به ابن فهد الحلى (م 841 ق.) »عزلت« را چنين تعريف مى‏كند:
عزلت عبارت است از رويگردان شدن از همه و روى نهادن به خداى تعالى در غار كوهى، يا شبستان مسجدى و يا گوشه خانه... عزلت دورى گزيدن از مردم و بريدن از آفريدگان و اُنس گرفتن با حضرت حقّ است و اين تعريف دايره شمولش بيشتر از تعريف نخست است. گوشه‏نشينى، تنها براى كسى امكان‏پذير است كه نفس خويش را به ترك فزون‏خواهى‏ها و خواسته‏هاى دنيا توانمند ساخته و نفس و خواهشهاى نفسانى او پيرو خِرَدَش باشد...
(33)از امام صادق، عليه‏السلام، نقل شده كه فرمودند:
لولا الموضع الّذى وضعنى اللَّه فيه، لسرّنى أن أكون على رأس جبل لا أعرف النّاس و لا يعرفونى، حتى يأتينى الموت.
20اگر نبود جايگاهى كه خداوند مرا در آن قرار داده است [امامت]، دوست مى‏داشتم بر فراز كوهى مى‏بودم؛ نه كسى را مى‏شناختم و نه كسى مرا مى‏شناخت تا اين كه مرگ مرا دريابد.
21و از همان حضرت، عليه‏السلام، نقل شده كه سه‏بار فرمودند:
ما يضرّ الموُمن أن يكون منفرداً عن الناس و لو على قلّة جبل.
(34)اين به مؤمن زيان نمى‏رساند كه تنها وجدا از مردم باشد، هرچند بر فراز قلّه كوهى باشد.
همچنين از رسول اكرم، صلّى‏اللَّه‏عليه‏وآله، نقل شده كه وقتى نزد ايشان از فتنه ياد شد، فرمودند:
إذا رأيت النّاس مَرَجت عهودهم و خَفرت أماناتهم و كانوا هكذا - و شبّك بين أصابعه.
[فتنه روى خواهد داد] وقتى كه مردم به پيمانهايشان وفا نكنند و در امانتهايشان خيانت كنند و همانند اين باشند - و بين انگشتانش شبكه ساخت، [يعنى در هم فرو برد كنايه از اين كه مردم به جان هم مى‏افتند].
راوى مى‏گويد: گفتم فدايت گردم، آن موقع چه كنم؟ فرمودند:
ألزم بيتك و أمسك عليك لسانك و خذ ما تعرف و ذر ما تنكر و عليك بأمر خاصّة نفسك و ذر عنك أمر العامّة.
(35)در خانه‏ات بنشين و زبانت را از سخن بازدار و آن‏چه مى‏شناسى [معروف را] بگير و آن‏چه نمى‏شناسى [منكر را] واگذار و به‏كار مربوط به خودت مشغول شو و خود را از پرداختن به‏كار عمومى دور ساز.

8 - صبر و پايدارى و دعوت همديگر به صبر و مقابله با دشمن و ايجاد حفظ يا گسترش ارتباط با امام معصوم، عليه‏السلام
شرايط بسيار دشوار عصر غيبت، مستلزم آن است كه ازطرفى هر شيعه منتظرى، در زندگى‏اش با اندوه و اميدوارى فراوان، به تكاليف و مسؤوليتهاى دينى خود عمل كرده و از طرف ديگر با استقامت و اتحاد با همكيشان، مانند هر اقليت مقاومى، در برابر دشمن خود ايستاده و از موجوديت و هويت خويش دفاع كند و بالاخره از طُرُق مختلف (مانند عبادات نيابتى از طرف امام خود، پرداخت صدقه و دعا براى سلامتى آن حضرت، دعا براى تعجيل در فَرَج آن حضرت، زيارت و سخن گفتن صميمانه با آن حضرت و كمك خواستن از ايشان و غيره) با امام خود رابطه داشته و آن را عميق‏تر و گسترده‏تر كند. چنان كه در تفسير آيه شريفه:
يا ايّها الّذين آمنوا اصبروا و صابروا و رابطوا و اتّقوا اللَّه لعلّكم تتقون.
(36)از حضرت امام محمد بن على الباقر، عليه‏السلام، نقل شده كه فرمودند:
إصبروا على أداء الفرائض و صابروا عدوّكم و رابطوا إمامكم.
(37)پايدارى كنيد بر اداى واجبات و در برابر دشمنتان استقامت بورزيد و با امامتان پيوند برقرار كنيد [رابطه داشته باشيد].
9 - رضايت كامل و تسليم بى‏چون و چرا در برابر اراده و خواست حضرت حق جلّ و عَلا
اين البته مكمّل مطلب هفتم، بلكه علت آن است و براى آنكه بدانيم چقدر مهم است، كافى است به يكى از دعاهاى عصر جمعه‏ها كه معروف به »دعا در زمان غيبت« بوده و با جمله »اللهم عرفنى نفسك« شروع مى‏شود، مراجعه و آن را مطالعه كنيم. در اين دعا با خداوند متعال چنين مناجات مى‏كنيم:
’... أللّهم فثّبتنى على دينك و استعملنى بطاعتك و ليّن قلبى لولىّ أمرك و عافنى ممّا امتحنت به خلقك و ثبّتنى على طاعة ولى أمرك الّذى سترته عن خلقك و باذنك غاب عن بريتك و أمرك ينتظر و أنت العالم غير المعلّم بالوقت الّذى فيه صلاح أمر وليّك فى الإذن له بإظهار أمره و كشف ستره فصبّرنى على ذلك حتّى لا أحبّ تعجيل ما أخّرت و لا تأخير ما عجّلت و لا كشف ما سترت و لا البحث عما كتمت و لا أنازعك فى تدبيرك و لا أقول لم و كيف و ما بال ولى الأمر لا يظهر و قد امتلات الأرض من الجور و افوضّ أمورى كلّها اليك...
(38)(پس اى خدا! مرا بر اين دينت ثابت قدم گردان و به‏كار طاعتت مشغول‏دار و قلبم را براى ولّى امرت نرم و مطيع ساز و عافيت و حُسن عاقبت در آنچه خلقت را به امتحان آن آزمودى، مرا به كَرَمت عطا فرما و به طاعت ولّى امرت ثابت‏قدم بدار؛ آن ولّى امرى كه او را از چشم آفريده‏هايت پنهان داشته‏اى و به اجازه تو از مردم غايب گرديده و در ظهور و قيامش منتظر فرمان توست و تو اى خدا، به ذاتِ خود، بدون آموزش ديدن، دانايى كه چه هنگامى مصلحت در اذن به اوست كه امرش را آشكار كرده و پرده‏اش را كنار بزند. پس اى خدا مرا صبر و شكيبايى بر آن [تحمّل غيبت آن حضرت] ده تا اينكه آنچه را تو تأخيرش انداختى، من تعجيل آن نخواهم و آنچه تو تعجيل آن خواهى، من تأخيرش نطلبم و آنچه را تو پوشيده داشتى، من پرده‏گيرى و كشف آن نخواهم و در آنچه كه تو كتمان و پنهان كردى، من بحث و كنكاش نكنم و در تدبيرت با تو تنازع و درگيرى نكنم و نگويم: »براى چه؟« و »چگونه؟« [چون و چرإ؛آپ‏پ نكنم] و نگويم كه چه شده است كه ولى امر، امام غايب ظاهر نمى‏شود درصورتى‏كه زمين هم‏اكنون پر از جور و ستم گرديده است؟ و تمام امورم را به تو تفويض كرده واگذارم.
در دنباله همين دعا تقاضا مى‏كنيم كه:
حتى تتوفّانا و نحن على ذلك لا شاكيّن و لا ناكثين و لا مرتابين و لا مكذبين.
(39) تا آنكه درحالى ما را قبض روح كنى كه بر اين ايمان و يقين باقى باشيم و ترديد كننده و پيمان شكننده و سست عقيده و تكذيب كننده نباشيم.
اگر اين تسليم و رضايت مطلق در برابر خداوند متعال همراه با ديندارى و رجوع به قرآن و سيره در كسى باشد، او مى‏تواند منتظر واقعى تلقّى شود و از گزند گمراهى و حيرت و سرگردانى آخرالزمان محفوظ بماند و دعاها و زيارات روز جمعه نيز براى ايجاد و حفظ چنين روحيه‏اى بسيار مفيد است.

10-‌ ياد امام زمان (عليه السلام)
وظيفه ي يك شيعه و يك عاشق دلسوخته قبل از هر چيز ياد امام زمان است نه در هر صبح و شام ، بلكه درتمايم ساعات عمر خود و درهر حال ازحالات و در هر مكاني از مكانها بايد به ياد امام زمام باشد ، نه آنكه هر گاه مريض يا گرفتار شد ويا در مركزي از مراكزديني ، مانند حرم ائمه (عليه السلام) قرار گرفت به ياد امام بيافتد ، زيرا عاشق آن است كه آني از ياد معشوق غافل نشود . تأسف آن است كه نه تنها ديگران به ياد امام نيستند . بلكه شيعيان نيز امامشان را به فراموشي سپرده اند ، در حالي كه از ياد بردن ولي نعمت عيب و زشت است . ياد اما نه تنها يك وظيفه است كه آرام بخش و نشاط آور ، سازنده و تربيت كننده ، اصلاح گر وشور آفرين ووسيله تقرب به خدا و توشه لحظه پر وحشت مرگ نيز هست .

بنابراين ، اي دوستان امام زمان اگر صفاي روح مي طلبيد ، اگر تزكيه نفس مي خواهيد . اگر قدرت مبارزه با تمايلات نفساني ووسوسه هاي شيطاني را جويا هستيد ، اگر از گناهان و خطاها پشيمان شده در پي وسيله استغفار به فكر درمان بيماري هاي روحي وناهمواريهاي معنوي افتاده ايد ، اگرتعالي رواني و نور باطني مي خواهيد و بالاخره اگر كاميابي دنيا و آخرت را خواستاريد ، راه اصلي و مسير حقيقي آن است كه به ياد امام زمان باشيد و به او روي آوريد ودست به دامان او شويد ، در تمام ساعات عمرتان به ياد او باشيد ، از او بخواهيد ، او را بجوئيد ، راه او را به پيمائيد و در خانه او را بزنيد ، چرا كه همه چيز انجاست و همه كمالات در سايه مهر او و در پرتو اطاعت و كسب خوشنودي او و سرانجام از ياد اوست . شما در هر مقام و موقعيتي كه هستيد ، اگر مي خواهيد در تمام شئون زندگي و در همه مسائل اجتماعي ، به خصوص سازندگي روح انساني وشكوفايي انديشه ، به جائي برسيد و به موقعيتهائي نايل شويد پيوسته به ياد او باشيد و پيوندتان را با او محكم كنيد كه در غير اين صورت . تلاشها بي ثمر مي ماند . راههاي به ياد امام بودن ، تكاليف بعدي است كه ذيلاً اشاره مي شود .

11-‌ دعا براي شناخت امام زمان (عليه السلام)
 معرفت و شناخت امام زمان ، امري حتمي و ضروري است ، چرا كه طبق حديث نبوي مرگ كسي كه نسبت به امام زمانش آگاهي ندارد ، مرگ جاهليت است . بنابراين يكي از وظايف مسلم عبد اين است كه امام زمانش را بشناسد و در اين راه از هيچ كوششي دريغ نورزد . از جمله كوششها دعا و مسئلت شناخت امام از حضرت حق تعالي است كه از خدا استعانت بجويد و بخواهد كه معرفت امام را براي اوميسر و مقدورنمايد . در اين مورد دعاي معروفي است كه مرحوم كليني در باب غيبت ازكتاب الحجه اصول كافي و نعماني در كتاب غيبت خود و شيخ صدوق در كتاب كمال الدين و سيد بن طاووس در جمال الاسبوع و شيخ طوسي در مصباح المتهجد نقل كرده اند .در اين دعا پس از درخواست معرفت خدا ومعرفت رسول خدا . معرفت امام مسئلت مي شده ودستور مواظبت آن به مؤمنان و منتظران ظهور حضرت داده شده است :

«اللهم عرفني نفسك فانك ان لم تعرفني نفسك لم اعرف نبيك ( لم ارعف رسولك ) اللهم عرفني رسولك فانك ان لم تعرفتي رسولك لم اعرف حجتك . اللهم عرفني حجتك فانك ان لم تعرفني حجتك ضللت عن ديني ؛ خداوندا خودت را به من بشناسان كه اگر خودت را به من نشناساني رسولت رانخواهم شناخت، خداوندا رسولت را به من بشناسان ، چرا كه اگر رسولت را به من نشناساني ، حجتت را نخواهم شناخت . خداوندا حجت خود را به من بشناسان كه اگر حجتت را به من نشناساني ، در دين گمراه خواهم شد .»

بزرگان دين به دوستان و مؤمنان و عاشقان حضرت مهدي دستور مواظبت اين دعا را براي هميشه داده اند ، بنابراين مي توان آن را يكي از وظايف شمرد .

