فتنه
فتنه
به عنوان مقدّمه، دو مطلب را كه يكی در ارتباط با خصوصيتهای امتحان و آزمايش های الهی است و دیگری جنبههای عمومی دارد و در امتحانهای بشری هم مطرح است، عرض میكنم.
1- آزمایشهای الهی بدون اعلام قبلی است
آنچهكه امتحان را خيلی پيچيده میكند، اين است كه شاگرد نداند كه دارد امتحان ميشود. در آزمايشهای الهی، اينطور نيست كه خداوند اعلام كند چه موقعی تو را می آزمايم. هر لحظه ما داريم امتحان میشويم. به خلاف آزمايشهای بشری در ارتباط با اكتساب علوم كه در آنها اعلام قبلی میكنیم.
2- برخی آزمایشات پیچیده هستند
در امتحانات بشری هم اينگونه است كه گاهی اوقات شاگرد، جواب سؤالات امتحانی را میداند اما استاد در طرح سؤالات، يك نوع پيچيدگی را مطرح میكند. چه بسا مطلب ساده باشد امّا به نحو پيچيده و دو پهلو و گاهی هم چند پهلو است؛ مانند سؤالات چهارگزینهای. خدا نكند هر دو اينها با هم باشد؛ یعنی از طرفی انسان از اینكه در بوتۀ آزمايش است، غفلت داشته باشد و از آن طرف هم سؤال امتحان يك سؤالی باشد كه انسان نتواند حق را از باطل به سادگی تمييز بدهد.
تفاوت بلا و فتنه
چه بسا لغت بلا، غالباً در آزمايشهايی به كار میرود كه حق از باطل به آسانی تمييز داده میشود. امّا فتنه غالباً در آزمايشهايی مصرف میشود كه حق از باطل به سادگی تمييز داده نمیشود. آزمايشهای الهی گاهی به صورت فتنه است و تمييز دادن حق از باطل بر اثر هواهای نفسانی مشكل میشود.
آزمایش با احكام شرعیّه
خداوند ما را اوّل با احكام شرعيّه امتحان میكند. احكام شرعيّه غير از حوادث است. من احكام را میگويم و انشاءالله بعداً در باب حوادث، مي روم سراغ آزمايشهای الهی در ارتباط با اجتماع و مسائل اجتماعی. در باب احكام هم همينطور است؛ خداوند آزمايش میكند. آنهم آزمايش به نحو پيچيده.
در خطبه 156 نهج البلاغه علی (علیه السلام) میفرمايد:
« اِنَّهُ لَمّا اَنزَلَ اللهُ سُبحانَهُ قولَهُ "الم اَحَسِبَ النّاسُ اَن يُترَكوُا أن يَقُولُوا آمَنّا وَهُم لايُفتَنُون" عَلِمتُ اَنَّ الفِتنَةَ لا تَنزِلُ بِنا و رسولُ اللهِ صلَّی اللهُ عَليه و آلِه بَينَ اَظهُرِنا »
حضرت میفرمايد: وقتی این آیات اوّل سوره عنكبوت ( و به یقین كسانی را كه پیش از اینان بودند آزمودیم تا خدا آنان را كه راست گفتهاند معلوم دارد و دروغ-گویان را نیز معلوم دارد ) بر پیغمبر نازل شد، من فهميدم كه تا زمانی كه پيغمبر در بين ما هست فتنه بر ما نازل نمیشود.
در اين مطلب زيبايی نهفته است. اين فتنه؛ جنبههای اشتباه كاری از نظر احكام دارد. چون پيغمبر به يك معنا شارع مقدّس است، احكام را خودش آورده است. تا پیامبر هست نمیشود بين مردم اشتباه كاری كرد و حلال را با حرام عوض كرد. اگر چنین مسألهای رخ دهد، فرد میتواند برود سراغ پیامبر و سؤال كند و جواب بگیرد.
