روايات:
اين بحث, از بحثهاى مهم فقهى است, به گونه اى كه فقيهان بزرگى چون: سيدمحسن حكيم و سيد ابوالقاسم خويى و ديگران, بر اين باورند كه قطع و سيره پياپى, حكايت از آن دارد كه:
(بانوان مى توانند همه بدن خود را, به جز شرمگاه, در برابر مردان مَحْرَم بر خود, برهنه كنند و محرمان مى توانند به تمامى بدن آنان, به جز شرمگاه بنگرند.)
امّا از آيه فهميده شد كه همه بدن زن در برابر مردان مَحْرَم, به جز سر و گردن, گريبان, پايين تر از مچ پاها و قسمتى از دستها, بايد پوشيده باشد.
حال دو نگاه به طور كامل ناسازگار با هم, در مسأله وجود دارد, برماست همه دليلها, از جمله روايتهاى باب را از كتابهاى شيعه و سنى بيرون بكشيم و تك تك آنها را وا رسيم, تا ببينيم, ادعاى قطع و سيره اى كه بزرگان كرده اند, دليلى دارد, يا خير؟
الف. (سكونى عن جعفر, عن محمد عن ابيه(ع) قال: لابأس ان ينظر الرجل الى شعر امّه, او اخته, او ابنته.)6
اشكالى ندارد كه مرد, به موى مادر, يا خواهر, يا دختر خود بنگرد.
ييادآورى: بين روابودن نگاه, با واجب نبودن پوشش ملازمه است. يعنى هر جا, به مرد اجازه نگاه داده شده, بر زن پوشاندن آن جا واجب نيست.
امّا عكس اين ملازمه, درست نيست. يعنى چه بسا جاهايى باشد كه پوشاندن آنها بر بانوان, واجب نباشد, با اين حال, نگاه كردن مردان به آن جاها, روا نباشد, يا دست كم, اشكال داشته باشد كه در اين باره باز سخن خواهيم گفت:
ب. (عن ابى جعفر(ع) فى قوله: (ولايبدين زينتهنّ الاّ ما ظهر منها.) فهى الثياب والكحل والخاتم وخضاب الكف والسوار.
والزينة ثلاث: زينة للناس وزينة للمحرم وزينة للزوج.
فامّا زينة الناس, فقد ذكرناه. وامّا زينة المحرم فموضع القلاده, فما فوقها والدملج ومادونه والخلخال وما اسفل منه وامّا الزينة الزوج فالجسد كله.)7
امام باقر(ع) درباره قول خداوند: زينتهاى خود را ننمايانيد, مگر آنچه به خودى خود, نمايان است) فرمود:
(زينتهاى آشكار عبارتند از: لباس, سورمه, انگشتر, حناى دست و النگو.
و زينت, بر سه قسم است: زينت براى مردم و براى مَحْرَم و براى شوهر.
زينت براى مردم را يادآور شديم [لباس, سورمه و…] زينت براى مَحْرَم, جاى گردنبد و بالاتر از آن و جاى بازوبند و پايين تر از آن و جاى خلخال و پايين تر از آن و زينت شوهر تمامى بدن است.
آنچه در اين روايت به عنوان زينت براى خويشاوندان ذكر شده, همان چيزى است كه پيش از اين از آيه قرآن, فهميده شد.
در معناى (دملج) اختلاف است: بازوبند و دست بند. هر دو معنى را گفته اند.
اگر مراد, دستبند باشد كه بانوان آن را بر مچ دست مى بندند, در نتيجه جايى كه رواست ديدن آن, براى مَحْرَم و نامَحْرَم يكى مى شود كه بى گمان اين معنى مراد نيست. زيرا روايت بر آن است كه محدوده زينت براى مَحْرَم را نسبت به محدوده زينت براى نامَحْرَم, بگستراند. پس همان معناى نخست مراد است كه بازوبند باشد. بانوان مى توانند, بازوبند و جاى آن را تا به سرانگشتان, از مردانِ مَحْرَم نپوشانند.
