اوضاع نابسامان پيش از ظهور امام مهدی (عج) را از ديدگاه روايات
اوضاع نابسامان پيش از ظهور امام مهدی (عج) را از ديدگاه روايات بررسي ميکنيم.
حکومت
قوانين اديان و مکتبها، هنگامي در جامعه اجرا ميشود که حکومتي از آن پشتيباني کند. از اين رو، هر گروهي در پي به دست آوردن حکومت، براي اجراي اهداف خويش است. اسلام نيز - که برترين آيين آسماني است - در پي تشکيل حکومت اسلامي بوده، پيدايش و حفظ حکومت حق را از بزرگترين فرايض ميداند.
پيامبر گرامي اسلام (ص) همه کوششهاي خويش را براي تشکيل حکومت اسلامي به کار گرفت و در شهر مدينه به پايه ريزي آن پرداخت. پس از رحلت آن حضرت - هر چند امامان معصوم (ع) وعالمان، آرزوي تشکيل حکومت اسلامي را داشتهاند - جز در موارد انگشتشماري، حکومتها الهي نبوده است و تا زمان ظهور حضرت مهدي (ع) نيز بيشتر حکومتها بر باطل خواهند بود.
در رواياتي که از پيامبر (ص) و ائمه (ع) به ما رسيده است، چشمانداز عمومي حکومتها، پيش از قيام مهدي (عج) ترسم شده است که به مواردي از آن اشاره ميکنيم:
استبداد حکومتها
يکي از مسائلي که جامعه بشري پيش از ظهور امام (ع) از آن رنج ميبرد، بيدادگري و ستمي است که به وسيله حکومتها بر مردم ميرود. رسول خدا (ص) در اين باره ميفرمايد: «زمين از ستم و بيداد پُر ميشود؛ تا جايي که در هر خانهاي ترس و جنگ وارد ميگردد».
حضرت علي (ع) ميفرمايد: « زمين پر از ستم و بيداد ميگردد؛ تا آن که ترس و اندوه در هر خانهاي وارد شود». (1).
امام باقر (ع) ميفرمايد: «حضرت قائم (ع) قيام نميکند، مگر در دوراني پر از بيم و هراس». (2).
اين بيم و ترس چيزي است که غالباً از حکومت زمامداران ستمگر و خودسر جهانسرچشمه ميگيرد؛ زيرا پيش از ظهور آن حضرت، ستمگران بر جهان فرمانرواييميکنند.
امام باقر (ع) در اين باره ميفرمايد: «مهدي (ع) هنگامي قيام ميکند که زمام کارهاي جامعه در دست ستمکاران باشد». (3).
ابن عمر ميگويد: مرد شرافتمند و داراي مال وفرزند (در آخر الزمان) به سبب رنجها و گرفتاريهايي که از سوي فرمانروايان ميبيند، آرزوي مرگ ميکند. (4).
نکته قابل توجّه اين است که پيروان پيامبر (ص) تنها از تجاوز و هجوم قدرتهاي بيگانه رنج نميبرند، بلکه از سوي حکومتهاي خودکامه و مستبد خودشان نيز در فشار و رنجند؛ آنچنانکه زمين با همه گستردگياش بر آنان تنگ ميشود و به جاي احساس آزادي، خود را در زنداني بزرگ احساس ميکنند. هم اکنون در جهان اسلام جز ايران - که با عنايت خداوند و امام زمان (عج) در آن فقيه عادل حکومت ميکند - باقي رهبران کشورهاي اسلامي با اسلام و مسلمانان ميانه خوبي ندارند و با آنان بيگانهاند.
در روايات، در اين زمينه چنين آمده است:
رسول گرامي اسلام (ص) ميفرمايد: «در آخر الزمان بلاي شديدي - که سختتر از آن شنيده نشده باشد - از سوي فرمانروايان اسلامي بر امّت من وارد خواهد شد؛ به گونهاي که فراخناي زمين بر آنان تنگ خواهد گشت و زمين از بيداد و ستم لبريز گردد؛ آنچنانکه مؤمن براي رهايي از ستم، پناهگاهي که بدان پناهنده شود، نمييابد». (5).
در پارهاي از روايات به ابتلاي مسلمانان به رهبران خودکامه تصريح گشته، در پي حکمراني آن فرمانروايان ستمگر، ظهور مصلح کلّ، نويد داده شده است. در اين دسته از روايات، از سه گونه حکومت - که پس از رسول گرامي اسلام بر سر کار ميآيند - سخن به ميان آمده است. اين سه گونه حکومت عبارتند از: خلافت، امارت و ملوک و پس از آن، جباران حاکم ميشوند.
پيامبر اکرم (ص) فرمود: «پس از من خلفايي بر سر کار خواهند آمد؛ بعد از خلفا، امراييو پس از امرا، پادشاهان و پس از آنان جباران و ستمگران؛ سپس مهدي (عج) ظهور ميکند». (6).
(1). ابنابيشيبه، مصنّف، ج15، ص89؛ کنز العمّال، ج14، ص584.
(2). کنز العمّال، ج14، ص584؛ احقاق الحق، ج13، ص317.
(3). شجري، امالي، ج2، ص156. ر.ک: نعماني، غيبة، ص253؛ طوسي، غيبة، ص274، اعلام الوري، ص428؛ مختصر بصائر الدرجات، ص212؛ اثباتالهداة، ج3، ص540؛ حلية الابرار، ج3، ص626؛ بحارالانوار، ج52، ص23؛ بشارة الاسلام، ص82؛ عقدالدرر، ص64؛ القول المختصر، ص26؛ متقي هندي، برهان، ص74؛ سفاريني، لوائح، ج3، ص8.
(4). ابنطاووس، ملاحم، ص77.
(5). عقد الدرر، ص333.
(6). حاکم، مستدرک، ج4، ص465؛ عقد الدرر، ص43؛ احقاق الحق، ج19، ص664.
ترکيب دولت ها
هنگامي مردم در آسايش و راحتي به سر ميبرند که کارگزاران حکومت، افرادي صالح و کاردان باشند؛ ولي وقتي که افراد ناشايست بر مردم فرمانروا شدند، طبيعي است که انسانها از رنج و عذاب به ستوه آيند؛ درست همان وضعيتي که پيش از ظهور حضرتمهدي (عج) پيش ميآيد. در اين هنگام، دولتها را افرادي خيانتکار، فاسق و ستمکار تشکيل ميدهند.
پيامبر گرامي اسلام ميفرمايد: «زماني خواهد آمد که فرمانروايان، ستم پيشه؛ فرماند هان، خيانتکار؛ قاضيان، فاسق و وزيران، ستمگر ميگردند». (1).
(1). المعجم الکبير، ج22، ص375؛ الاستيعاب، ج1، ص221؛ فردوس الاخبار، ج5، ص456؛ کشف الغمّه، ج3، ص264؛ اثبات الهداة، ج3، ص596.
نفوذ زنان بر حکومتها
يکي ديگر از مسائلي که در حکومتهاي آخرالزمان مطرح است، سلطه و نفوذ زنان ميباشد که يا به گونه مستقيم بر مردم فرمانروايي ميکنند و يا فرمانروايان را به زير سلطه خود ميبرند. اين مطلب، پيامدهاي ناگواري را به دنبال دارد. حضرت علي (ع) در اين باره ميفرمايد: «زماني خواهد رسيد که افراد فاسد و زناکار به ناز و نعمت ميرسند و فرومايگان مقام و موقعيتي پيدا ميکنند و انسانهاي با انصاف ضعيف ميشوند». سؤال شد: اين دوره در چه وقت خواهد بود؟ فرمود: «هنگامي که زنان و کنيزان بر امور مردم مسلّط گردند و خردسالان به فرمانروايي برسند». (1).
(1). شجري، امالي، ج2، ص228.
