اهمیت نماز
اهمیت نماز
. در صفحه18، اسرارالصلوه، شهید مینویسد: حلبی ازحضرت صادق7: «اذا کنت فی الصلوه فعلیک بالخشوع و الاءقبالعلی صلوتک فان الله تعالی یقول الذینهم فی صلوتهم خاشعون».
«هنگامیکه در نماز هستی خاضع و خاشع باش و با دل و جان به نماز رویآور؛ زیرا خدا میفرماید: مؤمنان برای خدا خاضع و خاشعند (خشوع بدونحضور قلب تصور نمیشود)».
15. در همان صفحه، امام صادق7 میفرماید: «کان علی بنالحسین7 اذا اقام الی الصلوه تغیّر لونه، فاذا سجد لم یرفع رأسهحتّی یرفض عرقاً و کان اذا قام فی الصلوه کان ساق شجره لا یتحرکمنه الاّ ما حرّکت الریح منه».
«امام زینالعابدین7 هنگامیکه به نماز میایستاد رنگش متغیّر میشد وهنگامیکه به سجده میرفت سر خود را بر نمیداشت تا زمانیکه عرق از اومیریخت و هنگامیکه میایستاد به مانند ساق درختی که بیحرکت ایستاده وتکان نمیخورد مگر بعضی از اعضای او که در حین فعالیت به مانند در موقع گفتنتکبیر دست را حرکت میداد...».
16. در صفحه34 اسرارالصلوه، مرحوم تهرانی: «من ترکالصلوه متعمداً ابقی فی النار ثمانون حقباً و الحقب ثمانون سنه».6400 = 80 * 80.
«کسی که نماز را عمداً ترک کند، 6400 سال که تعبیر روایت 38 هر سالی،360 روز و هر روزی باندازه عمر دنیا باشد عذاب میبیند».
17. «ان تارک الصلوه لا یجد ریح الجنه».
«تارک نماز بوی بهشت را در نمییابد یعنی اهل بهشت نیست و بهشت براو حرام است».
18. در کتاب کافی، جلد3، صفحه268 و اسرارالصلوه،صفحه18، شهید ثانی مینویسد: «عن ابی جعفر7 انّ اوّل مایُحاسب به العبد الصلوه فان قبلت قبل ما سواها ان الصلوه اذا ارتفعتفی وقتها رجعت الی صاحبها و هی بیضاء مشرقه تقول حفظتنیحفظکالله و اذا ارتفعت فی غیر وقتها بغیر حدودها رجعت الیصاحبها و هی سواء مظلمه تقول ضیعتنی ضیعک الله». سند دیگرسفینهالبحار، جلد2، صفحه44، امام باقر7 فرمود: «نخستین چیزیکه حساب آنرا از بنده میکشند نماز است اگر پذیرفته شد سایر اعمالهم پذیرفته میشود، همانا نماز اگر در وقت خودش خوانده شودصورت ملکوتی او بالا میرود، و به سوی صاحبش بر میگردد درحالیکه سفید بوده و نورانیت میدهد و میگوید مرا نگهداشتیخداوند ترا نگهدارد و اگر بالا رود در غیر وقتش و بدون رعایتاحکامش به سوی صاحبش بر میگردد در حالیکه سیاه و تاریک استو میگوید مرا ضایع ساختی خداوند ترا ضایع گرداند».
19. و در صفحه21، اسرارالصلوه شهید و همچنین جلد3،صفحه267، کافی چنین مینویسد: امام صادق7 به ابان فرمود:
«یا ابان الصلوات الخمس المفروضات هذه من اقام حدودهنو حافظ علی مواقیتهن اتی الله یوم القیامه و له عنده عهدٌ یدخله بهالجنّه و من لم یقم حدودهن و لا یحافظ مواقیتهن لقی الله و لا عهد لهان شاء عذّبه و ان شاء غفرله».
«ای ابان اگر کسی حدود و مسائل این نمازهای پنجگانه واجب را با حفظوقت و بجاآوردن در وقت انجام دهد در روز قیامت خواهد آمد در حالیکه عهد وپیمانی دارد که با او داخل بهشت میگردد و کسی که چنین بجا نیاورد دارای عهد وپیمانی نیست اگر خدا خواست او را عذاب و اگر خواست او را مورد بخشش قرارمیدهد».
20. در فروع کافی، جلد3، صفحه264: «معاویه بن وهب قالسئلت ابا عبدالله7 عن افضل ما یتقرب به العباد الی ربهم و احبّذلک الی الله عزوجلّ ما هو؟ فقال ما أعلم شیئاً بعد المعرفه افضل منهذه الصلوه الاتری ان العبد الصالح عیسی بن مریم7 قال: و اوصانیبالصلوه و الزکوه ما دمت حیّاً».
«معاویه بن وهب از امام صادق7 میپرسد: بهترین کاری که بندگان بهواسطه آن به پروردگار نزدیک میشوند و دوستترین کارها نزد خداوند عزوجلچیست؟. حضرت فرمود: پس از معرفت خدا چیزی برتر از این نماز نمیدانم آیانمیبینی که حضرت عیسی میفرماید: پروردگارم مرا سفارش فرمود به نماز وروزه تا وقتی که زندهام».
21. در همان صفحه و همان مدرک عن زیدالشحّام عن ابیعبدالله7 قال سمعته یقول: «احبّ الاعمال الی الله عزوجل الصلوهو هی آخر وصایا الانبیاء: فما احسن الرجل یغتسل او یتوضاءفیسبغ الوضوء حتی یتنحی حیث لا یراه انیس فیشرف علیه و هوراکع او ساجد، ان العبد اذا سجد فاطال السجود نادی ابلیس یا ویلاهاطاع و عصیت و سجد و ابیت».
از امام صادق7 شنیدم که میفرمود: «محبوبترین اعمال در نزد خدانماز است و اوست آخرین توصیه از وصایای پیامبران. چه خوب است مردی کهغسل کند و وضوی صحیح و درستی بگیرد تا مشرف بر او شود در حالیکه او راکعو ساجد است، هنگامیکه بنده خدا سجده کرد و طول داد سجده را صدای شیطانبلند میشود ای وای بر من او اطاعت کرد و من عصیان نمودم او سجده کرد و منسجده نکردم».
22. کافی، جلد3، صفحه266 و وسائلالشیعه، جلد3،صفحه17، حدیث12، از امام باقر7 روایتی است که نظیر آنرا از امامصادق7 میآوریم. طالبین به اسناد دادهشده مراجعه فرمایند.
«عن عبیده بن زراره عن ابی عبدالله7 قال: قال رسول الله9مثل الصلوه مثل عمودالفسطاط اذا ثبت العمود نفست الاطناب والاوتاد و الغشاء و اذا انکسر العمود لم ینفع طنب و لاوتد و لاغشاء».
«پیامبر فرمود: مثل نماز مثل ستون خیمه است اگر ستون باشد و سالمباشد طنابها و میخها و خود خیمه پابرجا میباشد ولی اگر ستون نباشد یا بشکندنه میخی و نه طنابی و نه خیمهای موجود و اگر هم باشند خیمه بیستون خیمهنیست، نظیر روایت لا دین لمن لا صلوه له».
23. سفینهالبحار، جلد2، صفحه44: «لمّا کان علی7 یوماً فیحرب صفین مشتغلاً بالحرب و القتال و هو مع ذلک بین الصفینیراقب الشمس فقال له ابن عباس یا امیرالمؤمنین ما هذاالفعل، قالأنظر الی الزوال حتی نصلّی فقال له ابن عباس و هل هذا وقت الصلوهان عندنا لشغلاً بالقتال عن الصلوه فقال7 علی ما نقاتلهم انّمانقاتلهم علی الصلوه».
