اسلام و روابط دختر و پسر
مؤلفه های ارتباط دوستی دختر و پسر
دوستی با جنس مخالف یکی از انواع مختلف ارتباط میان فردی است که مؤلفه های آن بر اساس تعریف فوق، به شرح ذیل می باشد.
1) ـ برقرار کنندگان ارتباط
بر اساس قواعد کلی ارتباط میان فردی، دوستی با جنس مخالف، دارای دو ویژگی اساسی است که وجود آن دو برای برقرار کنندگان ارتباط لازم و ضروری است. به گونه ای که اگر این دو شرط رعایت نشود، آن ارتباط را دوستی با جنس مخالف نمی نامند. الف) ـ اختلاف طرفین ارتباط در جنسیت؛ دوستی با جنس مخالف، بر خلاف دیگر ارتباطها از قبیل ارتباط آموزشی یا اقتصادی، بر پایه اختلاف جنسیت دو طرف بنا می شود. بنابراین ارتباط، یک سویه و یک طرفه نیست بلکه هر دو طرف چه دختر و چه پسر، در این ارتباط نقش فعال دارند. لذا برقرار کنندگان ارتباط، حداقل یک دختر و یک پسر هستند. ب) ـ برخورداری از کارکردهای مبتنی بر جنسیت و توان مندی جنسی؛ از این رو، هرگز ارتباط دوستی دو بچه خردسال، هرچند یکی پسر و دیگری دختر باشد یا پیرمردها و پیرزن ها را ارتباط با جنس مخالف نمی گویند.
2) ـ محتوای ارتباط
هدف این نوع ارتباط، غیر از اهداف یک ارتباط فرهنگی، آموزشی و اقتصادی است. هرگز به شریک تجاری یا کاسب محله که صرفاً با وی ارتباط تجاری برقرار است یا در مبادلات آموزشی و فرهنگی، به طرف مقابل خود، عنوان دوست را نمی دهند بلکه آنها را استاد، معلم، همکار و... می نامند. آن گونه که از اسم این نوع ارتباط، یعنی دوست پسر یا دختر داشتن پیداست، پیام و محتوای آن است که همانا دوستی، محبت، صمیمیت، عشق، رفاقت، یکدلی، عاطفه و... است. البته چون دوستی و محبت، در روابط انسانی، دارای انواع و سطوح مختلف است، محبت مبادله شده در ارتباط با جنس مخالف، از نوع محبت مادرانه یا در سطح محبت دو همکار و شریک اقتصادی نیست و همچنین از نوع محبت همسری هم نیست بلکه محبت آنها هم رنگ با محبت جنسیتی و در سطح جنسی است. بر همین اساس، رسانه و کانال در این ارتباط نیز، با دیگر ارتباطها تفاوت پیدا می کند. محبت مادرانه، از طریق نوازش، خرید اسباب بازی و...، به طرف مقابل (بچه) منتقل می شود ولی در این ارتباط، محبت از کانال دیگری که با رفتارهای جنسی و جنسیتی بی ارتباط نیست، مبادله می گردد. لازم به یادآوری است که مقصود از رفتار جنسی مفهوم خاص نیست بلکه مفهومی فراتر از آن مورد نظر است و شامل هر نوع تمایل به جنس مخالف می شود. یعنی رفتاری که تأثیر آن در ارتباط با همجنس یکی نیست و تأثیری متفاوت با همجنس دارد، مثلاً برای انسان نیازمند ارتباط با جنس مخالف، حتی صحبت کردن با جنس مخالف دارای تأثیری است که این امر در ارتباط کلامی با جنس موافق به دست نمی آید. بی تردید، همین تأثیر متفاوت، ناشی از جنسیت است. از این رو، به آن رفتار جنسی یا جنسیتی می گویند.
رابطه دختر و پسر از منظر اسلام
اصول ارتباطهای انسانی
از منظر اسلام، تمام ارتباطهای انسانی به تمام اقسام آن، باید از اصول و قواعدی پیروی کنند تا مهر صحت شرعی و امضای شریعت به پای آنها زده شود وگرنه آن ارتباط مردود شمرده شده و هرگز مورد پذیرش شریعت نیست و برای هیچ یک از طرفین الزام آور نیست و تعهدی را به نفع یا ضرر آنها به دنبال ندارد.