فرمانروايي کودکان
حاکمان بايد افرادي باتجربه و مدير باشند تا مردم در راحتي و آسايش قرار گيرند. اگر به جاي آنان، کودکان يا کوته فکران، سرپرستي کارها را در دست گيرند، بايد از شرّ فتنهاي که رخ ميدهد، به خدا پناه ميبرد.
در اين باره به ذکر دو روايت بسنده ميکنيم:
پيامبر اکرم (ص) ميفرمايد: «از اوّلِ سال هفتاد و حکومت کودکان، به خدا پناه ببريد». (1).
سعيد بن مسيّب ميگويد: «فتنهاي رخ ميدهد و ابتداي آن بازي کودکان خواهد بود». (2).
(1). کافي، ج8، ص69؛ بحارالانوار، ج52، ص265.
(2). احمد، مسند، ج2، ص326، 355، 448.
تزلزل حکومتها
حکومتي قادر است به مردم کشورش خدمت کند که داراي ثبات سياسي باشد؛ زيرا در صورتي که در حال تغيير باشد، قادر به انجام کارهاي بزرگ در کشور نيست.
حکومتها در آخرالزمان در حال تزلزلند و گاهي حکومتي در آغازِ روز بر سر کار ميآيد، ولي هنگام غروب از کار برکنار ميشود. امام صادق (ع) در اين باره ميفرمايد: «چگونه خواهيد بود، هنگامي که بدون امام هدايتگر و بدون علم و دانش بمانيد و از يک ديگر بيزاري جوييد؟ و اين1 زماني باشد که آزمايش شويد و افراد خوب و بد شما از هم جدا گردند و غربال و زير و رو شويد. آن وقت که شمشيرها در رفت و آمد باشد و جنگ شعله ور. حکومتي در آغاز روز، روي کار ميآيد و با کشتار در آخر روز بر کنار و سرنگون ميشود». (1).
(1). ابنطاووس، ملاحم، ص60.
ناتواني قدرتها از اداره کشورها
پيش از ظهور امام زمان (عج) حکومتهاي ستمگر به ضعف ميگرايند و اين زمينهاي ميشود تا حکومت جهاني حضرت مهدي را بپذيرند. امام سجاد (ع) درباره آيه شريفه (حتي إذا رأوا ما يوعدون فسيعلمون من أضعف ناصراً و أقلّ عدداً؛ )1( تا آنگاه که ببينند، آن چه وعده داده شده است و به زودي خواهند دانست چه کسي ياوران کمتري دارد و ناتوانتر است.)، فرمود: «وعدهاي که در اين آيه داده شده است، مربوط به حضرت قائم (ع) و اصحاب و ياوران و دشمنانش است. آنگاه که امام زمان (ع) قيام کند، دشمنانش ناتوانترين دشمنان خواهند بود و کمترين نيروها و تجهيزات را خواهند داشت». (2).
(1). کمال الدين، ج2، ص348.
(2). جن )72( آيه 24.
اخلاق پيش از ظهور
سست شدن بنيان خانواده، خويشاوندي، دوستي، و سردي عواطف انساني و بيمهري از ويژگيهاي بارز آخرالزمان است.
پراکندگی دل ها
رسول گرامي اسلام (ص) وضعيت آن روزگار را از نظر عاطفي چنين بيان ميدارد: «در آن روزگار، بزرگ تران به زيردستان و کوچک تران رحم نميکنند و قوي بر ضعيف ترحم نمينمايد. در آن هنگام، خداوند به او (مهدي) اذن قيام و ظهور ميدهد». نيز آ ن حضرت ميفرمايد: «قيامت برپا نميشود تا آن که زماني فرا رسد که مردي (از شدت فقر) به اقوام و بستگان خود مراجعه کند و آنان را به خويشاوندي سوگند دهد تا بلکه به او کمک کنند؛ ولي چيزي به او نميدهند. همسايه از همسايه خود کمک ميطلبد و او را به حقّ همسايگي سوگند ميدهد؛ ولي همسايه کمکش نميکند». (1).
نيز آن حضرت ميفرمايد: «از نشانههاي قيامت، بدرفتاري با همسايه و گسستن پيوندهاي خويشاوندي است». (2).
از آنجا که در برخي از روايات «الساعه» به ظهور حضرت تأويل شده است (3) روايات «اَشراط الساعه» را به نشانههاي ظهور تفسير کرديم.
(1). بحارالانوار، ج52، ص380 و ج36، ص335.
(2). شجري، امالي، ج2، ص271.
(3). اخبار اصبهان، ج1، ص274؛ فردوس الاخبار، ج4، ص5؛ الدرالمنثور، ج6، ص50؛ جمع الجوامع، ج1، ص845؛ کنزالعمّال، ج14، ص240.
فساد اخلاقي
هرگونه انحراف وفسادي ممکن است به گونهاي قابل تحمّل باشد، جز فساد جنسي که براي انسانهاي غيرتمند و شرافتمند، بسيار ناگوار و غيرقابل تحمّل است. از انحرافهاي بسيار زشت و خطرناکي که جامعه پيش از ظهور امام زمان (عج) به آن گرفتار ميشود، بيامنيتي خانوادگي و ناموسي است.
در آن روزگار، فساد و بيبند و باري اخلاقي، بهطور گستردهاي گسترش مييابد. قبح و زشتي کردارهاي حيواني گروهي انسان نما، بر اثر گسترش فساد وتکرار آن از بين ميرود و حالت عادي و طبيعي به خود ميگيرد. فساد چنان فراگير ميشود که کمتر کسي ميتواند و يا ميخواهد از آن جلوگيري کند.
اينک نظري به روايات ميافکنيم تا عمق فاجعه از بين رفتن ارزشهاي اسلامي و گسترش فساد در آن روزگار را درک کنيم. رسول خدا (ص) ميفرمايد: «قيامت بر پا نميشود تا آن که زني را در روز روشن و بهطور آشکار (و در پيش روي همگان از چنگ صاحبش) گرفته، در وسط راه به او تعدّي کنند؛ ولي احدي اين کار را نکوهش نکند و از آن جلوگيري ننمايد. بهترين آن مردم، کسي است که ميگويد: اي کاش کمي از وسط راه کنار ميرفتي و کارت را انجام ميدادي». (1).
همچنين حضرت ميفرمايد: «سوگند به آن که جان محمد (ص) در دست اوست، اين امّت از بين نميروند تا آن که مرد بر سر راه زنان ميايستد (و چون شير درنده) به آن تجاوز ميکند. بهترين آن مردم، کسي است که ميگويد: اي کاش او را پشت اين ديوار پنهان ميکردي و در ملأ عام، اين عمل را انجام نميدادي». (2).
در بياني ديگر ميفرمايد: «آن مردمان چون حيوانات، در وسط راه بر هم ميشورند و با هم ميستيزند و آنگاه يکي از آنان به مادر، خواهر و دختر او در وسط راه و در حضور همگان تجاوز ميکند، سپس آنان را در معرض تعدّي ديگران قرار ميدهد و يکي پس از ديگري عمل زشت را انجام ميدهند؛ ولي کسي اين کردار زشت را نکوهش نميکند و تغيير نميدهد. بهترين آنان کسي است که ميگويد: اگر از جاده و از نظر مردم دور ميشديد، بهتر بود». (3).
(1). ر.ک: تفسير قمي، ج2، ص340؛ کمال الدين، ج2، ص465؛ تفسير صافي، ج5، ص99؛ نورالثقلين، ج5، ص175؛ اثباتالهداة، ج3، ص553؛ کشف الغمّه، ج3، ص280؛ شافعي، البيان، ص528؛ الصواعق المحرقه، ص162. براي بررسي واژههاي يوم الظهور، يوم الکرّه و يوم القيامه به تفسير الميزان، ج2، ص108 رجوع کنيد.