« فقُلتُ يارسولَ اللهِ ما هذِه الفِتنَةُ الَّتی اَخبَرَكَ اللهُ تعالی بِها »
علی (علیه السلام) میفرمايد از پيامبر سؤال كردم كه اين فتنه كه خدا به تو خبر داده چيست؟
« فَقالَ ياعَليُّ إِنَّ اُمَّتی سَيُفتَنُونَ مِن بَعدِی »
پيامبر اكرم فرمود: یا علی! امّت من بعد از من مورد آزمايش قرار میگيرند. در اینجا بحث فتنه است؛ يعنی آن امتحانی كه مواد امتحانی در آن به نحوی است كه حقّ را از باطل به سختی ميتوان تمييز داد. میشود اشتباه كاری كرد و در آن پيچيدگی هست. تا اینكه به اینجا میرسد « ياعَليُّ إِنَّ القَومَ سَيُفتَنُون بِاموالِهم»
میفرمايد امّت من، مؤمنين و اينهایی كه حقيقت و سعادت را هدف گيری كردهاند، به زودی به مالهایشان آزمايش میشوند «وَ يَمُنُّونَ بدِينِهِم عَلی رَبِّهم» اينها برای دينداری و ايمانشان به پروردگارشان منّت میگذارند «وَ يَتَمَنّونَ رَحمَتَه» بعد هم تقاضای رحمت از خدا دارند «و يَأمَنُونَ سَطوَتَهُ» خودشان را هم از خشم خدا ايمن میدانند؛ میگويند عذاب خدا برای ما نيست «ويَستَحِلُّونَ حَرامَهُ بِالشُّبَهاتِ الكاذِبَةِ وَ الأهواءِ السّاهِيَةِ» به سبب شبهههای دروغ و خواستههای غفلتآور، حرام را حلال میشمرند « فَيَستَحِلُّونَ الخَمرَ بِالنَّبيذِ » شراب را به هوای اينكه میگويند آب انگور است، حلال میشمرند! «وَ السُّحتَ بِالهَدِيَّةِ » رشوه را میگويند هديه است! «وَ الرِّبا بِالبَيعِ» ربا میخورد امّا میگوید داريم معامله میكنيم، شرعی است! «قُلتُ يارسولَ اللهِ فَبِايِّ المَنازِلِ اُنزِلُهُم عِندَ ذلك؟ » میفرماید به رسول الله عرض كردم وقتی اینچنین شد، ما اينها را در كدام مرتبه قرار دهيم؟ « أبِمَنزِلَة رِدَّةٍ؟ أم بِمَنزِلَةِ فِتنَةٍ؟» آیا بگوییم اینها كافر و مرتد شدند، یا بگوییم دارند آزمايش میشوند و در امتحان روفوزه درآمدند؟ « فَقالَ بِمَنزِلَة فِتنَةٍ » رسول اكرم فرمود؛ اينها را در رتبه آزمايش بگذاريد.
اینجا مسأله احكام شرعيّه است. رشوه است! ميگويد این هديه است. متوسّل به كلاه شرعی میشوند. ربا است! میگويد خريد و فروش است. به دنبال اين است كه حرام را شبههناك كند و در شبهه ناك هم "اصالة الحلیة" جاری كند و رد شود.
هواهای نفسانی؛ سبب عدم تشخیص حق از باطل
اين آزمايش الهی است. خدا دارد تو را امتحان میكند و خودت هم نمیفهمی. سؤالات را به نحوی برای تو مطرح میكند كه به نظرت میآيد حكم شرعی اين است. گاهی هم فتوا میدهند و بعد هم به فتوايشان عمل میكنند در حالیكه ميبینی سرتاسر خلاف شرع است. چرا نمی تواند از حق، باطل را و از باطل، حق را تمييز دهد؟ پیچیدهگیاش برای چه است؟ برای اين است كه او دستخوش هواهای نفسانی است و اين گردوغبارِ در درون نمیگذارد. مانند اینكه سرِ امتحان گيج شده باشد و نتواند جواب بدهد؛ بلكه آن جوابی را كه باطل است انتخاب میكند. این به خاطر هواهای نفسانی است.
آيا آنهايی كه امام حسين(عليه السلام) را كشتند او را نمیشناختند؟ خوب می شناختند. ولی آنچه را كه موافق با هواهای نفس بود، در ذهنشان پرورش دادند و آن را انتخاب كردند. مسأله، مسأله خواستههای نفسانی بود.
