اوضاع نابسامان پيش از ظهور امام مهدی (عج) را از ديدگاه روايات بررسي مي‏کنيم.

حکومت

قوانين اديان و مکتب‏ها، هنگامي در جامعه اجرا مي‏شود که حکومتي از آن پشتيباني کند. از اين رو، هر گروهي در پي به دست آوردن حکومت، براي اجراي اهداف خويش است. اسلام نيز - که برترين آيين آسماني است - در پي تشکيل حکومت اسلامي بوده، پيدايش و حفظ حکومت حق را از بزرگ‏ترين فرايض مي‏داند.

پيامبر گرامي اسلام (ص) همه کوشش‏هاي خويش را براي تشکيل حکومت اسلامي به کار گرفت و در شهر مدينه به پايه ريزي آن پرداخت. پس از رحلت آن حضرت - هر چند امامان معصوم (ع) وعالمان، آرزوي تشکيل حکومت اسلامي را داشته‏اند - جز در موارد انگشت‏شماري، حکومت‏ها الهي نبوده است و تا زمان ظهور حضرت مهدي (ع) نيز بيش‏تر حکومت‏ها بر باطل خواهند بود.

در رواياتي که از پيامبر (ص) و ائمه (ع) به ما رسيده است، چشم‏انداز عمومي حکومت‏ها، پيش از قيام مهدي (عج) ترسم شده است که به مواردي از آن اشاره مي‏کنيم:

استبداد حکومت‏ها

يکي از مسائلي که جامعه بشري پيش از ظهور امام (ع) از آن رنج مي‏برد، بيدادگري و ستمي است که به وسيله حکومت‏ها بر مردم مي‏رود. رسول خدا (ص) در اين باره مي‏فرمايد: «زمين از ستم و بيداد پُر مي‏شود؛ تا جايي که در هر خانه‏اي ترس و جنگ وارد مي‏گردد».

حضرت علي (ع) مي‏فرمايد: « زمين پر از ستم و بيداد مي‏گردد؛ تا آن که ترس و اندوه در هر خانه‏اي وارد شود». (1).

امام باقر (ع) مي‏فرمايد: «حضرت قائم (ع) قيام نمي‏کند، مگر در دوراني پر از بيم ‏و هراس». (2).

اين بيم و ترس چيزي است که غالباً از حکومت زمامداران ستمگر و خودسر جهان‏سرچشمه مي‏گيرد؛ زيرا پيش از ظهور آن حضرت، ستمگران بر جهان فرمانروايي‏مي‏کنند.

امام باقر (ع) در اين باره مي‏فرمايد: «مهدي (ع) هنگامي قيام مي‏کند که زمام کارهاي جامعه در دست ستمکاران باشد». (3).

ابن عمر مي‏گويد: مرد شرافتمند و داراي مال وفرزند (در آخر الزمان) به سبب رنج‏ها و گرفتاري‏هايي که از سوي فرمانروايان مي‏بيند، آرزوي مرگ مي‏کند. (4).

نکته قابل توجّه اين است که پيروان پيامبر (ص) تنها از تجاوز و هجوم قدرت‏هاي بيگانه رنج نمي‏برند، بلکه از سوي حکومت‏هاي خودکامه و مستبد خودشان نيز در فشار و رنجند؛ آن‏چنان‏که زمين با همه گستردگي‏اش بر آنان تنگ مي‏شود و به جاي احساس آزادي، خود را در زنداني بزرگ احساس مي‏کنند. هم اکنون در جهان اسلام جز ايران - که با عنايت خداوند و امام زمان (عج) در آن فقيه عادل حکومت مي‏کند - باقي رهبران کشورهاي اسلامي با اسلام و مسلمانان ميانه خوبي ندارند و با آنان بيگانه‏اند.

در روايات، در اين زمينه چنين آمده است:

رسول گرامي اسلام (ص) مي‏فرمايد: «در آخر الزمان بلاي شديدي - که سخت‏تر از آن شنيده نشده باشد - از سوي فرمانروايان اسلامي بر امّت من وارد خواهد شد؛ به گونه‏اي که فراخناي زمين بر آنان تنگ خواهد گشت و زمين از بيداد و ستم لبريز گردد؛ آن‏چنان‏که مؤمن براي رهايي از ستم، پناهگاهي که بدان پناهنده شود، نمي‏يابد». (5).

در پاره‏اي از روايات به ابتلاي مسلمانان به رهبران خودکامه تصريح گشته، در پي حکمراني آن فرمانروايان ستمگر، ظهور مصلح کلّ، نويد داده شده است. در اين دسته از روايات، از سه گونه حکومت - که پس از رسول گرامي اسلام بر سر کار مي‏آيند - سخن به ميان آمده است. اين سه گونه حکومت عبارتند از: خلافت، امارت و ملوک و پس از آن، جباران حاکم مي‏شوند.

پيامبر اکرم (ص) فرمود: «پس از من خلفايي بر سر کار خواهند آمد؛ بعد از خلفا، امرايي‏و پس از امرا، پادشاهان و پس از آنان جباران و ستمگران؛ سپس مهدي (عج) ظهور مي‏کند». (6).

(1). ابن‏ابي‏شيبه، مصنّف، ج‏15، ص‏89؛ کنز العمّال، ج‏14، ص‏584.

(2). کنز العمّال، ج‏14، ص‏584؛ احقاق الحق، ج‏13، ص‏317.

(3). شجري، امالي، ج‏2، ص‏156. ر.ک: نعماني، غيبة، ص‏253؛ طوسي، غيبة، ص‏274، اعلام الوري، ص‏428؛ مختصر بصائر الدرجات، ص‏212؛ اثبات‏الهداة، ج‏3، ص‏540؛ حلية الابرار، ج‏3، ص‏626؛ بحارالانوار، ج‏52، ص‏23؛ بشارة الاسلام، ص‏82؛ عقدالدرر، ص‏64؛ القول المختصر، ص‏26؛ متقي هندي، برهان، ص‏74؛ سفاريني، لوائح، ج‏3، ص‏8.

(4). ابن‏طاووس، ملاحم، ص‏77.

(5). عقد الدرر، ص‏333.

(6). حاکم، مستدرک، ج‏4، ص‏465؛ عقد الدرر، ص‏43؛ احقاق الحق، ج‏19، ص‏664.

ترکيب دولت ‏ها

هنگامي مردم در آسايش و راحتي به سر مي‏برند که کارگزاران حکومت، افرادي صالح و کاردان باشند؛ ولي وقتي که افراد ناشايست بر مردم فرمانروا شدند، طبيعي است که انسان‏ها از رنج و عذاب به ستوه آيند؛ درست همان وضعيتي که پيش از ظهور حضرت‏مهدي (عج) پيش مي‏آيد. در اين هنگام، دولت‏ها را افرادي خيانتکار، فاسق و ستمکار تشکيل مي‏دهند.

پيامبر گرامي اسلام مي‏فرمايد: «زماني خواهد آمد که فرمانروايان، ستم پيشه؛ فرماند هان، خيانتکار؛ قاضيان، فاسق و وزيران، ستمگر مي‏گردند». (1).

(1). المعجم الکبير، ج‏22، ص‏375؛ الاستيعاب، ج‏1، ص‏221؛ فردوس الاخبار، ج‏5، ص‏456؛ کشف الغمّه، ج‏3، ص‏264؛ اثبات الهداة، ج‏3، ص‏596.

نفوذ زنان بر حکومت‏ها

يکي ديگر از مسائلي که در حکومت‏هاي آخرالزمان مطرح است، سلطه و نفوذ زنان مي‏باشد که يا به گونه مستقيم بر مردم فرمانروايي مي‏کنند و يا فرمانروايان را به زير سلطه خود مي‏برند. اين مطلب، پيامدهاي ناگواري را به دنبال دارد. حضرت علي (ع) در اين باره مي‏فرمايد: «زماني خواهد رسيد که افراد فاسد و زناکار به ناز و نعمت مي‏رسند و فرومايگان مقام و موقعيتي پيدا مي‏کنند و انسان‏هاي با انصاف ضعيف مي‏شوند». سؤال شد: اين دوره در چه وقت خواهد بود؟ فرمود: «هنگامي که زنان و کنيزان بر امور مردم مسلّط گردند و خردسالان به فرمانروايي برسند». (1).

(1). شجري، امالي، ج‏2، ص‏228.