آنچه از آيه فهميده شد, با آنچه از روايت به دست مى آيد, هماهنگى دارد; ولى روايت درباره دست, بيان روشنى دارد و نشان مى دهد, بانوان, دست را تا بازو بايد بپوشانند.
ييادآورى: از سند روايت, سخن نگفتيم و از بيان كاستيهاى سندى آن خوددارى ورزيديم; زيرا بر آن نبوديم كه سخن جديد فقهى برابر روايت دراندازيم. بلكه آنچه از آن استفاده شد, همان چيزى بود كه آيه قرآن بر آن به خوبى دلالت داشت. بله, تنها محدوده مجاز از دست, سخن جديدى بود كه آن هم شايد با روايت ناسازگار باشد و غير در خور عمل.
ج. (فضيل بن يسار قال: سألت اباعبداللّه(ع) عن الذراعين من المرأة, اَهما من الزينة التى قال اللّه تبارك و تعالى: (ولايبدين زينتهنّ الاّ لبعولتهنّ.)؟
قال: نعم و مادون الخمار من الزينة وما دون السوارين.)
فضيل بن يسار مى گويد: از امام صادق(ع) درباره ساعدهاى زن پرسيدم كه آيا آنها از زينتى است كه خداوند مى فرمايد: (زينت خود را آشكار نسازند, مگر از براى شوهرانشان)؟ فرمود: بله و پايين تر از روسرى, از زينت است.
گويا فضيل بن يسار, مى دانسته كه زنان مى بايد كتفها و دستان خود را تا بازو از مَحْرَمان بپوشانند, ولى نمى دانسته افزون بر آن ساعدها را نيز بايد بپوشاند و نهى يا نفى (لايبدين), ساعدها را نيز در بر مى گيرد, يا خير؟
امام, در جواب مى فرمايد: بله ساعدها بايد از محرمان پوشانده شود. اين جواب, جواب اجمالى است و تمامى ساعد, تا مچ دست را در بر مى گيرد. سپس امام, شرح مى دهد: آنچه زير النگوست; يعنى مچ, (بالاتر از كف دست به مقدار تقريبى يك قبضه) از زينت است. اين جاها از زينتى است كه در برابر محرمان پوشش آنها لازم نيست. بنابراين امام با واژه (نعم) جواب پرسش گر را سربسته داد و تمامى ساعد را از زينتى قرار داد كه پوشش آن از مَحْرَمان لازم نيست.
سپس در شرح كلام خود (نعم) فرمود: به اندازه جاى النگو, حدود يك قبضه از ساعد, پوشاندنش از مَحْرَمان واجب نيست.
اين روايت, صحيحه است و بر روايت ابى الجارود, مقدم. زن وظيفه دارد در برابر مَحْرَمان, دست خويش را تا نزديك مچ, بپوشاند. بر فرض ناسازگارى و روايت, عموم (لايبدين) حاكم بود و در موارد شك, واجب بودن پوشش را ثابت مى كرد كه در مقاله پيشين, نكته چهاردهم, بحث آن گذشت.
روايتهاى ديگرى وجود دارد, البته بيش تر آنها با سندهاى غيرصحيح, كه آنچه از آيه, صحيحه و معتبره سكونى, دريافتيم, تأييد مى كنند.
د. ابن عباس در ذيل اين بخش از آيه شريفه: (ولايبدين زينتهنّ الاّ لبعولتهنّ) گفته است:
(والزينة الّتى تبديها لهولاء قرطاها وقلادتها وسِوارها فامّا خلخالها ومعضدها ونحرها و شعرها فانّها لاتبديه الاّ لزوجها.)
زينتى كه بر مَحْرَمان نمايان مى سازد, عبارتند از: گوشواره ها, گردنبند و النگو. امّا خلخال و بازوبند و گودى سينه و موها را تنها براى شوهران خويش آشكار مى سازد.