12- دعا براي سلامت امام زمان (عليه السلام) :
يكي ازوظايف دوستان امام اين است كه براي سلامت و صيانت حضرت از خطرات و بلايايي كه جان امام را تهديد مي كند ، با هر زباني كه بدان مسلطند ، دعا كنند و بهتر آن است كه دعاهاي مأثور را بخوانند ،مانند :

« اللهم كن لويك الحجه بن لحسن صلواتك عليه و علي آبائه في هذه الساعه و في كل ساعه ولياً و حافظاً و قائداً وناصراً و دليلاً و عينا حتي تسكنه ارضك طوعاً وتمتعه فيها طويلاً »1. يا مانند « اللهم اعده من شر جميع ما خلقت و ذرات و برات و انشات و صورت . و احفظه من بين يديه و من خلفه و عن عينه و عن شماله و من فوقه ومن تحته بحفظك الذي لا يضيع من حفظته و احفظ فيه رسولك و وصي رسولك عليهم السلام . اللهم ومد في عمره وزد في اجله و اعنه علي ما وليته و استرعيته ...»(40)

البته كل اين دعا را محدث قمي درمفاتيح الجنان در ملحقات آن تحت عنوان دعا در غيب امام زمان آورده است .

و مانند دعايي كه تحت عنوان « صلوات بر ولي امر منتظر (عجل الله تعالي فرجه) » در مفاتيج الجنان در ضمن صلوه بر حجج طاهره : آمده است : « ... اللهم اعذه من شر كل باغ و طاغ و من شر جميع خلقك و احفظه من بين يديه و من خلفه و عن يمينه و عن شماله و احرسه و امنعه من ان يوصل اليه بسوء ...» . و يا مانند دعايي كه با اين عبارت شروع مي شود : « اللهم ادفع عن وليك و خليفتك ...» كه مرحوم محدث قمي آن را از سيد ين طاووس در جمال الأسبوع و شيخ الطايفه در مصباح المتجهد نقل كرده و درامر چهارم از دعا براي امام عصر (عليه السلام) قرار داده است .

در اينكه به دوستان توصيه شده براي سلامتي امام زمان (عليه السلام) دعاكنند و اينكه دعاهاي بسيار در مورد اين مورد ثبت و ضبط شده ، تا آنجا كه در دعاهايي كه براي امام زمان نقل شده به اين موضوع توجه شده ، بحثي نيست و كسي نمي تواند در آن ترديد كند ، حتي دستور داده شده كه دوستان براي حفظ جان امام صدقه بدهند، نخست قصد و نيتش سلامتي امام زمان ، سپس سلامتي خود و اعضاي خانواده اش ، آنهم در پناه امام زمان را لحاظ كند كه اين به قبول نزديكتر است تا آنكه بخواهد صرفاً براي سلامتي خود صدقه بدهد .



13-‌ دعا براي تعجيل در ظهور امام زمان (عليه السلام) :
يكي از وظايف مسلم شيعيان در زمان غيبت امام زمان ، دعا برا ي قرب ظهور و درخواست تعجيل در قيام آن حضرت است . شيعه راستين و دلباخته امام زمان كسي است كه در هر صبح و شام و با هر نماز ونياز دست حاجت به پيشگاه خداي رؤف دراز كرده و از او ظهور مولايش را بطلبد .

كسي كه شيفته واقعي امام زمان (عليه السلام) است در دعا براي ظهور مولايش اسير الفاظ و گرفتار عبارت پردازي نيست ، بلكه از عمق جان دعا مي كند و با تمام وجود گمشده اش را مي طلبد ، تنها زبانش سخن نمي گويد ، بلكه قلبش در هجران يار مي سوزد ، دلش در فراق محبوب مضطرب است و ديدگانش در انتظار ديدار اشكبار است . گردش زبانش در گام ، همچون اشكهاي غلطانش برگونه ، نشانه محبت دروني و علاقه قلبي او به مولا و محبوب اش است .
شيعه شيفته ، بسان انساني فارغ و بي سوز ، نيايش نمي كند . بلكه مانند عاشقي دلباخته با دلي پر سوز و گداز و با تمام وجود براي ظهور امامش دعا ميكند . انساني كه دردريا گرفتار توفان شده و كشتي اش شكسته به دريا افتاده و در حال غرق شدن است ، چگونه براي نجات خويش دعا مي كند ؟ و با چه حالي خدا را ميخواند و چطور از ته دل به پيشگاهش التماس مي كند ؟
شيعه دلباخته نيز در زمان غيبت ، ميان موجهاي پرخروش حكومتهاي خود كامه در دل درياي توفان زده و تاريك اجتماعات فاسد بشري ، كشتي سعادتش را شكسته مي بيند ، دل را در فراق امام ومولايش مضطرب و پريشان مي يابد و بدون ذره اي ظاهر سازي و خودنمايي ، از صميم قلب فرياد مي كشد : اين بقيه الله ؟ و با اشك و آه جان سوز مي گويد : اين المنتظر لاقامه الامت والعوج ؛ كجاست مصلحي كه انتظار مي كشيم انحرافها و كجيها را راست گرداند ؟ اين المرتجي لازاله الجور و العدوان ؛ كجاست مايه اميدي كه ستم و بي عدالتي را از جهان برچيند ؟ اين معز الاولياء ومذل الاعداء ؟ كجاست عزت بخش دوستان و ذليل كننده دشمنان ؟ اين ابن النبي المصطفي و ابن علي المرتضي وابن خديجه الغراء و ابن فاطمه الكبري ؛ كجاست پسر محمد مصطفي (صل الله عليه و اله) وعلي مرتضي (عليه السلام) و خديجه غراء (عليه السلام) و فاطمه كبري (عليه السلام) ؟
آري ، عاشق دلباخته صبح و شام نمي شناسد و درتمام ساعات منتظر ظهور يار و مشتاق ديدار جمال محبوب است . امام صادق (عليه السلام) فرمود : « فتوقعو الفرج صباحاً و مساءً(41) ؛ بايد در هر صبح و شام در انتظار ظهور صاحب خود باشي ».
و در حديث ديگر فرمود :«.... و توقع امر صاحبك ليك و نهارك(42) ؛ بايد شب و روز منتظر فرار رسيدن ظهور صاحب خود باشي ».
بنابراين ، بر همه شيفتگان آن حضرت لازم است دائم به ياد آن امام همام بوده و برا ي تعجيل در ظهورش دعا كنند و از خدا ظهور او را هر چه سريعتر بخواهند ، چرا كه با آمدن او تمام ملل نجات مي يابند و شيعه به اوج عزت وعظمت خود مي رسد . به قول امام صادق :لكل اناس دوله و دولتنا في آخر الدهر يظهر(43) .

يقيناً در دولت اهل بيت پيامبر شيعيانشان به اوج عزت خواهند رسيد و دشمنانشان به حضيض ذلت ، چنانكه حضرت ولي عصر (عجل الله تعالي فرجه) فرمود : « و اكثر و الدعا ، بتعجيل الفرج فان ذالك فرجكم (44)؛ براي فرج ما بسيار دعا كنيد چرا كه فرج شما در آن است .»
14-‌ ندبه بر امام زمان (عليه السلام) :
ندبه بر حضرت مهدي اظهار شوق به لقاي او ، گريه و ابراز نگراني از مفارقت ومحروم بودن از فيض حضور او ، دعا براي تعجيل فرج وظهور او ، ذكر مناقب وفضايل واقدامات و برنامه هاي انقلابي و اصلاحي آن وجود مبارك و اظهار تأسف از اوضاع ناهنجار و روي كار بودن حكومتهاي باطل ومستبد و روشهاي بيداگرانه ، سنت حسنه اي است كه همواره شيعه بر آن مداومت داشته و آن راشعار خود قرار داده و تا ظهور دولت حق و تأسيس حكومت جهاني اسلام ، و آزادي و نجات تمام انسانها ، اين شعار بر قرار بوده و روشنگر خواسته هاي ارزنده و با ارج و هدفهاي مترقي و نجات بخش‌اسلام‌است .
اين ندبه را شيعه از امامان معصوم خود كه كار و عملشان سرمشق و پيروي از گفتار و رفتارشان ( بر حسب حديث متواتر ثقلين و احاديث ديگر ) وظيفه هر منتظر واقعی  است ، آموخته اند .
پيامبر اكرم (صل الله عليه و اله) و ائمه معصومين (عليه السلام) بر حسب روايات ، مکرر ضمن آنكه از اوضاع آخر الزمان و فتنه هاي كه ظاهر ميشود و فشار هايي كه براهل حق وارد مي گردد ،خبر مي دادند ، نگراني و تأثر خود را نيز اظهار مي كردند .
شيخ صدوق و شيخ طوسي (رحمه الله ) هر يك به سند خود حديث مفصلي را از «سدير صيرفي » روايت كرده اند كه در آن ، گريه و ندبه امام ششم حضرت جعفر بن محمد (عليه السلام) بر غيبت صاحب الزمان (عجل الله تعالي فرجه) بيان شده است ، در اينجا براي رعايت اختصار قسمتي از اين حديث را كه ارتباط با بحث ما ( ندبه ) دارد ؟ نقل مي كنيم . سدير صيرفي مي گويد : من و مفضل بن عمر و ابوبصير و ابان بن تغلب به محضر امام صادق (عليه السلام) شرفياب شديم ، ديديم آن حضرت بر روي خاك نشسته و لباسي كه از مو بافته شده و طوقدار و بي گريبان بود ، پوشيده است و مانند فرزند مرده جگر سوخته گريه مي كند ، آثار حزن و اندوه ا زگونه و رخسارش آشكار و اشك كاسه چشمهايش را پر كرده بود و مي فرمود :
« سيدي غيبتك نفت و ضيقت علي مهادي و ابتزت مني راحه فوادي سيدي غيبتك او صلت مصابي بفجايع الابد ، و فقد الواحد بعد بعد الواحد يقني الجمع و العدد ، فما احس بدمعه ترقي من عيني و انين يقتر من صدري عن دوارج الرزايا و سوالف البلايا الا مثل بعيني عن غواير اعظمها و افظعها و بواقي اشدها و انكرها ونوائب مخلوطه بغضبك و نوازل معجونه بسخطك 7؛ آقاي من ، غيبت تو خوابم را گرفته و خوابگاهم رابر من تنگ كرده و آرامش و راحت دلم را ربوده است . آقاي من ، غيبت تو مصيبتم را به مصيبتهاي دردناك ابدي پيوسته و ازدست دادن يكي پس از ديگري جمع و عدد را فاني مي سازد ، پس احساس نمي كنم به اشكي كه در چشمم خشك مي گردد و ناله اي كه در سينه ام آرام مي گيرد ، مگر آنكه مصايب بزرگتر و دلخراش تر وپيشامدهاي سخت تر و ناشناخته تر در برابر ديده ام ، مجسم مي شود .»
سدير گفت : عقل از سر ما پريد و دلهاي ما از غم و اندوه اين پيشامد هولناك و حادثه خطرناك پاره شد و گمان كرديم از اتفاق ناگوار كوبنده اي اين چنين گريان و سوگوار است يا از روزگار به او مصيبتي رسيده است .

عرض كرديم خدا ديدگانت را نگرياند اي پسر خير الوري ،از چه پيش آمدي اينگونه گرياني ، و از ديده اشك مي باري ؟ چه حالي روي داده كه اين گونه سوگواري ؟ حضرت چنان آه عميقي كشيد كه ناراحتيش از آن افزون شد . از روي تعجب فرمود : « واي بر شما . بامداد امروز نگاه كردم در كتاب « جفر » و آن كتابي است كه علم مرگها و بلاها ، وآنچه واقع شده و واقع مي شود تا روز قيامت ، در آن مندرج است . خدا ،محمد (صل الله عليه و اله) وائمه اطهار (عليه السلام) بعد از او را به آن اختصاص داده است و تأمل كردم در موضوع ولادت غايب ما و غيبت و طول عمر او و گرفتاري مؤمنان در آن زمان وشك هايي كه از جهت طول غيبت در دلهايشان پيدا مي شود و اينكه بيشتر آنها از دين برگردند و رشته اسلام را از گردن بردارند . »(45)
بنابراين ، ندبه ناله وزاري و گريه بر امام عصر (عليه السلام) كه در بين شيعه رائج است امري بي مأخذ و موضوعي بي سند نيست ، بلكه امري است كه شيعه ازاولياي خود گرفته است .
در تضرع و زاري بر امام عصر و ندبه بروجود مقدس او شيعه دلباخته اسير الفاظ نيست ، با هر لفظي و با هر سوز و گدازي انجام گيرد ، صحيح است ، لكن بهتر آن است كه شيعه در اين موضوع نيز ببيند كه از مبادي عاليه چه دستوري رسيده است ، شايد بهترين آنها « دعاي ندبه » باشد كه هم از لحاظ سند طبق بررسي بزرگان فن, محكم ومتين است و هم از لحاظ متن ودلالت مطابق قرآن و روايات وارده است . اساساً جذبه اين دعا محتواي بلند آن ، بهترين گواه بر صحت صدور آن است . ذكر اين نكته لازم است كه اگر شخصي ميخواهد براي امام زمان تضرع و ندبه اي داشته باشد بايد با حالي مخصوص و قلبي محزون و چشمي گريان و ادبي مطابق شأن امام معصوم باشد . در اين مورد ،دعاي ندبه بهترين راهنماست ، زيرا با دقت در آن دعا روشن مي شود كه از يك جهت دعاي ندبه ، به سه بخش قابل تقسيم است :
نخست : مناجات با خدا و سرسخن باز كردن و گله وشكايت از مردم روزگار نمودن و اقرار به معارف حقه اسلامي كردن تا آنكه محبتش شديد و شديدتر مي شود . سپس مثل كسي كه ميخواهد محبوب و معشوق عزيزش را در گوشه و كنار دنيا پيدا كند با سفري روحي به همه جاي عالم سري مي زند و به گفتن اين كلمات مي پردازد : « اين الحسن اين الحسين (عليه السلام) » تا مي رسد به « اين بقيه الله ؟ » و همچنان ادامه مي دهد و به تجسس مي پردازد، ناگهان مانند كسي كه محبوبش را درگوشه اي يافته و او را ديده، به اوخطاب مي كند : « بابي انت وامي ونفسي لك الوقاؤ والحمي » و در پايان مي گويد : « اللهم انت كشاف الكرب والبلوي ؛ يعني كسي كه غم و اندوه را از دلها مي زدايد و بلاها را رفع ميكند و غم هجران را به سرور و صال مبدل مي سازد ، خداست .
بنابراين ، عاشق دلسوخته وقتي براي حضرت ندبه مي كند ، خواه دعاي ندبه بخواند ، خواه خود زمزمه داشته باشد ، ابتدا بايد توجه به حضرت حق داشته و عرض حاجت و شكايت به او ببرد و سپس توجه به گمشده خويش نمايد ، و سرانجام ، به گونه اي باشد كه خود را در محضر امام بيند و در پايان نيز شكر خدا را به جا آورده و رسيدن به وصال يار را از امداد او بداند .