فرمانروايي کودکان

حاکمان بايد افرادي باتجربه و مدير باشند تا مردم در راحتي و آسايش قرار گيرند. اگر به جاي آنان، کودکان يا کوته فکران، سرپرستي کارها را در دست گيرند، بايد از شرّ فتنه‏اي که رخ مي‏دهد، به خدا پناه مي‏برد.

در اين باره به ذکر دو روايت بسنده مي‏کنيم:

پيامبر اکرم (ص) مي‏فرمايد: «از اوّلِ سال هفتاد و حکومت کودکان، به خدا پناه ببريد». (1).

سعيد بن مسيّب مي‏گويد: «فتنه‏اي رخ مي‏دهد و ابتداي آن بازي کودکان خواهد بود». (2).

(1). کافي، ج‏8، ص‏69؛ بحارالانوار، ج‏52، ص‏265.

(2). احمد، مسند، ج‏2، ص‏326، 355، 448.

تزلزل حکومت‏ها

حکومتي قادر است به مردم کشورش خدمت کند که داراي ثبات سياسي باشد؛ زيرا در صورتي که در حال تغيير باشد، قادر به انجام کارهاي بزرگ در کشور نيست.

حکومت‏ها در آخرالزمان در حال تزلزلند و گاهي حکومتي در آغازِ روز بر سر کار مي‏آيد، ولي هنگام غروب از کار برکنار مي‏شود. امام صادق (ع) در اين باره مي‏فرمايد: «چگونه خواهيد بود، هنگامي که بدون امام هدايتگر و بدون علم و دانش بمانيد و از يک ديگر بيزاري جوييد؟ و اين‏1 زماني باشد که آزمايش شويد و افراد خوب و بد شما از هم جدا گردند و غربال و زير و رو شويد. آن وقت که شمشيرها در رفت و آمد باشد و جنگ شعله ور. حکومتي در آغاز روز، روي کار مي‏آيد و با کشتار در آخر روز بر کنار و سرنگون مي‏شود». (1).

(1). ابن‏طاووس، ملاحم، ص‏60.

ناتواني قدرت‏ها از اداره کشورها

پيش از ظهور امام زمان (عج) حکومت‏هاي ستمگر به ضعف مي‏گرايند و اين زمينه‏اي مي‏شود تا حکومت جهاني حضرت مهدي را بپذيرند. امام سجاد (ع) درباره آيه شريفه (حتي إذا رأوا ما يوعدون فسيعلمون من أضعف ناصراً و أقلّ عدداً؛ )1( تا آن‏گاه که ببينند، آن چه وعده داده شده است و به زودي خواهند دانست چه کسي ياوران کم‏تري دارد و ناتوان‏تر است.)، فرمود: «وعده‏اي که در اين آيه داده شده است، مربوط به حضرت قائم (ع) و اصحاب و ياوران و دشمنانش است. آن‏گاه که امام زمان (ع) قيام کند، دشمنانش ناتوان‏ترين دشمنان خواهند بود و کم‏ترين نيروها و تجهيزات را خواهند داشت». (2).

(1). کمال الدين، ج‏2، ص‏348.

(2). جن )72( آيه 24.

اخلاق پيش از ظهور

سست شدن بنيان خانواده، خويشاوندي، دوستي، و سردي عواطف انساني و بي‏مهري از ويژگي‏هاي بارز آخرالزمان است.

پراکندگی دل ها

رسول گرامي اسلام (ص) وضعيت آن روزگار را از نظر عاطفي چنين بيان مي‏دارد: «در آن روزگار، بزرگ تران به زيردستان و کوچک تران رحم نمي‏کنند و قوي بر ضعيف ترحم نمي‏نمايد. در آن هنگام، خداوند به او (مهدي) اذن قيام و ظهور مي‏دهد». نيز آ ن حضرت مي‏فرمايد: «قيامت برپا نمي‏شود تا آن که زماني فرا رسد که مردي (از شدت فقر) به اقوام و بستگان خود مراجعه کند و آنان را به خويشاوندي سوگند دهد تا بلکه به او کمک کنند؛ ولي چيزي به او نمي‏دهند. همسايه از همسايه خود کمک مي‏طلبد و او را به حقّ همسايگي سوگند مي‏دهد؛ ولي همسايه کمکش نمي‏کند». (1).

نيز آن حضرت مي‏فرمايد: «از نشانه‏هاي قيامت، بدرفتاري با همسايه و گسستن پيوندهاي خويشاوندي است». (2).

از آن‏جا که در برخي از روايات «الساعه» به ظهور حضرت تأويل شده است‏ (3) روايات «اَشراط الساعه» را به نشانه‏هاي ظهور تفسير کرديم.

(1). بحارالانوار، ج‏52، ص‏380 و ج‏36، ص‏335.

(2). شجري، امالي، ج‏2، ص‏271.

(3). اخبار اصبهان، ج‏1، ص‏274؛ فردوس الاخبار، ج‏4، ص‏5؛ الدرالمنثور، ج‏6، ص‏50؛ جمع الجوامع، ج‏1، ص‏845؛ کنزالعمّال، ج‏14، ص‏240.

فساد اخلاقي

هرگونه انحراف وفسادي ممکن است به گونه‏اي قابل تحمّل باشد، جز فساد جنسي که براي انسان‏هاي غيرتمند و شرافتمند، بسيار ناگوار و غيرقابل تحمّل است. از انحراف‏هاي بسيار زشت و خطرناکي که جامعه پيش از ظهور امام زمان (عج) به آن گرفتار مي‏شود، بي‏امنيتي خانوادگي و ناموسي است.

در آن روزگار، فساد و بي‏بند و باري اخلاقي، به‏طور گسترده‏اي گسترش مي‏يابد. قبح و زشتي کردارهاي حيواني گروهي انسان نما، بر اثر گسترش فساد وتکرار آن از بين مي‏رود و حالت عادي و طبيعي به خود مي‏گيرد. فساد چنان فراگير مي‏شود که کم‏تر کسي مي‏تواند و يا مي‏خواهد از آن جلوگيري کند.

اينک نظري به روايات مي‏افکنيم تا عمق فاجعه از بين رفتن ارزش‏هاي اسلامي و گسترش فساد در آن روزگار را درک کنيم. رسول خدا (ص) مي‏فرمايد: «قيامت بر پا نمي‏شود تا آن که زني را در روز روشن و به‏طور آشکار (و در پيش روي همگان از چنگ صاحبش) گرفته، در وسط راه به او تعدّي کنند؛ ولي احدي اين کار را نکوهش نکند و از آن جلوگيري ننمايد. بهترين آن مردم، کسي است که مي‏گويد: اي کاش کمي از وسط راه کنار مي‏رفتي و کارت را انجام مي‏دادي». (1).

هم‏چنين حضرت مي‏فرمايد: «سوگند به آن که جان محمد (ص) در دست اوست، اين امّت از بين نمي‏روند تا آن که مرد بر سر راه زنان مي‏ايستد (و چون شير درنده) به آن تجاوز مي‏کند. بهترين آن مردم، کسي است که مي‏گويد: اي کاش او را پشت اين ديوار پنهان مي‏کردي و در ملأ عام، اين عمل را انجام نمي‏دادي». (2).

در بياني ديگر مي‏فرمايد: «آن مردمان چون حيوانات، در وسط راه بر هم مي‏شورند و با هم مي‏ستيزند و آن‏گاه يکي از آنان به مادر، خواهر و دختر او در وسط راه و در حضور همگان تجاوز مي‏کند، سپس آنان را در معرض تعدّي ديگران قرار مي‏دهد و يکي پس از ديگري عمل زشت را انجام مي‏دهند؛ ولي کسي اين کردار زشت را نکوهش نمي‏کند و تغيير نمي‏دهد. بهترين آنان کسي است که مي‏گويد: اگر از جاده و از نظر مردم دور مي‏شديد، بهتر بود». (3).

(1). ر.ک: تفسير قمي، ج‏2، ص‏340؛ کمال الدين، ج‏2، ص‏465؛ تفسير صافي، ج‏5، ص‏99؛ نورالثقلين، ج‏5، ص‏175؛ اثبات‏الهداة، ج‏3، ص‏553؛ کشف الغمّه، ج‏3، ص‏280؛ شافعي، البيان، ص‏528؛ الصواعق المحرقه، ص‏162. براي بررسي واژه‏هاي يوم الظهور، يوم الکرّه و يوم القيامه به تفسير الميزان، ج‏2، ص‏108 رجوع کنيد.

(2). عقد الدرر، ص‏333؛ حاکم، مستدرک، ج‏4، ص‏495.