1) ـ تعهد تضمینی
از جمله قواعدی لازم الاجرا در تمام روابط انسانی، تعهد آوری و تضمینی بودن آن است. یعنی دو طرف ارتباط، باید نسبت به اصل ارتباط و لوازم آن پایبند و متعهد باشند. شارع مقدس، بعد از قبول ضرورت این اصل در روابط بین انسان ها، برای تحقق عملی آن چاره ای دقیق اندیشیده است. از این رو، در تمام ارتباطات اساسی و سرنوشت ساز، «عقد ارتباط» یا «پیمان ارتباط بستن» را یک عنصر ضروری می داند و تمام انواع روابط انسانی را با «عقد» و «پیمان» مستحکم، برای طرفین لازم الاجرا می داند. اگرچه لازم نیست، این عقد و پیمان به شکلی خاص و به الفاظی معین بیان شود بلکه تنها وجود این پیمان و عقد ضروری است تا طرفین را نسبت به مسئولیت خود، در برابر دیگری متعهد سازد. نکته دیگری که در اینجا باید به آن توجه شود. تعیین نوع عقد از بین انواع کلی عقد است. از آنجا که کارکرد و هدف مورد نظر در این نوع ارتباط، همانند ارتباط خانوادگی است و در سطوح ابتدائی یک ارتباط خانوادگی می گنجد، لذا از شرائط عقد و پیمان خانوادگی (ازدواج)، با رعایت شرائط مربوط پیروی می کند. ارتباط خانوادگی، یک نوع ارتباط انسانی است که در نوع خود به شکل عقد ازدواج دائم و عقد ازدواج موقت محقق می شود. البته کارکرد و سطح ارتباط در این نوع عقود خانوادگی، یکسان نیست. برخی از آنها با توافق طرفین معین می شود و برخی بنابر مقتضیات خود عقد تعیین می گردد. به عنوان نمونه، در عقد ازدواج موقت، نوع کارکرد و ارتباط معین است. ولی سطح ارتباط، محدود و میزان آن با توافق طرفین معین می شود. بنابراین، در ارتباط دوستی با جنس مخالف هم که یکی از اقسام عقد موقت است؛ نوع ارتباط معلوم است ولی سطح روابط، کیفیت، محدوده و میزان آن به توافق طرفین، در ضمن عقد معین شده و طرفین به رعایت آن ملزم می شوند.
2) ـ تعریف و تعیین حدود ارتباط
دومین قاعده در ارتباطهای بین فردی، تعیین و تعریف حدود ارتباطها است. از آنجا که طرفین ارتباط، در ضمن پیمان و عقد در برابر یکدیگر متعهد می شوند، باید محدوده این تعهد و التزام معین شود. در ارتباط دوستی با جنس مخالف برای طرفین معین است که هدف از این نوع ارتباط مبادله محبت، صمیمیت، مهر و عشق است اما حدود این نوع مبادلات را باید مشخص کرد تا طرفین در محدوده خاص و تعریف شده، از همدیگر انتظار داشته باشند. مثلاً باید مشخص کرد که آیا ارتباط در سطح گفت وگو است یا تماس بدنی هم، داخل محدوده است. مرز گفتگوها و ناحیه های تماس بدنی تا کجاست. فارغ از این اصل و قاعده، نه تنها این ارتباط درست نیست بلکه این ارتباط محکوم به شکست می باشد. چون سطوح ارتباط تعریف نشده است و چه بسا در فضای دوستی غفلت آلود، به کارکردهای جنسی در سطح ازدواج کشیده شود.
3) ـ عدم مخالفت با شریعت
از دیگر اصول و قواعد حاکم بر روابط انسانی آن است که این ارتباط با احکام شریعت و اصول و مقررات اخلاق دینی، هماهنگی داشته باشد. به مقتضای این اصل حتی اگر در ضمن پیمان ارتباط، شرطی گنجانده شود که با احکام دین و مسلمات شریعت، مخالفت و ناسازگاری داشته باشد یا پایبندی به آن ارتباط منجر به تغییر احکام دین شود، یعنی به تحریم حلال یا تحلیل حرام منتهی گردد، این ارتباط صحیح نیست. مثلاً تعهد به دوست پسر یا دختر نباید به ترک واجبات دین مانند نماز، روزه و... منتهی شود با آنها را به ارتکاب محرمات بکشاند.
شرائط ارتباط دوستی با جنس مخالف
انحصاری بودن ارتباط
بنابر مبنای عقلا، در یک پیمان و تعهد، یک چیز را نمی توان برای دو نفر تعهد نمود. مثلاً در ارتباط اقتصادی، یک شی یا یک خدمت را نمی توان در ظرف زمانی واحد، برای دو شخص متعهد شد و اگر هر دو تعهد در یک زمان باشد، هر دو باطل است و اگر اختلاف زمانی داشته باشند، تعهد و عقد مقدم صحیح و تعهد متأخر باطل است. در ارتباط خانوادگی، هر یک از زوجین نمی تواند خود را برای غیر از همسر خویش تعهد کنند. در ارتباط دوستی با جنس مخالف هم، این سخن اهمیت دارد. چون در ارتباط با جنس مخالف، هر یک پیمان می بندد که فقط برای دوستش باشد و در خدمت اهداف و مقتضیات دوستی با هم باشند. بنابراین، حتی پسر نیز نمی تواند در یک زمان با دو دختر تعهد ببندد. در حالی که در ازدواج یک مرد می تواند با دو زن پیمان همسری ببندد. از این رو، مفاد این پیمان، گسترده تر از آن است که برای وی مجال متعهد شدن برای دو نفر را باز کند. این پیمان تمام زمان و حتی وجود هر یک را برای دیگری متعهد می شود تا هر یک وجود خود را بدون محدودیت زمانی و مکانی، در تعهد دیگری قرار دهد، لذا یک شخص دو وجود ندارد تا آن را برای دو نفر تعهد کند. بنابراین ارتباط دوستی با جنس مخالف در ذات خود انحصاری بودن را اقتضا می کند و از پذیرش هر گونه اشتراک ابا دارد و نمی توان اشتراک را با برنامه ریزی و اعمال مدیریت در زمان و محدودیت در دوستی و سطح ارتباط بر این ارتباط تحمیل نمود.