15-‌ زيارت امام زمان (عليه السلام) :
از جمله وظايف دوستان امام عصر (عجل الله تعالي فرجه) اين است كه درهر روز به ويژه در روز جمعه به زيارت امامشان بپردازند وبه يكي از زيارتنامه هايي كه براي آن حضرت در كتب دعا معرفي شده . آقايشان را زيارت كنند .

زياراتي كه در كتب ادعيه از قبيل مصابح المتجهد شيخ طوسي و جمال الأسبوع و اقبال سيد بن طاووس ، و زاد المعاد و بحار الانوار مجلسي ومفاتيح الجنان محدث قمي و كتب ديگر آمده ، بسيار است .كتاب مفاتيح الجنان محدث قمي كه دردسترس همگان قرار دارد ، عاشقان مي توانند براي زيارت امام عصر (عليه السلام) به همان كتب مراجعه كنند . زيارتي كه در اوايل مفاتيح مربوط به روز جمعه است ودعاي ندبه و آل ياسين ودعاي عهد و چندين زيارت ديگر كه دراواخر آن كتاب در بخش زيارت حضرت صاحب الامر آمده است، همه زيارت نامه آن حضرت است . بهترين زيارت براي هر امامي از جمله امام عصر (عليه السلام) زيارت جامعه كبيره است .

نكته : چه قدر زيباست كه انسان هر شب هنگام استراحت وضو گرفته ، دو ركعت نماز به جا آورد . سپس تسبيح حضرت زهرا (س) وحداقل سه مرتبه سوره توحيد را بخواند و يكي از زيارات حضرت را هر چند مختصر بخواند و هر مقدار كه آمادگي دارد به قرآن و اذكار بپردازد و در پايان مجموعه آن عمل را به عنوان هديه به محضر آن حضرت تقديم نمايد، زيرا حداقل فايده اين كار اين است كه در هر 24 ساعت يكبار هم كه شده به ياد مولايش افتاده است . امكان ندارد كه ما متوجه مولايمان بشويم ، ولي او به ما توجه نكند ، چون آنان خاندان كرمند :«عادتكم الاحسان‌و‌سجيتكم الكرم» 
16-‌ توسل به امام زمان (عليه السلام):
همانگونه كه هر عبدي اگر مبتلا به مشكلي شود به مولايش پناه مي برد و رفع شدايد ومشكلات را از او مي طلبد ، مخصوصاً اگر آن مولا توان رفع مشكل راداشته باشد ، شيعه نيز بايد در همه حالات به ويژه درهنگام شدايد وتهاجم دشمن ، به امام زمان (عجل الله تعالي فرجه)متوسل شود و رفع مشكل را از مولاي خود بخواهد . در طول تاريخ شيعه از صدر غيبت تاكنون مواردي كه مؤمنان به آن امام همام متوسل شه و نتيجه گرفته اند ، قابل احصا نيست . شفا يافتگان درگاه او ونجات يافتگان پناهجويان او بسيارند كه در كتابهاي متعدد به آنها اشاره شده است. كساني كه در مسجد جمكران قم با توسل به امام زمان (عليه السلام) شفا گرفته و يا از آنان رفع مشكل شده ، تعداد بي شماري هستند كه ما در اينجا بناي نقل آنها را نداريم .
گرچه همه ائمه سرور ومولاي ما هستند و همگان صاحب كرامات ومعجزات اند و تمامي آنان در درگاه پروردگار صاحب عزت و جاه و جلالند و انسان به هر كدام كه متوسل شود به پناهندگان خود ، پناه مي دهند . لكن طبق قاعده امروزه هر كاري كه بخواهد انجام گيرد وهر مشكلي كه بخواهد رفع شود و هر بليه اي كه بخواهد از ميان برداشته شود و سرانجام ، هر عزت و ذلتي بايد زير نظر ولي عصر (عجل الله تعالي فرجه) باشد و با صلاح ديد آن حضرت انجام گيرد . شايد معصومين ديگر كارها را به آن حضرت ارجاع دهند ، چرا كه فعلاً دوران حكومت و حكمروايي اوست ، لذا توسل به او لازم است .
17-‌ ارجاع مردم به امام زمان (عليه السلام) :
صرف اينكه انسان به ياد امام زمان (عجل الله تعالي فرجه) و متوسل به اوست ودرهر صبح و شام او را زيارت مي كند كافي نيست ، بلكه تكليف ديگري هست كه (البته اين تكليف عمدتاً متوجه روحانيت ورهبران ديني و متدينان صاحب نفوذ در جامعه است ) بايد سعي كرد تا جامعه را جامعه امام زماني (عليه السلام) قرار داد و مردم را متوجه امام زمان كرد . درايام تبليغ محرم وصفر وماه رمضان و درهر فرصت متناسب از امام عصر(عليه السلام) سخن به ميان آورد و بخشي از منبر و وعظ و خطابه خود را به آن حضرت اختصاص داد ومردم را نسبت به اصل وجود او و عظمت و جلال و جمال او آگاه ساخت . دستور توسل به آن حضرت را به مردم آموخت و مردم را نسيت به آن امام همام اميدوار كرد . هم چنين شبهات رادر مورد وجود آن حضرت برطرف نمودو در مورد طول عمر آن حضرت وغيبت و فوايد وجودي او ، در عين اينكه در پرده غيبت است ، سخن گفت و ابهامات را بر طرف نمود تاهمه افراد شيعه نسبت به امام آگاهي پيدا كرده و مبلغ او شوند . در اين راه يك بسيج عمومي لازم است كه همه اهل سخن و قلم يكصدا شوند ، همنوا شوند و به مردم بفهمانند كه ما بي صاحب نيستيم تا جامعه ، يكپارچه جامعه امام زماني شود ،نه آنكه تنها دعاي ندبه بخوانند ، آنهم پس از مدتي در اثر گرايشهاي نابجا مورد طعن ديگران قرار گيرند . يا يك روحاني و واعظ در ميلاد آن حضرت به چند جمله يا داستان اكتفا نمايد ، بلكه بايد كاري كرد كه زن و مرد شيعه دائم به فكر امامشان بوده و مبلغ او باشند و درهر حادثه قبل از هر كسي به ياد امام زمان بيفتند و از او كمك بخواهند . نه آنكه پس از آنكه نزد همه اطبا رفته و تمام اموالشان را در اين راه تباه كردند . و پاسخ منفي و مأيوس كننده شنيدند ، تازه به ياد مسجد جمكران و امام زمان بيفتند . ما بايد مردم را به گونه اي بسازيم كه در تمام زمينه ها نخست به ياد امام زمان افتاده ،سپس با توسل به آن حضرت به طبيب مراجعه كنند و دارو مصرف نمايند ، نه آنكه نخست به دارو پناه ببرند ، آنگاه به امام زمان (عليه السلام) مراجعه نمايند . البته ما منكر اسباب و علل طبيعي نيستيم و نمي خواهيم بگوييم هر كه بيمار شد، و با اينكه مثلاُ نياز به عمل جراحي دارد به دكتر مراجعه نكند ، و فقط به امام زمان متوسل شود ، بلكه مي گوئيم نخست توسل براي اينكه امام عصر عنايتي بفرمايد كه طبيب درست مرض را تشخيص دهد و داروي مناسب تحويز نمايد و عمل جراحي موفقيت آميز باشد . به هر حال ، دارو از طبيب ، ولي شفا از خدا با وساطت امام عصر (عليه السلام) است .
18-‌ هديه براي امام زمان (عليه السلام) :
از جمله وظايف شيعه آن است كه هدايايي به محضر امام زمانش تقديم دارند . منظور از هداياي مادي نيست كه مثلاُ براي امام يك دست لباس بخرند ، بلكه مقصود از هديه اعمال صالحه است از قبيل : قرائت قرآن . حج ، طواف ، زيارت قبور ائمه معصومين (عليه السلام) به نيابت از آن حضرت و سرانجام هر كار خيري كه از انسان سر زند مي تواند آن را به محضر امام هديه كند يا به نيابت امام زمان حج انجام دهد و طواف نمايد و امثال اينها و يا براي سلامتي او صدقه دهد و ...
19-‌توبه :
گرچه توبه درهر عصر و زماني ممدوح ومورد توجه و لازم بوده است ، ولي در عصر غيبت اهتمام به آن دليل اينكه از جمله اسباب غيبت حضرت گناهان ماست ، مورد توجه يشتر قرار گرفته است و اساساً اگرمي خواهيم امام زمان ظهور كند بايد از گناه و‌آلودگي پاك باشيم . زيرا با ظهور امام گنه كاران از ميان برداشته مي شوند ، چون آلودگان نمي توانند در اطراف امام جمع شوند ، بلكه درمقابل امام قرار مي گيرند و هر كسي هم كه عليه امام و درمقابل او قرا رگيرد ، از دم تيغ اوخواهد گذشت .
20-‌‌خودسازي :
شيعه درطول غيبت كبري به انتظار نشسته كه كي يوسف گم گشته باز آيد و غم هجران يعقوبي آنها به سرور وصال مبدل شود و عزت از دست رفته باز گردد . همه اميد شيعه اين است كه روزي در زير پرچم امام عصر به جهاد عليه دشمنان خدا و دين پرداخته و از جمله ياران امام و شهداء در ركاب حضرت باشد . مي دانيم كه اين مقامات با آلودگي و پليدي سازگار نيست و از سوي ديگر . چون آمدن امام معلوم نيست و ممكن است ناگهان صداي دلرباي او طنين انداز شود ، پس شيعه منتظر بايد در تمام ابعاد زندگي خودسازي كند ، هم در بعد عقيده و هم در بعد نفسانيات و اخلاق و هم در بعد عمل ، چرا كه نه شخص فاسد العقيده در حريم امام راه دارد و نه شخص فاسد الاخلاق و نه انسان آلوده به گناه .
بنابراين اگر مي خواهيم امام هر چه زودتر ظهور كند و ما از ياران و دوستان او باشيم بايد خود رااز هر جهت بسازيم و يك انسان خود ساخته و عبد صالح خدا باشيم و گرنه نه تنها نمي توانيم از ياوران و اصحاب امام زمان باشيم . بلكه ممكن است از دشمنان او بشمار آمده و زير پرچم مخالفان در آييم و از قهر امام در امان نمانيم ، چنانكه خيلي ها قبل از انقلاب دم از دوستي با امام خميني را مي‌زدند ، ولي وقتي كه امام آمد نه تنها با امام خميني همكاري نكردند ، بلكه نتوانستند قوانين اسلامي او را تحمل كنند ، در رديف مخالفان قرار گرفتند .