(2). عقد الدرر، ص333؛ حاکم، مستدرک، ج4، ص495.
(3). المعجم الکبير، ج9، ص119؛ فردوس الاخبار، ج5، ص91؛ مجمع الزوائد، ج7، ص217.
گسترش اعمال منافي عفت
محمد بن مسلم ميگويد: به امام باقر (ع) عرض کردم: اي فرزند رسول خدا! قائم شما چه وقت ظهور خواهد کرد؟ امام فرمود: «هنگامي که مردها خود را شبيه زنان کنند و زنان شبيه مردان شوند. آنگاه که مردان به مردان اکتفا کنند يعني لواط کنند و زنان به زنان». (1).
روايت ديگري به همين مضمون از امام صادق (ع) نقل شده است. (2) ابوهريره نيز از پيامبر (ص) نقل ميکند: «قيامت برپا نميگردد تا آن که مردان براي انجام عمل زشت بر يکديگر سبقت بگيرند؛ چنانکه نسبت به زنان چنين ميکنند». (3).
روايات ديگري نيز به همين مضمون آمده است. (4).
(1). ابنطاووس، ملاحم، ص101.
(2). کمال الدين، ج1، ص331.
(3). مختصر اثبات الرجعه، ص216؛ اثبات الهداة، ج3، ص570؛ مستدرک الوسائل، ج12، ص335.
(4). فردوس الاخبار، ج5، ص226؛ کنز العمّال، ج14، ص249.
آرزوي کمي تعداد فرزند
پيامبر اسلام (ص) ميفرمايد: «رستاخيز بر پا نميشود، تا آن که کسي که پنج فرزند دارد، آرزوي چهار فرزند کند و آن که چهار فرزند دارد، ميگويد: کاش سه فرزند داشتم و صاحب سه فرزند آرزوي دو فرزند دارد و آن که دو فرزند دارد، آرزوي يک فرزند نمايد و کسي که يک فرزند دارد، آرزو کند که: کاش فرزندي نداشت». (1).
در روايت ديگري ميفرمايد: «روزگاري خواهد آمد که غبطه مرد کم فرزند را بخوريد، چنانکه امروز غبطه فرزند و ثروت زيادتر را ميخوريد؛ تا آنجا که يکي از شما، از کنار قبر برادرش ميگذرد و خود را بر قبر او ميغلطاند؛ آن گونه که حيوانات خود را بر خاک چراگاه ميغلطانند و ميگويد: اي کاش من به جاي او بودم و اين سخن نه به سبب شوق ديدار خداوند و يا به دليل اعمال نيکي است که از پيش فرستاده است؛ بلکه به جهت بلاها و گرفتاريهايي است که بر او فرود ميآيد». (2).
نيز آن حضرت ميفرمايد: «قيامت بر پا نميشود، مگر آن که فرزند کم گردد». (3) در اين روايت «الولد غيضاً» آمده است که معناي آن سقط جنين و جلوگيري از بارداري است؛ ولي کلمه «غيظاً» که در روايت ديگري آمده است به معناي غم و مشقّت و محنت و غضب است.
يعني مردم در آن دوران با سقط جنين و جلوگيري از افزايش فرزند، مانع زيادشدن فرزندان ميشوند. يا فرزند داشتن موجب غم و اندوه و خشم خواهد بود و شايد اين بهعلت مشکلات سخت اقتصادي، گسترش بيماريها در کودکان و نبودن امکانات، تبليغ و تشويق به کنترل جمعيت و يا عامل ديگر باشد.
(1). الف( عن الصادق )ع(: «إذا رأيْتَ الرجل يُعيَّر علي إتيان النساء» کافي، ج8، ص39؛ بحارالانوار، ج52، ص257؛ بشارةالاسلام، ص133. ب( »إذا صار الغلام يعطي کما تعطي المرأة، و يعطي قفاهُ لمن ابتغي« کافي، ج8، ص38؛ بحارالانوار، ج52، ص257. ج( »يزف الرجال للرجال کما تزف المرأة لزوجها« بشارة الاسلام، ص76؛ الزام الناصب، ص121. د( قال الصادق )ع(: »يتمشط الرجل کما تتمشط المرأة لزوجها، و يعطي الرجال الأموال علي فروجهم و يتنافس في الرجل و يغار عليه من الرجال، و يبذل في سبيل النفس و المال« کافي، ج8، ص38؛ بحارالانوار، ج52، ص457. ه( قال الصادق )ع(: »تکون معيشة الرجل من دبره، و معيشة المرأة من فرجها« کافي، ج8، ص38. و( قال الصادق )ع(: »عندهما يغار علي الغلام کما يغار علي الجارية )الشابة( في بيت أهلها«. بشارة الاسلام، ص36، 133.76. ز( قال النبي )ص(: »کأنّک بالدنيا لم تکن إذا ضيعت أُمّتي الصلاة واتبعت الشهوات و غلت الأسعار و کثر اللواط«. بشارةالاسلام، ص23؛ الزام الناصب، ص181.
(2). فردوس الاخبار، ج5، ص227.
(3). المعجم الکبير، ج10، ص12.
افزايش خانوادههاي بيسرپرست
رسول خدا (ص) ميفرمايد: «از نشانههاي قيامت اين است که مردان کم ميشوند و زنان بسيار. تا آنجا که هر پنجاه زن يک سرپرست خواهند داشت». (1).
شايد اين وضعيت بر اثر افزايش تلفات جاني مردان باشد که در جنگهاي پي در پي و طولاني صورت ميگيرد.
نيز آن حضرت ميفرمايد: «قيامت بر پا نميشود، مگر آن که روزگاري فرا رسد که به دنبال يک مرد، حدود سي زن به راه افتد و هر کدام از او تقاضا کند که با او ازدواج نمايد». (2).
حضرت در روايت ديگري ميفرمايد: «خداوند دوستان و برگزيدگان خود را از ديگران جدا ميکند تا اين که زمين از منافقان و گمراهان و فرزندان آنان پاک شود. زماني فرا رسد که پنجاه زن با يک مرد روبه رو شده، يکي ميگويد: اي بنده خدا! مرا بخر و ديگري ميگويد: به من پناه ده». (3).
اَنس ميگويد: پيامبر (ص) فرمود: «قيامت برپا نميشود، مگر آن که زماني فرا رسد که (براثر تلفات مردان و کثرت زنان) زني کفشي را در راه بيابد و (از روي دريغ و افسوس) گويد: اين کفش از آن مردي بوده است؛ در آن روزگار، براي هر پنجاه زن، يک سرپرست خواهد بود». (4).
اَنس ميگويد: آيا نميخواهيد حديثي را که از پيامبر (ص) شنيدم، نقل کنم؟ پيامبر (ص) فرمود: «مردان از بين خواهند رفت و زنان باقي ميمانند». (5).
(1). الشيعة والرجعه، ج1، ص151؛ فردوس الاخبار، ج5، ص221؛ المعجم الکبير، ج10، ص281؛ بحارالانوار، ج34، ص241.
(2). طيالسي، مسند، ج8، ص266؛ احمد، مسند، ج3، ص120؛ ترمذي، سنن، ج4، ص491؛ ابويعلي، مسند، ج5، ص273؛ حلية الاولياء، ج6، ص280؛ دلائل النبوّة، ج6، ص543؛ الدر المنثور، ج6، ص50.
(3). فردوس الاخبار، ج5، ص509.
(4). مفيد، امالي، ص144؛ بحارالانوار، ج52، ص250.
(5). عقد الدرر، ص232؛ فردوس الاخبار، ج5، ص225.