«هنگامیکه علی در جنگ صفین سرگرم نبرد بود در میان هر دو صف کارزارمواظب وضع آفتاب بود (تا ببیند که ظهر میشود تا نماز ظهر را بخواند) ابن عباسعرض کرد یا امیرالمؤمنین این چه کاری است فرمود منتظر زوال هستم تا نمازبخوانیم ابن عباس گفت: آیا حالا وقت نماز است با این سرگرمی به جنگ فرمود ماچرا با ایشان میجنگیم؟ تنها به خاطر نماز با آنها نبرد میکنیم».
24. وسائل الشیعه، جلد3، صفحه22، حدیث11: «عن ابنابی یعفور قال: قال ابوعبدالله الصادق7 اذا صلیت صلوه فریضه،فصلّها لوقتها صلوه مودّع یخاف ان لا یعود الیها ابداً ثم اصرف بصرکالی موضع سجودک، فلو تعلم من عن یمینک و شمالک لاحسنتصلوتک و أعلم انّک بین یدی من یراک و لا تراه».
«امام صادق7 فرمود: هنگامیکه نماز میخوانی او را در اول وقت و یا دروقتش بخوان و طوری بجاآور که داری با او وداع میکنی و آخرین نماز تست کهدیگر بعد از او نمازی نخواهی خواند در نماز توجه به سجدهگاه خود داشته باشاگر بدانی در طرف راست و چپ تو چه مراقبینی وجود دارند هر آینه نمازت رانیکو به جا میآوری بدان تو در محضر کسی هستی که او ترا میبیند در حالیکه تواو را نه میبینی».
25. قال رسول اللّه9: «یا علی7 اخبث سرقهٍ من یسرق منصلوته».
پیامبر فرمود: «یا علی خبیثترین دزدیها دزدی کسی است که از نمازشبدزدد».
26.در صفحه 51 اسرارالصلوه تهرانی
در خبر است اِنَّ المؤمنَ اذا تَوضأ للصلوه تباعد عنه الشیطان فی اقطارالارض خوفاً منه لانّه یتأهب للدخول علی الملک فاذا کبر حجب عنهابلیس و یضرب بینه و بینه سرادق لا ینظر الیه و واجهه الملک الجباربوجهه و اذا قال اللهاکبر اطلع الملک فی قلبه فاذا رآه لیس فی قلبه اکبرمن الله عزّ و جلّ یقول صدقت الله فی قلبک اکبر ما تقول و یتشعشع فیقلبه نور یلحق بملکوت العرش.
همانا مؤمن هنگامیکه وضو گرفت در هر نقطه از نقاط زمین کهباشد، شیطان از او دور میشود و از او میترسد برای اینکه شخصوضوگیرنده خود را آماده جهت داخل شدن در سلطان خدا مینماید وهنگامیکه تکبیر گفت، ابلیس خود را از او پنهان مینماید و بین او وشیطان پردهای زده میشود که شیطان به او نظر نکند و روی قلب را بهسوی ملک جبار مینماید و در موقع گفتن اللهاکبر خدا به قلب گویندهتوجه میکند هرگاه طرف، راست بگوید، خدا او را تصدیق میکند و اورا ملحق به ملکوت عرش مینماید.
27. وسائل ج 3، ص 29، حدیث 4: عن ابی عبدالله7 قال: انّ تارکالصلوه کافر (یعنی فی غیر عله )
فرمود: ترککننده نماز، کافر است. مگر ترک نماز علتی داشته باشد،مانند حیض، بیهوشی، خواب، صبی بودن و غیره.
28. ص 108 اسرارالصلوه تهرانی و ص 69 اسرارالصلوه شهید ثانی:
امام صادق7 فرمود: اذا کبّرت فاستصغر ما بین العلی و الثری دونکبریائه فان الله اذا اطلع علی قلب العبد و هو یکبر و فی قلبه عارضعن حقیقه تکبیره. قال یا کاذب اَتَخدَعُنی و عزّتی و جلالیلَاَحجُبنّک عن قربی و لَاَحرمنک حلاوه ذکری و المساره بمناجاتی.
فرمود: هنگامیکه تکبیر میگویی باید فقط خدا را به کبریایی ستوده وآسمان و زمین و مابین آندو را کوچک بشماری زیرا هنگامیکه خداقصد تو را داشته که چنین نباشی میفرماید: ای دروغگو با من خدعهو مکر مینمایی و میخواهی مرا فریب بدهی، به عزت و جلالم قسمتو را از قرب خودم دور نگهداشته و شیرینی ذکرم و خرسندی ازمناجاتم را از تو برمیدارم. پس باید الله اکبری را که میگویی قول تو وقلب تو همآهنگ باشد و الّا دروغ گقته.
به کسانیکه نماز را با عجله تمام میکنند تا به حوائج و کارهایشانبرسند.
29. وسائل ج 3 ص 24 روایت 4: عن هشام بن سالم عنابیعبدالله7 قال: ان العبد اذا عجل فقام لحاجته یقول الله عز و جلاَما یعلم عبدی انی انا اقضیالحوائج. (ونظیر این روایت است حدیثقدسی ،در شماره 31)
میفرماید: زمانیکه بندهای عجله مینماید و نمازش را زود تماممیکند تا به کارهایش رسیده تا نتایج بیشتری به او برسد خدامیفرماید آیا بنده من نمیداند که رواکننده حاجت منم (روزیرسانمنم، روزی را منهای خدا دانسته و زرنگی خود را مداخله میدهد).
30. ج 3 وسائل ص 28 حدیث 2: عن مسعده بن صدقه انه قال:
سئلابوعبدالله 7 ما بال الزانی لا تسمیه کافراً و تارکالصلوه تسمیه کافراًو ماالحجه بذلک؟ فقال لان الزانی و مااشبهه انما یفعل ذلکلمکانالشهوه، لانها تغلبه و تارکالصلوه لایترکها الا استخفافاً بها وذلک لانک لا تجد الزانی یأتی المراه الا و هو مستلذ لایتأنه ایّاهاقاصداً الیها و کل من ترکالصلوه قاصدالترکها فلیس یکون قصدهلترکهااللذه، فاذا نفیت اللذه وقع الاستخفاف و اذا وقعالاستخفافوقعالکفر.
از امام صادق 7 سوال شد چرا اخبار به زانی، کافر نمیگوید ولی بهتارکالصلوه اطلاق کافر مینماید؟ فرمود برای اینکه زانی و غیر زانی ازمعصیتکارها همانا عمل خود را انجام میدهد ازبرای شهوت وخوشگذرانی زیرا شهوت بر او غلبه کرده اما تارکالصلوه ترک نمیکندنماز را مگر برای اینکه او را بیارزش میداند و از بینمازی خود لذتینمیبرد و چون لذت نبود استخفاف و سبک شمردن پیش میآید وهنگامیکه سبک شمردن پیش آمد کفر پیش میآید.
31. و فی الحدیث القدسی ان الرجل اذا عجلته الحاجه و خفف منصلوته لتدارکها. قال الله تعالی انظروا یا ملائکتی الی عبدی کیفخفف صلوته لتدارک حوائجه ویظن ان قضاء حوائجه بیده و انماقضا حوائجه الیّ و قد اوحی الله تعالی یا دنیا اخدمی من خدمنی واستخدمی من خدمک (نظیر این حدیث در ص 269 ج 3 کافیمیباشد)
چون در ذیل حدیث 29 معنی گردید، ترجمه نمیشود.