پی نوشت ها :
 1.قصص آیه 47
2. نساء آیه 56
3.یونس آیه 47
4.کهف آیه 8
5.ابراهیم آیه 4
6.نحل آیه 36
7.اسراءآیه 8
8. كنزالعمال,علاءالدين المتقي الهندي,
9. بحارالانوار,علامه مجلسي,
 10. انشراح، آیه5 و 6
11. نورالثقلين,العروسي,
12. هود/86
13. تعابير «كالكي» در آيين هندو، «ساشيناد» در فارسي باستان و آيين زرتشت«مسيحا» در دين مسيح و يهود و «مهدي» در اسلام، همگي بيانگر توجه به ظهور منجي موعود در اديان مختلف مي‏باشد.در اين مورد بنگريد: به حسين توفيقي «هزاره‏گرايي درفلسفه‏ي تاريخ مسيحيت» نشريه‏ي موعود، شماره‏ي 17، ص 14 الي 20. مير چاالياده اسطوره‏ي بازگشت جاودانه.
14. در مورد قاعده‏ي لطف و جايگاه آن در كلام سياسي شيعه نگاه كنيد به: غلامرضا بهروز لك، «قاعده‏ي لطف: درآمدي بر كلام سياسي شيعه»، فصلنامه‏ي علوم سياسي، شماره‏ي 2، پاييز 1377، ص 132 الي 155.
15. قصص (28) آيه‏ي 5
16. سيد هادي خسروشاهي «مصلح جهاني و مهدي موعود از ديدگاه اهل سنت»، (تهران، اطلاعات، چاپ دوم، سال 1374).
17. نهج البلاغه، حكمت 200.
18. سوره حج (22)، آيه 41.
19. العروسى، عبد على بن جمعه، نورالثقلين، ج‏3، ص‏506.
20. المجلسى، محمدباقر، بحارالانوار، ج‏51، ص‏75.
21. المتقى‏الهندى، علاءالدين، كنزالعمال، ج‏14، صص‏262-261، حديث‏38653.
22. بخشى از دعاى افتتاح.
23.سوره واقعه (56)، آيه‏3.
24. سوره قصص (28)، آيه 5.
25. صدرالاسلام همدانى، پيوند معنوى با ساحت قدس مهدوى (تكاليف الانام فى غيبة الامام)، تهران، انتشارات بدر، بهار 1361 (نيمه شعبان 1402)، صص 28-279.
26.عالم فقيه سيد محمد تقى موسوى اصفهانى، مكيال المكارم فى فوائدِالدعاء
للقائم، عليه‏السلام (در معرفت و ولايت امام زمان، عليه‏السلام) ج 2، ترجمه سيد
مهدى حائرى قزوينى، تهران، انتشارات بدر، زمستان 1372 (نيمه شعبان 1414)، صص
165-589.
27 . محمد بن ابراهيم بن جعفر النعمانى (معروف به ابن ابى زينب، از علماى قرن سوم
هجرى)، كتاب الغيبة، بيروت، مؤسسة الاعلمى للمطبوعات، 1403 ه’ (1983 م)، ص 98.
28 .چنان‏كه از دو حديث از امام صادق، عليه‏السلام، و ساير احاديث مربوطه استفاده مى‏شود
29.  همان، صص 99-104 و 110)
30  . همان، ص 104.
31 . همان، ص 105.
32 . همان.
33 . همان.
34 . همان، ص 106.
35 . همان، ص 104.
36 .همان، ص 112.
37 .كامل سليمان، روزگار رهايى، ترجمه على‏اكبر مهدى‏پور، ج 1، تهران، آفاق، 1405’.
ق، ص 344.
38 .غيبت نعمانى، ص 124.
39 . همان، ص 129.
40 . همان، ص 125
41 . همان.
42 . همان، ص 131.
43 .همان، و شبيه اين حديث ازا مام باقر، عليه‏السلام، در صفحه 132 نقل شده است.
44 . همان، صص 132.131.
45 . احمدبن محمد بن فهد الحلّى الاسدى، التحصين و صفات العارفين، ترجمه سيد على.




سيماي مهدي موعود(عج) در قرآن

قرآن و مصلح کل
همه مذاهب و اديان، به صورت کلي از وجود مصلحي در آخرالزمان خبر داده‏اند که صلح و عدالت را در زمين برقرار مي‏سازد، ولي در دين مبين اسلام، سخنان بسياري در آيات و روايات درباره اين مصلح کل گفته شده و طي اين سخنان، ويژگي‏هاي او با دقت بيان گرديده است. مصلح کل اسلام، همان حضرت مهدي(عج) است که از نسل پيامبر اکرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله مي‏باشد و ظهورش در دوران حکومت و حاکميت اسلام تحقق پيدا کرده و براي گسترش و تجديد حيات اسلام قيام مي‏کند. در قرآن کريم آيات بسياري وجود دارد که برخي با دلالت روشن به ظهور حضرت اشاره کرده‏اند و برخي نيز با تفسير و تأويل ائمه اطهار عليهم‏السلام ، به قيام حضرت و تشکيل حکومت واحد جهاني اسلامي اشاره دارند.

برتري اسلام بر همه اديان
آيات سي و سوم سوره توبه و نهم سوره صف، از جهاني شدن اسلام و عالمگير شدن اين آيين خبر مي‏دهد. سرعت پيشرفت اسلام در جهان و به رسميت شناخته شدن اين آيين در کشورهاي مختلف اروپايي و نفوذ سريع آن در آمريکا و آفريقا، نشان مي‏دهد که اسلام رو به سوي عالمگير شدن پيش مي‏رود و تکامل اين برنامه، به هنگام ظهور حضرت مهدي(عج) است که برنامه جهاني شدن اسلام تحقق مي‏يابد.

قيام حضرت مهدي(عج) ونابودي دولت‏هاي باطل
در بعضي روايات، آيه هشتاد و يکم سوره اسراء، به قيام حضرت مهدي(عج) تفسير شده است. امام باقر عليه‏السلام فرمود:«مفهوم اين سخن الهي اين است که وقتي امام قائم قيام کند، دولت باطل برچيده مي‏شود.» پيروزي حق بر باطل و شکست دولت‏ها و لشکرهاي کفر و شرک، قانوني الهي و کلي است که پويندگان و رهروان راه حق در برابر سختي‏ها و مشکلات به آن توسل مي‏جويند و به آن اميدوارند. قيام حضرت مهدي(عج)، روشن‏ترين مصداق اين آيه است که با قيام حضرت، تمام دولت‏هاي باطل نابود مي‏شوند و دولت حق حضرت بر آنها پيروز مي‏گردد. در روز فتح مکه نيز پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله 360 بت را که قبايل عرب بر گرد خانه کعبه چيده بودند، با عصاي خود سرنگون ساخت و اين آيه شريفه را تلاوت کرد.

حضرت مهدي(عج) ذخيره الهي
امام باقر عليه‏السلام درتفسير آيه هشتاد و ششم سوره مبارکه هود مي‏فرمايد: «هنگامي که مهدي ما ظاهر شود، به خانه کعبه تکيه مي‏دهد و نخستين سخني که بر زبان مبارکش جاري مي‏شود، اين آيه است و سپس مي‏فرمايد: «من بقية اللّه‏ و خليفة اللّه‏ بر شما هستم». آن‏گاه همگان به آن حضرت چنين سلام مي‏کنند: «سلام بر تو اي بازمانده خدا در زمين». تمام پيامبران الهي و پيشوايان بزرگ و سربازان مبارزي که با دشمن مي‏جنگند و براي بشريت باقي مي‏مانند و مايه خير و سعادت او مي‏شوند، «بقية اللّه‏» هستند و چون حضرت مهدي(عج) آخرين پيشوا و بزرگ‏ترين رهبر انقلابي پس از قيام پيامبر اسلام است، يکي از روشن‏ترين مصاديق «بقية‏اللّه‏» مي‏باشد و اين لقب براي حضرت از همه شايسته‏تر است، به ويژه که تنها باقي مانده بعد از پيامبران و امامان مي‏باشد.

حکومت جهاني مستضعفان
خداوند در آيه پنجاه و پنجم سوره نور به صراحت بيان مي‏کند کساني که ايمان آورده‏اند و عمل صالح انجام داده‏اند، قطعا خليفه روي زمين خواهند شد و دين و آيين آنها به طور ريشه‏دار و پابرجا در زمين مستقر مي‏شود. گروهي از مفسران، اين آيه را اشاره به حکومت حضرت مهدي(عج) مي‏دانند که شرق و غرب جهان در تحت لواي حکومتش قرار مي‏گيرد و آيين حق را در همه جا برقرار مي‏سازد و ناامني و ترس و جنگ را از صحنه زمين نابود مي‏کند. همچنان که در روايتي از رسول اکرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله آمده است: «اگر از عمر دنيا به جز يک روز باقي نمانده باشد، خداوند آن روز را به قدري طولاني مي‏کند تا اينکه مردي از امت من که هم‏نام و هم‏کنيه من است، ظاهر شود و زمين را پر از عدل و داد کند، همان گونه که پر از ظلم و ستم شده باشد».

پيروزي نهايي مهدي(عج)
در قرآن کريم آيات بسياري وجود دارد که از آنها مي‏توان چنين دريافت که روزي حکومت تمامي دنيا به دست پاکان و نيکان خواهد افتاد و حکومت واحد جهاني براساس يکتاپرستي تشکيل خواهد شد. در اين حکومت، برنامه‏هاي اسلامي در سراسر جهان اجرا مي‏شود و همه احکام الهي جامه عمل به خود مي‏پوشد. بيم و هراس توده مردم از ميان خواهد رفت و آرامش و امنيت کامل در سراسر گيتي برقرار خواهد شد. همه مردمان دنيا خداي يکتا را مي‏پرستند و هر گونه بندگي و بت‏پرستي ريشه‏کن خواهدشد. براساس روايات و نويدهاي انبياي الهي و ائمه اطهار عليه‏السلام ، اين عصر درخشان و روزگار طلايي، همان روز قيام منجي عالم بشريت و دوران پرشکوه ظهور حضرت مهدي(عج) است که زمين را پر از عدل و قسط و داد مي‏کند.

برچيده شدن بساط مشرکان
خداوند در آيه سي و نهم سوره مبارکه انفال، به مسلمانان دستور مي‏دهد با مشرکان پيکار کنند و فتنه و شرک را بر چينند تا دين و پرستش مخصوص خدا شود. برخي از مفسران ضمن روايتي از امام باقر عليه‏السلام ، تفسير اين آيه شريفه را دولت بر حق حضرت مهدي(عج) مي‏دانند. امام باقر عليه‏السلام مي‏فرمايد: «تأويل اين آيه هنوز نيامده است و هنگامي که تأويل آن بيايد، با مشرکان پيکار خواهد شد تا هنگامي که يگانگي خداي تعالي را بپذيرند و شرکي در روي زمين باقي نماند و اين در زمان قيام قائم ما خواهد بود».

مهدي (عج) و انتقام خون امام حسين عليه‏السلام
در آيه سي و سوم سوره مبارکه اسراء، سخن از کشته شدن مظلومان به‏وسيله ظالمان و گرفتن انتقام خون آنان به دست ولي خدا گفته شده است. برخي از مفسران، روشن‏ترين مصداق اين آيه را خوان‏خواهي و انتقام حضرت مهدي(عج) در مورد امام حسين عليه‏السلام مي‏دانند و از امام باقر عليه‏السلام چنين روايت مي‏کنند: «حسين عليه‏السلام مظلوم کشته شد و ما، اوليا و وارث خون او هستيم و قائم ما به خون‏خواهي حسين عليه‏السلام قيام خواهد کرد. پس هر کس را که به کشتن آن حضرت راضي بوده، به قتل مي‏رساند تا آنجا که خواهند گفت او در کشتن اسراف مي‏کند و از دنيا نمي‏رود تا اينکه به پيروزي کامل برسد و سراسر زمين را از عدل و داد پر کند، همان گونه که از ظلم و جور پر شده باشد».

روز قيام مهدي(عج) از ايام اللّه‏
خداوند در آيه پنجم سوره ابراهيم، از روزهايي سخن مي‏گويد که «ايام‏اللّه‏» نام دارند و روزهاي سرنوشت‏ساز و مهم زندگي انسان‏ها به شمار مي‏آيند. در اين ايام نعمتي الهي شامل حال ملتي شايسته يا مجازاتي بزرگ و دردناک دامن‏گير ملتي سرکش و طغيانگر مي‏شود. براساس روايات ائمه اطهار عليهم‏السلام ، روز قيام حضرت مهدي(عج) يکي از اين روزهاست. امام باقر عليه‏السلام مي‏فرمايد: «روزهاي خداوند سه روز است: روز قيام قائم، روز رجعت و روز قيامت.» روز قيام حضرت مهدي(عج)، در حقيقت يکي از روزهاي بزرگ الهي است و شايسته اين نام مي‏باشد؛ زيرا آن روز سرآغاز حکومت واحد جهاني بر اساس عدالت و آزادي و روز برچيده شدن بساط ظلم و ستم از سراسر جهان است.

پيشوايان و وارثان زمين
خداوند در آيه پنجم سوره مبارکه قصص، به مستضعفان وعده مي‏دهد که آنان را پيشوايان و وارثان زمين قرار خواهد داد. امام علي عليه‏السلام پس از تلاوت اين آيه فرمود: «دنيا پس از روگرداني‏ها و چموشي‏هاي خود به ما رو مي‏آورد، مانند مهرباني ماده‏شتر ناسازگار بر فرزند خود.» در روايات آمده است که امام حسن عسکري عليه‏السلام در هفتمين روز ولادت فرزندش حضرت مهدي(عج) به او فرمود: «سخن بگو، اي فرزند کوچکم!» پس امام مهدي(عج) شهادتين بر زبان جاري نمود و بر پدران خويش، يکي پس از ديگري صلوات فرستاد و سپس اين آيه شريفه را تلاوت کرد. به راستي حکومت و خلافت از آن کساني است که امروز در زير پرچم ظلم و ستم زورگويان به استضعاف و ناتواني کشيده شده‏اند و با ظهور رهبر و مقتدايشان، حکومت را به دست خواهند گرفت تا ريشه ظلم و ستم را برکنند.

بندگان صالح، وارث زمين
خداوند به آن دسته از بندگان که تنها او را عبادت مي‏کنند و در گروه صالحان هستند وعده مي‏دهد که وارثان زمين خواهند بود. امام صادق عليه‏السلام در تفسير اين آيه شريفه مي‏فرمايد: «تمام کتاب‏هاي آسماني ذکر خداوند است و منظور از بندگان صالح که زمين را به ارث خواهند برد، حضرت قائم عليه‏السلام و اصحاب اويند.» امام باقر عليه‏السلام نيز حضرت مهدي(عج) و يارانش را بندگان صالح خداوند مي‏داند که وارثان زمين خواهند بود. منظور از وراثت زمين، انتقال منافع آن و استقرار برکات حيات زمين براي صالحان است. اين برکات پايان‏ناپذير، برکات مادي و معنوي را در بر مي‏گيرد و اين آيه شريفه اعلام مي‏کند که زمين به زودي از شرک پاک خواهد شد و افراد صالح حکومت را در دست خواهند گرفت. بدين ترتيب در چنين حکومتي، تنها خدا پرستش مي‏شود و هرگونه شرکي از بين مي‏رود.