(3). المعجم الکبير، ج‏9، ص‏119؛ فردوس الاخبار، ج‏5، ص‏91؛ مجمع الزوائد، ج‏7، ص‏217.

گسترش اعمال منافي عفت

محمد بن مسلم مي‏گويد: به امام باقر (ع) عرض کردم: اي فرزند رسول خدا! قائم شما چه وقت ظهور خواهد کرد؟ امام فرمود: «هنگامي که مردها خود را شبيه زنان کنند و زنان شبيه مردان شوند. آن‏گاه که مردان به مردان اکتفا کنند يعني لواط کنند و زنان به زنان». (1).

روايت ديگري به همين مضمون از امام صادق (ع) نقل شده است. (2) ابوهريره نيز از پيامبر (ص) نقل مي‏کند: «قيامت برپا نمي‏گردد تا آن که مردان براي انجام عمل زشت بر يک‏ديگر سبقت بگيرند؛ چنان‏که نسبت به زنان چنين مي‏کنند». (3).

روايات ديگري نيز به همين مضمون آمده است. (4).

(1). ابن‏طاووس، ملاحم، ص‏101.

(2). کمال الدين، ج‏1، ص‏331.

(3). مختصر اثبات الرجعه، ص‏216؛ اثبات الهداة، ج‏3، ص‏570؛ مستدرک الوسائل، ج‏12، ص‏335.

(4). فردوس الاخبار، ج‏5، ص‏226؛ کنز العمّال، ج‏14، ص‏249.

آرزوي کمي تعداد فرزند

پيامبر اسلام (ص) مي‏فرمايد: «رستاخيز بر پا نمي‏شود، تا آن که کسي که پنج فرزند دارد، آرزوي چهار فرزند کند و آن که چهار فرزند دارد، مي‏گويد: کاش سه فرزند داشتم و صاحب سه فرزند آرزوي دو فرزند دارد و آن که دو فرزند دارد، آرزوي يک فرزند نمايد و کسي که يک فرزند دارد، آرزو کند که: کاش فرزندي نداشت». (1).

در روايت ديگري مي‏فرمايد: «روزگاري خواهد آمد که غبطه مرد کم فرزند را بخوريد، چنان‏که امروز غبطه فرزند و ثروت زيادتر را مي‏خوريد؛ تا آن‏جا که يکي از شما، از کنار قبر برادرش مي‏گذرد و خود را بر قبر او مي‏غلطاند؛ آن گونه که حيوانات خود را بر خاک چراگاه مي‏غلطانند و مي‏گويد: اي کاش من به جاي او بودم و اين سخن نه به سبب شوق ديدار خداوند و يا به دليل اعمال نيکي است که از پيش فرستاده است؛ بلکه به جهت بلاها و گرفتاري‏هايي است که بر او فرود مي‏آيد». (2).

نيز آن حضرت مي‏فرمايد: «قيامت بر پا نمي‏شود، مگر آن که فرزند کم گردد». (3) در اين روايت «الولد غيضاً» آمده است که معناي آن سقط جنين و جلوگيري از بارداري است؛ ولي کلمه «غيظاً» که در روايت ديگري آمده است به معناي غم و مشقّت و محنت و غضب است.

يعني مردم در آن دوران با سقط جنين و جلوگيري از افزايش فرزند، مانع زيادشدن فرزندان مي‏شوند. يا فرزند داشتن موجب غم و اندوه و خشم خواهد بود و شايد اين به‏علت مشکلات سخت اقتصادي، گسترش بيماري‏ها در کودکان و نبودن امکانات، تبليغ و تشويق به کنترل جمعيت و يا عامل ديگر باشد.

(1). الف( عن الصادق )ع(: «إذا رأيْتَ الرجل يُعيَّر علي إتيان النساء» کافي، ج‏8، ص‏39؛ بحارالانوار، ج‏52، ص‏257؛ بشارةالاسلام، ص‏133. ب( »إذا صار الغلام يعطي کما تعطي المرأة، و يعطي قفاهُ لمن ابتغي« کافي، ج‏8، ص‏38؛ بحارالانوار، ج‏52، ص‏257. ج( »يزف الرجال للرجال کما تزف المرأة لزوجها« بشارة الاسلام، ص‏76؛ الزام الناصب، ص‏121. د( قال الصادق )ع(: »يتمشط الرجل کما تتمشط المرأة لزوجها، و يعطي الرجال الأموال علي فروجهم و يتنافس في الرجل و يغار عليه من الرجال، و يبذل في سبيل النفس و المال« کافي، ج‏8، ص‏38؛ بحارالانوار، ج‏52، ص‏457. ه( قال الصادق )ع(: »تکون معيشة الرجل من دبره، و معيشة المرأة من فرجها« کافي، ج‏8، ص‏38. و( قال الصادق )ع(: »عندهما يغار علي الغلام کما يغار علي الجارية )الشابة( في بيت أهلها«. بشارة الاسلام، ص‏36، 133.76. ز( قال النبي )ص(: »کأنّک بالدنيا لم تکن إذا ضيعت أُمّتي الصلاة واتبعت الشهوات و غلت الأسعار و کثر اللواط«. بشارةالاسلام، ص‏23؛ الزام الناصب، ص‏181.

(2). فردوس الاخبار، ج‏5، ص‏227.

(3). المعجم الکبير، ج‏10، ص‏12.

افزايش خانواده‏هاي بي‏سرپرست

رسول خدا (ص) مي‏فرمايد: «از نشانه‏هاي قيامت اين است که مردان کم مي‏شوند و زنان بسيار. تا آن‏جا که هر پنجاه زن يک سرپرست خواهند داشت». (1).

شايد اين وضعيت بر اثر افزايش تلفات جاني مردان باشد که در جنگ‏هاي پي در پي و طولاني صورت مي‏گيرد.

نيز آن حضرت مي‏فرمايد: «قيامت بر پا نمي‏شود، مگر آن که روزگاري فرا رسد که به دنبال يک مرد، حدود سي زن به راه افتد و هر کدام از او تقاضا کند که با او ازدواج نمايد». (2).

حضرت در روايت ديگري مي‏فرمايد: «خداوند دوستان و برگزيدگان خود را از ديگران جدا مي‏کند تا اين که زمين از منافقان و گمراهان و فرزندان آنان پاک شود. زماني فرا رسد که پنجاه زن با يک مرد روبه رو شده، يکي مي‏گويد: اي بنده خدا! مرا بخر و ديگري مي‏گويد: به من پناه ده». (3).

اَنس مي‏گويد: پيامبر (ص) فرمود: «قيامت برپا نمي‏شود، مگر آن که زماني فرا رسد که (براثر تلفات مردان و کثرت زنان) زني کفشي را در راه بيابد و (از روي دريغ و افسوس) گويد: اين کفش از آن مردي بوده است؛ در آن روزگار، براي هر پنجاه زن، يک سرپرست خواهد بود». (4).

اَنس مي‏گويد: آيا نمي‏خواهيد حديثي را که از پيامبر (ص) شنيدم، نقل کنم؟ پيامبر (ص) فرمود: «مردان از بين خواهند رفت و زنان باقي مي‏مانند». (5).

(1). الشيعة والرجعه، ج‏1، ص‏151؛ فردوس الاخبار، ج‏5، ص‏221؛ المعجم الکبير، ج‏10، ص‏281؛ بحارالانوار، ج‏34، ص‏241.

(2). طيالسي، مسند، ج‏8، ص‏266؛ احمد، مسند، ج‏3، ص‏120؛ ترمذي، سنن، ج‏4، ص‏491؛ ابويعلي، مسند، ج‏5، ص‏273؛ حلية الاولياء، ج‏6، ص‏280؛ دلائل النبوّة، ج‏6، ص‏543؛ الدر المنثور، ج‏6، ص‏50.

(3). فردوس الاخبار، ج‏5، ص‏509.

(4). مفيد، امالي، ص‏144؛ بحارالانوار، ج‏52، ص‏250.

(5). عقد الدرر، ص‏232؛ فردوس الاخبار، ج‏5، ص‏225.

هرج و مرج و ناامني

بر اثر تجاوز قدرت هاي بزرگ، امنيّت از ميان حکومت‏هاي کوچک و ملّت‏هاي ضعيف رخت بر خواهد بست و ديگر آزادي و امنيّت مفهومي نخواهد داشت. قدرت‏هاي حاکم بر جهان آن‏چنان عرصه را بر ملل ضعيف تنگ مي‏کنند و تجاوز به حقوق ملّت‏ها را تا آن جا گسترش مي‏دهند که مردم اجازه نفس کشيدن هم نمي‏يابند.