32. قال ابوعبدالله7 : والله انه لیأتی علی الرجل خمسون سنه و ماقبل الله منه صلوه واحده فای شی اشد من هذا، والله انکم لتعرفون منجیرانکم و اصحابکم من لو کان یصلی لبعضکم ما قبلها منه استخفافاًبها ان الله لایقبل الا الحسن، فکیف یقبل ما یستخف به. (کافی ج 3، ح9، ص 269 و وسائل، ج 3 ص 15، حدیث 2)
امام صادق7 فرمود: به خدا قسم همانا میآید بر شخصی 50سال یعنی 50 ساله میشود و حال آنکه خداوند از او حتی یک نمازقبول نمیکند و چه چیزی بدتر و ناراحتکنندهتر از این است. به خداقسم خود شما هرآینه افرادی را میشناسید از همسایگان و رفقایتان کهاگر برای شما همان نماز را هدیه کند شما از او قبول نمیکنید زیرا نمازبیارزش و بیاهمیتی بجا آورده و او را سبک شمرده است. خداوندقبول نمیکند مگر چیز نیکو را که با شرایطش انجام شده باشد. پسچگونه انتظار کشیده میشود که بیاهمیت مورد قبول واقع شود.
33. روایت مشهوری که حتی مراجع تقلید اکثراً در توضیحالمسائلنقل نمودهاند: کان النبی 9 جالساً فی المسجد اذ دخل رجل فقامیصلی فلم یتم رکوعه و لا سجوده فقال9 نقر کنقر الغراب لئن ماتهذا و هکذا صلوته لیموتن علی غیر دینی. (کافی ج 3، ص 268، ح 6 ووسائل ج 3،
ص 29، ح 2 و ج 3 ص 25 ح 6 )
پیامبر9 در مسجد نشسته بودند که شخصی داخل شد ومشغول نماز شد ولی رکوع و سجدهها را درست انجام نداد (تندتند آننماز را به اتمام رساند) پیامبر9 فرمود: به مانند کلاغ منقار به زمین زد.اگر این شخص بمیرد در حالیکه نمازش با این طرز و حال باشد هرآینهبه دین من از دنیا نرفته است.
34. قال النبی 9 لاتضیّعوا صلوتکم فان من ضیّع صلوته حشره اللهمع قارون و فرعون و هامان و کان حقّاً علی الله ان یدخله النار معالمنافقین، فویل لمن لم یحافظ علی صلوته و اداء سننه.(وسائل ج 3،ص 19، ح 7.)
پیامبر9 فرمود: نماز خود را ضایع نکنید همانا کسی که نمازشرا ضایع کند با قارون و فرعون و هامان، محشور میشود و بر پروردگاراست که او را با منافقین (که: ان المنافقین فی الدرک الاسفل من النار) داخلآتش نماید. پس وای بر کسی که حق نماز را ادا نکند.
34. عن ابیجعفر7: قال لا تتهاون بصلوتک فان النبی9 قال عندموته لیس منی من استخف بصلوته، لیس منی من شرب مسکراً لا یردعلی الحوض لا والله. (صفحه 269، کافی ج 3 ح 7، و وسائل ج3، صفحات 5،7، 8، 10، 14، 15)
امام باقر7 فرمود: رسولالله9 در وقت جاندادن فرمود:کسی که نماز را سبک بشمارد از پیروان ما نیست و همچنین کسی کهشرب خمر نماید در کنار حوض کوثر بر من وارد نمیشود نه به خداقسم.(ضمناً روایت چهلم هم خوانده شود)
این روایت هم در اسرارالصلوه تهرانی در صفحه 33 نقل شده و هممجموعهالاخبار، صفحه 205.
قال النبی9: من احرق سبعین مصفحاً و قتل سبعین نبیّاً و زنیمع امّه سبعین مرّه و افتض سبعین بکراً بطریق الزّنا فهو اقرب الیرحمهالله من تارک الصلوه عمداً.
این افراد از تارک الصلوه که نماز خودش را عمداً ترک کرده بهرحمت خدا نزدیکترند: کسی که هفتاد قرآن سوزانده، کسی که هفتادپیامبر را کشته، کسی که با مادرش هفتاد بار زنا کرده و کسی که با هفتاددختر باکره زنا کرده است.
روایاتی از مجموعهالاخبار شاهرودی آورده میشود که آنها راایشان از لئالی نقل مینماید.
35.قال النبی9 من اعان تارکالصلوه بشربه ماء فکانماحارب و جادل معی و مع جمیعالانبیاء و قال النبی9 من اعانتارکالصلوه مثقال ملح فکأنّما زنا باُمِّه ألف مره.
کسی که به تارکالصلوه کمک کند در نوشیدن آب (سیرابشکند) مانند این است که با من و با تمام انبیا جنگیده است و کسی که بهاندازه مقداری نمک به او کمک کند مانند کسی است که با مادرش هزارمرتبه زنا نموده است.
36. قال النبی9 من تبسم فی وجه تارک الصلوه فکانما هدم البیتالمعمور سبع مرات و کانما قتل الف ملک من الملائکه المقربین والانبیاء و المرسلین و فی روایه هدم الکعبه سبعین مره و قتل سبعینملکاً.
کسی که به روی بینماز بخندد و او را خوشحال کند مانند ایناست که بیت معمور را هفت مرتبه خراب کرده است و هزار ملائکهمقرب از ملائکه مقرب و از انبیا مرسل را کشته و یا کعبه را هفتاد بارویران و هفتاد ملائکه را به قتل رسانده است.
37.قال النبی9: من اخّر الصلوه عن وقتها او ترکها حبس علیالصراط ثمانین حقباً کل حقب ثلاثمأه و ستّون یوماً کل یوم کعمرالدنیا.
کسی که به نماز اهمیت ندهد و او را به تأخیر بیاندازد تا قضاشود یا اهمیت ندهد و نخواند در صراط محبوس شده به اندازه هشتادحقب و هر حقبی سیصد و شصت روز و هر روزی به اندازه عمر دنیا.
این روایت با روایت نقل شده در شماره 16 معارض نیست. هردو اشاره به شدت عذاب است و این مدتها را میتوان به مدت زیادتعبیرنمود. در آن روایت ترک از روی تعمد است ولی در اینجابیاهمیت جلوه دادن است.
38.قال النبی9: من اکل مع من لایصلی کانما قتل سبعین نبیّاً و کانمازنی بسبعین محصنه من بناته و امهاته و عماته و خالاته فی بیتالحرام.
کسی که با بینماز سر یک سفره بنشیند و با او هم غذا شود بهمانند آن است که هفتاد پیامبر را کشته و هفتاد زنای محصنه به مانند بادخترش، مادرش، با عمه و خالهاش در خانه خدا نموده است.
39. در صفحه 31 و 32 اسرارالصلوه شیخ عبدالحسین
تهرانیمینویسد: در روایت صحیح آمده است از جناب رسول خدا کهفرمودند: روزی برادرم جبرئیل نزدیک من آمد و ادای وحی میکردهنوز تمام نکرده بود که آواز سخت و هول با هیبت برآمد و در حالرنگ جبرئیل تغییر کرد. سوال کردم کهای برادر این چه آواز بود؟گفت: ای محمد9 خدای تعالی در دوزخ چاهی آفریده و سنگسیاهی در وی انداختند و سیزده هزار سال است و امروز سنگ به تهچاه رسید. پرسیدم آن جایگاه کیست؟ گفت: ازآن بینمازان وشرابخواران.
گویم ز امام صادق این طرفه حدیث
تا شیعه او به لوح دل بنگارد
فرمود که بر شفاعت ما نرسد
آنکس که نماز را سبک بشمارد
شیطان که رانده گشت به جز یک خطا نکرد
خود را برای سجده آدم رضا نکرد
شیطان هزار مرتبه بهتر ز بینماز
آن سجده بر آدم و این بر خدا نکرد
وامش مده آنکه بینماز است
ور خود دهنش ز فاقه باز است
کو فرض خدا نمیگذارد
از قرض تو نیز غم ندارد
40. قال الصادق7: ان ملکالموت یدفع الشیطان عن المحافظ علیالصلوه و یلقّنه شهاده ان لا اله الا الله و ان محمداً رسول الله فی تلکالحاله (وسائل ج3، ص 19، ح 5)
امام صادق7 فرمود: در هنگام مرگ، عزرائیل شیطان را ازنمازخوان دور کرده و به او تلقین شهادتین میآموزد.