اجابت دعاي بيچارگان
استجابت دعاي افراد مضطر به هنگام گرفتاري و برطرف ساختن مشکل آنان، از وعده‏هاي خداوند در آيات قرآني است. امام صادق عليه‏السلام مي‏فرمايد: «اين آيه شريفه درباره قائم آل محمد صلي‏الله‏عليه‏و‏آله است آن هنگام که در مقام ابراهيم دو رکعت نماز مي‏گزارد و به سوي خداوند دعا مي‏کند. پس خدا او را اجابت مي‏کندو ناراحتي‏اش را برطرف مي‏سازد و او را به عنوان خليفه بر روي زمين بر مي‏گزيند.» براساس روايات، هنگامي که حضرت مهدي عليه‏السلام ظهور مي‏کند، به حجرالاسود تکيه مي‏دهد و نخستين بيعت کننده با او، جبرئيل امين است و سپس 313 تن ياران خاص، به خدمت حضرت رسيده و با او بيعت مي‏کنند. منظور خداوند هم که مي‏فرمايد: «در خيرات پيشي بگيرد»، ولايت و بيعت با حضرت مهدي(عج) است و وجود حضرت مهدي(عج)، همان استجابت دعاي افراد بيچاره و مضطر مي‏باشد.

فتح دنيا به دست حضرت مهدي(عج)
ايمان آوردن کافران در روزي که بندگان صالح خداوند بر آفاق چيره مي‏شوند، برايشان سودي ندارد و آنان به کيفر اعمال خود خواهند رسيد و اين يکي از وعده‏هايي است که خداوند در قرآن به پيامبر خود مي‏دهد. امام جعفر صادق عليه‏السلام در تفسير اين آيه شريفه مي‏فرمايد: «روز پيروزي، روزي است که دنيا به دست قائم عليه‏السلام فتح مي‏شود. آن روز، ديگر ايمان آوردن براي کسي که پيش‏تر ايمان نداشته، سودي ندارد، ولي ايمان کسي که پيش از فتح مؤمن شده و انتظار ظهور او را مي‏کشد، براي او سود خواهد داشت و خداوند مقام و منزلت او را بالا خواهد برد و اين پاداش دوستداران اهل‏بيت عليهم‏السلام است.» ايمان به امامت اهل‏بيت عليهم‏السلام و انتظار ظهور مهدي آل محمد صلي‏الله‏عليه‏و‏آله ، از جمله ويژگي‏هايي است که باعث برتري معتقدان به آن بر اهل زمان خود مي‏شود.

آزمايش و امتحان ثابت‏قدمان
خداوند در آيات قرآن کريم، از آزمايش و امتحان بندگان خود سخن به ميان مي‏آورد تا به وسيله آنها، بندگان شکيبا و ثابت‏قدم، از بندگان ناشکيبا و سست‏قدم بازشناخته شوند. محمدبن مسلم، از ياران امام صادق عليه‏السلام مي‏گويد: آن حضرت در تفسير اين آيه فرمود: «پيش از آمدن قائم(عج)، علامت‏هايي است که براي امتحان مؤمنان خواهد بود.» عرض کردم: آن علامت‏ها چيست؟ فرمود:«بيماري‏هاي گوناگون که سبب ترس و دلهره است، بالا رفتن نرخ‏ها که سبب گرسنگي است، کاهش در اموال که قحطي و مرگ و مير فراوان را به دنبال مي‏آورد و نقص در محصولات که به دليل نيامدن باران است. پس در آن موقع به آنها که در عقيده به ما ثابت مي‏مانند، مژده بده».

حاکميت آخرين دين خد
خداوند در آيه هشتاد و سوم سوره مبارکه آل عمران، به صراحت بيان مي‏کند که آنچه در آسمان‏ها و زمين است، تسليم اويند و به سوي او بازگردانيده مي‏شوند. امام کاظم عليه‏السلام در تفسير اين آيه شريفه و جهاني شدن آيين توحيد و حاکميت آخرين دين خدا بر سرتاسر جهان مي‏فرمايد:«اين آيه درباره حضرت قائم عليه‏السلام نازل شده است. هنگامي که ظاهر شود، آيين مقدس اسلام را در شرق و غرب جهان، به يهوديان، مسيحيان، صائبيان، ملحدان، مرتدان و کافران عرضه مي‏دارد؛ هر کس آن را از روي ميل و رغبت بپذيرد، او را به نماز و زکات و ديگر فريضه‏هاي اسلامي امر مي‏فرمايد و هر کس امتناع ورزد، گردنش را مي‏زند تا در همه شرق و غرب جهان، جز انسان يکتاپرست باقي نماند.»

زنده شدن زمين پس از مردن
زنده کردن زمين پس از مردن آن، امري است که خداوند در قرآن به آن اشاره دارد. زنده شدن زمين پس از مردن، تنها به معناي با طراوت شدن زمين پس از خزان و بي‏طراوتي نيست که اين خود دليلي بر قيامت و زنده شدن مردگان است؛ نيز به معناي زنده شدن ايمان پس از کفر و بي‏ايماني است. امام باقر عليه‏السلام در تفسير اين آيه شريفه مي‏فرمايد: «منظور از مردن زمين، کفر ورزيدن اهل آن است و کافر در حقيقت مرده است. پس خداوند او را به ظهور حضرت قائم(عج) زنده خواهد کرد که در زمين به عدالت رفتار مي‏کند و اهل آن را پس از مرگشان زنده مي‏نمايد».

احياي سنت‏ها و نابود کردن بدعت‏ها
برپايي نماز و امر به معروف و نهي از منکر، سه امر مقدسي است که در زمان حکومت صالحان در زمين اجرا مي‏شود. امام باقر عليه‏السلام مي‏فرمايد: «هنگامي که مهدي(عج) ظهور کند، خداوند متعال شرق و غرب زمين را به تصرف او ويارانش درمي‏آورد و دين را آشکار مي‏سازد و نيز خداوند متعال بدعت‏ها و باطل را به دست او و يارانش از بين مي‏برد؛ چنان که سفيهان، حق را ميرانده باشند، تا جايي که اثري از ظلم ديده نشود و امر به معروف و نهي از منکر خواهند نمود.» امام جواد عليه‏السلام نيز مي‏فرمايد: «چون وقت خروج او برسد، شمشيرش از غلاف بيرون آيد و ندا کند: برخيز اي ولي خدا که ديگر براي تو نشستن حلال نيست. پس خارج شود و دشمنان خدا را هرجا بيابد بکشد و حدود خدا را اقامه کند و به حکم خدا حکم نمايد».

مهدي عليه‏السلام خواهد آمد
ظهور مهدي اهل بيت عليهم‏السلام در آخرالزمان، از مسائلي است که همه فرقه‏ها و گروه‏هاي اسلامي به آن ايمان دارند. آنها انتظار قيامي روحاني و جهاني را مي‏کشند که عدالت اجتماعي و نظام جهان بر اساس ايمان به خدا و احکام دين اسلام برقرار شود و دنيا از چنگال ستمکاران و جباران نجات داده شده، پرچم اسلام در تمام نقاط به اهتزاز درآيد. همه چشم به راهند و انتظار دارند که شايسته‏ترين فرزند پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله قيام کرده، آيين توحيد و رسم برادري و مساوات اسلامي را زنده نموده، بشر را از نعمت آسايش بهره‏مند سازد و موجبات تفرقه و محروميت و ناکامي را از ميان بردارد. اين وعده الهي است و تخلف‏پذير نيست. دنيا به طرف آن عصر درخشان در حرکت است و سير زمان، هر دم بشر را به چنين روزگاري نزديک‏تر مي‏سازد.
 

سيماي مهدي موعود(عج) در قرآن

قرآن و مصلح کل
همه مذاهب و اديان، به صورت کلي از وجود مصلحي در آخرالزمان خبر داده‏اند که صلح و عدالت را در زمين برقرار مي‏سازد، ولي در دين مبين اسلام، سخنان بسياري در آيات و روايات درباره اين مصلح کل گفته شده و طي اين سخنان، ويژگي‏هاي او با دقت بيان گرديده است. مصلح کل اسلام، همان حضرت مهدي(عج) است که از نسل پيامبر اکرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله مي‏باشد و ظهورش در دوران حکومت و حاکميت اسلام تحقق پيدا کرده و براي گسترش و تجديد حيات اسلام قيام مي‏کند. در قرآن کريم آيات بسياري وجود دارد که برخي با دلالت روشن به ظهور حضرت اشاره کرده‏اند و برخي نيز با تفسير و تأويل ائمه اطهار عليهم‏السلام ، به قيام حضرت و تشکيل حکومت واحد جهاني اسلامي اشاره دارند.

برتري اسلام بر همه اديان
آيات سي و سوم سوره توبه و نهم سوره صف، از جهاني شدن اسلام و عالمگير شدن اين آيين خبر مي‏دهد. سرعت پيشرفت اسلام در جهان و به رسميت شناخته شدن اين آيين در کشورهاي مختلف اروپايي و نفوذ سريع آن در آمريکا و آفريقا، نشان مي‏دهد که اسلام رو به سوي عالمگير شدن پيش مي‏رود و تکامل اين برنامه، به هنگام ظهور حضرت مهدي(عج) است که برنامه جهاني شدن اسلام تحقق مي‏يابد.

قيام حضرت مهدي(عج) ونابودي دولت‏هاي باطل
در بعضي روايات، آيه هشتاد و يکم سوره اسراء، به قيام حضرت مهدي(عج) تفسير شده است. امام باقر عليه‏السلام فرمود:«مفهوم اين سخن الهي اين است که وقتي امام قائم قيام کند، دولت باطل برچيده مي‏شود.» پيروزي حق بر باطل و شکست دولت‏ها و لشکرهاي کفر و شرک، قانوني الهي و کلي است که پويندگان و رهروان راه حق در برابر سختي‏ها و مشکلات به آن توسل مي‏جويند و به آن اميدوارند. قيام حضرت مهدي(عج)، روشن‏ترين مصداق اين آيه است که با قيام حضرت، تمام دولت‏هاي باطل نابود مي‏شوند و دولت حق حضرت بر آنها پيروز مي‏گردد. در روز فتح مکه نيز پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله 360 بت را که قبايل عرب بر گرد خانه کعبه چيده بودند، با عصاي خود سرنگون ساخت و اين آيه شريفه را تلاوت کرد.

حضرت مهدي(عج) ذخيره الهي
امام باقر عليه‏السلام درتفسير آيه هشتاد و ششم سوره مبارکه هود مي‏فرمايد: «هنگامي که مهدي ما ظاهر شود، به خانه کعبه تکيه مي‏دهد و نخستين سخني که بر زبان مبارکش جاري مي‏شود، اين آيه است و سپس مي‏فرمايد: «من بقية اللّه‏ و خليفة اللّه‏ بر شما هستم». آن‏گاه همگان به آن حضرت چنين سلام مي‏کنند: «سلام بر تو اي بازمانده خدا در زمين». تمام پيامبران الهي و پيشوايان بزرگ و سربازان مبارزي که با دشمن مي‏جنگند و براي بشريت باقي مي‏مانند و مايه خير و سعادت او مي‏شوند، «بقية اللّه‏» هستند و چون حضرت مهدي(عج) آخرين پيشوا و بزرگ‏ترين رهبر انقلابي پس از قيام پيامبر اسلام است، يکي از روشن‏ترين مصاديق «بقية‏اللّه‏» مي‏باشد و اين لقب براي حضرت از همه شايسته‏تر است، به ويژه که تنها باقي مانده بعد از پيامبران و امامان مي‏باشد.

حکومت جهاني مستضعفان
خداوند در آيه پنجاه و پنجم سوره نور به صراحت بيان مي‏کند کساني که ايمان آورده‏اند و عمل صالح انجام داده‏اند، قطعا خليفه روي زمين خواهند شد و دين و آيين آنها به طور ريشه‏دار و پابرجا در زمين مستقر مي‏شود. گروهي از مفسران، اين آيه را اشاره به حکومت حضرت مهدي(عج) مي‏دانند که شرق و غرب جهان در تحت لواي حکومتش قرار مي‏گيرد و آيين حق را در همه جا برقرار مي‏سازد و ناامني و ترس و جنگ را از صحنه زمين نابود مي‏کند. همچنان که در روايتي از رسول اکرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله آمده است: «اگر از عمر دنيا به جز يک روز باقي نمانده باشد، خداوند آن روز را به قدري طولاني مي‏کند تا اينکه مردي از امت من که هم‏نام و هم‏کنيه من است، ظاهر شود و زمين را پر از عدل و داد کند، همان گونه که پر از ظلم و ستم شده باشد».