تعیین محدوده ارتباط
از آنجا که سطوح ارتباط دوستانه، در بین انسان ها متفاوت است، هر سطحی از این ارتباط تعهد و مسئولیتی را متوجه طرفین می سازد. بنابراین، در ارتباط دوستی طرفین باید بدانند که این پیمان چه چیزی را بر عهده آنها می گذارد. چه بسا یکی از طرفین توقعی داشته باشد که دیگری از انجام آن عاجز باشد و حاضر به انجام آن نباشد. محدودیت های مورد نظر که باید توسط تمام افرادی که خواستار این نوع ارتباط هستند رعایت شود، بدین قرار است: ـ محدود بدون مکان ارتباط، ارتباط نباید به وسعت تمام صحنه های زندگی حتی زندگی خانوادگی نباشد. ـ محدود بودن زمان ارتباط، زمان آن به وسعت تمام ساعات شبانه روز نباشد. چون دوستی نمودن و دوست بودن هدف زندگی نیست. همچنین سطح ارتباط، نباید به کارکردهای جنسی خاص و ارتباط جنسی در سطح همسر برسد. به بیان دیگر، باید نوع ارتباط مورد نظر بیان شود. مثلاً کلامی یا غیر کلامی است. سپس تمام اقسام ارتباط مورد نظر معین شود. به خصوص ارتباطهایی که با قسمت هایی از بدن که عضو جنسی محسوب می شوند تکیه دارد. اگر ارتباطی به تماسی بدنی و در حدّ تماس اندام جنسی برسد، دیگر یک ارتباط دوستی نخواهد بود و یک ارتباط جنسی محسوب می شود، ماهیت این ارتباط با ارتباط جنسی تفاوت دارد. آنچه در ارتباط دوستی مبادله می شود، محبت، مهر، عاطفه و صمیمیت است. پیام مبادله شده نباید در حدّ محتوای جنسی یا هر چیز دیگری غیر از دوستی، مهر و... باشد. مبادله پیام و محتوای جنسی، موجب انحراف ارتباط دوستی می شود، به خصوص ضرر و خسران جنسی برای جنس مونث فراهم می شود که کاملاً با فضای ارتباط دوستانه مغایرت و منافات دارد.
الگوی ارتباط دوستی با دختر و پسر
برای تبیین طرح عملیاتی ارتباط دوستی با جنس مخالف باید مراحل ذیل طی گردد:
تعیین هدف دوستی
از جمله آداب دوستی، هدفدار بودن دوستی است. بر این اساس، باید قبل از انتخاب دوست، هدف خود را از دوستی معین کرد. اهداف انتخاب دوست، در نظر انسان ها متفاوت است. گاهی اوقات، هدف انتخاب دوست، آشنائی و کسب اطلاع جهت ازدواج است و گاهی اوقات مبادله آموزشی یا هنری، هدف است. نکته دیگر، آن است که مبتنی بر اهداف صحیح و مناسب باشد. اگر هدف نامناسب باشد، همانند دوستی بی هدف، ارتباط برقرار شده پایدار نخواهد ماند یا دچار آفت می گردد. دوستی با جنس مخالف، اگر به هدف بهره مندی جنسی باشد، به هدف خود نمی رسد یا اگر برسد دیگر دوستی نیست بلکه همسری است که این امر با انگیزه دوستی متفاوت است.
انتخاب دوست
بعد از تعیین هدف مناسب و صحیح و آگاهی از معیارهای دوست خوب در بین افراد آشنا، باید فردی را که معیارهای یک دوست خوب را دار است و می تواند تأمین کننده اهداف مورد نظر باشد انتخاب کرد. در این مرحله باید بسیار دقت کرد تا در تطبیق معیارها اشتباهی رخ ندهد و دوست نما خود را به جای دوست قالب نکند. بسیاری از خطاها، از این جهت، متوجه دوستی ها می شود.