پيامبر اکرم (ص) آن دوران را چنين ترسيم مي‏کند: «به زودي امّت‏ها (پيروان ديگر آيين‏ها و مکاتب) بر ضد شما وارد عمل خواهند شد؛ آن‏گونه که گرسنگان به ظروف غذا حمله‏ور مي‏شوند». شخصي گفت: از آن جهت که در آن زمان در اقليّت به سر مي‏بريم، اين‏گونه مورد هجوم قرار خواهيم گرفت؟ پيامبر فرمود: «تعداد شما در آن زمان بسيار خواهد بود، ولي چون خس و خاشاک روي سيل خواهيد بود. خداوند، مهابت و عظمت شما را از دل دشمنانتان خارج ساخته، بر دل‏هاي تان سستي خواهد افکند». کسي پرسيد: اي رسول خدا! اين وهن و سستي به علت چيست؟ فرمود: «دنيا دوستي و ناخوش داشتن مرگ».

اين دو خصلت زشت که رسول مکرّم از آن ياد کرده است، کافي است که ملتي را از رسيدن به آزادي و دفاع از ارزش‏هاي خود باز دارد و آنان را به زندگي ذلت‏بار تحت هر شرايطي انس دهد؛ هر چند با از دست دادن دين و اصول مکتب باشد.

رسول خدا (ص) مي‏فرمايد: «ظهور مهدي (عج) هنگامي خواهد بود که دنيا آشفته و پُراز هرج و مرج گردد و گروهي به گروه ديگر يورش برند (1) نه بزرگ به کوچک رحم کند و نه نيرومند بر ضعيف ترحّم نمايد. در چنين هنگامي خداوند به او اجازه قيام مي‏دهد». (2).

(1). طيالسي، مسند، ص‏133؛ ابي‏داود، سنن، ج‏4، ص‏111؛ المعجم الکبير، ج‏2، ص‏101.

(2). بحارالانوار، ج‏36، ص‏335؛ ج‏52، ص‏380.

ناامني راه‏ها

دامنه هرج و مرج و ناامني به راه‏ها نيز کشيده خواهد شد و بي‏رحمي گسترش مي‏يابد. در اين زمان خداوند، مهدي را بر خواهد انگيخت و دژهاي گمراهي را به دست توانمند او فتح مي‏کند. مهدي موعود (عج)، تنها به گشودن قلعه‏هاي استوار نمي‏پردازد؛ بلکه دل‏هاي بسته به روي حقايق و معنويت را نيز مي‏گشايد و براي قبول حقايق آماده مي‏سازد.

رسول‏خدا (ص) خطاب به دختر گران‏قدرش مي‏فرمايد: «سوگند به آن خدايي که مرا به حق برانگيخت، به راستي مهدي اين امّت از نسل حسنين (ع) است. هنگامي که جهان را هرج و مرج و نابساماني فرا گيرد و فتنه‏ها (يکي پس از ديگري) آشکار گردد. جاده‏ها و راه‏ها ناامن شود و برخي بر عده‏اي هجوم برند؛ نه بزرگ بر کوچک ترحّم کند و نه کوچک بر بزرگ احترام گذارد؛ در چنين هنگامه‏اي خداوند، شخصي از نسل اين دو (امام‏حسن و امام حسين )ع() را برمي انگيزد تا دژهاي گمراهي را (درهم شکند و) فتح‏کند و دل‏هايي را که پرده جهل و ناآگاهي آنها را فرو پوشانده (و از درک حقايق محجوب ساخته است) بگشايد. او در آخرالزمان به پا مي‏خيزد - همان گونه که من در اوّل زمان به پا خاستم- و دنيا را پر از عدل و داد مي‏کند؛ همان گونه که از ظلم و جور پر شده است». (1).

(1). همان، ج‏52، ص‏154.

جنايات هولناک

جنايات ستمگران و جلّادان در طول تاريخ بسيار سهمگين و وحشتناک بوده است. صفحات تاريخ پر از ستم‏ها و ظلم‏ها و جناياتي است که فرمانروايان ستمگر و خون آشام بر ملّت‏هاي محروم روا داشته‏اند که چنگيز، هيتلر و آتيلا نمونه‏هايي از آنان هستند.

امّا جناياتي که پيش از ظهور امام مهدي (عج) در جهان رخ مي‏دهد، از هولناک‏ترين جناياتي است که مي‏توان تصور کرد. اعدام کودکان خردسال به وسيله چوبه‏هاي دار، سوزاندن کودکان و فروبردن آنان در مايعات گداخته، قطعه قطعه کردن آدم‏ها با اره و ميله‏هاي آهني و آسياب‏ها، حوادث تلخي است که پيش از برپايي حکومت عدل جهاني، به وسيله حکومت‏هايي که خود را مدافع حقوق بشر مي‏دانند، رخ مي‏دهد. با بروز چنين وحشي‏گري‏هايي است که اهميّت حکومت حضرت مهدي (عج) - که به تعبير روايات، پناه محرومان است - آشکار مي‏گردد.

علي (ع) حوادث تلخ آن روزگار را چنين ترسيم مي‏کند: «همانا سفياني، گروهي را مأمور مي‏کند تا کودکان را در محلّي جمع کنند؛ آن‏گاه روغن را براي سوزاندن آنان داغ مي‏کند؛ کودکان مي‏گويند: اگر پدران ما با تو مخالفت کردند، گناه ما چيست، که بايد سوزانده شويم؟ او دو تن به نام‏هاي حسن و حسين را از ميان کودکان بيرون مي‏کشد و به دار مي‏آويزد. پس از آن به سوي کوفه مي‏رود و همان رفتار (وحشتناک پيشين) را با کودکان آن‏جا انجام مي‏دهد و دو کودک به همان نام‏ها را بر در مسجد کوفه به دار مي‏زند و از آن‏جا بيرون مي‏رود و باز جنايت مي‏کند و در حالي که در دستش نيزه‏اي قرار دارد، زني باردار را دستگير مي‏کند و آن را به يکي از يارانش مي‏سپارد و فرمان مي‏دهد که در وسط خيابان به او تجاوز کند. او پس از تجاوز، شکم زن را مي‏درد و جنينش را بيرون مي‏آورد و هيچ کس نمي‏تواند چنين وضعيت هولناکي را تغيير دهد». (1).

امام صادق (ع) در خبر لوح مي‏فرمايد: «... خداوند رحمت خويش را به وسيله فرزند دختر پيامبر (ص) کامل مي‏گرداند؛ همان کسي که کمال موسي، ابهت عيسي و صبر و استقامت ايوب پيامبر را داراست. دوستان من، در دوران (پيش از ظهور) او خوار و ذليل باشند و سرهاي‏شان، همانند سرهاي اهالي ترک و ديلم (براي حکام و ظالمان) هديه برده مي‏شود. آنان کشته شوند و سوزانده گردند و ترسان، وحشت زده و هراسناک باشند. زمين از خونشان رنگين شود و ناله و فرياد در ميان زنانشان زياد گردد. آنان دوستان واقعي من هستند. او به وسيله آنان هر فتنه کور و تاريکي را دفع مي‏کند و زلزله‏ها (وناآرامي‏ها) را بر طرف مي‏سازد و زنجيرها و بندهاي اسارت را از ايشان بر مي‏دارد. درود خداوند بر آنان باد که ايشان همان هدايت شدگانند». (2).

ابن عباس مي‏گويد: «سفياني و فلاني خروج مي‏کنند و با هم مي‏جنگند؛ به گونه‏اي که (سفياني) شکم زنان را مي‏درد و کودکان را در ديگ‏هاي بزرگ مي‏گدازد و مي‏سوزاند». (3).

ارطات مي‏گويد: سفياني هر کس را که با او مخالفت کند، مي‏کشد. با اره‏ها مخالفانش را به دو نيم مي‏کند و با ديگ‏ها آنان را نابود مي‏سازد. اين ستم‏ها، شش ماه به طول مي‏انجامد. (4).

(1). عقد الدرر، ص‏152؛ بحارالانوار، ج‏52، ص‏154، 266؛ احقاق الحق، ج‏13، ص‏116؛ الاربعون حديثاً، (ابونعيم) ذخائر العقبي، ص‏135؛ ينابيع المودّه، ص‏426.

(2). عقد الدرر، ص‏94؛ الشيعة و الرجعه، ج‏1، ص‏155.