پيروزي نهايي مهدي(عج)
در قرآن کريم آيات بسياري وجود دارد که از آنها مي‏توان چنين دريافت که روزي حکومت تمامي دنيا به دست پاکان و نيکان خواهد افتاد و حکومت واحد جهاني براساس يکتاپرستي تشکيل خواهد شد. در اين حکومت، برنامه‏هاي اسلامي در سراسر جهان اجرا مي‏شود و همه احکام الهي جامه عمل به خود مي‏پوشد. بيم و هراس توده مردم از ميان خواهد رفت و آرامش و امنيت کامل در سراسر گيتي برقرار خواهد شد. همه مردمان دنيا خداي يکتا را مي‏پرستند و هر گونه بندگي و بت‏پرستي ريشه‏کن خواهدشد. براساس روايات و نويدهاي انبياي الهي و ائمه اطهار عليه‏السلام ، اين عصر درخشان و روزگار طلايي، همان روز قيام منجي عالم بشريت و دوران پرشکوه ظهور حضرت مهدي(عج) است که زمين را پر از عدل و قسط و داد مي‏کند.

برچيده شدن بساط مشرکان
خداوند در آيه سي و نهم سوره مبارکه انفال، به مسلمانان دستور مي‏دهد با مشرکان پيکار کنند و فتنه و شرک را بر چينند تا دين و پرستش مخصوص خدا شود. برخي از مفسران ضمن روايتي از امام باقر عليه‏السلام ، تفسير اين آيه شريفه را دولت بر حق حضرت مهدي(عج) مي‏دانند. امام باقر عليه‏السلام مي‏فرمايد: «تأويل اين آيه هنوز نيامده است و هنگامي که تأويل آن بيايد، با مشرکان پيکار خواهد شد تا هنگامي که يگانگي خداي تعالي را بپذيرند و شرکي در روي زمين باقي نماند و اين در زمان قيام قائم ما خواهد بود».

مهدي (عج) و انتقام خون امام حسين عليه‏السلام
در آيه سي و سوم سوره مبارکه اسراء، سخن از کشته شدن مظلومان به‏وسيله ظالمان و گرفتن انتقام خون آنان به دست ولي خدا گفته شده است. برخي از مفسران، روشن‏ترين مصداق اين آيه را خوان‏خواهي و انتقام حضرت مهدي(عج) در مورد امام حسين عليه‏السلام مي‏دانند و از امام باقر عليه‏السلام چنين روايت مي‏کنند: «حسين عليه‏السلام مظلوم کشته شد و ما، اوليا و وارث خون او هستيم و قائم ما به خون‏خواهي حسين عليه‏السلام قيام خواهد کرد. پس هر کس را که به کشتن آن حضرت راضي بوده، به قتل مي‏رساند تا آنجا که خواهند گفت او در کشتن اسراف مي‏کند و از دنيا نمي‏رود تا اينکه به پيروزي کامل برسد و سراسر زمين را از عدل و داد پر کند، همان گونه که از ظلم و جور پر شده باشد».

روز قيام مهدي(عج) از ايام اللّه‏
خداوند در آيه پنجم سوره ابراهيم، از روزهايي سخن مي‏گويد که «ايام‏اللّه‏» نام دارند و روزهاي سرنوشت‏ساز و مهم زندگي انسان‏ها به شمار مي‏آيند. در اين ايام نعمتي الهي شامل حال ملتي شايسته يا مجازاتي بزرگ و دردناک دامن‏گير ملتي سرکش و طغيانگر مي‏شود. براساس روايات ائمه اطهار عليهم‏السلام ، روز قيام حضرت مهدي(عج) يکي از اين روزهاست. امام باقر عليه‏السلام مي‏فرمايد: «روزهاي خداوند سه روز است: روز قيام قائم، روز رجعت و روز قيامت.» روز قيام حضرت مهدي(عج)، در حقيقت يکي از روزهاي بزرگ الهي است و شايسته اين نام مي‏باشد؛ زيرا آن روز سرآغاز حکومت واحد جهاني بر اساس عدالت و آزادي و روز برچيده شدن بساط ظلم و ستم از سراسر جهان است.

پيشوايان و وارثان زمين
خداوند در آيه پنجم سوره مبارکه قصص، به مستضعفان وعده مي‏دهد که آنان را پيشوايان و وارثان زمين قرار خواهد داد. امام علي عليه‏السلام پس از تلاوت اين آيه فرمود: «دنيا پس از روگرداني‏ها و چموشي‏هاي خود به ما رو مي‏آورد، مانند مهرباني ماده‏شتر ناسازگار بر فرزند خود.» در روايات آمده است که امام حسن عسکري عليه‏السلام در هفتمين روز ولادت فرزندش حضرت مهدي(عج) به او فرمود: «سخن بگو، اي فرزند کوچکم!» پس امام مهدي(عج) شهادتين بر زبان جاري نمود و بر پدران خويش، يکي پس از ديگري صلوات فرستاد و سپس اين آيه شريفه را تلاوت کرد. به راستي حکومت و خلافت از آن کساني است که امروز در زير پرچم ظلم و ستم زورگويان به استضعاف و ناتواني کشيده شده‏اند و با ظهور رهبر و مقتدايشان، حکومت را به دست خواهند گرفت تا ريشه ظلم و ستم را برکنند.

بندگان صالح، وارث زمين
خداوند به آن دسته از بندگان که تنها او را عبادت مي‏کنند و در گروه صالحان هستند وعده مي‏دهد که وارثان زمين خواهند بود. امام صادق عليه‏السلام در تفسير اين آيه شريفه مي‏فرمايد: «تمام کتاب‏هاي آسماني ذکر خداوند است و منظور از بندگان صالح که زمين را به ارث خواهند برد، حضرت قائم عليه‏السلام و اصحاب اويند.» امام باقر عليه‏السلام نيز حضرت مهدي(عج) و يارانش را بندگان صالح خداوند مي‏داند که وارثان زمين خواهند بود. منظور از وراثت زمين، انتقال منافع آن و استقرار برکات حيات زمين براي صالحان است. اين برکات پايان‏ناپذير، برکات مادي و معنوي را در بر مي‏گيرد و اين آيه شريفه اعلام مي‏کند که زمين به زودي از شرک پاک خواهد شد و افراد صالح حکومت را در دست خواهند گرفت. بدين ترتيب در چنين حکومتي، تنها خدا پرستش مي‏شود و هرگونه شرکي از بين مي‏رود.

اجابت دعاي بيچارگان
استجابت دعاي افراد مضطر به هنگام گرفتاري و برطرف ساختن مشکل آنان، از وعده‏هاي خداوند در آيات قرآني است. امام صادق عليه‏السلام مي‏فرمايد: «اين آيه شريفه درباره قائم آل محمد صلي‏الله‏عليه‏و‏آله است آن هنگام که در مقام ابراهيم دو رکعت نماز مي‏گزارد و به سوي خداوند دعا مي‏کند. پس خدا او را اجابت مي‏کندو ناراحتي‏اش را برطرف مي‏سازد و او را به عنوان خليفه بر روي زمين بر مي‏گزيند.» براساس روايات، هنگامي که حضرت مهدي عليه‏السلام ظهور مي‏کند، به حجرالاسود تکيه مي‏دهد و نخستين بيعت کننده با او، جبرئيل امين است و سپس 313 تن ياران خاص، به خدمت حضرت رسيده و با او بيعت مي‏کنند. منظور خداوند هم که مي‏فرمايد: «در خيرات پيشي بگيرد»، ولايت و بيعت با حضرت مهدي(عج) است و وجود حضرت مهدي(عج)، همان استجابت دعاي افراد بيچاره و مضطر مي‏باشد.

فتح دنيا به دست حضرت مهدي(عج)
ايمان آوردن کافران در روزي که بندگان صالح خداوند بر آفاق چيره مي‏شوند، برايشان سودي ندارد و آنان به کيفر اعمال خود خواهند رسيد و اين يکي از وعده‏هايي است که خداوند در قرآن به پيامبر خود مي‏دهد. امام جعفر صادق عليه‏السلام در تفسير اين آيه شريفه مي‏فرمايد: «روز پيروزي، روزي است که دنيا به دست قائم عليه‏السلام فتح مي‏شود. آن روز، ديگر ايمان آوردن براي کسي که پيش‏تر ايمان نداشته، سودي ندارد، ولي ايمان کسي که پيش از فتح مؤمن شده و انتظار ظهور او را مي‏کشد، براي او سود خواهد داشت و خداوند مقام و منزلت او را بالا خواهد برد و اين پاداش دوستداران اهل‏بيت عليهم‏السلام است.» ايمان به امامت اهل‏بيت عليهم‏السلام و انتظار ظهور مهدي آل محمد صلي‏الله‏عليه‏و‏آله ، از جمله ويژگي‏هايي است که باعث برتري معتقدان به آن بر اهل زمان خود مي‏شود.

آزمايش و امتحان ثابت‏قدمان
خداوند در آيات قرآن کريم، از آزمايش و امتحان بندگان خود سخن به ميان مي‏آورد تا به وسيله آنها، بندگان شکيبا و ثابت‏قدم، از بندگان ناشکيبا و سست‏قدم بازشناخته شوند. محمدبن مسلم، از ياران امام صادق عليه‏السلام مي‏گويد: آن حضرت در تفسير اين آيه فرمود: «پيش از آمدن قائم(عج)، علامت‏هايي است که براي امتحان مؤمنان خواهد بود.» عرض کردم: آن علامت‏ها چيست؟ فرمود:«بيماري‏هاي گوناگون که سبب ترس و دلهره است، بالا رفتن نرخ‏ها که سبب گرسنگي است، کاهش در اموال که قحطي و مرگ و مير فراوان را به دنبال مي‏آورد و نقص در محصولات که به دليل نيامدن باران است. پس در آن موقع به آنها که در عقيده به ما ثابت مي‏مانند، مژده بده».

حاکميت آخرين دين خد
خداوند در آيه هشتاد و سوم سوره مبارکه آل عمران، به صراحت بيان مي‏کند که آنچه در آسمان‏ها و زمين است، تسليم اويند و به سوي او بازگردانيده مي‏شوند. امام کاظم عليه‏السلام در تفسير اين آيه شريفه و جهاني شدن آيين توحيد و حاکميت آخرين دين خدا بر سرتاسر جهان مي‏فرمايد:«اين آيه درباره حضرت قائم عليه‏السلام نازل شده است. هنگامي که ظاهر شود، آيين مقدس اسلام را در شرق و غرب جهان، به يهوديان، مسيحيان، صائبيان، ملحدان، مرتدان و کافران عرضه مي‏دارد؛ هر کس آن را از روي ميل و رغبت بپذيرد، او را به نماز و زکات و ديگر فريضه‏هاي اسلامي امر مي‏فرمايد و هر کس امتناع ورزد، گردنش را مي‏زند تا در همه شرق و غرب جهان، جز انسان يکتاپرست باقي نماند.»

زنده شدن زمين پس از مردن
زنده کردن زمين پس از مردن آن، امري است که خداوند در قرآن به آن اشاره دارد. زنده شدن زمين پس از مردن، تنها به معناي با طراوت شدن زمين پس از خزان و بي‏طراوتي نيست که اين خود دليلي بر قيامت و زنده شدن مردگان است؛ نيز به معناي زنده شدن ايمان پس از کفر و بي‏ايماني است. امام باقر عليه‏السلام در تفسير اين آيه شريفه مي‏فرمايد: «منظور از مردن زمين، کفر ورزيدن اهل آن است و کافر در حقيقت مرده است. پس خداوند او را به ظهور حضرت قائم(عج) زنده خواهد کرد که در زمين به عدالت رفتار مي‏کند و اهل آن را پس از مرگشان زنده مي‏نمايد».

احياي سنت‏ها و نابود کردن بدعت‏ها
برپايي نماز و امر به معروف و نهي از منکر، سه امر مقدسي است که در زمان حکومت صالحان در زمين اجرا مي‏شود. امام باقر عليه‏السلام مي‏فرمايد: «هنگامي که مهدي(عج) ظهور کند، خداوند متعال شرق و غرب زمين را به تصرف او ويارانش درمي‏آورد و دين را آشکار مي‏سازد و نيز خداوند متعال بدعت‏ها و باطل را به دست او و يارانش از بين مي‏برد؛ چنان که سفيهان، حق را ميرانده باشند، تا جايي که اثري از ظلم ديده نشود و امر به معروف و نهي از منکر خواهند نمود.» امام جواد عليه‏السلام نيز مي‏فرمايد: «چون وقت خروج او برسد، شمشيرش از غلاف بيرون آيد و ندا کند: برخيز اي ولي خدا که ديگر براي تو نشستن حلال نيست. پس خارج شود و دشمنان خدا را هرجا بيابد بکشد و حدود خدا را اقامه کند و به حکم خدا حکم نمايد».

مهدي عليه‏السلام خواهد آمد
ظهور مهدي اهل بيت عليهم‏السلام در آخرالزمان، از مسائلي است که همه فرقه‏ها و گروه‏هاي اسلامي به آن ايمان دارند. آنها انتظار قيامي روحاني و جهاني را مي‏کشند که عدالت اجتماعي و نظام جهان بر اساس ايمان به خدا و احکام دين اسلام برقرار شود و دنيا از چنگال ستمکاران و جباران نجات داده شده، پرچم اسلام در تمام نقاط به اهتزاز درآيد. همه چشم به راهند و انتظار دارند که شايسته‏ترين فرزند پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله قيام کرده، آيين توحيد و رسم برادري و مساوات اسلامي را زنده نموده، بشر را از نعمت آسايش بهره‏مند سازد و موجبات تفرقه و محروميت و ناکامي را از ميان بردارد. اين وعده الهي است و تخلف‏پذير نيست. دنيا به طرف آن عصر درخشان در حرکت است و سير زمان، هر دم بشر را به چنين روزگاري نزديک‏تر مي‏سازد.
 