هرج و مرج و ناامني
بر اثر تجاوز قدرت هاي بزرگ، امنيّت از ميان حکومتهاي کوچک و ملّتهاي ضعيف رخت بر خواهد بست و ديگر آزادي و امنيّت مفهومي نخواهد داشت. قدرتهاي حاکم بر جهان آنچنان عرصه را بر ملل ضعيف تنگ ميکنند و تجاوز به حقوق ملّتها را تا آن جا گسترش ميدهند که مردم اجازه نفس کشيدن هم نمييابند.
پيامبر اکرم (ص) آن دوران را چنين ترسيم ميکند: «به زودي امّتها (پيروان ديگر آيينها و مکاتب) بر ضد شما وارد عمل خواهند شد؛ آنگونه که گرسنگان به ظروف غذا حملهور ميشوند». شخصي گفت: از آن جهت که در آن زمان در اقليّت به سر ميبريم، اينگونه مورد هجوم قرار خواهيم گرفت؟ پيامبر فرمود: «تعداد شما در آن زمان بسيار خواهد بود، ولي چون خس و خاشاک روي سيل خواهيد بود. خداوند، مهابت و عظمت شما را از دل دشمنانتان خارج ساخته، بر دلهاي تان سستي خواهد افکند». کسي پرسيد: اي رسول خدا! اين وهن و سستي به علت چيست؟ فرمود: «دنيا دوستي و ناخوش داشتن مرگ».
اين دو خصلت زشت که رسول مکرّم از آن ياد کرده است، کافي است که ملتي را از رسيدن به آزادي و دفاع از ارزشهاي خود باز دارد و آنان را به زندگي ذلتبار تحت هر شرايطي انس دهد؛ هر چند با از دست دادن دين و اصول مکتب باشد.
رسول خدا (ص) ميفرمايد: «ظهور مهدي (عج) هنگامي خواهد بود که دنيا آشفته و پُراز هرج و مرج گردد و گروهي به گروه ديگر يورش برند (1) نه بزرگ به کوچک رحم کند و نه نيرومند بر ضعيف ترحّم نمايد. در چنين هنگامي خداوند به او اجازه قيام ميدهد». (2).
(1). طيالسي، مسند، ص133؛ ابيداود، سنن، ج4، ص111؛ المعجم الکبير، ج2، ص101.
(2). بحارالانوار، ج36، ص335؛ ج52، ص380.
ناامني راهها
دامنه هرج و مرج و ناامني به راهها نيز کشيده خواهد شد و بيرحمي گسترش مييابد. در اين زمان خداوند، مهدي را بر خواهد انگيخت و دژهاي گمراهي را به دست توانمند او فتح ميکند. مهدي موعود (عج)، تنها به گشودن قلعههاي استوار نميپردازد؛ بلکه دلهاي بسته به روي حقايق و معنويت را نيز ميگشايد و براي قبول حقايق آماده ميسازد.
رسولخدا (ص) خطاب به دختر گرانقدرش ميفرمايد: «سوگند به آن خدايي که مرا به حق برانگيخت، به راستي مهدي اين امّت از نسل حسنين (ع) است. هنگامي که جهان را هرج و مرج و نابساماني فرا گيرد و فتنهها (يکي پس از ديگري) آشکار گردد. جادهها و راهها ناامن شود و برخي بر عدهاي هجوم برند؛ نه بزرگ بر کوچک ترحّم کند و نه کوچک بر بزرگ احترام گذارد؛ در چنين هنگامهاي خداوند، شخصي از نسل اين دو (امامحسن و امام حسين )ع() را برمي انگيزد تا دژهاي گمراهي را (درهم شکند و) فتحکند و دلهايي را که پرده جهل و ناآگاهي آنها را فرو پوشانده (و از درک حقايق محجوب ساخته است) بگشايد. او در آخرالزمان به پا ميخيزد - همان گونه که من در اوّل زمان به پا خاستم- و دنيا را پر از عدل و داد ميکند؛ همان گونه که از ظلم و جور پر شده است». (1).
(1). همان، ج52، ص154.
جنايات هولناک
جنايات ستمگران و جلّادان در طول تاريخ بسيار سهمگين و وحشتناک بوده است. صفحات تاريخ پر از ستمها و ظلمها و جناياتي است که فرمانروايان ستمگر و خون آشام بر ملّتهاي محروم روا داشتهاند که چنگيز، هيتلر و آتيلا نمونههايي از آنان هستند.
امّا جناياتي که پيش از ظهور امام مهدي (عج) در جهان رخ ميدهد، از هولناکترين جناياتي است که ميتوان تصور کرد. اعدام کودکان خردسال به وسيله چوبههاي دار، سوزاندن کودکان و فروبردن آنان در مايعات گداخته، قطعه قطعه کردن آدمها با اره و ميلههاي آهني و آسيابها، حوادث تلخي است که پيش از برپايي حکومت عدل جهاني، به وسيله حکومتهايي که خود را مدافع حقوق بشر ميدانند، رخ ميدهد. با بروز چنين وحشيگريهايي است که اهميّت حکومت حضرت مهدي (عج) - که به تعبير روايات، پناه محرومان است - آشکار ميگردد.
علي (ع) حوادث تلخ آن روزگار را چنين ترسيم ميکند: «همانا سفياني، گروهي را مأمور ميکند تا کودکان را در محلّي جمع کنند؛ آنگاه روغن را براي سوزاندن آنان داغ ميکند؛ کودکان ميگويند: اگر پدران ما با تو مخالفت کردند، گناه ما چيست، که بايد سوزانده شويم؟ او دو تن به نامهاي حسن و حسين را از ميان کودکان بيرون ميکشد و به دار ميآويزد. پس از آن به سوي کوفه ميرود و همان رفتار (وحشتناک پيشين) را با کودکان آنجا انجام ميدهد و دو کودک به همان نامها را بر در مسجد کوفه به دار ميزند و از آنجا بيرون ميرود و باز جنايت ميکند و در حالي که در دستش نيزهاي قرار دارد، زني باردار را دستگير ميکند و آن را به يکي از يارانش ميسپارد و فرمان ميدهد که در وسط خيابان به او تجاوز کند. او پس از تجاوز، شکم زن را ميدرد و جنينش را بيرون ميآورد و هيچ کس نميتواند چنين وضعيت هولناکي را تغيير دهد». (1).
امام صادق (ع) در خبر لوح ميفرمايد: «... خداوند رحمت خويش را به وسيله فرزند دختر پيامبر (ص) کامل ميگرداند؛ همان کسي که کمال موسي، ابهت عيسي و صبر و استقامت ايوب پيامبر را داراست. دوستان من، در دوران (پيش از ظهور) او خوار و ذليل باشند و سرهايشان، همانند سرهاي اهالي ترک و ديلم (براي حکام و ظالمان) هديه برده ميشود. آنان کشته شوند و سوزانده گردند و ترسان، وحشت زده و هراسناک باشند. زمين از خونشان رنگين شود و ناله و فرياد در ميان زنانشان زياد گردد. آنان دوستان واقعي من هستند. او به وسيله آنان هر فتنه کور و تاريکي را دفع ميکند و زلزلهها (وناآراميها) را بر طرف ميسازد و زنجيرها و بندهاي اسارت را از ايشان بر ميدارد. درود خداوند بر آنان باد که ايشان همان هدايت شدگانند». (2).
ابن عباس ميگويد: «سفياني و فلاني خروج ميکنند و با هم ميجنگند؛ به گونهاي که (سفياني) شکم زنان را ميدرد و کودکان را در ديگهاي بزرگ ميگدازد و ميسوزاند». (3).
ارطات ميگويد: سفياني هر کس را که با او مخالفت کند، ميکشد. با ارهها مخالفانش را به دو نيم ميکند و با ديگها آنان را نابود ميسازد. اين ستمها، شش ماه به طول ميانجامد. (4).
(1). عقد الدرر، ص152؛ بحارالانوار، ج52، ص154، 266؛ احقاق الحق، ج13، ص116؛ الاربعون حديثاً، (ابونعيم) ذخائر العقبي، ص135؛ ينابيع المودّه، ص426.