(3). کمال الدين، ج‏1، ص‏311؛ ابن‏شهرآشوب، مناقب، ج‏2، ص‏297؛ اعلام الوري، ص‏371؛ اثبات الوصيه، ص‏226.

(4). ابن‏حمّاد، فتن، ص‏83؛ ابن‏طاووس، ملاحم، ص‏51.

آرزوي مرگ زندگان

رسول خدا (ص) مي‏فرمايد: «سوگند به آن که جانم در دست اوست، دنيا به پايان نمي‏رسد تا آن که زماني فرا رسد که مرد به هنگام عبور از گورستان، خود را روي قبر انداخته، مي‏گويد: اي کاش من به جاي صاحب اين قبر بودم. در حالي که مشکل او بدهکاري نيست؛ بلکه گرفتاري‏ها و فشار روزگار و ظلم و جور است». (1).

از ذکر کلمه رجل در روايت، دو مطلب استفاده مي‏شود: يکي اين که گرفتاري‏ها و مشکلات آن دوران و به دنبال آن آرزوي مرگ، به طايفه، ملّت و گروه خاصي اختصاص ندارد و همه از حوادث ناگوار در رنج و عذاب خواهند بود. دوم اين که تعبير مرد نشان دهنده شدت فشار و سختي آن روزگار است؛ زيرا غالباً مرد در برابر مشکلات و نابرابري‏ها بيش‏تر از زن مقاومت مي‏کند و از اين که مردان تاب و تحمّل مشکلات و رنج‏هاي آن روزگار را ندارند، استفاده مي‏شود که مشکل بسيار بزرگ و کمرشکن است.

ابوحمزه ثمالي مي‏گويد: امام باقر (ع) فرمود: «اي ابا حمزه! حضرت قائم (عج) قيام نمي‏کند، مگر در دوراني که خوف و ترس شديد و مصيبت‏ها و فتنه‏ها (بر جامعه) حاکم باشد و گرفتاري و بلا دامنگير مردم شود و پيش از آن، بيماري طاعون شيوع يابد، درگيري شديدومهلکي ميان عرب اتفاق افتد، اختلاف شديدي بين مردم حاکم شود، از هم گسيختگي در دين و آيين آنان رخ دهد و وضعيت مردم تغيير کند تا جايي که هر آرزومندي هر شب و روز - از آن چه که از درنده خويي مردم و تجاوز آنان به حقوق يک ديگر مي‏بيند - آرزوي مرگ مي‏کند». (2).

حذيفه صحابي، از پيامبر (ص) نقل مي‏کند: «به يقين زماني بر شما فرا مي‏رسد که انسان در آن روزگار، آرزوي مرگ مي‏کند؛ بدون آن که از جهت فقر و تنگ دستي در فشار باشد». (3).

ابن عمر مي‏گويد: به يقين زماني بر مردم بيايد که مؤمن در اثر شدّت گرفتاري‏ها و بلاهاي روي زمين، آرزو کند که اي کاش که خود و خانواده‏اش بر کشتي سوار مي‏شدند و در دريا به سر مي‏بردند. (4).

(1). حاکم، مستدرک، ج‏4، ص‏520، الحاوي للفتاوي، ج‏2، ص‏65؛ منتخب کنز العمّال، ج‏6، ص‏31 (حاشيه مسنداحمد)؛ احقاق الحق، ج‏13، ص‏293.

(2). احمد، مسند، ج‏2، ص‏636؛ مسلم، صحيح، ج‏4، ص‏2231؛ المعجم الکبير، ج‏9، ص‏410؛ مصابيح السنه، ج‏2، ص‏139؛ عقد الدرر، ص‏236.

(3). نعماني، غيبة، ص‏235؛ طوسي، غيبة، ص‏274؛ اعلام الوري، ص‏428؛ بحارالانوار، ج‏52، ص‏348؛ اثبات الهداة، ج‏3، ص‏540؛ حلية الابرار، ج‏2، ص‏626؛ بشارة الاسلام، ص‏82.

(4). ابن‏ابي‏شيبه، مصنّف، ج‏15، ص‏91؛ مالک، موطأ، ج‏1، ص‏241؛ مسلم، صحيح، ج‏8، ص‏182؛ احمد، مسند، ج‏2، ص‏236؛ بخاري، ج‏9، ص‏73؛ فردوس الاخبار، ج‏5، ص‏221.

به اسارت رفتن مسلمانان

حذيفة بن اليمان مي‏گويد: پيامبر (ص) ضمن بر شمردن مشکلاتي که مسلمانان با آن رو به رو خواهند شد، فرمود: «در اثر فشارهايي که بر آنان وارد مي‏شود، آزاده‏ها را مي‏فروشند و زنان و مردان به بردگي اقرار مي‏کنند. مشرکان، مسلمانان را به استخدام و مزدوري خود درمي‏آورند و آنان را در شهرها مي‏فروشند و کسي بر اين امر دل گير نمي‏شود؛ نه نيکان و نه بدان و فاجران.

اي حذيفه! گرفتاري بر اهل آن دوران ادامه مي‏يابد؛ به گونه‏اي که مأيوس مي‏شوند و به فَرَج و گشايش گمان بد مي‏برند. در اين موقع خداوند، مردي از پاکان عترت من و نيکان فرزندانم را که عادل، مبارک و پاک مي‏باشد، مي‏فرستد و از ذرّه‏اي چشم پوشي و اغماض نمي‏کند. خداوند دين، قرآن، اسلام و اهل آن را به کمک او، عزيز و شرک را ذليل مي‏کند. او همواره از خداوند بيمناک است و هرگز به خويشاوندي خود با من‏1 مغرور نمي‏شود؛ سنگي را روي سنگ نمي‏گذارد و احدي را شلّاق نمي‏زند، مگر به حق و براي اجراي حد. خداوند به سبب او، بدعت‏ها را محو و فتنه‏ها را نابود مي‏کند و درِ حق را باز و درهاي باطل را مي‏بندد و اسيران مسلمان را - در هر نقطه‏اي که هستند - به وطن خودشان بازمي‏گرداند«. (1).

(1). عقد الدرر، ص‏334.

فرورفتن در زمين

رسول خدا (ص) مي‏فرمايد: «به يقين، بر اين امّت، روزگاري فرا رسد که روز را به شب رسانند، در حالي که از يک ديگر بپرسند، زمين امشب چه کساني را فرو برد، هم‏چنان‏که از يک ديگر مي‏پرسند از فلان قبيله چه کساني زنده مانده‏اند و آيا از فلان خاندان کسي زنده مانده است؟». (1).

شايد اين سخنان کنايه از جنگ و کشتار در آخرزمان باشد که با استفاده از سلاح‏هاي پيشرفته و کشتار جمعي، هر روز تعداد زيادي کشته مي‏شوند و شايد بر اثر کثرت گناه، زمين اهلش را فرو مي‏برد.

(1). ابن‏طاووس، ملاحم، ص‏132.

افزايش مرگ‏هاي ناگهاني

پيامبر اکرم (ص) مي‏فرمايد: «از نشانه‏هاي رستاخيز، بيماري فلج و مرگ ناگهاني است». (1) نيز مي‏فرمايد: «قيامت بر پا نمي‏گردد، تا اين که مرگ سفيد ظاهر شود». گفتند: يارسول‏اللَّه! مرگ سفيد چيست؟ فرمود: «مرگ ناگهاني». (2).

اميرمؤمنان (ع) مي‏فرمايد: «پيش از ظهور قائم (عج) مرگ سرخ و سفيد وجود دارد... مرگ سفيد طاعون است». (3).

امام محمد باقر (ع) مي‏فرمايد: «قائم (عج) قيام نمي‏کند، مگر در روزگاري که ترس شديد حاکم باشد و پيش از آن نيز طاعون شيوع يابد». (4).

(1). المطالب العاليه، ج‏4، ص‏348.

(2). شجري، امالي، ج 2، ص 277.

(3). الفائق، ج‏1، ص‏141.

(4). نعماني، غيبة، ص‏277؛ طوسي، غيبة، ص‏267؛ اعلام الوري، ص‏427؛ خرائج، ج‏3، ص‏1152؛ عقد الدرر، ص‏65؛ الفصول المهمّه، ص‏301؛ صراط المستقيم، ج‏2، ص‏249؛ بحارالانوار، ج‏52، ص‏211.