طرح هدف و برنامه
دوستی بعد از انتخاب هدفدار، نوبت طرح دوستی با طرح مقابل می رسد. دوستی یک تعلق خاطر دو سویه است و باید دو طرف، نسبت به هم تعلق خاطر داشته باشند و همدیگر را دوست هم بدانند. بنابراین، اگر یکی دیگری را به عنوان دوست انتخاب کرده است، دیگری هم باید به این انتخاب مهر تأیید بزند و نظر خود را در مورد این انتخاب اعلام نماید. بدین منظور لازم است، طرح دوستی به طرف مقابل اعلام و نظر مساعد وی نسبت به اصل دوستی اخذ گردد. بعد از موافقت دو طرف، نسبت به اصل دوستی، در مورد محدوده دوستی و دیگر شرائط آن طرفین باید به توافق برسند. لازم است، همه حدود ارتباط معین شود، به گونه ای که هیچ نکته مجهولی در این ارتباط برای طرفین باقی نگذارد و هر یک از طرفین ارتباط، به هنگام تعهد بدانند، چه چیزی را در برابر دوست خود متعهد شده اند. محدودیت های ارتباط که از طرف دین اعمال شده است و طرفین ارتباط ملزم به رعایت آن می باشند، شامل موارد ذیل می شود:
الف) ـ هیچ یک از طرفین ارتباط نباید از دیگری انتظار ارتباط غیر کلامی از قسم تماس جنسی را داشته باشد یا طرفین در تعهد خود آن را برای یکدیگر تعهد کنند. پس حتی اگر با توافق یکدیگر این نوع ارتباط را برای همدیگر تعهد کنند، صحیح نیست. چون این قسم از ارتباط صرفاً در محدوده ارتباطات خانوادگی و از قسم همسری است و تنها در این نوع ارتباط باید مبادله شود در ارتباط دوستی، محبت، عاطفه و... باید مبادله شود، نه محتوای جنسی. اگر در ارتباط دوستی، محتوای جنسی مبادله گردد، این ارتباط دیگر ارتباط دوستی نخواهد بود، بلکه ارتباط همسری است که این امر، موجب تداخل نوع پیام و محتوای مبادله می شود و از جمال کانال های آسیب پذیری ارتباط است.
ب) ـ هیچ یک از طرفین، نباید از دیگری انتظار ارتباط غیر کلامی از نوع لمس جنسی را داشته باشد. لمس یکی از رسانه های انتقال پیام عاطفی است و می تواند در این ارتباط به کار گرفته شود ولی نباید لمس جنسی باشد. مقصود از لمس جنسی، لمس اندام های محرک نیروی جنسی و هر اندامی به قصد بهره برداری جنسی است. چون قرار نیست، در این ارتباط محتوای جنسی مبادله گردد. البته قابل توجه است که اگر این امر به صورت ناخواسته، به یک بهره جنسی منتهی شود، مانعی ندارد ولی هدف و نقطه مورد انتظار، نباید بهره مندی جنسی باشد و به منظور رسیدن به این هدف و مبادله این نوع محتوا، اقدام به ارتباط شود یا در ارتباطی این نوع پیام مبادله شود. از این رو مبادله هر نوع محتوای جنسی با قصد و غرض قبلی، از محدوده این ارتباط خارج است و نباید در تعهد طرفین ارتباط قرار گیرد.
ج) ـ با توجه به آداب ارتباط، نباید هیچ یک از طرفین، از یکدیگر تعهد بگیرند که فارغ از محدودیت زمانی و مکانی، در خدمت انتظارات دیگری باشند. در این ارتباط، حدود زمانی و مکانی تعریف شود. زیرا ارتباط فارغ از محدویت مکانی و زمانی، یک ارتباط همسری است. لذا لازم است از نظر محدوده مکانی و زمانی، طرفین با هم به توافق برسند.
پیمان و عقد دوستی بستن
الف) ـ با توجه به ویژگی های طرفین این ارتباط که قبلاً بیان شد و همین طور با عنایت به ماهیت این نوع ارتباط که شبیه با ارتباط خانوادگی است، پیمان و عقد مورد نظر، از نوع عقد و پیمان ازدواج موقت می باشد. البته در ضمن عقد، تمام کارکردهای جنسی از تعهد طرفین خارج می شود. قابل توجه است که خروج کارکردهای جنسی، خلاف مقتضای عقد ازدواج نیست بلکه نوعی اعمال محدودیت در سطح ارتباط است که معمولاً در عقد موقت با توافق طرفین اعمال می شود. همان گونه که در عقد موقت، اگر طرفین سطح انتظار رفتار جنسی خود را کاهش دهند، هرگز خلاف مقتضای عقد عمل نکرده اند، در اینجا هم از ابتدا با کاهش یافته ترین سطح ارتباط جنسی، عقد را منعقد می کنند. پایین ترین سطح ارتباط جنسی، ارتباط کلامی و ارتباط غیر کلامی دیداری، حرکات بدنی، ژست های اندامی و مانند این است. بدون عقد و پیمان هرگز ارتباط کلامی غیر ضروری و ارتباط غیر کلامی دیداری، حرکات بدنی و ژست های اندامی بین دو نامحرم جایز نیست ولی با اجرای این عقد و پیمان جایز و حتی انجام آن بر طرفین واجب می شود و شامل لزوم تعهد و پایبندی می گردد.
ب) ـ در این نوع ارتباط، مانند دیگر پیمان ها و عقدها، صیغه و لفظ خاصی برای اجرای عقد لازم نیست و حتی ثبت آن هم در صحت عقد و پیمان تأثیری ندارد. حضور دو نفر عادل، به عنوان شاهد بر اجرا و ثبت این پیمان در یک مرجع قانونی صاحب قدرت ضمانتی، برای جلوگیری از تخلفات احتمالی و متعهد ساختن طرفین به رعایت مفاد پیمان یک عنصر ضروری است.
ج) ـ بعد از اجرای صحیح عقد و پیمان طرفین در محدوده تعریف شده و مورد توافق و با توجه به محدودیت های خاص این نوع ارتباط، با هم محرم تلقی می شوند. از این زمان، تمام تعهدات لازم الاجرا قابل استیفا است. قابل توجه است که این محرمیت محدود است و تمام سطوح تماس و ارتباط را مجاز نمی شمارد. مثلاً هرگز ارتباط جنسی و حتی تماس با اندام های جنسی را مجاز نمی نماید. در واقع این نوع ارتباطها، همچنان جزء ارتباطهای حرام و نوعی ارتباط با نامحرم تلقی می شود.