(2). عقد الدرر، ص94؛ الشيعة و الرجعه، ج1، ص155.
(3). کمال الدين، ج1، ص311؛ ابنشهرآشوب، مناقب، ج2، ص297؛ اعلام الوري، ص371؛ اثبات الوصيه، ص226.
(4). ابنحمّاد، فتن، ص83؛ ابنطاووس، ملاحم، ص51.
آرزوي مرگ زندگان
رسول خدا (ص) ميفرمايد: «سوگند به آن که جانم در دست اوست، دنيا به پايان نميرسد تا آن که زماني فرا رسد که مرد به هنگام عبور از گورستان، خود را روي قبر انداخته، ميگويد: اي کاش من به جاي صاحب اين قبر بودم. در حالي که مشکل او بدهکاري نيست؛ بلکه گرفتاريها و فشار روزگار و ظلم و جور است». (1).
از ذکر کلمه رجل در روايت، دو مطلب استفاده ميشود: يکي اين که گرفتاريها و مشکلات آن دوران و به دنبال آن آرزوي مرگ، به طايفه، ملّت و گروه خاصي اختصاص ندارد و همه از حوادث ناگوار در رنج و عذاب خواهند بود. دوم اين که تعبير مرد نشان دهنده شدت فشار و سختي آن روزگار است؛ زيرا غالباً مرد در برابر مشکلات و نابرابريها بيشتر از زن مقاومت ميکند و از اين که مردان تاب و تحمّل مشکلات و رنجهاي آن روزگار را ندارند، استفاده ميشود که مشکل بسيار بزرگ و کمرشکن است.
ابوحمزه ثمالي ميگويد: امام باقر (ع) فرمود: «اي ابا حمزه! حضرت قائم (عج) قيام نميکند، مگر در دوراني که خوف و ترس شديد و مصيبتها و فتنهها (بر جامعه) حاکم باشد و گرفتاري و بلا دامنگير مردم شود و پيش از آن، بيماري طاعون شيوع يابد، درگيري شديدومهلکي ميان عرب اتفاق افتد، اختلاف شديدي بين مردم حاکم شود، از هم گسيختگي در دين و آيين آنان رخ دهد و وضعيت مردم تغيير کند تا جايي که هر آرزومندي هر شب و روز - از آن چه که از درنده خويي مردم و تجاوز آنان به حقوق يک ديگر ميبيند - آرزوي مرگ ميکند». (2).
حذيفه صحابي، از پيامبر (ص) نقل ميکند: «به يقين زماني بر شما فرا ميرسد که انسان در آن روزگار، آرزوي مرگ ميکند؛ بدون آن که از جهت فقر و تنگ دستي در فشار باشد». (3).
ابن عمر ميگويد: به يقين زماني بر مردم بيايد که مؤمن در اثر شدّت گرفتاريها و بلاهاي روي زمين، آرزو کند که اي کاش که خود و خانوادهاش بر کشتي سوار ميشدند و در دريا به سر ميبردند. (4).
(1). حاکم، مستدرک، ج4، ص520، الحاوي للفتاوي، ج2، ص65؛ منتخب کنز العمّال، ج6، ص31 (حاشيه مسنداحمد)؛ احقاق الحق، ج13، ص293.
(2). احمد، مسند، ج2، ص636؛ مسلم، صحيح، ج4، ص2231؛ المعجم الکبير، ج9، ص410؛ مصابيح السنه، ج2، ص139؛ عقد الدرر، ص236.
(3). نعماني، غيبة، ص235؛ طوسي، غيبة، ص274؛ اعلام الوري، ص428؛ بحارالانوار، ج52، ص348؛ اثبات الهداة، ج3، ص540؛ حلية الابرار، ج2، ص626؛ بشارة الاسلام، ص82.
(4). ابنابيشيبه، مصنّف، ج15، ص91؛ مالک، موطأ، ج1، ص241؛ مسلم، صحيح، ج8، ص182؛ احمد، مسند، ج2، ص236؛ بخاري، ج9، ص73؛ فردوس الاخبار، ج5، ص221.
به اسارت رفتن مسلمانان
حذيفة بن اليمان ميگويد: پيامبر (ص) ضمن بر شمردن مشکلاتي که مسلمانان با آن رو به رو خواهند شد، فرمود: «در اثر فشارهايي که بر آنان وارد ميشود، آزادهها را ميفروشند و زنان و مردان به بردگي اقرار ميکنند. مشرکان، مسلمانان را به استخدام و مزدوري خود درميآورند و آنان را در شهرها ميفروشند و کسي بر اين امر دل گير نميشود؛ نه نيکان و نه بدان و فاجران.
اي حذيفه! گرفتاري بر اهل آن دوران ادامه مييابد؛ به گونهاي که مأيوس ميشوند و به فَرَج و گشايش گمان بد ميبرند. در اين موقع خداوند، مردي از پاکان عترت من و نيکان فرزندانم را که عادل، مبارک و پاک ميباشد، ميفرستد و از ذرّهاي چشم پوشي و اغماض نميکند. خداوند دين، قرآن، اسلام و اهل آن را به کمک او، عزيز و شرک را ذليل ميکند. او همواره از خداوند بيمناک است و هرگز به خويشاوندي خود با من1 مغرور نميشود؛ سنگي را روي سنگ نميگذارد و احدي را شلّاق نميزند، مگر به حق و براي اجراي حد. خداوند به سبب او، بدعتها را محو و فتنهها را نابود ميکند و درِ حق را باز و درهاي باطل را ميبندد و اسيران مسلمان را - در هر نقطهاي که هستند - به وطن خودشان بازميگرداند«. (1).
(1). عقد الدرر، ص334.
فرورفتن در زمين
رسول خدا (ص) ميفرمايد: «به يقين، بر اين امّت، روزگاري فرا رسد که روز را به شب رسانند، در حالي که از يک ديگر بپرسند، زمين امشب چه کساني را فرو برد، همچنانکه از يک ديگر ميپرسند از فلان قبيله چه کساني زنده ماندهاند و آيا از فلان خاندان کسي زنده مانده است؟». (1).
شايد اين سخنان کنايه از جنگ و کشتار در آخرزمان باشد که با استفاده از سلاحهاي پيشرفته و کشتار جمعي، هر روز تعداد زيادي کشته ميشوند و شايد بر اثر کثرت گناه، زمين اهلش را فرو ميبرد.
(1). ابنطاووس، ملاحم، ص132.
افزايش مرگهاي ناگهاني
پيامبر اکرم (ص) ميفرمايد: «از نشانههاي رستاخيز، بيماري فلج و مرگ ناگهاني است». (1) نيز ميفرمايد: «قيامت بر پا نميگردد، تا اين که مرگ سفيد ظاهر شود». گفتند: يارسولاللَّه! مرگ سفيد چيست؟ فرمود: «مرگ ناگهاني». (2).
اميرمؤمنان (ع) ميفرمايد: «پيش از ظهور قائم (عج) مرگ سرخ و سفيد وجود دارد... مرگ سفيد طاعون است». (3).
امام محمد باقر (ع) ميفرمايد: «قائم (عج) قيام نميکند، مگر در روزگاري که ترس شديد حاکم باشد و پيش از آن نيز طاعون شيوع يابد». (4).
(1). المطالب العاليه، ج4، ص348.
(2). شجري، امالي، ج 2، ص 277.
(3). الفائق، ج1، ص141.
(4). نعماني، غيبة، ص277؛ طوسي، غيبة، ص267؛ اعلام الوري، ص427؛ خرائج، ج3، ص1152؛ عقد الدرر، ص65؛ الفصول المهمّه، ص301؛ صراط المستقيم، ج2، ص249؛ بحارالانوار، ج52، ص211.