نااميدي جهانيان از نجات

رسول خدا (ص) مي‏فرمود: «اي علي! ظهور مهدي در هنگامي است که شهرها دگرگون شده، بندگان خدا ضعيف مي‏شوند و از فَرَج و ظهور مهدي مأيوس مي‏گردند. در اين هنگام مهدي قائم از فرزندان من ظاهر مي‏گردد». (1).

ابوحمزه ثمالي مي‏گويد: امام باقر (ع) فرمود: «قيام و ظهور مهدي (عج) به هنگام نااميدي و يأس مردم از گشايش در کارها و فرج حضرتش مي‏باشد». (2).

علي (ع) در اين باره مي‏فرمايد: «به يقين از اهل بيت من، کسي به جانشيني من خواهد نشست و جانشيني او پس از دوراني سخت و مصيبت‏بار خواهد بود؛ دوراني که بلا و گرفتاري در آن شدّت مي‏يابد و اميدها از بين مي‏رود». (3).

(1). بحارالانوار، ج‏52، ص‏348.

(2). ينابيع المودّه، ص‏440؛ احقاق الحق، ج‏13، ص‏125.

(3). بحارالانوار، ج‏52، ص‏348.

عدم امنیت 

پيامبر اکرم (ص) مي‏فرمايد: «بلا و گرفتاري چنان بر اين امّت فرود مي‏آيد که انسان هيچ پناهگاهي که از ظلم به آن پناه برد، نمي‏يابد». (1).

نيز مي‏فرمايد: «در آخرالزمان بلاي شديدي بر امّت من از سوي حکومت‏هاي‏شان نازل مي‏شود؛ به گونه‏اي که مؤمن پناهي نمي‏يابد که از ستم به آن پناه آورد». (2).

در روايت ديگري مي‏فرمايد: «بر شما بشارت باد به مهدي از فرزندان فاطمه. وي ازجانب مغرب ظاهر مي‏شود و زمين را از عدل پر مي‏کند». گفته شد: اي رسول خدا! (اين‏ظهور) در چه زماني خواهد بود؟ حضرت فرمود: «هنگامي که قاضيان رشوه گير و مردم فاجر شوند». عرض شد: مهدي چگونه خواهد بود؟ فرمود: «از اهل و خاندان خود (جدا شده) تنهايي اختيار مي‏کند و از وطن خود دور مي‏باشد و در غربت زندگي مي‏کند». (3).

امام باقر (ع) مي‏فرمايد: «آن چه که به انتظارش هستيد، نخواهيد ديد، مگر زماني که چون (ماده) بُز مرده‏اي شويد که در زير چنگال‏هاي درنده‏اي قرار گرفته است که برايش فرق نمي‏کند بر کجا دست گذارد. در آن هنگام نه محلّي دوردست از تجاوز داريد که به‏سوي آن بالا رويد و نه پناهي داريد که به آن تکيه دهيد». (4).

(1). ابن‏المنادي، ملاحم، ص‏64؛ ابن‏ابي‏الحديد، شرح نهج البلاغه، ج‏1، ص‏276؛ المسترشد، ص‏75؛ مفيد، ارشاد، ص‏128؛ کنز العمّال، ج‏14، ص‏592؛ غاية المرام، ص‏208؛ بحارالانوار، ج‏32، ص‏9؛ احقاق الحق، ج‏13، ص‏314؛ منتخب کنز العمّال، ج‏6، ص‏35.

(2). شافعي، بيان، ص‏108.

(3). عقد الدرر، ص‏43.

(4). احقاق الحق، ج‏19، ص‏679.

جنگ، کشتار و فتنه‏ها

از روايات استفاده مي‏شود که پيش از قيام حضرت مهدي (عج) جنگ و کشتار همه‏جا را فرا مي‏گيرد. برخي از روايات سخن از فتنه‏ها دارد، تعدادي از روايات، از جنگ‏هاي پياپي خبر مي‏دهد و رواياتي درباره کشتار انسان‏ها به وسيله جنگ و بيماري‏هاي ناشي از آن چون طاعون، سخن به ميان مي‏آورد.

رسول خدا (ص) مي‏فرمايد: «پس از من چهار فتنه به شما خواهد رسيد: در فتنه اوّل، خون‏ها مباح شمرده مي‏شود و کشتار زياد مي‏گردد. در فتنه دوم، خون‏ها و اموال حلال مي‏شود و قتل و غارت اموال بسيار مي‏گردد. در فتنه سوم، خون‏ها و مال‏ها و نواميس مردم مباح شمرده مي‏شود و علاوه بر قتل و غارت، ناموس انسان‏ها نيز در امان نمي‏ماند. در فتنه چهارم، - که فتنه‏اي است کر و کور و بسيار سخت و چون کشتي متلاطم و مضطرب در دريا - هيچ کس از آن فتنه پناهي نمي‏يابد. فتنه از شام به پرواز درمي‏آيد و عراق را فرا مي‏گيرد و دست و پاي جزيره - حجاز - به آن آغشته مي‏شود. گرفتاري‏ها مردم را از پاي درمي آورد و چنان مي‏شود که کسي توانايي چون و چرا ندارد و از هر سويي که فروکش مي‏کند از سوي ديگر شعله ور مي‏گردد». (1).

در حديث ديگري مي‏فرمايد: «پس از من فتنه‏هايي پديد مي‏آيد که راه نجاتي از آن نخواهد بود. در آنها جنگ، فرار و آوارگي است. پس از آن فتنه‏هايي خواهد بود که از فتنه‏هاي پيشين شديدتر است. هنوز فتنه‏اي فروکش نکرده که فتنه ديگري شعله‏ور مي‏شود تا جايي که هيچ خانه‏اي از خانه عرب‏ها باقي نمي‏ماند که اين آتش در آن نرفته‏باشد و هيچ مسلماني نمي‏ماند که آن فتنه به او نرسيده باشد. آن‏گاه مردي از خاندان من ظهور مي‏کند». (2).

نيز مي‏فرمايد: «به زودي پس از من فتنه‏اي رخ خواهد داد که اگر از هر سو آرام گيرد، از دو سوي ديگر گسترش مي‏يابد تا اين که منادي از آسمان فرياد مي‏زند: امير و فرمانده شما حضرت مهدي است». (3).

در اين روايات سخن از فتنه‏اي است که پيش از ظهور حضرت مهدي (عج) فراگير خواهد شد، ولي در روايات ديگر با صراحت از جنگ‏هاي خانمان سوز سخن به ميان آمده است که به ذکر آن مي‏پردازيم.

عمار ياسر مي‏گويد: پيام و دعوت اهل بيت پيامبرتان در آخرالزمان اين است که از هرگونه درگيري پرهيز کنيد تا زماني که رهبران از اهل بيت را ببينيد؛ آن‏گاه که تُرک‏ها با روميان مخالفت کنند و جنگ‏ها در زمين بسيار شود«. (4).

تعدادي از روايات، از قتل و کشتاري سخن مي‏گويد که پيش از ظهور مهدي (عج) به‏وقوع مي‏پيوندد. برخي از اين روايات، تنها کشتار را يادآور مي‏شود و برخي وسعت کشتار را نيز مشخص مي‏کند.

امام رضا (ع) در اين باره مي‏فرمايد: «پيش از ظهور امام زمان (عج) کشتارهاي پياپي و بي‏وقفه رخ خواهد داد». (5).

ابوهريره مي‏گويد: در شهر مدينه کشتاري خواهد شد که در آن، منطقه «احجارالزيت» (6) از هم مي‏پاشد و فاجعه «حَرّه» (7) در برابر آن، مانند ضربه تازيانه‏اي بيش‏نيست؛ آن‏گاه که - پس از کشتار - به اندازه دو فرسنگ از مدينه دور شوند، باحضرت‏مهدي (عج) بيعت مي‏شود. (8).

ابوقبيل مي‏گويد: شخصي از بني‏هاشم زمام حکومت را به دست مي‏گيرد و تنها بني‏اميّه را قتل عام مي‏کند؛ به‏طوري که جز عده اندکي، کسي از آنان بر جاي نمي‏ماند. پس از آن، فردي از بني اميّه خروج مي‏کند و در مقابل هر نفر، دو تن را مي‏کشد؛ چنان‏که جز زنان کسي باقي نمي‏ماند. (9).

رسول خدا (ص) چنين مي‏فرمايد: «سوگند به خدايي که جانم در دست (قدرت) اوست، دنيا پايان نمي‏يابد تا اين که زماني فرا رسد که نه قاتل بداند براي چه دست به قتل زده است و نه علّت کشته شدن مقتول مشخص باشد و هرج و مرج همه جا را فرا مي‏گيرد؛ در چنان زماني، قاتل و مقتول به جهنم مي‏روند». (10).