به عنوان مقدّمه، دو مطلب را كه يكی در ارتباط با خصوصيتهای امتحان و آزمايش های الهی است و دیگری جنبههای عمومی دارد و در امتحانهای بشری هم مطرح است، عرض میكنم.
1- آزمایشهای الهی بدون اعلام قبلی است
آنچهكه امتحان را خيلی پيچيده میكند، اين است كه شاگرد نداند كه دارد امتحان ميشود. در آزمايشهای الهی، اينطور نيست كه خداوند اعلام كند چه موقعی تو را می آزمايم. هر لحظه ما داريم امتحان میشويم. به خلاف آزمايشهای بشری در ارتباط با اكتساب علوم كه در آنها اعلام قبلی میكنیم.
2- برخی آزمایشات پیچیده هستند
در امتحانات بشری هم اينگونه است كه گاهی اوقات شاگرد، جواب سؤالات امتحانی را میداند اما استاد در طرح سؤالات، يك نوع پيچيدگی را مطرح میكند. چه بسا مطلب ساده باشد امّا به نحو پيچيده و دو پهلو و گاهی هم چند پهلو است؛ مانند سؤالات چهارگزینهای. خدا نكند هر دو اينها با هم باشد؛ یعنی از طرفی انسان از اینكه در بوتۀ آزمايش است، غفلت داشته باشد و از آن طرف هم سؤال امتحان يك سؤالی باشد كه انسان نتواند حق را از باطل به سادگی تمييز بدهد.
تفاوت بلا و فتنه
چه بسا لغت بلا، غالباً در آزمايشهايی به كار میرود كه حق از باطل به آسانی تمييز داده میشود. امّا فتنه غالباً در آزمايشهايی مصرف میشود كه حق از باطل به سادگی تمييز داده نمیشود. آزمايشهای الهی گاهی به صورت فتنه است و تمييز دادن حق از باطل بر اثر هواهای نفسانی مشكل میشود.
آزمایش با احكام شرعیّه
خداوند ما را اوّل با احكام شرعيّه امتحان میكند. احكام شرعيّه غير از حوادث است. من احكام را میگويم و انشاءالله بعداً در باب حوادث، مي روم سراغ آزمايشهای الهی در ارتباط با اجتماع و مسائل اجتماعی. در باب احكام هم همينطور است؛ خداوند آزمايش میكند. آنهم آزمايش به نحو پيچيده.
در خطبه 156 نهج البلاغه علی (علیه السلام) میفرمايد:
« اِنَّهُ لَمّا اَنزَلَ اللهُ سُبحانَهُ قولَهُ "الم اَحَسِبَ النّاسُ اَن يُترَكوُا أن يَقُولُوا آمَنّا وَهُم لايُفتَنُون" عَلِمتُ اَنَّ الفِتنَةَ لا تَنزِلُ بِنا و رسولُ اللهِ صلَّی اللهُ عَليه و آلِه بَينَ اَظهُرِنا »
حضرت میفرمايد: وقتی این آیات اوّل سوره عنكبوت ( و به یقین كسانی را كه پیش از اینان بودند آزمودیم تا خدا آنان را كه راست گفتهاند معلوم دارد و دروغ-گویان را نیز معلوم دارد ) بر پیغمبر نازل شد، من فهميدم كه تا زمانی كه پيغمبر در بين ما هست فتنه بر ما نازل نمیشود.
در اين مطلب زيبايی نهفته است. اين فتنه؛ جنبههای اشتباه كاری از نظر احكام دارد. چون پيغمبر به يك معنا شارع مقدّس است، احكام را خودش آورده است. تا پیامبر هست نمیشود بين مردم اشتباه كاری كرد و حلال را با حرام عوض كرد. اگر چنین مسألهای رخ دهد، فرد میتواند برود سراغ پیامبر و سؤال كند و جواب بگیرد.