هـ. سعيد بن جبير مى گويد:
(لايبدين زينتهنّ; يعنى ولايضعن الجلباب وهو القناع من فوق الخمر الاّ لبعولتهنّ, او آبائهنّ… فهو محرم و كذلك العم والخال.)
زينت خود را نمايان نسازد; يعنى جلباب بر زمين ننهد (و آن, پوششى است كه روى روسرى افكنده مى شده است. چادر) مگر براى شوهران, يا پدران و… كه مَحْرَم هستند و همچنين دربرابر عمو و دايى.
سخن ابن عباس و ابن جبير, ممكن است روايت نباشد; زيرا به رسول خدا, اسناد نداده اند, ولى دست كم, فهم خود را از آيه بيان كرده اند. و چون از مسلمانان صدر اسلام هستند, به دست مى آيد كه اين قول, در آن زمان پذيرفته بوده و كسى هم به مخالفت با آنان سخن نگفته است. زيرا در كتابهاى شيعه و يا در كتابهاى اهل سنت, روايت و يا گفته اى در مخالفت با آنان ديده نشده است.
و. در بحارالانوار از كتاب نوادر رواندى چند حديث نقل مى كند از جمله:
1 . (قال على: يا رسول اللّه! امّى استأذن عليها؟
قال: نعم.
قال: ولِمَ يا رسول اللّه؟
قال: أيسُرُّك ان تراها عريانة؟
قال: لا.
قال: فأستأذن.)11
على گفت: يا رسول خدا! آيا براى ورود بر مادرم, از ايشان اجازه بگيرم؟
پيامبر فرمود: بله.
على گفت: براى چه؟
پيامبر فرمود: آيا شاد مى شوى كه مادرت را عريان ببينى؟
على گفت: نه.
پيامبر فرمود: پس اجازه بگير.
2 . (قال على(ع) قال: رجل لرسول اللّه, يا رسول اللّه اختى تكشف شعرها بين يدى؟
قال: لا. انى اخاف اذا ابدت شيئاً من محاسنها و من شعرها و معصمها ان تواقعها.)12
على گفت: مردى به رسول خدا گفت: يا رسول خدا! آيا خواهرم مى تواند موهايش را پيش من آشكار كند؟
رسول خدا فرمود: خير. مى ترسم اگر مقدارى از زيباييها و موها و زيورهاى خود را آشكار سازد, به آميزش بينجامد!
3 . از رسول خدا روايت شده كه فرمود:
(اذا قبّل احدكم ذات مَحْرَم قد حاضت: اخته, او عمّته, او خالته فليتقبّل بين عينيها و رأسها وليكف عن خدّها وفيها.)13
هرگاه كسى از شما خواست يكى از كسان مَحْرَم بالغ مانند: خواهر, عمّه يا خاله را ببوسد, بايد بين دو چشم و سرش را ببوسد و از بوسيدن گونه ها و دهان وى خود دارى ورزد.
بررسى:
روايتهايى كه از كتاب نوادر راوندى نقل شد, سند در خور پذيرشى ندارند و به مطلب ما, دلالت روشنى نيز ندارند و واجب بودن پوشش زن را در برابر مَحْرَمان خود, به روشنى, نه مى پذيرند و نه ردّ مى كنند; ولى حكمتهايى در آنها بيان شده كه بسيار كارگشاند.
در روايت نخست: پيامبر, به على دستور مى دهد در گاه وارد شدن بر مادرش اجازه بگيرد. اين, در حالى است كه از ظاهر روايت بر مى آيد, مادر على(ع) در منزل تنها بوده و پدر آن حضرت حضور نداشته است وگرنه مى پرسيد: آيا براى وارد شدن بر پدر و مادرم اجازه بگيرم؟
وقتى امام از پيامبر, چرايى اين حكم را مى پرسد, رسول خدا مى فرمايد: آيا از اين كه مادر خود را برهنه ببينى خوشحال مى شوى؟ با اين كه معمول نبوده و نيست, زن, همين كه در منزل تنها شد, تمامى بدن خود را برهنه كند. بنابراين مراد از برهنه ديدن مادر, برهنگى كامل, به گونه اى كه شرمگاه وى ظاهر باشد, نيست, بلكه مراد, اين است كه در لباسى باشد كه سر و سينه و ديگر زيباييهاى بدن وى نمايان باشد.