ولادت حضرت مهدی عج

ولادت حضرت مهدی عج

حكيمه خاتون مى گويد:هرگاه خدمت امام عسكرى (ع)مى رسيدم، براى او دعا مى كردم كه خداوند فرزندى به او عطاكند تا آنكه غروب روز پنج شنبه چهاردهم ماه شعبان سال255. هـ ق نزد امام عسكرى (ع)رفتم و طبق روال گذشته دعا كردم كه خدا به تو فرزندى عطا كند. وقتى شب فرا رسيد، به كنيزم گفتم جامه ام را بياور تا به منزل بازگرديم، امام عسكرى (ع)فرمودند: عمه جان، امشب نزد ما بمان، زيرا در اين شب فرزند مباركى متولد مى شود كه زمين مرده را حيات بخشيده زنده مى كند. عرض كردم: اين فرزند با بركت ازكدام كدبانو متولد خواهد شد

فرمود: از نرجس و فقط از او متولد مى شود. حكيمه مى گويد: من به نزديك نرجس رفتم وبه دقت به او نگريستم، ولى هيچ اثرى از حمل و داشتن فرزند در او مشاهده نكردم. نزد امام رفتم و ماجرا را به اطلاع امام رساندم.
امام لبخندى زدند و فرمودند: عمه جان هنگام سپيده دمِ صبح اثر باردارى او ظاهر مى شود، زيرا نرجس مانند مادر موسى است كه نشانى از فرزند داشتن در او ديده نمى شد و تا هنگام تولد موسى هيچ كسى از ولادتش خبر نداشت. فرعون ستمگركه مى دانست اگر حضرت موسى متولد شود، با او مبارزه مى كند و تخت و تاجش را نابود مى سازد، با تمام نيرو مى كوشيد تا از ولادت موسى (ع)جلوگيرى كند، لذا دستور داد تا زنان را از مردان جدا كنند اما وقتى خدا بخواهد موسى به دنيا بيايد، تلاش صدها فرعون هم بى نتيجه خواهد بود. قبل از تولد حضرت موسى (ع)كسى باور نمى كردكه مادرش باردار است، نرجس نيز همچون مادر موسى تا آخرين لحظات ولادت امام زمان (ع)نشانى از باردارى در خود نداشت، زيرا آينده نرجس بسيار حساس و پر اهميت بود. جاسوس ها همه جا راكنترل مى كردند وكار آگاهان حكومت هر حركت مشكوكى را زير نظر داشته و به شدت مراقب بودندكه اگر فرزندى از امام يازدهم متولد شود، نا بود مى كنند.
حكيمه مى گويد: شب از نيمه گذشته بود،هنوز نشانه اى از فرزند داشتن در نرجس ديده نمى شد. من زودتر از شب هاى قبل به نماز شب مشغول شدم. نرجس خاتون نيز از خواب پريده و از اطاق بيرون رفت، وضوگرفت و مشغول نماز شب شد. او آخرين ركعت نمازش را مى خواندكه من از اطاق بيرون رفتم و به آسمان نگاه كردم، ديدم كه طلوع فجر است، اما هنوز اثرى از فرزند نيست. همين كه در دلم نسبت به وعده امام عسكرى (ع)ترديد پيدا شد، ناگهان امام صدا زد: عمه جان شك نداشته باش. آن چه گفته ام آشكار مى شود و به خواست خدا خواهى ديد.
در حالى كه من از اين ترديد شرمنده بودم به طرف اطاق برگشتم.ديدم نرجس خاتون نمازش را تمام كرده و با حالتى غير عادى و شتابزده بيرون مى آيد. به اوگفتم پدر و مادرم به فدايت آيا چيزى احساس مى كنى؟ گفت: بله. عمه جان چيزى را شديدا در خود يافتم. گفتم به خواست خدا جاى نگرانى نيست، سپس او را به درون اطاق بردم. هنگام طلوع فجر صادق، درد زايمان نرجس شروع شد. از درون خانه، امام عسكرى صدا زد: عمه جان سوره قدر را بر او بخوان حكيمه مى گويد مشغول خواندن سوره قدر شدم، در اين هنگام طفل داخل رحم نرجس نيز همانگونه كه من مى خواندم، مى خواند. در حال تعجب بودم كه امام با صداى بلند فرمود: عمه از امر خدا تعجب مكن كه خداوند زبان ما را دركودكى به حكمت بازكرده و در بزرگى حجت خود در زمين قرار مى دهد .(1)هنوزكلام امام تمام نشده بود كه نرجس خاتون از نظرم ناپديد شده وگويا بين من و او پرد ه اى كشيده شد كه ديگر او را نديدم. وحشت زده و نگران، فريادكنان به طرف اطاق امام عسكرى (ع) دويدم .در اين لحظه امام فرمود: عمه برگرد، كه او را در جاى خود خواهى ديد. با تعجب برگشتم. وقتى وارد اطاق شدم، ديدم نورى از نرجس مى درخشدكه چشم ها را خيره مى كند، سپس ديدم نوزاد، طيب و طاهر، ناف بريده و ختنه كرده در حالى كه در بازوى راستش نوشته است: جاءَ الحق و زهق الباطل ان الباطل کان زهقا،مواضع سجده را به زمين گذاشته، انگشتان سبابه را به طرف آسمان بالاگرفته و مى گويد:اَشهَدُ أن لا اِلهَ الا الله وحده لا شريک له وان جدي رسول الله (ص)(4 )شهادت مى دهم كه معبودى جز خداى يگانه نيست .و بى همتا است و شريكى ندارد، جدم محمد(ص) فرستاده خدا و پدرم على اميرمؤمنان است. سپس نام يكايك ائمه را برشمرد تا به نام مبارك خود رسيد، آنگاه به درگاه الهى عرضه داشت:اللهم انجز لى وعدى واتمِم لى امرى و ثبت و طاتي واملا الارض بي عدلا وقسطا پرورگارا آن چه را به من وعده دادى برآورده ساز وكارم را به اتمام رسان. مخالفانم را نابود و مغلوب كرده، مرا بر دشمنانم پيروز فرما و زمين را به وسيله من سرشار از انصاف و عدالت گردان
همچنان فرق تماشاى مناجات دلنشين وكلمات معجزه آساى اين نوزاد بودم كه ناگهان صداى امام عسكرى بلند شدكه عمه جان، آن فرزند را در آغوش بگير و به نزد من آر. من جلو رفتم، آن نوزاد را بغل كرده به طرف امام عسكرى بردم. وقتى بچه در مقابل پدر قرارگرفت، هنوز روى دست من بود كه بر پدرش سلام كرد .آنگاه حضرت فرزندش را از من گرفت و زبانش را در دهان آن طفل نهاد وكودك از زبان علم و عصمتِ آن حضرت دانش و معرفت و اسرار امامت نوشيد.
بعد به من فرمود: اين كودك را بگير و به مادرش بسپار تا او را شير دهد. وقتى نرجس به او شير داد، بار ديگر فرزندم را نزد من بياور. من نوزاد را به مادرش برگرداندم و پس از نوشيدن شير دو مرتبه نزد حضرت آوردم. حضرت اين بار نيز زبان به كام فرزندش فرو برد، سپس فرمود: اى فرزندا بخوان طفل شروع به خواندن كرد، از صحف آدم و زبور داود تا تورات و انجيل را به زبان عبرانى و سريانىِ خواند، سپس اين آيه را تلاوت كرد: ونريد ان نمن علي الذين استضعفوا في الارض و نجعلهم الوارثين ونمکن لهم في الارض و نري فرعون (2) آنگاه بر پيامبر اكرم (ص)واميرالمؤمنين (ع) و همه ائمه تا پدرش درود فرستاد. (3)
ازيك سو مى دانيم كه در دوران غيبت، هيچ يك از احكام اسلام تعطيل نشده و بايد تا آمدن امام عصر (ع) به همه آن چه اسلام از ما خواسته است، عمل كنيم و از سوى ديگر مى دانيم كه امكان دسترسى به امام معصوم (ع) و فراگرفتن مستقيم احكام دين از ايشان براى ما وجود ندارد. در اين شرايط آيا دست روى دست بگذاريم و به هيچ يك از احكام اسلام عمل نكنيم، يا به هر آن چه خود احتمال مى دهيم درست باشد، عمل كنيم قطعاً هيچ يك از اين دو راه ما را به مقصود نمى رساند. اما آيا امامان معصوم (ع) فكرى براى شيعيان خود در زمان غيبت كرده اند؟ در پاسخ بايد گفت: ائمه (ع)، تكليف ما را در زمان غيبت و عدم دسترسى به امام معصوم مشخص كرده و به ما امر فرموده اند كه به فقهاى جامع الشرايط مراجعه كنيم. چنان كه امام عصر(ع) در يكى از توقيعات خود در پاسخ اسحاق بن يعقوب مى فرمايد... و اما در رويدادهايى كه پيش مى آيد، به راويان حديث ما مراجعه كنيد، زيرا آن ها حجت بر شما هستند و من حجت خدا بر ايشان. (4)
چنان كه مى دانيد در طول 69، سال غيبت صغرى، از سال 260 تا 329 هـ.ق چهار تن از بزرگان شيعه به عنوان نائب خاص، واسطه بين امام مهدى (ع) و امت بودند. آن ها پرسش هاى علما و بزرگان شيعه و حتى برخى از مردم معمولى را با آن حضرت مطرح مى كردند و ايشان نيز پاسخ آن ها را مى دادند. امَا با پايان يافتن دوران غيبت صغرى و آغاز غيبت كبرى، ديگركسى به عنوان نائب خاص معرفى نشده و مردم موظف شدند براى يافتن پاسخ پرسش هاى دينى خود به راويان احاديث اهل بيت (ع) كه همان فقهاى جامع الشرايط بودند، مراجعه كنند. از آن زمان به بعد، فقها به عنوان نواب عام امام عصر(ع) مطرح شدند و رسالت هدايت شيعه را در عصر غيبت بر عهده گرفتند. بنابراين بر همه منتظران امام عصر (ع)لازم است كه بنا به فرموده امامان خود، با پيروى از فقها و مجتهدان واجد الشرايط، اعمال دينى خود را انجام دهند .در زمينه امور اجتماعى و سياسى نيز وظيفه مردم، اطاعت از فقيهى است كه از سوى بزرگان شيعه به عنوان ولى فقيه انتخاب شده است.
  ا. بحارالانوار ج 51، ص 13
2. قصص آيه
3. بحارالانوار ج 51 ص 12 كمال الدين دو جلدى، ص 424.
4. كمال الدين ج 2ص 483.


خبر ولادت حضرت     

  امام حسن عسكرى (ع) با تمام قدرت در پخش و نشر خبر ولادت حضرت مهدى (ع) در ميان شيعيان در داخل و خارج سامراء تلاش نمود: 1. جناب حكيمه خاتون راكه بانوى باعظمتى بود و در ميان بنى هاشم شريف ترين بانو، دختر امام جواد و خواهر امام هادى (ع)، زاهده و عابده و سرآمد بانوان شيعه در عصر خود بود، دعوت مى كند كه آن شب را در خاندان امامت سپرى كند و شاهد عينى ولادت آن مهر تابان باشد. 2. قابله اى از غير شيعه دعوت مى كند تا گواه ولادت آن حجت خدا باشد، تا حجت بر عده اى از صالحان اهل سنت تمام شود، كه همين بانو موجب شيعه شدن برخى از اعضاى خانواده اش شده است 3. مولود مسعود را در مناسبت هاى گوناگون به افراد مورد اعتماد و ياران و شيعيان عرضه مى نمود تا حجت خدا را با چشم خود ببينند و ديگر سخن دشمنان را در حق او باور نكنند.
4.حجت خدا را در جمع شيعيان حاضر مى كندكه در حضورپدر به پرسش هاى آن ها پاسخ دهد، اموال آن ها را دريافت نمايد و در بين آن ها داورى كند. 5. نامه هاى بسيارى به شهرستان هاى دوردستى چون: مدينه، بصره و قم ارسال مى كند و در آن ها شيعيان خالص را به ولادت حجَت خدا بشارت مى دهد. 6. گوشت و نان فراوان خريدارى نموده و به عنوان عقيقه در بين شيعيان سامراء تقسيم مى كند 70. گوسفندانى را به خارج از سامراء مى فرستاد تا به عنوان عقيقه فرزندش ذبح كرده، اطعام نمايند .
به هر حال دودمان امامت از هيچ فرصتى در پخش و نشر خبر ولادت آن حضرت غفلت نكرد و پيش از رحلت امام حسن عسكرى (ع)، خبر ولادت حجت خدا را به گوش شيعيان خالص و افرادى صالح از غير شيعه رسانيد(1)

  ا.روزگار رهايي ج 1، ص 155

پیامک های مهدوی


چه انتظار عجیبی !!!