41. النبوی9 سفینهالبحار ج2، ص 44.
فیمن تهاون بصلوته ابتلاه الله بخمس عشر خِصْلَه یرفع اللهالبرکه من عمره و من رزقه و یمحو الله تعالی سیماء الصالحین منوجهه و کل عمل یعمله لایوجر علیه و لایرتفع دعائه الی السماء ولیس له حظّ فی دعاء الصالحین و یموت ذلیلاً و جائعاً و عطشاناً ویوکّل الله به ملکاً یزعجه فی قبره و یضیق علیه قبره و تکون الظلمه فیقبره و یوکل الله به ملکاً یسحبه علی وجهه و الخلائق ینظرون الیه ویحاسب حساباً شدیداً و لاینظر الله الیه و لایزکیه و له عذاب الیم.
کسی که نماز را سبک گیرد، خداوند او را به پانزده بلا مبتلامیسازد: برکت را از عمر و روزیش برمی دارد، سیمای نیکوکاران را اازچهرهاش برمیدارد، و هر کاری کند پاداش داده نمیشود (بهره کافی از کارنیکش نمیبرد) و بهرهای از دعای خوبان ندارد (یعنی دعای نیکان و مؤمنین،شامل حال او نمیشود) ، با ذلت و گرسنگی و تشنگی میمیرد و خداوندملکی را در قبر مأمورش میفرماید که تا او را شکنجه دهد (عالم قبر یعنیبرزخ) و عالم قبرش بر او تنگ میشود و تاریکی در قبرش میباشد وخداوند ملکی را براو مقرر میفرماید که او را بر صورتش میکشد درحالیکه مردمان به او مینگرند و در حسابش سختگیری میشود وخداوند به نظر لطف به او نمینگرد و او را پاک نفرموده و برایشحساب سختی است.
42. روایت بالا را مستدرک جلد اول، صفحه 171 به طور مفصل، ازفاطمه زهرا (سلامالله علیها) نقل میفرماید:
عن سیده النساء علیها سلام :
وَ سألتْ اباها فقالتْ یا ابتاه ما لمن تهاون بصلوته من الرجال والنساء؟ قال یا فاطمه، من تهاون بصلوته من الرجال و النساء ابتلاه الله بخمسه عشر خصله، ستّ منها فی دار الدنیا و ثلاث عند موته وثلاث فی قبره و ثلاث فی القیامه اذا خرج من قبره. اما اللّواتی تصیبهفی دار الدنیا فالاولی یرفع الله البرکه من عمره و یرفع الله البرکه منرزقه و یمحو الله عزّ و جلّ سیماءالصالحین من وجهه و کل عملیعمله لایوجر علیه و لا یرتقی دعائه الی السماء و السادسه لیس لهحظّ فی دعاء الصالحین.
و اما اللّواتی تصیبه عند موته فاولیهنّ انه یموت ذلیلاً و الثانیهیموت جائعاً و الثالثه یموت عطشاناً فلو سقی من انهار الدنیا لم یروعطشه و اما اللّواتی تصیبه فی قبره فاولیهنّ یوکل الله به ملکاً یزعجهفی قبره و الثانیه یضیق علیه قبره و الثالثه تکون الظلمه فی قبره و اما اللواتی تصیبه یوم القیامه اذا خرج من قبره فأولیهنّ ان یوکّل الله به ملکاًیسحبه علی وجهه و الخلائق ینظرون الیه و الثانیه یحاسب حساباًشدیداً و الثالثه لاینظر الله الیه و لایزکیه و له عذااب الیم.
یکی از آثار بارز نماز آن است که نمازگزار را از زشتیها بازمیدارد. قرآن کریم بر این حقیقت تصریح کرده و میفرماید: (و اقمالصلوه انّ الصلوه تَنهی عن الفحشاءِ و المنکر و لَذِکر الله اکبر...) نمازرا به پا دار، همانا نماز از زشتی و گناه باز میدارد و نماز بزرگترین وبالاترین ذکر خداست.(سوره عنکبوت،آیه 44).
شاید کوتهنظری اشکال کند که پس چرا بعضی از نمازگزارانمرتکب اعمال شنیع و ضدانسانی میشوند. به طور خیلی خلاصه،آن نماز با شرائط و آداب درست شرعی انجام داده نشده و نمازخوانِکذایی، جز، خم و راست شدن، چیزی نمیفهمد و لذا پیامبر عالیقدراسلام فرمود: «دو رکعت نماز با دقت و با حضور قلب، از یک شبنماز بیتوجه بهتر است».
حالت بازدارندگی نماز، دارای مراتب و درجاتی است که بهمیزان ایمان نمازگزار و خضوع و حضور قلب او بستگی دارد، هرچندایمان و توجه و حضور قلب، بیشتر باشد این اثر حیاتی، قویترمیشود.
فتوای شنیدنی
آدم بینماز از نظر فقه شیعه و سنی
در جلد 13 جواهرالکلام صفحه 131 (همان کتابی که رهبر فقیدانقلاب، گاه و بیگاه میفرمود: فقه ما باید فقه جواهری باشد) مطالبی راجع بهمنکرین نماز دارد که آنها مرتد و کافرند تا اینجا که میفرماید: و اما اِن لمیکن مستحلّاً بل کان للعصیان عزر فان عاد عزر فان عاد ثالثه ففیالخلاف و ظاهر التحریر هنا «القتل» کما هو الشأن فی سایر الکبائرالّتی لم یکن حدها القتل...للحکم بکفر تارکها و برائه مله الاسلام منهو انه ما بین الکفر و الایمان الا ترکالصلوه فی عده اخبار... و درصفحه 133 مینویسد: و قیل انه لایقتل الا فی الرابعه
میفرماید: اگر کسی منکر نماز نیست ولی نماز نخواندن آن ازروی عصیان و گناه است در مرتبه اول تعزیر میشود (یعنی از 25 تازیانهتا 80 تازیانه، هر قدر حاکم شرع مصلحت بداند به او شلاق میزنند) اگر ادبنشد و باز به نماز نخواندن ادامه داد دفعه دوم نیز تعزیر میشود اگرادب نشد و باز به بینمازی ادامه داد در دفعه سوم باید اعدام گردد.همچنانکه اگر کسی سایر گناهان کبیرهای را که حد معینی ندارد انجامدهد این حکم بر او جاریمیشود. جهت اینکه حکم شده است بهکفرکسی که نماز را ترک کرده و اسلام از چنین شخصی بیزار است وفاصلهای بین کفر و اسلام نیست مگر ترک نماز (بعداً تعدادی خبر ذکرمیکند) و بعد در صفحه 133 میفرماید:
«عدهای از علما فرمودهاند دفعهسوم هم تعزیر و دفعهچهارم اعدامگردد» و باز چند خبر ذکر میکند.
فقیهی دیگر
مرحوم سبزواری در کفایهالاحکام، فصل 8 صفحه 27مینویسد: الاولی، من ترک الصلوه مستحلاً لترکها فهو کافر لانه منکرلبعض ضروریات الدین فیرجع الی انکار النبی... و ان لم یکن التارکللصلوه مستحلاً عزر و للا صحاب اختلاف هئهنا فقیل یقتل فیالرابعه مع تخلل التعزیر ثلثاً و قیل فی الثالثه و لایسقط القضاء عنالتارک، مطلقاً.