نااميدي جهانيان از نجات
رسول خدا (ص) ميفرمود: «اي علي! ظهور مهدي در هنگامي است که شهرها دگرگون شده، بندگان خدا ضعيف ميشوند و از فَرَج و ظهور مهدي مأيوس ميگردند. در اين هنگام مهدي قائم از فرزندان من ظاهر ميگردد». (1).
ابوحمزه ثمالي ميگويد: امام باقر (ع) فرمود: «قيام و ظهور مهدي (عج) به هنگام نااميدي و يأس مردم از گشايش در کارها و فرج حضرتش ميباشد». (2).
علي (ع) در اين باره ميفرمايد: «به يقين از اهل بيت من، کسي به جانشيني من خواهد نشست و جانشيني او پس از دوراني سخت و مصيبتبار خواهد بود؛ دوراني که بلا و گرفتاري در آن شدّت مييابد و اميدها از بين ميرود». (3).
(1). بحارالانوار، ج52، ص348.
(2). ينابيع المودّه، ص440؛ احقاق الحق، ج13، ص125.
(3). بحارالانوار، ج52، ص348.
عدم امنیت
پيامبر اکرم (ص) ميفرمايد: «بلا و گرفتاري چنان بر اين امّت فرود ميآيد که انسان هيچ پناهگاهي که از ظلم به آن پناه برد، نمييابد». (1).
نيز ميفرمايد: «در آخرالزمان بلاي شديدي بر امّت من از سوي حکومتهايشان نازل ميشود؛ به گونهاي که مؤمن پناهي نمييابد که از ستم به آن پناه آورد». (2).
در روايت ديگري ميفرمايد: «بر شما بشارت باد به مهدي از فرزندان فاطمه. وي ازجانب مغرب ظاهر ميشود و زمين را از عدل پر ميکند». گفته شد: اي رسول خدا! (اينظهور) در چه زماني خواهد بود؟ حضرت فرمود: «هنگامي که قاضيان رشوه گير و مردم فاجر شوند». عرض شد: مهدي چگونه خواهد بود؟ فرمود: «از اهل و خاندان خود (جدا شده) تنهايي اختيار ميکند و از وطن خود دور ميباشد و در غربت زندگي ميکند». (3).
امام باقر (ع) ميفرمايد: «آن چه که به انتظارش هستيد، نخواهيد ديد، مگر زماني که چون (ماده) بُز مردهاي شويد که در زير چنگالهاي درندهاي قرار گرفته است که برايش فرق نميکند بر کجا دست گذارد. در آن هنگام نه محلّي دوردست از تجاوز داريد که بهسوي آن بالا رويد و نه پناهي داريد که به آن تکيه دهيد». (4).
(1). ابنالمنادي، ملاحم، ص64؛ ابنابيالحديد، شرح نهج البلاغه، ج1، ص276؛ المسترشد، ص75؛ مفيد، ارشاد، ص128؛ کنز العمّال، ج14، ص592؛ غاية المرام، ص208؛ بحارالانوار، ج32، ص9؛ احقاق الحق، ج13، ص314؛ منتخب کنز العمّال، ج6، ص35.
(2). شافعي، بيان، ص108.
(3). عقد الدرر، ص43.
(4). احقاق الحق، ج19، ص679.
جنگ، کشتار و فتنهها
از روايات استفاده ميشود که پيش از قيام حضرت مهدي (عج) جنگ و کشتار همهجا را فرا ميگيرد. برخي از روايات سخن از فتنهها دارد، تعدادي از روايات، از جنگهاي پياپي خبر ميدهد و رواياتي درباره کشتار انسانها به وسيله جنگ و بيماريهاي ناشي از آن چون طاعون، سخن به ميان ميآورد.
رسول خدا (ص) ميفرمايد: «پس از من چهار فتنه به شما خواهد رسيد: در فتنه اوّل، خونها مباح شمرده ميشود و کشتار زياد ميگردد. در فتنه دوم، خونها و اموال حلال ميشود و قتل و غارت اموال بسيار ميگردد. در فتنه سوم، خونها و مالها و نواميس مردم مباح شمرده ميشود و علاوه بر قتل و غارت، ناموس انسانها نيز در امان نميماند. در فتنه چهارم، - که فتنهاي است کر و کور و بسيار سخت و چون کشتي متلاطم و مضطرب در دريا - هيچ کس از آن فتنه پناهي نمييابد. فتنه از شام به پرواز درميآيد و عراق را فرا ميگيرد و دست و پاي جزيره - حجاز - به آن آغشته ميشود. گرفتاريها مردم را از پاي درمي آورد و چنان ميشود که کسي توانايي چون و چرا ندارد و از هر سويي که فروکش ميکند از سوي ديگر شعله ور ميگردد». (1).
در حديث ديگري ميفرمايد: «پس از من فتنههايي پديد ميآيد که راه نجاتي از آن نخواهد بود. در آنها جنگ، فرار و آوارگي است. پس از آن فتنههايي خواهد بود که از فتنههاي پيشين شديدتر است. هنوز فتنهاي فروکش نکرده که فتنه ديگري شعلهور ميشود تا جايي که هيچ خانهاي از خانه عربها باقي نميماند که اين آتش در آن نرفتهباشد و هيچ مسلماني نميماند که آن فتنه به او نرسيده باشد. آنگاه مردي از خاندان من ظهور ميکند». (2).
نيز ميفرمايد: «به زودي پس از من فتنهاي رخ خواهد داد که اگر از هر سو آرام گيرد، از دو سوي ديگر گسترش مييابد تا اين که منادي از آسمان فرياد ميزند: امير و فرمانده شما حضرت مهدي است». (3).
در اين روايات سخن از فتنهاي است که پيش از ظهور حضرت مهدي (عج) فراگير خواهد شد، ولي در روايات ديگر با صراحت از جنگهاي خانمان سوز سخن به ميان آمده است که به ذکر آن ميپردازيم.
عمار ياسر ميگويد: پيام و دعوت اهل بيت پيامبرتان در آخرالزمان اين است که از هرگونه درگيري پرهيز کنيد تا زماني که رهبران از اهل بيت را ببينيد؛ آنگاه که تُرکها با روميان مخالفت کنند و جنگها در زمين بسيار شود«. (4).
تعدادي از روايات، از قتل و کشتاري سخن ميگويد که پيش از ظهور مهدي (عج) بهوقوع ميپيوندد. برخي از اين روايات، تنها کشتار را يادآور ميشود و برخي وسعت کشتار را نيز مشخص ميکند.
امام رضا (ع) در اين باره ميفرمايد: «پيش از ظهور امام زمان (عج) کشتارهاي پياپي و بيوقفه رخ خواهد داد». (5).
ابوهريره ميگويد: در شهر مدينه کشتاري خواهد شد که در آن، منطقه «احجارالزيت» (6) از هم ميپاشد و فاجعه «حَرّه» (7) در برابر آن، مانند ضربه تازيانهاي بيشنيست؛ آنگاه که - پس از کشتار - به اندازه دو فرسنگ از مدينه دور شوند، باحضرتمهدي (عج) بيعت ميشود. (8).
ابوقبيل ميگويد: شخصي از بنيهاشم زمام حکومت را به دست ميگيرد و تنها بنياميّه را قتل عام ميکند؛ بهطوري که جز عده اندکي، کسي از آنان بر جاي نميماند. پس از آن، فردي از بني اميّه خروج ميکند و در مقابل هر نفر، دو تن را ميکشد؛ چنانکه جز زنان کسي باقي نميماند. (9).
رسول خدا (ص) چنين ميفرمايد: «سوگند به خدايي که جانم در دست (قدرت) اوست، دنيا پايان نمييابد تا اين که زماني فرا رسد که نه قاتل بداند براي چه دست به قتل زده است و نه علّت کشته شدن مقتول مشخص باشد و هرج و مرج همه جا را فرا ميگيرد؛ در چنان زماني، قاتل و مقتول به جهنم ميروند». (10).