د) ـ به هنگام اجرای پیمان، باید تمام محدودیت های مورد نظر و شرائط شخصی مورد توافق، به صورت جداگانه مورد تعهد طرفین قرار بگیرد و طرفین به رعایت آن ملزم شوند.
ه) ـ بعد از اتمام زمان دوستی، بدون نیاز به انجام عملی خاص، با هم نامحرم تلقی شده و تمام سطوح ارتباط باید قطع شود یا قبل از اتمام زمان مورد توافق، طرفین می توانند با بخشش زمان باقی مانده، از هم جدا شوند یا در صورت تمایل بعد از بخشش مدت باقی مانده، از دوستی به عقد ازدواج دائم یکدیگر در بیایند. بنابراین، این نوشته بر این باور است که تنها راه یک ارتباط صحیح و سالم از نوع ارتباط دوستی با جنس مخالف، از دیدگاه اسلام از رهگذر عقد ازدواج موقت با تحدید کامل کارکردهای جنسی ممکن است. این عمل، بهترین شکل دوستی و ارتباط دوستانه است. به بیان دیگر، بهترین دوستان همسران هستند و بهترین دوستی همسری است و مصون ترین و قابل اعتمادترین ارتباط دوستی، ارتباط بر پایه عقد ازدواج است و با وفاترین و صمیمی ترین و با گذشت ترین دوستان، همسران هستند. بنابراین، در راستای دستیابی به برترین الگوی دوستی و برترین دوستی، باید آنها را در پرتو ارتباطات خانوادگی از نوع ازدواج جست وجو کرد و از بیراه روی اجتناب ورزیده و مسیرهای انحرافی را یکسره رها کرد. در حاشیه: تا آنجا که از عبارات نویسنده بدست می آید، وی در تبیین مراد خویش و تبیین محل بحث گفت وگو بین دوستی دختر و پسر دچار تهافت و تناقض صدر و ذیل است. بخش های آغازین مقصود خود را از دوستی دختر و پسر چنین بیان می کند که «این دوستی از نوع محبت همسری نیست بلکه همرنگ با محبت جنسیتی و در سطح جنسی است یعنی رفتاری که تأثیر آن در ارتباط با هم جنس یکی نیست، مثلاً برای انسان نیازمند به ارتباط با جنس مخالف، حتی صحبت کردن با جنس مخالف دارای تأثیری است که با جنس موافق به دست نمی آید.»
در بخش های پایان مقاله می گوید: «دوستی با جنس مخالف اگر به هدف بهره مندی جنسی باشد به هدف خود نمی رسد یا اگر برسد دیگر دوستی نیست بلکه همسری است». یا آنکه در جای دیگر مقاله قصدِ بهره مندی جنسی را منافی با دوستی دختر و پسر دانسته است و محور رابطه را تبادل مهر، محبت دوستی و عشق معرفی می نماید. به هر حال آنچه در این باره می توان گفت این است که:
1. چنانچه مقصود نویسنده از دوستی دختر و پسر ارتباط این دو بدون جاذبه و کشش جنسی باشد، چنین مفهومی به هیچ روی مورد نظر هواداران دوستی دختر و پسر به ویژه در غرب نیست آنچه از دوستی دختر و پسر در دنیای امروز مطرح است عمدتاً در رابطه با تمایلات و کشش های جنسی است.
2. در صورتی که مراد نویسنده دوستی دختر و پسر بدون تمایلات جنسی است، چرا آن را نوعی ازدواج موقت نامیده و این رابطه را تحت ضابطه ازدواجِ موقت تصحیح نموده اند. در ازدواج موقت در دیدگاه اسلامی میان دختر و پسر، محرمیت حاصل شده و تمایل و تجاذب جنسی در سطح نگاه و سخن گفتن و لمس بدنی و حتی روابط خاص جنسی نیز مجاز است، چگونه می توان دختر و پسری را با پیمان ازدواج موقت به یکدیگر پیوند داد و مدعی شد میان آن دو نباید گرایش جنسیتی پدید آید. مضافاً بر آن که اصولاً رابطه و دوستی دختر و پسر آن هم در سن نوجوانی و جوانی که زمان اوج نیازهای جنسی است نمی تواند بدونِ تمایلات و تجاذب جنسی میان دختر و پسر باشد.
نویسنده می گوید این دوستی دختر و پسر رابطه ای انحصاری است و هیچ یک از طرفین نمی تواند با فرد دیگری رابطه دوستی برقرار کند. این در حالی است که وی وجه صحّتِ این دوستی را ازدواج موقت می داند. اگر مبنای این دوستی، ازدواج موقّت است چگونه ایشان حکم به انحصاری بودن آن کرده اند در حالی که در اسلام، انحصار ازدواج موقت در ناحیه مرد وجود ندارد مرد می تواند همزمان با بیش از یک زن پیمان ازدواج موقت بر قرار نماید. نویسنده مدعی است که اجرای این پیمان دوستی نیاز به لفظ ندارد و تنها حضور دو شاهد عادل کافی است. انچه از فتاوای فقهی و قوانین شرعی اسلام بدست می آید آن است که وقوع پیمان ازدواج موق نیازمند اجرا و انشای لفظیِ عقد ازدواج موقت است و حضور دو شاهد عادل نیز لازم نیست آنجا که حضور دو شاهد عادل لازم است هنگام اجرای صیغه طلاق است.