. در صفحه18، اسرارالصلوه، شهید مینویسد: حلبی ازحضرت صادق7: «اذا کنت فی الصلوه فعلیک بالخشوع و الاءقبالعلی صلوتک فان الله تعالی یقول الذینهم فی صلوتهم خاشعون».
«هنگامیکه در نماز هستی خاضع و خاشع باش و با دل و جان به نماز رویآور؛ زیرا خدا میفرماید: مؤمنان برای خدا خاضع و خاشعند (خشوع بدونحضور قلب تصور نمیشود)».
15. در همان صفحه، امام صادق7 میفرماید: «کان علی بنالحسین7 اذا اقام الی الصلوه تغیّر لونه، فاذا سجد لم یرفع رأسهحتّی یرفض عرقاً و کان اذا قام فی الصلوه کان ساق شجره لا یتحرکمنه الاّ ما حرّکت الریح منه».
«امام زینالعابدین7 هنگامیکه به نماز میایستاد رنگش متغیّر میشد وهنگامیکه به سجده میرفت سر خود را بر نمیداشت تا زمانیکه عرق از اومیریخت و هنگامیکه میایستاد به مانند ساق درختی که بیحرکت ایستاده وتکان نمیخورد مگر بعضی از اعضای او که در حین فعالیت به مانند در موقع گفتنتکبیر دست را حرکت میداد...».
16. در صفحه34 اسرارالصلوه، مرحوم تهرانی: «من ترکالصلوه متعمداً ابقی فی النار ثمانون حقباً و الحقب ثمانون سنه».6400 = 80 * 80.
«کسی که نماز را عمداً ترک کند، 6400 سال که تعبیر روایت 38 هر سالی،360 روز و هر روزی باندازه عمر دنیا باشد عذاب میبیند».
17. «ان تارک الصلوه لا یجد ریح الجنه».
«تارک نماز بوی بهشت را در نمییابد یعنی اهل بهشت نیست و بهشت براو حرام است».
18. در کتاب کافی، جلد3، صفحه268 و اسرارالصلوه،صفحه18، شهید ثانی مینویسد: «عن ابی جعفر7 انّ اوّل مایُحاسب به العبد الصلوه فان قبلت قبل ما سواها ان الصلوه اذا ارتفعتفی وقتها رجعت الی صاحبها و هی بیضاء مشرقه تقول حفظتنیحفظکالله و اذا ارتفعت فی غیر وقتها بغیر حدودها رجعت الیصاحبها و هی سواء مظلمه تقول ضیعتنی ضیعک الله». سند دیگرسفینهالبحار، جلد2، صفحه44، امام باقر7 فرمود: «نخستین چیزیکه حساب آنرا از بنده میکشند نماز است اگر پذیرفته شد سایر اعمالهم پذیرفته میشود، همانا نماز اگر در وقت خودش خوانده شودصورت ملکوتی او بالا میرود، و به سوی صاحبش بر میگردد درحالیکه سفید بوده و نورانیت میدهد و میگوید مرا نگهداشتیخداوند ترا نگهدارد و اگر بالا رود در غیر وقتش و بدون رعایتاحکامش به سوی صاحبش بر میگردد در حالیکه سیاه و تاریک استو میگوید مرا ضایع ساختی خداوند ترا ضایع گرداند».
19. و در صفحه21، اسرارالصلوه شهید و همچنین جلد3،صفحه267، کافی چنین مینویسد: امام صادق7 به ابان فرمود:
«یا ابان الصلوات الخمس المفروضات هذه من اقام حدودهنو حافظ علی مواقیتهن اتی الله یوم القیامه و له عنده عهدٌ یدخله بهالجنّه و من لم یقم حدودهن و لا یحافظ مواقیتهن لقی الله و لا عهد لهان شاء عذّبه و ان شاء غفرله».
«ای ابان اگر کسی حدود و مسائل این نمازهای پنجگانه واجب را با حفظوقت و بجاآوردن در وقت انجام دهد در روز قیامت خواهد آمد در حالیکه عهد وپیمانی دارد که با او داخل بهشت میگردد و کسی که چنین بجا نیاورد دارای عهد وپیمانی نیست اگر خدا خواست او را عذاب و اگر خواست او را مورد بخشش قرارمیدهد».
20. در فروع کافی، جلد3، صفحه264: «معاویه بن وهب قالسئلت ابا عبدالله7 عن افضل ما یتقرب به العباد الی ربهم و احبّذلک الی الله عزوجلّ ما هو؟ فقال ما أعلم شیئاً بعد المعرفه افضل منهذه الصلوه الاتری ان العبد الصالح عیسی بن مریم7 قال: و اوصانیبالصلوه و الزکوه ما دمت حیّاً».
«معاویه بن وهب از امام صادق7 میپرسد: بهترین کاری که بندگان بهواسطه آن به پروردگار نزدیک میشوند و دوستترین کارها نزد خداوند عزوجلچیست؟. حضرت فرمود: پس از معرفت خدا چیزی برتر از این نماز نمیدانم آیانمیبینی که حضرت عیسی میفرماید: پروردگارم مرا سفارش فرمود به نماز وروزه تا وقتی که زندهام».
21. در همان صفحه و همان مدرک عن زیدالشحّام عن ابیعبدالله7 قال سمعته یقول: «احبّ الاعمال الی الله عزوجل الصلوهو هی آخر وصایا الانبیاء: فما احسن الرجل یغتسل او یتوضاءفیسبغ الوضوء حتی یتنحی حیث لا یراه انیس فیشرف علیه و هوراکع او ساجد، ان العبد اذا سجد فاطال السجود نادی ابلیس یا ویلاهاطاع و عصیت و سجد و ابیت».
از امام صادق7 شنیدم که میفرمود: «محبوبترین اعمال در نزد خدانماز است و اوست آخرین توصیه از وصایای پیامبران. چه خوب است مردی کهغسل کند و وضوی صحیح و درستی بگیرد تا مشرف بر او شود در حالیکه او راکعو ساجد است، هنگامیکه بنده خدا سجده کرد و طول داد سجده را صدای شیطانبلند میشود ای وای بر من او اطاعت کرد و من عصیان نمودم او سجده کرد و منسجده نکردم».
22. کافی، جلد3، صفحه266 و وسائلالشیعه، جلد3،صفحه17، حدیث12، از امام باقر7 روایتی است که نظیر آنرا از امامصادق7 میآوریم. طالبین به اسناد دادهشده مراجعه فرمایند.
«عن عبیده بن زراره عن ابی عبدالله7 قال: قال رسول الله9مثل الصلوه مثل عمودالفسطاط اذا ثبت العمود نفست الاطناب والاوتاد و الغشاء و اذا انکسر العمود لم ینفع طنب و لاوتد و لاغشاء».
«پیامبر فرمود: مثل نماز مثل ستون خیمه است اگر ستون باشد و سالمباشد طنابها و میخها و خود خیمه پابرجا میباشد ولی اگر ستون نباشد یا بشکندنه میخی و نه طنابی و نه خیمهای موجود و اگر هم باشند خیمه بیستون خیمهنیست، نظیر روایت لا دین لمن لا صلوه له».
23. سفینهالبحار، جلد2، صفحه44: «لمّا کان علی7 یوماً فیحرب صفین مشتغلاً بالحرب و القتال و هو مع ذلک بین الصفینیراقب الشمس فقال له ابن عباس یا امیرالمؤمنین ما هذاالفعل، قالأنظر الی الزوال حتی نصلّی فقال له ابن عباس و هل هذا وقت الصلوهان عندنا لشغلاً بالقتال عن الصلوه فقال7 علی ما نقاتلهم انّمانقاتلهم علی الصلوه».