تو بین منتظران هم عزیز من ، چه غریبی
عجیب تر ، که چه آسان نبودنت شده عادت
چه بیخیال نشستیم ، نه کوششی نه وفایی
فقط نشسته و گفتیم ؛ خدا کند که بیایی
.................................................
اگر تو را نداشتم فراق بی وصال بود حکایت جدائیم ز محضرت مدام بود ، اگر تو را نداشتم

حسین سرورم نبود چگونه بی امام عشق ، عشق را دوام بود

اللهم عجل لولیک الفرج
..................................
 آقا بیا بخاطر باران ظهور کن
مارا از این هوای سراسیمه دور کن
وقتی برای بدرقه عشق می روی
از کوچه های خسته ما هم عبور کن
اللهم عجل لولیک الفرج
...............
اباصالح المهدی هر شب که انتظار تورا می برم به روز

شرمنده ام که بی تو نفس می کشم هنوز
...............................
آقاجان
نه شرم وحیانه عارداریم ازتو
اما گله بیشمـار داریم ازتـو
ما منتظر تو نیستیـم آقاجـان
تنها همـه انتظار داریم از تو
 اللهم عجل لولیک الفرج
........................
ما منتظر تو نیستیم آقا جان
تنها همه انتظار داریم از تو
..........................
فقط دليل جدايي ز تو گناه من است
ثمر از اين همه غفلت دل سياه من است
هميشه ذكر تو را من به روي لب دارم
كه نام تو گل زهرا دليل راه من است
ببين كه روز سپيدم ز هجر تو شام است
بيا و نور فكن كه چهره تو ماه من است
جدايي از تو بلايي عظيم و جانكاه است
گواه قلب حزين سردي نگاه من است
بگو به آن دو ملك در سياهي قبرم
كه اين غلام قديمي بارگاه من است.
...................................
خدایا !
آنچنان زمین گیرم نکن که هنگام ظهور مولا توان برخاستن نداشته باشم ...
 اللهم عجل لولیک الفرج 
مهدی جان !
روا بود که گریبان ز حجر تو پاره کنم ...
دلم هوای تو کرده بگو چه چاره کنم ...
 اللهم عجل لولیک الفرج 
تا کسی رخ ننماید ز کسی دل نبرد
دلبر ما دل ما برد و ز ما رخ ننمود
 اللهم عجل لولیک الفرج 
چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی
چه بغضها که در گلو رسوب شد نیامدی
خلیل آتشین سخن تبر به دوش بت شکن
خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی
برای ما که دلشکسته ایم و خسته ایم نه
ولی برای عده ای چه خوب شد نیامدی
تمام طول هفته را به انتظار جمعه ام ...
دوباره صبح ٫ ظهر ٫ نه ! غروب شد نیامدی
 اللهم عجل لولیک الفرج 
یا امام زمان انتظار هم از نیامدنت بی تاب شد ...
 اللهم عجل لولیک الفرج 
بر چهره پر ز نور مهدی صلوات
بر جان و دل صبور مهدی صلوات
تا امر فرج شود مهیا بفرست
بهر فرج و ظهور مهدی صلوات
 اللهم عجل لولیک الفرج 
بی تو ای صاحب زمان
بی قرارم هر زمان
از غم هجر تو من دلخسته ام
همچو مرغی بال و پر بشکسته ام
 اللهم عجل لولیک الفرج 
ما معتقدیم که عشق سر خواهد زد
بر پشت ستم کسی تیر خواهد زد
سوگند به هر چهارده آیه نور
سوگند به زخم های سرشار غرور
آخر شب سرد ما سحر می گردد
مهدی به میان شیعه برمی گردد
 اللهم عجل لولیک الفرج 
اگر تو نیایی سیلی ظالمان همیشه بر گونه مظلومان می خورد و صدای ظالم همه جا به گوش می رسد ...
 اللهم عجل لولیک الفرج 
کامل بتاب و رخ بنما ...
اگر تو یاری کنی جسمم آرام می گیرد...
پس فکری برای دل بی تابم کن ...
 اللهم عجل لولیک الفرج 
فقط توئی که می توانی داد عدالت سر دهی ... چون تو زاییده حقی ...
اللهم عجل لولیک الفرج
به خدا سوگند دنیا را آذین می بندیم اگر لحضه آمدنت را بدانیم ...
اللهم عجل لولیک الفرج

............................
     
هر کجا سلطان بود، دورش سپاه و لشکر است
پس چرا سلطان خوبان بي سپاه و لشکر است
با خبر باشــيد اي چشم انتظاران ظهــــور
بهترين سلطان عالم از همه تنهاتر است
اللهم عجل لوليک الفرج
براي تعجيل در فرجش صلوات

امام صادق-ع: اهل آسمان و زمين بوسيله ي ظهور او خوشحال مي شوند. پرندگان هوا
و ماهيان دريا نيز با ظهور او شادي مي کنند.
...
خدايا! درک دوران سبز ظهور دولت عشق را نصيب ما بگردان/ آمين.

 گوش دل را وا کنيد آيد ندا / بانگ هل من ناصرش از هر کجا

 هجر تو ز درد و داغ دلگيرم کرد
اندوه غم زمان زمينگيرم کرد
گفتند که جمعه ميرسي از کعبه
اين رفتن جمعه جمعه ها پيرم کرد

خدايا تا به کي هجران مهدي
به دستم حسرت دامان مهدي
الهي هر بلا از حضرتش دور
الهي، من بلا گردان مهدي

 يوسف از جرم زليخا گر به زندان مي رود
يوسف زهرا ببين از جرم ما حبس ابد گرديده است

 کاش جمعه ها آنقدر که منتظر يوسف پيامبر بوديم، کمي هم منتظر يوسف زهرا بوديم.
جهت تعجيل در فرج صلوات
 يعقوب ترين چشم جهان قسمت ما باد
چون يوسف گمگشته ي ما يوسف زهراست
...
يا اباصالح ادرکني
دامن علقمه و باغ گل ياس يكيست
                             قمر هاشميان بين همه ناس يكيست
سير كردم عدد ابجد و ديدم به حساب
                            نام زيباي اباصالح و عباس يكيست
عصر يک جمعه دلگير،

دلم گفت: بگويم، بنويسم

که چرا عشق به انسان نرسيدست،

چرا آب به انسان نرسيدست،

و هنوزم که هنوز است، غم عشق به پايان نرسيدست

بگو حافظ دل‌خسته ز شيراز بيايد،

بنويسد که هنوزم که هنوز است،

چرا يوسف گم‌گشته به کنعان نرسيدست و

چرا کلبه احزان به گلستان نرسيدست

عصر اين جمعه دلگير،

وجود تو کنار دل هر بي‌دل آشفته شود حس

کجايي گل نرگس؟


کاش بودي تا دلم تنها نبود

تا اسير غصه فردا نبود

کاش بودي تا فقط باور کني

بي تو هرگز زندگي زيبا نبود

ما معتقديم عشق سر خواهد زد

بر پشت ستم کسي تبر خواهد زد

سوگند به هر چهارده آيه نور

سوگند به زخم‌هاي سرشار غرور

آخر، شب سرد ما سحر مي‌گردد

مهدي به ميان شيعه بر مي‌گردد


براي آمدنت انتظار کافي نيست

دعا و اشک و دل بي‌قرار کافي نيست

خودت دعا بکن اي نازنين که بر گردي

دعاي اين همه شب‌زنده‌دار کافي نيست


سؤالي ساده دارم از حضورت

من آيا زنده‌ام وقت ظهورت؟

اگر تو آمدي، من رفته بودم

اسير سال و ماه و هفته بودم

دعايم کن دوباره جان بگيرم

بيايم در حضور تو بميرم


آتش دوست اگر در دل ما خانه نداشت

عمر بي‌حاصل ما اين همه افسانه نداشت

من به چشم شيعيانم، جلوه الله و نورم

من ميان دوستان‌ام، گرچه پندارند دورم

ملک هستي، بحر مواجي بود از شوق و شورم

دوستان، آماده، نزديک است ايام ظهورم


قطعه گمشده‌اي از پر پرواز کم است

يازده بار شمرديم و يکي باز کم است

اين همه آب که جاري است نه اقيانوس است

عرق شرم زمين است که سرباز کم است
خستگان عشق را ايام درمان خواهد آمد

منجي عالم، پناه بي‌پناهان خواهد آمد

غم مخور اي فاطمه! اي بانوي پهلو شکسته!

مهدي‌ات با شيشه‌ي دارو و درمان خواهد آمد

دل‌مرده‌ايم بدون تو اما مسيح من

يک جمعه هم زيارت اهل قبور کن
جر تو ز درد و داغ ، دلگيرم کرد

اندوه غم زمان زمينگيرم کرد

گفتند که جمعه مي‌رسي از کعبه

اين رفتن جمعه جمعه‌ها پيرم کرد

باز به انتظار تو جمعه غروب مي‌شود

اگر بيايي از سفر، آه چه خوب مي‌شود
کاش مي‌شد واژه‌ها را شست و انتظار را تفسير کرد ولي افسوس ...
 

- آقا جان! حيف نيست ماه شب چهارده پشت ابرهاي تيره و پاره پاره پنهان بماند؟ حيف نيست ديده را شوق وصال باشد ولي فروغ ديده نباشد؟!

 

- به اميد روزي که متن تمام پيامک‌ها يک جمله باشد و آن: مهدي آمد.

 
- کجايى اى هميشه پيدا از پس ابرهاى غيبت؟


 - مهدي جان!

به روسياهي‌مان نگاه نکن و به دستهايمان که خالي و گنهکارند، قلبمان را ببين که هر روز، صبح و شام تو را مي‌خوانند.
________________________________________


 - تو خواهى آمد و ياس‏ها و نيلوفرهاى «سرکش‏» را به دعوت خواهى خواند و حضور تو تسلاى دل ياس‏هاى کبود خواهد بود.
________________________________________


 - مهدي جان بيا و دنياى دل را به بوى خوش فطرت پر کن. دل‏هايى که همواره در سرزمين نيمه شب تو را مى‏خوانند و به عشق تو در آسمان مکاشفه پرواز مى‏کنند.
آقا بيا بنه پا بر ديده هاي ترم

منگر که از همه گنه آلوده ترم

بيا تا بشويم جاده ها با سرشکم

سرشکهايي که مي بارد از چشمهاي ترم
كاش مي‌شد واژه‌ها را شست و انتظار را تفسير کرد ولي افسوس ...
 
________________________________________
- آقا جان! حيف نيست ماه شب چهارده پشت ابرهاي تيره و پاره پاره پنهان بماند؟ حيف نيست ديده را شوق وصال باشد ولي فروغ ديده نباشد؟!
 
________________________________________
- به اميد روزي که متن تمام پيامك‌ها يک جمله باشد و آن: مهدي آمد.
 
________________________________________
- کجايى اى هميشه پيدا از پس ابرهاى غيبت؟
________________________________________
 - مهدي جان!
به روسياهي‌مان نگاه نکن و به دستهايمان که خالي و گنهکارند، قلبمان را ببين که هر روز، صبح و شام تو را مي‌خوانند.
________________________________________
 - تو خواهى آمد و ياس‏ها و نيلوفرهاى «سركش‏» را به دعوت خواهى خواند و حضور تو تسلاى دل ياس‏هاى كبود خواهد بود.
________________________________________
 - مهدي جان بيا و دنياى دل را به بوى خوش فطرت پر كن. دل‏هايى كه همواره در سرزمين نيمه شب تو را مى‏خوانند و به عشق تو در آسمان مكاشفه پرواز مى‏كنند.
عصر يك جمعه دلگير،
دلم گفت: بگويم، بنويسم
كه چرا عشق به انسان نرسيدست،
چرا آب به انسان نرسيدست،
و هنوزم كه هنوز است، غم عشق به پايان نرسيدست
بگو حافظ دل‌خسته ز شيراز بيايد،
بنويسد كه هنوزم كه هنوز است،
چرا يوسف گم‌گشته به كنعان نرسيدست و
چرا كلبه احزان به گلستان نرسيدست
عصر اين جمعه دلگير،
وجود تو كنار دل هر بي‌دل آشفته شود حس
كجايي گل نرگس؟
............
كاش بودي تا دلم تنها نبود
تا اسير غصه فردا نبود
كاش بودي تا فقط باور كني
بي تو هرگز زندگي زيبا نبود
............
ما معتقديم عشق سر خواهد زد
بر پشت ستم كسي تبر خواهد زد
سوگند به هر چهارده آيه نور
سوگند به زخم‌هاي سرشار غرور
آخر، شب سرد ما سحر مي‌گردد
مهدي به ميان شيعه بر مي‌گردد
............
براي آمدنت انتظار كافي نيست
دعا و اشك و دل بي‌قرار كافي نيست
خودت دعا بكن اي نازنين كه بر گردي
دعاي اين همه شب‌زنده‌دار كافي نيست
............
سؤالي ساده دارم از حضورت
من آيا زنده‌ام وقت ظهورت؟
اگر تو آمدي، من رفته بودم
اسير سال و ماه و هفته بودم
دعايم كن دوباره جان بگيرم
بيايم در حضور تو بميرم
............
آتش دوست اگر در دل ما خانه نداشت
عمر بي‌حاصل ما اين همه افسانه نداشت
............
من به چشم شيعيانم، جلوه الله و نورم
من ميان دوستان‌ام، گرچه پندارند دورم
ملك هستي، بحر مواجي بود از شوق و شورم
دوستان، آماده، نزديك است ايام ظهورم
............
قطعه گمشده‌اي از پر پرواز كم است
يازده بار شمرديم و يكي باز كم است
اين همه آب كه جاري است نه اقيانوس است
عرق شرم زمين است كه سرباز كم است