اميرمؤمنان (ع) مي‏فرمايد: «پيش از ظهور قائم (عج) جهان دچار دو نوع مرگ مي‏شود: مرگ سفيد و سرخ. مرگ سرخ با شمشير (اسلحه) است و مرگ سفيد با طاعون است». (11).

امام باقر (ع) مي‏فرمايد: «براي قائم آل محمد، دو غيبت است که يکي طولاني‏تر از ديگري است. در آن دوران، مردم را مرگ و کشتار فرا مي‏گيرد». (12) جابر مي‏گويد: از امام‏باقر (ع) پرسيدم: در چه زماني اين امر (قيام مهدي )عج() روي خواهد داد؟ امام در پاسخ فرمود: «اي‏جابر! چگونه اين امر تحقق يابد در حالي که هنوز بين حيره‏ (13) و کوفه تعداد کشته‏ها زياد نشده است». (14).

امام صادق (ع) فرمود: «پيش از ظهور قائم (عج) دو نوع مرگ پديدار مي‏گردد: مرگ سرخ و مرگ سفيد. به اندازه‏اي از انسان‏ها کشته مي‏شوند که از هر هفت نفر، پنج تن نابود مي‏گردند». (15).

اميرمؤمنان (ع) فرمود: «حضرت مهدي (عج) ظهور نمي‏کند، مگر اين که يک سوم مردم کشته شوند و يک سوم بميرند و يک سوم باقي بمانند». (16).

از اميرالمؤمنين (ع) پرسيدند: «آيا براي ظهور حضرت مهدي (عج) علامت و نشانه‏اي است؟ فرمود: »نعم، قتل فظيع و موت سريع و طاعون شنيع«. (17).

و به نقل ارشاد القلوب‏: (18) «قتل ذريع» يعني با سرعت و عالمگير.

و به نقل مدينة المعاجز: (19) «قتل رضيع» يعني لئيم و پست.

و به نقل حلية الابرار: (20) قتل «فضيع» يعني ناگوار.

معناي روايت چنين است:

«آري، براي ظهور حضرت (ع) نشانه‏هايي است، از جمله کشتارهاي عالمگير و ناگوار و پست و مرگ‏هايي سريع و پي در پي و شيوع طاعون».

محمد بن مسلم مي‏گويد: امام صادق (ع) فرمود: «امام زمان ظهور نمي‏کند، مگر اين که دو سوم مردم جهان از بين بروند». عرض شد: اگر دو سوم مردم کشته شوند، پس چه‏تعداد خواهند ماند؟ فرمود: «آيا راضي نيستيد (و دوست نداريد) از يک سوم باقي‏مانده باشيد؟». (21).

امام صادق (ع) فرموده است: «امر (ظهور) تحقق نمي‏يابد تا اين که نه دهم (910) مردم نابود شوند». (22).

علي (ع) مي‏فرمايد: «... در آن روزگار از مردم جز يک سوم (13)آنان، کسي بر جاي نمي‏ماند». (23).

پيامبر گرامي اسلام (ص) فرمود: «از هر ده هزار نفر، نه هزار و نه صد تن به قتل مي‏رسند و جز تعداد اندکي، جان سالم به در نمي‏برند». (24).

ابن سيرين مي‏گويد: حضرت مهدي (عج) ظهور نمي‏کند تا اين که از هر نه نفر، هفت تن کشته شوند. (25).

از مجموع روايات نکات زير استفاده مي‏شود:

1. پيش از ظهور مهدي (عج)، کشتارهايي رخ مي‏دهد و تعداد زيادي از انسان‏ها کشته مي‏شوند و افرادي که باقي مي‏مانند کمتر از کشته شدگان هستند.

2. تعدادي از کشته شدگان در جنگ کشته مي‏شوند و تعدادي ديگر به واسطه بيماري‏هاي مسري که به احتمال قوي از کشته‏هاي به‏جا مانده جنگ، توليد شده است، جان مي‏سپارند. هم‏چنين احتمال دارد که اين گروه به وسيله سلاح‏هاي شيميايي و ميکربي که بيماري توليد مي‏کنند، جان دهند.

3. در ميان اقليّتي که باقي مي‏مانند، شيعيان و دوست داران امام زمان (عج) هستند؛ زيرا آنان هستند که با مهدي (عج) بيعت مي‏کنند. نيز در سخن امام صادق (ع) آمده بود که آيا راضي نيستيد از يک سوم باقي مانده باشيد؟

(1). کافي، ج‏8، ص‏213؛ بحارالانوار، ج‏52، ص‏246.

(2). ابن‏طاووس، ملاحم، ص‏21؛ کمال الدين، ج‏2، ص‏371.

(3). عقد الدرر، ص‏50.

(4). احقاق الحق، ج‏13، ص‏295؛ احمد، مسند، ج‏2، ص‏371.

(5). طوسي، غيبة، چاپ جديد، ص‏441؛ بحارالانوار، ج‏52، ص‏212.

(6). قرب الاسناد، ص‏170؛ نعماني، غيبة، ص‏271.

(7). محلّه‏اي در شهر مدينه که محلّ اقامه نماز استسقا )باران( بود؛ معجم البلدان، ج‏1، ص‏109.

(8). پس از شهادت امام حسين‏عليه‏السلام و قيام مردم مدينه عليه يزيد، اهل مدينه به دستور يزيد قتل عام شدند و در آن واقعه بيش از ده هزار نفر کشته شدند و اين محل همان »حرّة واقم« است؛ معجم البلدان، ج‏2، ص‏249.

(9). ابن‏طاووس، ملاحم، ص‏58.

(10). همان، ص‏59.

(11). فردوس الاخبار، ج‏5، ص‏91.

(12). نعماني، غيبة، ص‏277؛ مفيد، ارشاد، ص‏359؛ طوسي، غيبة، ص‏267. صراط المستقيم، ج‏2، ص‏249؛ بحارالانوار، ج‏52، ص‏211.

(13). نعماني، غيبة، ص‏173؛ دلائل الامامه، ص‏293؛ تقريب المعارف، ص‏187؛ بحارالانوار، ج‏52، ص‏156.

(14). شهري در سه ميلي )شش کيلومتري( کوفه است؛ معجم البلدان، ج‏2، ص‏328.

(15). طوسي، غيبة، چاپ جديد، ص‏446؛ اثبات الهداة، ج‏3، ص‏728؛ بحارالانوار، ج‏52، ص‏209.

(16). کمال الدين، ج‏2، ص‏665؛ العدد القويه، ص‏66؛ بحارالانوار، ج‏52، ص‏207.

(17). ابن‏طاووس، ملاحم، ص‏58؛ احقاق الحق، ج‏13، ص‏29.

(18). حصيني، هدايه، ص‏31.

(19). ارشاد القلوب، ص‏286.

(20). مدينة المعاجز، ص‏133.

(21). حلية الابرار، ص‏601.

(22). طوسي، غيبة، چاپ جديد، ص‏339؛ کمال الدين، ج‏2، ص‏655؛ اثبات الهداة، ج‏3، ص‏510؛ بحارالانوار، ج‏52، ص‏207؛ الزام الناصب، ج‏2، ص‏136؛ ابن‏حمّاد، فتن، ص‏91؛ کنز العمّال، ج‏14، ص‏587؛ متقي هندي، برهان، ص‏111.

(23). الزام الناصب، ج‏2، ص‏136، 187؛ عقد الدرر، ص‏54، 59، 63 - 65، 237؛ نعماني، غيبة، ص‏274؛ بحارالانوار، ج‏52، ص‏242.

(24). حصيني، هدايه، ص‏31؛ ارشاد القلوب، ص‏286.

(25). مجمع الزوائد، ج‏5، ص‏188.

بحران اقتصادی 

از روايات اين فصل استفاده مي‏شود، که بر اثر گسترش فساد و تباهي‏ها و از بين رفتن رحم و عاطفه و ايجاد جنگ، جهان از نظر اقتصادي در وضعيت بدي به سر خواهد برد؛ به‏طوري که آسمان نيز بر آنان رحم نمي‏کند و نزول باران که رحمت الهي است نيز براي آنان به غضب تبديل شده، ويرانگر مي‏شود.