«هنگامیکه علی در جنگ صفین سرگرم نبرد بود در میان هر دو صف کارزارمواظب وضع آفتاب بود (تا ببیند که ظهر میشود تا نماز ظهر را بخواند) ابن عباسعرض کرد یا امیرالمؤمنین این چه کاری است فرمود منتظر زوال هستم تا نمازبخوانیم ابن عباس گفت: آیا حالا وقت نماز است با این سرگرمی به جنگ فرمود ماچرا با ایشان میجنگیم؟ تنها به خاطر نماز با آنها نبرد میکنیم».
24. وسائل الشیعه، جلد3، صفحه22، حدیث11: «عن ابنابی یعفور قال: قال ابوعبدالله الصادق7 اذا صلیت صلوه فریضه،فصلّها لوقتها صلوه مودّع یخاف ان لا یعود الیها ابداً ثم اصرف بصرکالی موضع سجودک، فلو تعلم من عن یمینک و شمالک لاحسنتصلوتک و أعلم انّک بین یدی من یراک و لا تراه».
«امام صادق7 فرمود: هنگامیکه نماز میخوانی او را در اول وقت و یا دروقتش بخوان و طوری بجاآور که داری با او وداع میکنی و آخرین نماز تست کهدیگر بعد از او نمازی نخواهی خواند در نماز توجه به سجدهگاه خود داشته باشاگر بدانی در طرف راست و چپ تو چه مراقبینی وجود دارند هر آینه نمازت رانیکو به جا میآوری بدان تو در محضر کسی هستی که او ترا میبیند در حالیکه تواو را نه میبینی».
25. قال رسول اللّه9: «یا علی7 اخبث سرقهٍ من یسرق منصلوته».
پیامبر فرمود: «یا علی خبیثترین دزدیها دزدی کسی است که از نمازشبدزدد».
26.در صفحه 51 اسرارالصلوه تهرانی
در خبر است اِنَّ المؤمنَ اذا تَوضأ للصلوه تباعد عنه الشیطان فی اقطارالارض خوفاً منه لانّه یتأهب للدخول علی الملک فاذا کبر حجب عنهابلیس و یضرب بینه و بینه سرادق لا ینظر الیه و واجهه الملک الجباربوجهه و اذا قال اللهاکبر اطلع الملک فی قلبه فاذا رآه لیس فی قلبه اکبرمن الله عزّ و جلّ یقول صدقت الله فی قلبک اکبر ما تقول و یتشعشع فیقلبه نور یلحق بملکوت العرش.
همانا مؤمن هنگامیکه وضو گرفت در هر نقطه از نقاط زمین کهباشد، شیطان از او دور میشود و از او میترسد برای اینکه شخصوضوگیرنده خود را آماده جهت داخل شدن در سلطان خدا مینماید وهنگامیکه تکبیر گفت، ابلیس خود را از او پنهان مینماید و بین او وشیطان پردهای زده میشود که شیطان به او نظر نکند و روی قلب را بهسوی ملک جبار مینماید و در موقع گفتن اللهاکبر خدا به قلب گویندهتوجه میکند هرگاه طرف، راست بگوید، خدا او را تصدیق میکند و اورا ملحق به ملکوت عرش مینماید.
27. وسائل ج 3، ص 29، حدیث 4: عن ابی عبدالله7 قال: انّ تارکالصلوه کافر (یعنی فی غیر عله )
فرمود: ترککننده نماز، کافر است. مگر ترک نماز علتی داشته باشد،مانند حیض، بیهوشی، خواب، صبی بودن و غیره.
28. ص 108 اسرارالصلوه تهرانی و ص 69 اسرارالصلوه شهید ثانی:
امام صادق7 فرمود: اذا کبّرت فاستصغر ما بین العلی و الثری دونکبریائه فان الله اذا اطلع علی قلب العبد و هو یکبر و فی قلبه عارضعن حقیقه تکبیره. قال یا کاذب اَتَخدَعُنی و عزّتی و جلالیلَاَحجُبنّک عن قربی و لَاَحرمنک حلاوه ذکری و المساره بمناجاتی.
فرمود: هنگامیکه تکبیر میگویی باید فقط خدا را به کبریایی ستوده وآسمان و زمین و مابین آندو را کوچک بشماری زیرا هنگامیکه خداقصد تو را داشته که چنین نباشی میفرماید: ای دروغگو با من خدعهو مکر مینمایی و میخواهی مرا فریب بدهی، به عزت و جلالم قسمتو را از قرب خودم دور نگهداشته و شیرینی ذکرم و خرسندی ازمناجاتم را از تو برمیدارم. پس باید الله اکبری را که میگویی قول تو وقلب تو همآهنگ باشد و الّا دروغ گقته.
به کسانیکه نماز را با عجله تمام میکنند تا به حوائج و کارهایشانبرسند.
29. وسائل ج 3 ص 24 روایت 4: عن هشام بن سالم عنابیعبدالله7 قال: ان العبد اذا عجل فقام لحاجته یقول الله عز و جلاَما یعلم عبدی انی انا اقضیالحوائج. (ونظیر این روایت است حدیثقدسی ،در شماره 31)
میفرماید: زمانیکه بندهای عجله مینماید و نمازش را زود تماممیکند تا به کارهایش رسیده تا نتایج بیشتری به او برسد خدامیفرماید آیا بنده من نمیداند که رواکننده حاجت منم (روزیرسانمنم، روزی را منهای خدا دانسته و زرنگی خود را مداخله میدهد).
30. ج 3 وسائل ص 28 حدیث 2: عن مسعده بن صدقه انه قال:
سئلابوعبدالله 7 ما بال الزانی لا تسمیه کافراً و تارکالصلوه تسمیه کافراًو ماالحجه بذلک؟ فقال لان الزانی و مااشبهه انما یفعل ذلکلمکانالشهوه، لانها تغلبه و تارکالصلوه لایترکها الا استخفافاً بها وذلک لانک لا تجد الزانی یأتی المراه الا و هو مستلذ لایتأنه ایّاهاقاصداً الیها و کل من ترکالصلوه قاصدالترکها فلیس یکون قصدهلترکهااللذه، فاذا نفیت اللذه وقع الاستخفاف و اذا وقعالاستخفافوقعالکفر.
از امام صادق 7 سوال شد چرا اخبار به زانی، کافر نمیگوید ولی بهتارکالصلوه اطلاق کافر مینماید؟ فرمود برای اینکه زانی و غیر زانی ازمعصیتکارها همانا عمل خود را انجام میدهد ازبرای شهوت وخوشگذرانی زیرا شهوت بر او غلبه کرده اما تارکالصلوه ترک نمیکندنماز را مگر برای اینکه او را بیارزش میداند و از بینمازی خود لذتینمیبرد و چون لذت نبود استخفاف و سبک شمردن پیش میآید وهنگامیکه سبک شمردن پیش آمد کفر پیش میآید.
31. و فی الحدیث القدسی ان الرجل اذا عجلته الحاجه و خفف منصلوته لتدارکها. قال الله تعالی انظروا یا ملائکتی الی عبدی کیفخفف صلوته لتدارک حوائجه ویظن ان قضاء حوائجه بیده و انماقضا حوائجه الیّ و قد اوحی الله تعالی یا دنیا اخدمی من خدمنی واستخدمی من خدمک (نظیر این حدیث در ص 269 ج 3 کافیمیباشد)
چون در ذیل حدیث 29 معنی گردید، ترجمه نمیشود.