روابط دختر و پسر و آينده مبهم جامعه 
گروه اجتماعي -يکي از مسائل مهم اجتماعي در سال هاي اخير مسئله روابط دختران و پسران است. درباره اين پديده، مانند بسياري پديده هاي اجتماعي ديگر، ديدگاه هاي متفاوت و گاها متضادي وجود دارد. عموما اکثر والدين،  مربيان و کساني که دغدغه حفظ سنت ها و آموزه هاي ديني-اخلاقي را دارند، با نگاهي انتقادي تر به اين پديده توجه مي کنند. به گزارش فردا، در ماههاي اخير برخي از کارشناسان امور اجتماعي و مسئولين فرهنگي کشور با ابراز نگراني از نابساماني روابط دختران و پسران نوجوان و جوان، صبحت از تفکيک جنسيتي در دانشگاهها به ميان آورده اند تا جايي که علي مطهري عضو کميسيون اجتماعي مجلس شوراي اسلامي، ازدواج موقت را براي دانش آموزان دبيرستاني توصيه کرده و يا مريم بهروزي دبير کل جامعه زينب که جز مدافعان تک جنسيتي کردن دانشگاهها است دوشيفته نمودن دانشگاهها را براي احتياط اختلاط دختران و پسران جوان پيشنهاد داده است. اين در حالي است که برخي کارشناسان امور تربيتي و روانشناسي اين نوع رابطه را مرحله اي از بلوغ فکري و رشد شخصيت مي دانند که موفقيت در آن به معناي موفقيت در فرآيند اجتماعي شدن است. گروهي ديگر از متخصصان علوم اجتماعي نيز، روابط دختر و پسر را از ويژگي هاي جوامع مدرن يا در حال گذار به سوي مدرنيته تلقي مي کنند. اما آنچه باعث مي شود مواضع گروه هاي مختلف، صرف نظر از گروه جوانان در موضوع روابط دختر و پسر تا اين حد متنوع باشد، به فقدان پژوهش هاي مستند بر مي گردد.در اين خصوص "پروفسور غلامحسين باهر" جامعه شناس و عضو هيئت علمي دانشگاه تهران گفت: روابط دختران و پسران در ايران و حتي جهان در دوره هاي مختلف زماني دچار تحولات بسياري شده است. حتي اين روابط در تهران و شهرهاي بزرگ متفاوت با شهرها و روستاهاي کوچک است. جامعه شناسان روابط دختران و پسران را به 4 دسته کلي تقسيم کردند. دسته نخست اين روابط، در پايين ترين طبقات فرهنگي جامعه شکل مي گيرد و بسيار سنتي و گاهي بدوي به آن نگريسته مي شود. نوع ديگر آن رابطه هاي کلاسيک و يا سنتي که عموما به خواستگاري  منجر مي شود است که امروزه اکثرا در ميان بازرگانان و قشر سنتي جامعه ديده مي شود. وي نوع سوم اين رابطه ها را رابطه  قبل از ازدواج و ميان يک دختر و يک پسر عنوان کرد و گفت: اين نوع رابطه ها عموما بدون اطلاع خانواده است و در بسياري از مواقع اگر با آگاه سازي جوان همراه نباشد مشکلاتي از جمله بهم ريختگي روحي و جسمي براي جوان در پي دارد. پروفسور باهر با ابراز تاسف و انتقاد از بي تفاوتي مسئولين فرهنگي کشور نوع آخر اين رابطه ها را رابطه ميان يک پسر با چند دختر و يا يک دختر با چند پسر عنوان کرد و گفت: اين نوع روابط نه مطابق با موازين اخلاقي و نه اسلامي است و هر روز شاهد گسترش آن در ميان خانواده ها و متلاشي شده پيوندهاي خانوادگي هستيم. بايد متاسف تر شويم که اين مسئله در بين متاهلين نيز بسيار ديده مي شود که در اين باره مسئولين فرهنگي جامعه بايد فکري منطقي و مطابق با شان جامعه نمايند. فقدان پژوهش هاي کافي درخصوص روابط دختر و پسر در ايران، معلول مسائلي است که از آن جمله مي توان به حساسيت هاي عمومي جامعه در طرح موضوعات و مسائلي که به حوزه روابط جنسي و خصوصي افراد مربوط مي شوند، اشاره کرد. در اين قبيل مسائل،  از يک طرف اشخاص غالبا از بيان واقعيت ها طفره مي روند و از طرف ديگر موسسات و سازمان هاي متولي امور پژوهشي، مطالعاتي در اين باره انجام نمي دهند. پروفسور باهر همچنين با اشاره به نبود آمار دقيق در اين خصوص، سن آغاز اين روابط را از سنين تکليف، يعني در ميان دختران در 10 تا 15 سالگي و در پسران 15 تا 20 سالگي که اين سنين همزمان با آغاز بلوغ جنسي و جسمي مي باشد عنوان مي کند.