اميرمؤمنان (ع) ميفرمايد: «پيش از ظهور قائم (عج) جهان دچار دو نوع مرگ ميشود: مرگ سفيد و سرخ. مرگ سرخ با شمشير (اسلحه) است و مرگ سفيد با طاعون است». (11).
امام باقر (ع) ميفرمايد: «براي قائم آل محمد، دو غيبت است که يکي طولانيتر از ديگري است. در آن دوران، مردم را مرگ و کشتار فرا ميگيرد». (12) جابر ميگويد: از امامباقر (ع) پرسيدم: در چه زماني اين امر (قيام مهدي )عج() روي خواهد داد؟ امام در پاسخ فرمود: «ايجابر! چگونه اين امر تحقق يابد در حالي که هنوز بين حيره (13) و کوفه تعداد کشتهها زياد نشده است». (14).
امام صادق (ع) فرمود: «پيش از ظهور قائم (عج) دو نوع مرگ پديدار ميگردد: مرگ سرخ و مرگ سفيد. به اندازهاي از انسانها کشته ميشوند که از هر هفت نفر، پنج تن نابود ميگردند». (15).
اميرمؤمنان (ع) فرمود: «حضرت مهدي (عج) ظهور نميکند، مگر اين که يک سوم مردم کشته شوند و يک سوم بميرند و يک سوم باقي بمانند». (16).
از اميرالمؤمنين (ع) پرسيدند: «آيا براي ظهور حضرت مهدي (عج) علامت و نشانهاي است؟ فرمود: »نعم، قتل فظيع و موت سريع و طاعون شنيع«. (17).
و به نقل ارشاد القلوب: (18) «قتل ذريع» يعني با سرعت و عالمگير.
و به نقل مدينة المعاجز: (19) «قتل رضيع» يعني لئيم و پست.
و به نقل حلية الابرار: (20) قتل «فضيع» يعني ناگوار.
معناي روايت چنين است:
«آري، براي ظهور حضرت (ع) نشانههايي است، از جمله کشتارهاي عالمگير و ناگوار و پست و مرگهايي سريع و پي در پي و شيوع طاعون».
محمد بن مسلم ميگويد: امام صادق (ع) فرمود: «امام زمان ظهور نميکند، مگر اين که دو سوم مردم جهان از بين بروند». عرض شد: اگر دو سوم مردم کشته شوند، پس چهتعداد خواهند ماند؟ فرمود: «آيا راضي نيستيد (و دوست نداريد) از يک سوم باقيمانده باشيد؟». (21).
امام صادق (ع) فرموده است: «امر (ظهور) تحقق نمييابد تا اين که نه دهم (910) مردم نابود شوند». (22).
علي (ع) ميفرمايد: «... در آن روزگار از مردم جز يک سوم (13)آنان، کسي بر جاي نميماند». (23).
پيامبر گرامي اسلام (ص) فرمود: «از هر ده هزار نفر، نه هزار و نه صد تن به قتل ميرسند و جز تعداد اندکي، جان سالم به در نميبرند». (24).
ابن سيرين ميگويد: حضرت مهدي (عج) ظهور نميکند تا اين که از هر نه نفر، هفت تن کشته شوند. (25).
از مجموع روايات نکات زير استفاده ميشود:
1. پيش از ظهور مهدي (عج)، کشتارهايي رخ ميدهد و تعداد زيادي از انسانها کشته ميشوند و افرادي که باقي ميمانند کمتر از کشته شدگان هستند.
2. تعدادي از کشته شدگان در جنگ کشته ميشوند و تعدادي ديگر به واسطه بيماريهاي مسري که به احتمال قوي از کشتههاي بهجا مانده جنگ، توليد شده است، جان ميسپارند. همچنين احتمال دارد که اين گروه به وسيله سلاحهاي شيميايي و ميکربي که بيماري توليد ميکنند، جان دهند.
3. در ميان اقليّتي که باقي ميمانند، شيعيان و دوست داران امام زمان (عج) هستند؛ زيرا آنان هستند که با مهدي (عج) بيعت ميکنند. نيز در سخن امام صادق (ع) آمده بود که آيا راضي نيستيد از يک سوم باقي مانده باشيد؟
(1). کافي، ج8، ص213؛ بحارالانوار، ج52، ص246.
(2). ابنطاووس، ملاحم، ص21؛ کمال الدين، ج2، ص371.
(3). عقد الدرر، ص50.
(4). احقاق الحق، ج13، ص295؛ احمد، مسند، ج2، ص371.
(5). طوسي، غيبة، چاپ جديد، ص441؛ بحارالانوار، ج52، ص212.
(6). قرب الاسناد، ص170؛ نعماني، غيبة، ص271.
(7). محلّهاي در شهر مدينه که محلّ اقامه نماز استسقا )باران( بود؛ معجم البلدان، ج1، ص109.
(8). پس از شهادت امام حسينعليهالسلام و قيام مردم مدينه عليه يزيد، اهل مدينه به دستور يزيد قتل عام شدند و در آن واقعه بيش از ده هزار نفر کشته شدند و اين محل همان »حرّة واقم« است؛ معجم البلدان، ج2، ص249.
(9). ابنطاووس، ملاحم، ص58.
(10). همان، ص59.
(11). فردوس الاخبار، ج5، ص91.
(12). نعماني، غيبة، ص277؛ مفيد، ارشاد، ص359؛ طوسي، غيبة، ص267. صراط المستقيم، ج2، ص249؛ بحارالانوار، ج52، ص211.
(13). نعماني، غيبة، ص173؛ دلائل الامامه، ص293؛ تقريب المعارف، ص187؛ بحارالانوار، ج52، ص156.
(14). شهري در سه ميلي )شش کيلومتري( کوفه است؛ معجم البلدان، ج2، ص328.
(15). طوسي، غيبة، چاپ جديد، ص446؛ اثبات الهداة، ج3، ص728؛ بحارالانوار، ج52، ص209.
(16). کمال الدين، ج2، ص665؛ العدد القويه، ص66؛ بحارالانوار، ج52، ص207.
(17). ابنطاووس، ملاحم، ص58؛ احقاق الحق، ج13، ص29.
(18). حصيني، هدايه، ص31.
(19). ارشاد القلوب، ص286.
(20). مدينة المعاجز، ص133.
(21). حلية الابرار، ص601.
(22). طوسي، غيبة، چاپ جديد، ص339؛ کمال الدين، ج2، ص655؛ اثبات الهداة، ج3، ص510؛ بحارالانوار، ج52، ص207؛ الزام الناصب، ج2، ص136؛ ابنحمّاد، فتن، ص91؛ کنز العمّال، ج14، ص587؛ متقي هندي، برهان، ص111.
(23). الزام الناصب، ج2، ص136، 187؛ عقد الدرر، ص54، 59، 63 - 65، 237؛ نعماني، غيبة، ص274؛ بحارالانوار، ج52، ص242.
(24). حصيني، هدايه، ص31؛ ارشاد القلوب، ص286.
(25). مجمع الزوائد، ج5، ص188.
بحران اقتصادی
از روايات اين فصل استفاده ميشود، که بر اثر گسترش فساد و تباهيها و از بين رفتن رحم و عاطفه و ايجاد جنگ، جهان از نظر اقتصادي در وضعيت بدي به سر خواهد برد؛ بهطوري که آسمان نيز بر آنان رحم نميکند و نزول باران که رحمت الهي است نيز براي آنان به غضب تبديل شده، ويرانگر ميشود.