32. قال ابوعبدالله7 : والله انه لیأتی علی الرجل خمسون سنه و ماقبل الله منه صلوه واحده فای شی اشد من هذا، والله انکم لتعرفون منجیرانکم و اصحابکم من لو کان یصلی لبعضکم ما قبلها منه استخفافاًبها ان الله لایقبل الا الحسن، فکیف یقبل ما یستخف به. (کافی ج 3، ح9، ص 269 و وسائل، ج 3 ص 15، حدیث 2)
امام صادق7 فرمود: به خدا قسم همانا میآید بر شخصی 50سال یعنی 50 ساله میشود و حال آنکه خداوند از او حتی یک نمازقبول نمیکند و چه چیزی بدتر و ناراحتکنندهتر از این است. به خداقسم خود شما هرآینه افرادی را میشناسید از همسایگان و رفقایتان کهاگر برای شما همان نماز را هدیه کند شما از او قبول نمیکنید زیرا نمازبیارزش و بیاهمیتی بجا آورده و او را سبک شمرده است. خداوندقبول نمیکند مگر چیز نیکو را که با شرایطش انجام شده باشد. پسچگونه انتظار کشیده میشود که بیاهمیت مورد قبول واقع شود.
33. روایت مشهوری که حتی مراجع تقلید اکثراً در توضیحالمسائلنقل نمودهاند: کان النبی 9 جالساً فی المسجد اذ دخل رجل فقامیصلی فلم یتم رکوعه و لا سجوده فقال9 نقر کنقر الغراب لئن ماتهذا و هکذا صلوته لیموتن علی غیر دینی. (کافی ج 3، ص 268، ح 6 ووسائل ج 3،
ص 29، ح 2 و ج 3 ص 25 ح 6 )
پیامبر9 در مسجد نشسته بودند که شخصی داخل شد ومشغول نماز شد ولی رکوع و سجدهها را درست انجام نداد (تندتند آننماز را به اتمام رساند) پیامبر9 فرمود: به مانند کلاغ منقار به زمین زد.اگر این شخص بمیرد در حالیکه نمازش با این طرز و حال باشد هرآینهبه دین من از دنیا نرفته است.
34. قال النبی 9 لاتضیّعوا صلوتکم فان من ضیّع صلوته حشره اللهمع قارون و فرعون و هامان و کان حقّاً علی الله ان یدخله النار معالمنافقین، فویل لمن لم یحافظ علی صلوته و اداء سننه.(وسائل ج 3،ص 19، ح 7.)
پیامبر9 فرمود: نماز خود را ضایع نکنید همانا کسی که نمازشرا ضایع کند با قارون و فرعون و هامان، محشور میشود و بر پروردگاراست که او را با منافقین (که: ان المنافقین فی الدرک الاسفل من النار) داخلآتش نماید. پس وای بر کسی که حق نماز را ادا نکند.
34. عن ابیجعفر7: قال لا تتهاون بصلوتک فان النبی9 قال عندموته لیس منی من استخف بصلوته، لیس منی من شرب مسکراً لا یردعلی الحوض لا والله. (صفحه 269، کافی ج 3 ح 7، و وسائل ج3، صفحات 5،7، 8، 10، 14، 15)
امام باقر7 فرمود: رسولالله9 در وقت جاندادن فرمود:کسی که نماز را سبک بشمارد از پیروان ما نیست و همچنین کسی کهشرب خمر نماید در کنار حوض کوثر بر من وارد نمیشود نه به خداقسم.(ضمناً روایت چهلم هم خوانده شود)
این روایت هم در اسرارالصلوه تهرانی در صفحه 33 نقل شده و هممجموعهالاخبار، صفحه 205.
قال النبی9: من احرق سبعین مصفحاً و قتل سبعین نبیّاً و زنیمع امّه سبعین مرّه و افتض سبعین بکراً بطریق الزّنا فهو اقرب الیرحمهالله من تارک الصلوه عمداً.
این افراد از تارک الصلوه که نماز خودش را عمداً ترک کرده بهرحمت خدا نزدیکترند: کسی که هفتاد قرآن سوزانده، کسی که هفتادپیامبر را کشته، کسی که با مادرش هفتاد بار زنا کرده و کسی که با هفتاددختر باکره زنا کرده است.
روایاتی از مجموعهالاخبار شاهرودی آورده میشود که آنها راایشان از لئالی نقل مینماید.
35.قال النبی9 من اعان تارکالصلوه بشربه ماء فکانماحارب و جادل معی و مع جمیعالانبیاء و قال النبی9 من اعانتارکالصلوه مثقال ملح فکأنّما زنا باُمِّه ألف مره.
کسی که به تارکالصلوه کمک کند در نوشیدن آب (سیرابشکند) مانند این است که با من و با تمام انبیا جنگیده است و کسی که بهاندازه مقداری نمک به او کمک کند مانند کسی است که با مادرش هزارمرتبه زنا نموده است.
36. قال النبی9 من تبسم فی وجه تارک الصلوه فکانما هدم البیتالمعمور سبع مرات و کانما قتل الف ملک من الملائکه المقربین والانبیاء و المرسلین و فی روایه هدم الکعبه سبعین مره و قتل سبعینملکاً.
کسی که به روی بینماز بخندد و او را خوشحال کند مانند ایناست که بیت معمور را هفت مرتبه خراب کرده است و هزار ملائکهمقرب از ملائکه مقرب و از انبیا مرسل را کشته و یا کعبه را هفتاد بارویران و هفتاد ملائکه را به قتل رسانده است.
37.قال النبی9: من اخّر الصلوه عن وقتها او ترکها حبس علیالصراط ثمانین حقباً کل حقب ثلاثمأه و ستّون یوماً کل یوم کعمرالدنیا.
کسی که به نماز اهمیت ندهد و او را به تأخیر بیاندازد تا قضاشود یا اهمیت ندهد و نخواند در صراط محبوس شده به اندازه هشتادحقب و هر حقبی سیصد و شصت روز و هر روزی به اندازه عمر دنیا.
این روایت با روایت نقل شده در شماره 16 معارض نیست. هردو اشاره به شدت عذاب است و این مدتها را میتوان به مدت زیادتعبیرنمود. در آن روایت ترک از روی تعمد است ولی در اینجابیاهمیت جلوه دادن است.
38.قال النبی9: من اکل مع من لایصلی کانما قتل سبعین نبیّاً و کانمازنی بسبعین محصنه من بناته و امهاته و عماته و خالاته فی بیتالحرام.
کسی که با بینماز سر یک سفره بنشیند و با او هم غذا شود بهمانند آن است که هفتاد پیامبر را کشته و هفتاد زنای محصنه به مانند بادخترش، مادرش، با عمه و خالهاش در خانه خدا نموده است.
39. در صفحه 31 و 32 اسرارالصلوه شیخ عبدالحسین
تهرانیمینویسد: در روایت صحیح آمده است از جناب رسول خدا کهفرمودند: روزی برادرم جبرئیل نزدیک من آمد و ادای وحی میکردهنوز تمام نکرده بود که آواز سخت و هول با هیبت برآمد و در حالرنگ جبرئیل تغییر کرد. سوال کردم کهای برادر این چه آواز بود؟گفت: ای محمد9 خدای تعالی در دوزخ چاهی آفریده و سنگسیاهی در وی انداختند و سیزده هزار سال است و امروز سنگ به تهچاه رسید. پرسیدم آن جایگاه کیست؟ گفت: ازآن بینمازان وشرابخواران.
گویم ز امام صادق این طرفه حدیث
تا شیعه او به لوح دل بنگارد
فرمود که بر شفاعت ما نرسد
آنکس که نماز را سبک بشمارد
شیطان که رانده گشت به جز یک خطا نکرد
خود را برای سجده آدم رضا نکرد
شیطان هزار مرتبه بهتر ز بینماز
آن سجده بر آدم و این بر خدا نکرد
وامش مده آنکه بینماز است
ور خود دهنش ز فاقه باز است
کو فرض خدا نمیگذارد
از قرض تو نیز غم ندارد
40. قال الصادق7: ان ملکالموت یدفع الشیطان عن المحافظ علیالصلوه و یلقّنه شهاده ان لا اله الا الله و ان محمداً رسول الله فی تلکالحاله (وسائل ج3، ص 19، ح 5)
امام صادق7 فرمود: در هنگام مرگ، عزرائیل شیطان را ازنمازخوان دور کرده و به او تلقین شهادتین میآموزد.