وي تغيير شکل روابط دختران و پسران را وابسته به تغيير کميت ديدگاه جوانان و همچنين توسعه تکنولوژي و ماهواره و رسانه ها دانسته و تاکيد کرد: تسهيل روابط دختر و پسر، توسعه وسايل ارتباط جمعي، تغيير در گروه هاي مرجع جوانان، بالا رفتن سن ازدواج، حاکميت روحيه فردگرايي، بحران هويت، ناکارآمدي خانواده ها در ارضا» نيازها و عواطف زوجين از جمله دلايل گسترش اين نوع رابطه ها است. در ادامه محمد قيوم دهقان عضو کميسيون اجتماعي مجلس شوراي اسلامي نيز با انتقاد از عملکرد سازمان ملي جوانان و همچنين سازمانهاي فرهنگي کشور در اين باره گفت: ديدگاههاي غلطي در فرهنگ ما وجود دارد که باعث شده گاهي جوانان از حق مسلم خود که آشنايي با جنس مخالف براي ازدواج است محروم شده و يا آنچنان فضا باز بوده که جوان و نوجوان در اين راه به بن بست رسيده است. خانواده و آموزش و پرورش نقش مهمي مي توانند در آموزش جوانان و هدفمند نمودن رابطه هايي که ميان دختران و پسران قبل از ازدواج دارند داشته باشند و به اين روابط شکل و سروساماني مطابق با موازين اسلامي و اخلاقي دهند.در آماري که توسط سازمان ملي جوانان از 7 هزار دختر و پسر مجرد 51تا 28 ساله انجام شده بيانگر اين است که انگيزه 30 درصد از افراد براي برقراري رابطه دوستي، 34 درصد انتخاب همسر و 14 درصد رابطه جنسي را عنوان کرده اند که اين عدد نگران کننده اي مي باشد.  همچنين 40 درصد افراد خيابان را به عنوان مکان آغاز ارتباط با جنس مخالف اعلام کردند، نزديک به 15 درصد در ميهماني خانوادگي 15 درصد دانشگاه و 12 درصد پارک و بقيه،مهمانيهاي دوستانه را اولين مکان ارتباطي با جنس مخالف دانسته اند. اين در حالي است که سازمان ملي جوانان که جز نهادهاي فرهنگي مي باشد هيچ فعاليت خاصي جز برگزاري همايش در چند شهر، انجام نداده است. در اين ميان نبايد از کم کاري آموزش و پرورش و نهادهاي فرهنگي و دانشگاه ها چشم پوشي نمود. نظام آموزش و تربيت  ما از تربيت دختران و پسران براي پذيرش نقش هاي متفاوت غافل و موجب شدهکه هر دو جنس به رغم وجود غرايز و نيازهاي متفاوت و گاه متضادشان، در برقراري ارتباط با يکديگر، در موقعيت ها و فرصت هاي متفاوت يکسان رفتار کنند.در ادامه پروفسور باهر، با اشاره به اينکه تغيير زندگي جوانان و ضعف بنيان خانوده و طلاق از عوامل مهم گرايش آنها به سمت جنس مخالف است گفت: امروز جوانان و نوجوانان نسبت به گذشتگان خود کار و فعاليت کمتري دارند در مقابل تفريحات سالم کمتري نيز دارند و انرژي در بدن آنها به طور مثبت استفاده نمي شود در ضمن از غذاهايي استفاده مي کنند که محرک و تقويت کننده نيازهاي جنسي آنها است.وي همچنين عدم کنترل خانواده بر جوانان را نيز بسيار موثر در اين امر دانسته و تصريح کرد: دور شدن از طبيعت و فطرت و دين باوري و باورهاي عرفاني از عواملي است که سبب مي شود ارتباطات در ميان جوانان شکل ديگري که امروزه شاهد آن هستيم به خود بگيرد.با اين همه آنچه بيش از پيش لزوم آن در جامعه احساس مي شود ابن است که مسئولين فرهنگي جامعه تمام امکانات و تلاش خود را در اصلاح فرهنگ جامعه به کار بگيرند زيرا تا فرهنگ سازي درست صورت نگيرد خورده کارها نتيجه مطلوب را به همراه نخواهد داشت. کشور با وجود داشتن نهادها و سازمانهاي مختلف فرهنگي مانند وزارت ارشاد، سازمان ملي جوانان، پايگاههاي بسيج هنوز براي جوان ايراني چارچوب روشني براي اين نوع رابطه روشن نکرده که ارتباطي متناسب با شان ديني و اخلاقي گشور داشته باشد.
عوامل زمینه ساز در ایجاد روابط نا سالم میان دختر و پسر
ابتدا بایستی مراد و منظور از واژه رابطه فهمیده شود و سپس معیار و ملاک ما از اینکه به مجموعه‌ای از روابط سالم و به مجموعه‌ای دیگر ناسالم می‌گوییم چیست؟
رابطه واژه‌ای عربی است که در معنای تماس و وصل شدن به کار می‌رود و در گفتار روزمره به مجموعه‌ای از رفتارهایی اطلاق می‌شود که در تماس با یکدیگر ابراز می‌کنیم.