آري، در آخر الزمان باران کم مي‏شود و يا در غير موسم فرود مي‏آيد و باعث نابودي کشاورزي مي‏گردد. درياچه‏ها و رودخانه‏ها خشک مي‏گردد و زراعت‏ها به‏بار نمي‏نشيند و تجارت از رونق مي‏افتد.فقر و گرسنگي گسترش مي‏يابد تا آن‏جا که افراد براي سيرکردن شکم خود، دختران و زنانشان را به بازار مي‏آورند و آنان را با کمي غذا عوض ‏مي‏کنند.

خشکسالی 

پيامبر گرامي اسلام (ص) مي‏فرمايد: «زماني بر مردم فرا رسد که خداوند باران را درفصل‏و موسمش حرام مي‏گرداند و باران نازل نمي‏شود و آن را در غير موسمش فرومي‏فرستد».

اميرمؤمنان (ع) مي‏فرمايد: «... باران در فصل گرما و تابستان مي‏بارد». (1).

امام صادق (ع) در اين باره مي‏فرمايد: «پيش از ظهور حضرت قائم (عج) سالي خواهدبود که باران‏هاي بسياري مي‏بارد و ميوه‏ها را از بين مي‏برد و خرماها را بر نخل‏ها فاسد مي‏کند؛ پس در آن دوران دچار شک و شبهه نشويد». (2).

اميرمؤمنان (ع) مي‏فرمايد: «... باران‏ها کم مي‏شود تا جايي که نه زمين بذري را مي‏روياند و نه آسمان باراني مي‏بارد؛ در اين هنگام مهدي (عج) ظهور مي‏کند». (3).

عطاء بن يسار مي‏گويد: «از نشانه‏هاي قيامت اين است که باران مي‏بارد، ولي زراعتي نخواهد روييد». (4).

امام صادق (ع) مي‏فرمايد: «... زماني که حضرت قائم (عج) و اصحابش قيام کنند، آب بر روي زمين ناياب است و مؤمنان با ناله و زاري از درگاه الهي، آب طلب مي‏کنند تا آن که خداوند بر آنان آب نازل مي‏کند و آنان مي‏نوشند». (5).

(1). جامع الاخبار، ص‏150؛ مستدرک الوسائل، ج‏11 ص‏375.

(2). دوحة الانوار، ص‏150؛ الشيعة و الرجعه، ج‏1، ص‏151؛ کنز العمّال، ج‏14، ص‏241.

(3). مفيد، ارشاد، ص‏361؛ طوسي، غيبة، ص‏272؛ اعلام الوري، ص‏428؛ خرائج، ج‏3، ص‏1164؛ ابن‏طاووس، ملاحم، ص‏125؛ بحارالانوار، ج‏52، ص‏214.

(4). ابن‏طاووس، ملاحم، ص‏134.

(5). عبدالرزاق، مصنّف، ج‏3، ص‏155.

خشک شدن درياچه‏ها و رودها

پيامبر اکرم (ص) مي‏فرمايد: «شهرهاي مصر در اثر خشکي رود نيل، ويران مي‏شوند». (1).

ارطات مي‏گويد: «در آن هنگام، فرات، رودخانه‏ها و چشمه‏ها خشک مي‏شوند». (2).

نيز آمده است: «آب درياچه طبرستان خشک مي‏شود و نخل‏هاي خرما ثمر نمي‏دهد و آب چشمه »زعر« - که در شام است - به زمين فرو مي‏رود». (3).

هم‏چنين آمده است: «... رودخانه‏ها خشک مي‏شوند و گراني و قحطي سه سال، به درازا مي‏کشد». (4).

(1). دلائل الامامه، ص‏245.

(2). بشارة الاسلام، ص‏28.

(3). ابن‏حمّاد، فتن، ص‏148.

(4). بشارة الاسلام، ص‏191؛ الزام الناصب، ص‏161.

شيوع گراني، گرسنگي، فقر و کساد تجارت

مردي از پيامبر (ص) پرسيد: اي رسول خدا (ص)! قيامت چه وقت بر پا خواهد شد؟ فرمود: «کسي که مورد سؤال قرار گرفته (خود پيامبر) از سؤال کننده (آن مرد) در اين زمينه آگاه‏تر نيست، ولي قيامت داراي نشانه‏هايي است: يکي از آنها تقارب بازارهاست». پرسيد: تقارب بازارها چيست؟ فرمود: «کساد بازارها و تجارت و بارش باران بدون آن که گياهان و محصولاتي برويد». (1).

اميرمؤمنان (ع) به ابن‏عباس فرمود: «تجارت و معاملات زياد مي‏شود، ولي بهره‏اي اندک نصيب مردم مي‏گردد و پس از آن قحطي سختي رخ مي‏دهد». (2).

محمد بن مسلم مي‏گويد: از امام صادق (ع) شنيدم که فرمود: «پيش از ظهور حضرت قائم (عج) از سوي خداوند براي مؤمنان نشانه‏هايي است». گفتم: خدا مرا فداي تو گرداند؛ آن نشانه‏ها کدام است؟ فرمود: «آنها همان گفته خداوند است که فرمود: »(ولنبلونّکم بشي‏ء من الخوف و الجوع و نقص من الأموال و الأنفس و الثمرات و بشّر الصابرين؛ )3( و شما )مؤمنان( را )پيش از ظهور قائم (عج)( به چيزي از ترس و گرسنگي و کمي دارايي‏ها و جان‏ها و ميوه‏ها مي‏آزماييم؛ پس صابران را مژده ده)« آن‏گاه فرمود: »خداوند مؤمنان را به‏سبب ترس از پادشاهان بني فلان در دوران پاياني حکومت‏شان مي‏آزمايد و مراد از گرسنگي، گراني قيمت‏هاست و منظور از کمي دارايي‏ها، کساد تجارت و کمبود درآمد است و مقصود از نقصان جان‏ها، مرگ‏هاي فراوان و سريع و پي در پي است و مراد از کمبود ميوه‏ها، کمبود عايدات و محصولات کشاورزي است. پس صابران را بشارت باد به تعجيل ظهور قائم (عج) در آن هنگام«. (4).

و به نقل از اعلام الوري، قلّة المعاملات به معناي کساد بازار و کمي داد و ستد است. (5).

امام صادق (ع) مي‏فرمايد: «... در آن هنگام که سفياني خروج مي‏کند، مواد غذايي کم‏شده، قطحي به مردم مي‏آورد و باران کم مي‏بارد». (6).

ابن مسعود مي‏گويد: هنگامي که تجارت‏ها از بين برود و راه‏ها ويران گردد، مهدي (عج) ظهور مي‏کند. (7).

شايد وضعيت بد بازار در آن زمان، معلول ويراني مراکز توليد و صنعت، کم شدن نيروي انساني، کاهش قدرت خريد، قحطي، ناامني راه‏ها و... است.

در مسند احمد آمده است: پيش از ظهور مهدي (عج) سه سال مردم دچار گرسنگي شديد مي‏شوند. (8).

ابوهريره مي‏گويد: واي بر اعراب از شرّي که به آنان نزديک مي‏شود؛ گرسنگي شديدي رخ مي‏دهد و مادران از گرسنگي فرزندان خود، به گريه مي‏افتند. (9).

(1). بشارة الاسلام، ص‏98.

(2). الترغيب و الترهيب، ج‏3، ص‏442.

(3). ابن‏طاووس، ملاحم، ص‏125.

(4). بقره )2( آيه 155.

(5). کمال الدين، ج‏2، ص‏650؛ نعماني، غيبة، ص‏250؛ مفيد، ارشاد، ص‏361؛ اعلام الوري‏، ص‏456؛ عياشي، تفسير، ج‏1، ص‏68.

(6). اعلام الوري، ص‏456.

(7). ابن‏طاووس، ملاحم، ص‏133.

(8). الفتاوي الحديثيه، ص‏30، متقي هندي، برهان، ص‏142؛ عقد الدرر، ص‏132.

(9). ابن‏ماجه، سنن، ج‏2، ص‏1363.

مبادله زنان در مقابل مواد غذايي

عمق فاجعه قحطي و گرسنگي پيش از ظهور به اندازه‏اي است که گروهي مجبور مي‏شوند دختران خود را براي خوراک اندکي معامله کنند.

ابومحمد از مردي از اهل مغرب روايت مي‏کند: مهدي ظهور نمي‏کند تا آن که شخص (از شدت فقر و تنگ دستي) دختر يا کنيز زيباي خود را به بازار مي‏آورد و مي‏گويد: کيست که اين دختر را از من بخرد و در برابر آن خوراک بدهد؟ در اين شرايط است که مهدي (عج) ظهور مي‏کند. (1). 

(1). کنز العمّال، ج‏11، ص‏249.