پس اجازه گرفتن پسر از مادر, براى اين است كه پسر قسمتهاى پنهان بدن مادر, مانند: سينه, شكم و ساقهاى او را نبيند, نه اين كه اجازه براى اين باشد كه مبادا شرمگاه او را ببيند. اين نظر را تأييد مى كند روايتى كه از ابن مسعود نقل شده است:
(انّ رجلاً سأله استأذن على اُمّى؟ فقال: نعم. ما على كل احيانها تحب ان تراها.)
شخصى پرسيد آيا براى وارد شدن بر مادرم اجازه بگيرم. فرمود: بله. مادر در تمامى حالتها, دوست ندارد او را ببينى.
روشن است, مادر تنها از ديدن شرمگاهش ناراحت نمى شود, بلكه حالتهاى ديگرى نيز دارد و قسمتهاى ديگرى از بدنش وجود دارد كه دوست ندارد ديده شود.
از اين روى, در روايت واژه (مادر) مطرح بود وگرنه ديدن شرمگاه پدر نيز حرام است واگر مسأله ديدن شرمگاه مطرح بود, بايد در سؤال مى آمد كه آيا بايد از پدر و مادر در هنگام ورود اجازه بگيرم؟
از روايت دومروشن مى شود كه برانگيخته شدن شهوت, تنها با ديدن زنان بيگانه نيست. چه بسا با ديدن زيباييها و زيورهاى خواهر, مادر, عمّه, خاله و… شهوت انگيخته شود. چون به طور معمول, اينان در يك منزل به سر مى برند, احتمال اين كه ديدن زيباييها و برانگيخته شدن شهوت, به جاهاى باريكى بكشد, بسيار است; از اين روى پيامبر(ص) مى فرمايد: اخاف… ان يواقعها.)
از همين جا, فلسفه امر و نهى در حديث سوم, روشن مى شود; زيرا گاهى شيطان و نفس وسوسه انگيز, كار را بر انسان, پوشيده مى دارد و مى پندارد بوسه بر بانوان مَحْرَم, از روى مهرورزى است, در حالى كه صحنه گردانِ قضيّه شيطان است و او در غفلت.
در پايان اين بخش, روايتى از امام رضا(ع) به روايت محمد بن سنان مى آوريم كه روشنگر خواهد بود:
(انّه كتب اليه حرّم النظر الى شعور النساء المحجوبات بالازواج وغيرهنّ من النساء لما فيه من تهييج الرجال ومايدعوا التهييج الى الفساد والدخول فيما لايحلّ ولايجمل وكذلك ما اشبه الشعور الاّ الذى قال اللّه عزّوجل: (والقواعد من النساء اللاّتى لايرجون نكاحاً فليس عليهنّ جناح ان يضعن ثيابهنّ غير متبرّجات بزينة) اى غير الجلباب ولابأس بالنظر الى شعور مثلهنّ.)
امام رضا(ع) به وى نوشت: نگاه به موهاى زنان با حجاب, آنان كه خود را به خاطر شوهرانشان پوشانده اند و زنان ديگر را, از آن جهت حرام شده كه نگاه مردان را برمى انگيزد و آنان را به فساد فرامى خواند, در آنچه كه ورود در آن, نه حلال است و نه زيبا.
اين چنين است, آنچه بسان موهاست.مگر آن كسانى كه خداوند درباره آنان فرموده: (بر زنان از كارافتاده, كه ديگر اميدى به زناشويى ندارند, گناهى نيست كه پوشش خود را كنار نهند, به شرط آن كه زينت خود را نمايان نسازند.) يعنى بدون چادر باشند. نگاه كردن موهاى اين گونه بانوان, اشكال ندارد.