41. النبوی9 سفینهالبحار ج2، ص 44.
فیمن تهاون بصلوته ابتلاه الله بخمس عشر خِصْلَه یرفع اللهالبرکه من عمره و من رزقه و یمحو الله تعالی سیماء الصالحین منوجهه و کل عمل یعمله لایوجر علیه و لایرتفع دعائه الی السماء ولیس له حظّ فی دعاء الصالحین و یموت ذلیلاً و جائعاً و عطشاناً ویوکّل الله به ملکاً یزعجه فی قبره و یضیق علیه قبره و تکون الظلمه فیقبره و یوکل الله به ملکاً یسحبه علی وجهه و الخلائق ینظرون الیه ویحاسب حساباً شدیداً و لاینظر الله الیه و لایزکیه و له عذاب الیم.
کسی که نماز را سبک گیرد، خداوند او را به پانزده بلا مبتلامیسازد: برکت را از عمر و روزیش برمی دارد، سیمای نیکوکاران را اازچهرهاش برمیدارد، و هر کاری کند پاداش داده نمیشود (بهره کافی از کارنیکش نمیبرد) و بهرهای از دعای خوبان ندارد (یعنی دعای نیکان و مؤمنین،شامل حال او نمیشود) ، با ذلت و گرسنگی و تشنگی میمیرد و خداوندملکی را در قبر مأمورش میفرماید که تا او را شکنجه دهد (عالم قبر یعنیبرزخ) و عالم قبرش بر او تنگ میشود و تاریکی در قبرش میباشد وخداوند ملکی را براو مقرر میفرماید که او را بر صورتش میکشد درحالیکه مردمان به او مینگرند و در حسابش سختگیری میشود وخداوند به نظر لطف به او نمینگرد و او را پاک نفرموده و برایشحساب سختی است.
42. روایت بالا را مستدرک جلد اول، صفحه 171 به طور مفصل، ازفاطمه زهرا (سلامالله علیها) نقل میفرماید:
عن سیده النساء علیها سلام :
وَ سألتْ اباها فقالتْ یا ابتاه ما لمن تهاون بصلوته من الرجال والنساء؟ قال یا فاطمه، من تهاون بصلوته من الرجال و النساء ابتلاه الله بخمسه عشر خصله، ستّ منها فی دار الدنیا و ثلاث عند موته وثلاث فی قبره و ثلاث فی القیامه اذا خرج من قبره. اما اللّواتی تصیبهفی دار الدنیا فالاولی یرفع الله البرکه من عمره و یرفع الله البرکه منرزقه و یمحو الله عزّ و جلّ سیماءالصالحین من وجهه و کل عملیعمله لایوجر علیه و لا یرتقی دعائه الی السماء و السادسه لیس لهحظّ فی دعاء الصالحین.
و اما اللّواتی تصیبه عند موته فاولیهنّ انه یموت ذلیلاً و الثانیهیموت جائعاً و الثالثه یموت عطشاناً فلو سقی من انهار الدنیا لم یروعطشه و اما اللّواتی تصیبه فی قبره فاولیهنّ یوکل الله به ملکاً یزعجهفی قبره و الثانیه یضیق علیه قبره و الثالثه تکون الظلمه فی قبره و اما اللواتی تصیبه یوم القیامه اذا خرج من قبره فأولیهنّ ان یوکّل الله به ملکاًیسحبه علی وجهه و الخلائق ینظرون الیه و الثانیه یحاسب حساباًشدیداً و الثالثه لاینظر الله الیه و لایزکیه و له عذااب الیم.
یکی از آثار بارز نماز آن است که نمازگزار را از زشتیها بازمیدارد. قرآن کریم بر این حقیقت تصریح کرده و میفرماید: (و اقمالصلوه انّ الصلوه تَنهی عن الفحشاءِ و المنکر و لَذِکر الله اکبر...) نمازرا به پا دار، همانا نماز از زشتی و گناه باز میدارد و نماز بزرگترین وبالاترین ذکر خداست.(سوره عنکبوت،آیه 44).
شاید کوتهنظری اشکال کند که پس چرا بعضی از نمازگزارانمرتکب اعمال شنیع و ضدانسانی میشوند. به طور خیلی خلاصه،آن نماز با شرائط و آداب درست شرعی انجام داده نشده و نمازخوانِکذایی، جز، خم و راست شدن، چیزی نمیفهمد و لذا پیامبر عالیقدراسلام فرمود: «دو رکعت نماز با دقت و با حضور قلب، از یک شبنماز بیتوجه بهتر است».
حالت بازدارندگی نماز، دارای مراتب و درجاتی است که بهمیزان ایمان نمازگزار و خضوع و حضور قلب او بستگی دارد، هرچندایمان و توجه و حضور قلب، بیشتر باشد این اثر حیاتی، قویترمیشود.
فتوای شنیدنی
آدم بینماز از نظر فقه شیعه و سنی
در جلد 13 جواهرالکلام صفحه 131 (همان کتابی که رهبر فقیدانقلاب، گاه و بیگاه میفرمود: فقه ما باید فقه جواهری باشد) مطالبی راجع بهمنکرین نماز دارد که آنها مرتد و کافرند تا اینجا که میفرماید: و اما اِن لمیکن مستحلّاً بل کان للعصیان عزر فان عاد عزر فان عاد ثالثه ففیالخلاف و ظاهر التحریر هنا «القتل» کما هو الشأن فی سایر الکبائرالّتی لم یکن حدها القتل...للحکم بکفر تارکها و برائه مله الاسلام منهو انه ما بین الکفر و الایمان الا ترکالصلوه فی عده اخبار... و درصفحه 133 مینویسد: و قیل انه لایقتل الا فی الرابعه
میفرماید: اگر کسی منکر نماز نیست ولی نماز نخواندن آن ازروی عصیان و گناه است در مرتبه اول تعزیر میشود (یعنی از 25 تازیانهتا 80 تازیانه، هر قدر حاکم شرع مصلحت بداند به او شلاق میزنند) اگر ادبنشد و باز به نماز نخواندن ادامه داد دفعه دوم نیز تعزیر میشود اگرادب نشد و باز به بینمازی ادامه داد در دفعه سوم باید اعدام گردد.همچنانکه اگر کسی سایر گناهان کبیرهای را که حد معینی ندارد انجامدهد این حکم بر او جاریمیشود. جهت اینکه حکم شده است بهکفرکسی که نماز را ترک کرده و اسلام از چنین شخصی بیزار است وفاصلهای بین کفر و اسلام نیست مگر ترک نماز (بعداً تعدادی خبر ذکرمیکند) و بعد در صفحه 133 میفرماید:
«عدهای از علما فرمودهاند دفعهسوم هم تعزیر و دفعهچهارم اعدامگردد» و باز چند خبر ذکر میکند.
فقیهی دیگر
مرحوم سبزواری در کفایهالاحکام، فصل 8 صفحه 27مینویسد: الاولی، من ترک الصلوه مستحلاً لترکها فهو کافر لانه منکرلبعض ضروریات الدین فیرجع الی انکار النبی... و ان لم یکن التارکللصلوه مستحلاً عزر و للا صحاب اختلاف هئهنا فقیل یقتل فیالرابعه مع تخلل التعزیر ثلثاً و قیل فی الثالثه و لایسقط القضاء عنالتارک، مطلقاً.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم دی ۱۳۸۸ ساعت 17:28 توسط qazali.ir
|