« فقُلتُ يارسولَ اللهِ ما هذِه الفِتنَةُ الَّتی اَخبَرَكَ اللهُ تعالی بِها »
علی (علیه السلام) میفرمايد از پيامبر سؤال كردم كه اين فتنه كه خدا به تو خبر داده چيست؟
« فَقالَ ياعَليُّ إِنَّ اُمَّتی سَيُفتَنُونَ مِن بَعدِی »
پيامبر اكرم فرمود: یا علی! امّت من بعد از من مورد آزمايش قرار میگيرند. در اینجا بحث فتنه است؛ يعنی آن امتحانی كه مواد امتحانی در آن به نحوی است كه حقّ را از باطل به سختی ميتوان تمييز داد. میشود اشتباه كاری كرد و در آن پيچيدگی هست. تا اینكه به اینجا میرسد « ياعَليُّ إِنَّ القَومَ سَيُفتَنُون بِاموالِهم»
میفرمايد امّت من، مؤمنين و اينهایی كه حقيقت و سعادت را هدف گيری كردهاند، به زودی به مالهایشان آزمايش میشوند «وَ يَمُنُّونَ بدِينِهِم عَلی رَبِّهم» اينها برای دينداری و ايمانشان به پروردگارشان منّت میگذارند «وَ يَتَمَنّونَ رَحمَتَه» بعد هم تقاضای رحمت از خدا دارند «و يَأمَنُونَ سَطوَتَهُ» خودشان را هم از خشم خدا ايمن میدانند؛ میگويند عذاب خدا برای ما نيست «ويَستَحِلُّونَ حَرامَهُ بِالشُّبَهاتِ الكاذِبَةِ وَ الأهواءِ السّاهِيَةِ» به سبب شبهههای دروغ و خواستههای غفلتآور، حرام را حلال میشمرند « فَيَستَحِلُّونَ الخَمرَ بِالنَّبيذِ » شراب را به هوای اينكه میگويند آب انگور است، حلال میشمرند! «وَ السُّحتَ بِالهَدِيَّةِ » رشوه را میگويند هديه است! «وَ الرِّبا بِالبَيعِ» ربا میخورد امّا میگوید داريم معامله میكنيم، شرعی است! «قُلتُ يارسولَ اللهِ فَبِايِّ المَنازِلِ اُنزِلُهُم عِندَ ذلك؟ » میفرماید به رسول الله عرض كردم وقتی اینچنین شد، ما اينها را در كدام مرتبه قرار دهيم؟ « أبِمَنزِلَة رِدَّةٍ؟ أم بِمَنزِلَةِ فِتنَةٍ؟» آیا بگوییم اینها كافر و مرتد شدند، یا بگوییم دارند آزمايش میشوند و در امتحان روفوزه درآمدند؟ « فَقالَ بِمَنزِلَة فِتنَةٍ » رسول اكرم فرمود؛ اينها را در رتبه آزمايش بگذاريد.
اینجا مسأله احكام شرعيّه است. رشوه است! ميگويد این هديه است. متوسّل به كلاه شرعی میشوند. ربا است! میگويد خريد و فروش است. به دنبال اين است كه حرام را شبههناك كند و در شبهه ناك هم "اصالة الحلیة" جاری كند و رد شود.
هواهای نفسانی؛ سبب عدم تشخیص حق از باطل
اين آزمايش الهی است. خدا دارد تو را امتحان میكند و خودت هم نمیفهمی. سؤالات را به نحوی برای تو مطرح میكند كه به نظرت میآيد حكم شرعی اين است. گاهی هم فتوا میدهند و بعد هم به فتوايشان عمل میكنند در حالیكه ميبینی سرتاسر خلاف شرع است. چرا نمی تواند از حق، باطل را و از باطل، حق را تمييز دهد؟ پیچیدهگیاش برای چه است؟ برای اين است كه او دستخوش هواهای نفسانی است و اين گردوغبارِ در درون نمیگذارد. مانند اینكه سرِ امتحان گيج شده باشد و نتواند جواب بدهد؛ بلكه آن جوابی را كه باطل است انتخاب میكند. این به خاطر هواهای نفسانی است.
آيا آنهايی كه امام حسين(عليه السلام) را كشتند او را نمیشناختند؟ خوب می شناختند. ولی آنچه را كه موافق با هواهای نفس بود، در ذهنشان پرورش دادند و آن را انتخاب كردند. مسأله، مسأله خواستههای نفسانی بود.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم بهمن ۱۳۸۸ ساعت 8:19 توسط qazali.ir
|