آري، در آخر الزمان باران کم ميشود و يا در غير موسم فرود ميآيد و باعث نابودي کشاورزي ميگردد. درياچهها و رودخانهها خشک ميگردد و زراعتها بهبار نمينشيند و تجارت از رونق ميافتد.فقر و گرسنگي گسترش مييابد تا آنجا که افراد براي سيرکردن شکم خود، دختران و زنانشان را به بازار ميآورند و آنان را با کمي غذا عوض ميکنند.
خشکسالی
پيامبر گرامي اسلام (ص) ميفرمايد: «زماني بر مردم فرا رسد که خداوند باران را درفصلو موسمش حرام ميگرداند و باران نازل نميشود و آن را در غير موسمش فروميفرستد».
اميرمؤمنان (ع) ميفرمايد: «... باران در فصل گرما و تابستان ميبارد». (1).
امام صادق (ع) در اين باره ميفرمايد: «پيش از ظهور حضرت قائم (عج) سالي خواهدبود که بارانهاي بسياري ميبارد و ميوهها را از بين ميبرد و خرماها را بر نخلها فاسد ميکند؛ پس در آن دوران دچار شک و شبهه نشويد». (2).
اميرمؤمنان (ع) ميفرمايد: «... بارانها کم ميشود تا جايي که نه زمين بذري را ميروياند و نه آسمان باراني ميبارد؛ در اين هنگام مهدي (عج) ظهور ميکند». (3).
عطاء بن يسار ميگويد: «از نشانههاي قيامت اين است که باران ميبارد، ولي زراعتي نخواهد روييد». (4).
امام صادق (ع) ميفرمايد: «... زماني که حضرت قائم (عج) و اصحابش قيام کنند، آب بر روي زمين ناياب است و مؤمنان با ناله و زاري از درگاه الهي، آب طلب ميکنند تا آن که خداوند بر آنان آب نازل ميکند و آنان مينوشند». (5).
(1). جامع الاخبار، ص150؛ مستدرک الوسائل، ج11 ص375.
(2). دوحة الانوار، ص150؛ الشيعة و الرجعه، ج1، ص151؛ کنز العمّال، ج14، ص241.
(3). مفيد، ارشاد، ص361؛ طوسي، غيبة، ص272؛ اعلام الوري، ص428؛ خرائج، ج3، ص1164؛ ابنطاووس، ملاحم، ص125؛ بحارالانوار، ج52، ص214.
(4). ابنطاووس، ملاحم، ص134.
(5). عبدالرزاق، مصنّف، ج3، ص155.
خشک شدن درياچهها و رودها
پيامبر اکرم (ص) ميفرمايد: «شهرهاي مصر در اثر خشکي رود نيل، ويران ميشوند». (1).
ارطات ميگويد: «در آن هنگام، فرات، رودخانهها و چشمهها خشک ميشوند». (2).
نيز آمده است: «آب درياچه طبرستان خشک ميشود و نخلهاي خرما ثمر نميدهد و آب چشمه »زعر« - که در شام است - به زمين فرو ميرود». (3).
همچنين آمده است: «... رودخانهها خشک ميشوند و گراني و قحطي سه سال، به درازا ميکشد». (4).
(1). دلائل الامامه، ص245.
(2). بشارة الاسلام، ص28.
(3). ابنحمّاد، فتن، ص148.
(4). بشارة الاسلام، ص191؛ الزام الناصب، ص161.
شيوع گراني، گرسنگي، فقر و کساد تجارت
مردي از پيامبر (ص) پرسيد: اي رسول خدا (ص)! قيامت چه وقت بر پا خواهد شد؟ فرمود: «کسي که مورد سؤال قرار گرفته (خود پيامبر) از سؤال کننده (آن مرد) در اين زمينه آگاهتر نيست، ولي قيامت داراي نشانههايي است: يکي از آنها تقارب بازارهاست». پرسيد: تقارب بازارها چيست؟ فرمود: «کساد بازارها و تجارت و بارش باران بدون آن که گياهان و محصولاتي برويد». (1).
اميرمؤمنان (ع) به ابنعباس فرمود: «تجارت و معاملات زياد ميشود، ولي بهرهاي اندک نصيب مردم ميگردد و پس از آن قحطي سختي رخ ميدهد». (2).
محمد بن مسلم ميگويد: از امام صادق (ع) شنيدم که فرمود: «پيش از ظهور حضرت قائم (عج) از سوي خداوند براي مؤمنان نشانههايي است». گفتم: خدا مرا فداي تو گرداند؛ آن نشانهها کدام است؟ فرمود: «آنها همان گفته خداوند است که فرمود: »(ولنبلونّکم بشيء من الخوف و الجوع و نقص من الأموال و الأنفس و الثمرات و بشّر الصابرين؛ )3( و شما )مؤمنان( را )پيش از ظهور قائم (عج)( به چيزي از ترس و گرسنگي و کمي داراييها و جانها و ميوهها ميآزماييم؛ پس صابران را مژده ده)« آنگاه فرمود: »خداوند مؤمنان را بهسبب ترس از پادشاهان بني فلان در دوران پاياني حکومتشان ميآزمايد و مراد از گرسنگي، گراني قيمتهاست و منظور از کمي داراييها، کساد تجارت و کمبود درآمد است و مقصود از نقصان جانها، مرگهاي فراوان و سريع و پي در پي است و مراد از کمبود ميوهها، کمبود عايدات و محصولات کشاورزي است. پس صابران را بشارت باد به تعجيل ظهور قائم (عج) در آن هنگام«. (4).
و به نقل از اعلام الوري، قلّة المعاملات به معناي کساد بازار و کمي داد و ستد است. (5).
امام صادق (ع) ميفرمايد: «... در آن هنگام که سفياني خروج ميکند، مواد غذايي کمشده، قطحي به مردم ميآورد و باران کم ميبارد». (6).
ابن مسعود ميگويد: هنگامي که تجارتها از بين برود و راهها ويران گردد، مهدي (عج) ظهور ميکند. (7).
شايد وضعيت بد بازار در آن زمان، معلول ويراني مراکز توليد و صنعت، کم شدن نيروي انساني، کاهش قدرت خريد، قحطي، ناامني راهها و... است.
در مسند احمد آمده است: پيش از ظهور مهدي (عج) سه سال مردم دچار گرسنگي شديد ميشوند. (8).
ابوهريره ميگويد: واي بر اعراب از شرّي که به آنان نزديک ميشود؛ گرسنگي شديدي رخ ميدهد و مادران از گرسنگي فرزندان خود، به گريه ميافتند. (9).
(1). بشارة الاسلام، ص98.
(2). الترغيب و الترهيب، ج3، ص442.
(3). ابنطاووس، ملاحم، ص125.
(4). بقره )2( آيه 155.
(5). کمال الدين، ج2، ص650؛ نعماني، غيبة، ص250؛ مفيد، ارشاد، ص361؛ اعلام الوري، ص456؛ عياشي، تفسير، ج1، ص68.
(6). اعلام الوري، ص456.
(7). ابنطاووس، ملاحم، ص133.
(8). الفتاوي الحديثيه، ص30، متقي هندي، برهان، ص142؛ عقد الدرر، ص132.
(9). ابنماجه، سنن، ج2، ص1363.
مبادله زنان در مقابل مواد غذايي
عمق فاجعه قحطي و گرسنگي پيش از ظهور به اندازهاي است که گروهي مجبور ميشوند دختران خود را براي خوراک اندکي معامله کنند.
ابومحمد از مردي از اهل مغرب روايت ميکند: مهدي ظهور نميکند تا آن که شخص (از شدت فقر و تنگ دستي) دختر يا کنيز زيباي خود را به بازار ميآورد و ميگويد: کيست که اين دختر را از من بخرد و در برابر آن خوراک بدهد؟ در اين شرايط است که مهدي (عج) ظهور ميکند. (1).
(1). کنز العمّال، ج11، ص249.