رابطه و برقراری آن با دیگران فی نفسه محکوم به فساد و تباهی نیست و این، هدف و مقصود نهایی و غایی طرفین است که صفت سالم یا ناسالم بودن را به همراه خواهد داشت. این نکته را هم باید متذکر شد که در جوامع مختلف، بنا به نوع فرهنگ و آداب و رسوم و آموزه‌های ملی، تعاریف مختلفی از روابط سالم و ناسالم ارائه می‌شود.
در این نوشتار سعی بر این است تا عوامل زمینه ساز در ایجاد روابط ناسالم میان دختر و پسر مورد بررسی قرار گیرد. این عوامل را می‌توان در چهار بخش طبقه‌بندی کرد:
۱- عوامل درونی و روانی: این عوامل به شرط وجود سایر عوامل، می‌تواند موجبات برقراری روابط ناسالم را فراهم نماید. تفاوت در حالات روحی و روانی  و اخلاقی دختران و پسران و علایق و خواسته‌های آنان می‌تواند باعث بروز روابط ناسالم میان این دو شود. تفاوت درونی دیگری که می‌توان نام برد قوه شهوت نهفته در نهاد آدمی است که فی‌نفسه نیروی محرک مثبتی است به این جهت که باعث جذب دو جنس می‌شود و دلیلی است برای رابطه مثبت و زندگی مشترک؛ اما همین نیروی مثبت اگر در جهت نیل به هوسرانی قرار گیرد، تبدیل به بلایی خانمانسوز می‌گردد که نمونه آن در همه جوامع یافت می‌شود.
۲- عوامل اجتماعی: عوامل اجتماعی را به دلیل اهمیت خانواده به عنوان یک اجتماع کوچک و مهمترین اجتماع در رشد و تربیت افراد به دو بخش تقسیم می کنیم: الف) عوامل خانوادگی       ب) سایر عوامل اجتماعی
 الف) عوامل خانوادگی: خانواده به عنوان اولین کانون رشد و تعالی جوانان در سعادت و شقاوت دختران و پسران نقش کلیدی دارد. اگر خانواده دارای شرایط و احوال خوبی باشد، در امر تعلیم و تربیت فرزند خود موفق خواهد بود. عواملی نظیر بیسوادی، نداشتن آگاهی کافی از روشهای تعلیم و تربیت و عدم ارتباط مناسب والدین با یکدیگر می تواند دلیلی برای بروز روابط ناسالم میان دختران و پسران باشد.
ب) سایر عوامل اجتماعی: علاوه بر عوامل خانوادگی تاثیرگذار بر روابط دختر و پسر، سایر عوامل اجتماعی نیز در سطحی فراتر بر روند رفتار و روابط آنان تاثیر می گذارد. بافت جامعه از لحاظ آداب و رسوم و عادات غالب مردم در قومیتهای مختلف و همچنین روابط مردم در طبقات مختلف جامعه، باعث ایجاد تفاوتها و چالشهای میان افراد شده و زمینه ایجاد یک روابط ناسالم را بوجود می آورد.
۳- عوامل اقتصادی: عوامل اقتصادی را اگر به صورت یک طیف در نظر بگیریم، دو سر این طیف از یک سو فقر و در سوی دیگر ثروت می باشد. هر دوی این اوضاع در تجربیات گوناگون نشان داده که در بیشتر مواقع، دارای عدم روابط سالم است. البته استثنائاتی هم وجود دارد، امّا آنچه مسلّم است، این است که در همه جوامع، از جمله عوامل مهمی که باعث ترویج فساد و فحشا می شود، فقر است. و همچنین گروهی از افراد که دارای ثروت و توانایی مالی زیادند، در صورت وجود سایر عوامل، دارای روابط ناسالمی خواهند بود.
۴- عوامل فرهنگی: با دقت در فرهنگ حاکم بر جوامع مختلف در می یابیم که تفاوتهای زیادی میان این فرهنگ ها وجود دارد و هر کدام از آنها تعریفی از رابطه سالم و ناسالم ارائه داده اند، اما آیا تعریف سالم بودن یک رابطه دلیل بر عدم وجود رابطه ناسالم است؟ مثلا در جواعی که حتی داشتن روابط جنسی میان دختران و پسران به شرط وجود رضایت دختر، یک امر عادی و غیر جرم محسوب می شود، آیا به صرف جرم نبودن این روابط، می توان بر سالم بودن آن صحه گذاشت؟ از سوی دیگر جوامعی که این روابط در آنها جرم محسوب می شود و قطعا از نظر فرهنگی، عملی ناشایست است، راه های جایگزینی را برای ایجاد رابطه صحیح و سالم میان دختران و پسران بوجود می آورد؟ در مجموع می توان گفت برای اینکه بتوان از ایجاد روابط ناسالم جلوگیری کرد، باید عوامل فرهنگی تاثیرگذار را تشخیص داده و البته باید نوع و تفاوت فرهنگ ها را در این راه مد نظر قرار داد..